۱۴۰۵-۰۳-۲۷ | ۲۳:۰۰
شکست آمریکا در جنگ ایران، شکستی بزرگ‌تر از ویتنام

فارن پالسی بررسی کرد

شکست آمریکا در جنگ ایران، شکستی بزرگ‌تر از ویتنام

رسانه آمریکایی در تحلیلی تاکید کرده است جنگ‌افروزی علیه ایران به شکستی فاجعه‌بار برای واشنگتن منجر شد که حتی می‌توان آن را از شکست در جنگ ویتنام نیز بزرگتر دانست.

به گزارش ایسنا، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، در دومین مراسم تحلیف خود در ژانویه ۲۰۲۵ ابراز امیدواری کرد که «انتخابات اخیر ریاست‌جمهوری به عنوان بزرگ‌ترین و تأثیرگذارترین انتخابات در تاریخ کشور به یاد بماند». فارن پالسی با ذکر این مقدمه تاکید می‌کند ترامپ با شکستی که در جنگ‌افروزی علیه ایران برای آمریکا به بار آورد «به این هدف دست یافته است.»

مجله آمریکایی در تحلیلی به قلم  پل ماسگریو، استاد شعبه دانشگاه جورج‌تاون در قطر تصریح می‌کند: «اینکه ترامپ اقدام به راه‌اندازی این جنگ علیه ایران کرد، اگرچه افرادی دیگر هم او را برای این کار تشویق کردند، اما کاملاً تصمیم خودش بود. این تصمیم به شکستی انجامیده که یک فاجعه استراتژیک بسیار بزرگ‌تر از شکست آمریکا در جنگ ویتنام محسوب می‌شود.»

این تحلیلگر آمریکایی در ادامه این مطلب با تصریح اینکه در ظاهر، شکست در جنگ ایران هیچ شباهتی به دیگر شکست‌های نظامی آمریکا ندارد بیان می‌کند: «سرعت جنگ و دوری آن از آمریکا، فضایی غیرواقعی به کل این ماجرا بخشیده است. کاخ سفید مانند سال ۱۸۱۴ به آتش کشیده نشده و اعتراضاتی علیه سربازی اجباری (که وجود ندارد) صورت نگرفته است. حتی از منظر من که در دوحه (پایتخت قطر)، جایی که در هفته‌های ابتدایی جنگ صدای موشک‌ها را بالای سرم می‌شنیدم و می‌دیدم، هفته‌های اخیر گیج‌کننده بوده است. هنگام خرید مواد غذایی، پر کردن باک ماشین با بنزین همچنان ارزان، و تماس از طریق نرم‌افزار زوم با همکاران دور از خودم، بارها از خودم پرسیدم: آیا اینجا منطقه جنگی است؟»

به نوشته این تحلیلگر اگر چه تلفات نظامیان آمریکایی در این جنگ کمتر از جنگ ویتنام بوده اما این کمتر بودن نباید ابعاد بزرگ شکست ایالات متحده در این جنگ را پنهان کند.

ماسگریو تاکید می‌کند: «در مقایسه، ابعاد جنگ آمریکا علیه ویتنام حیرت‌آور است. میلیون‌ها نفر، که عمدتاً غیرنظامی بودند، در بیش از یک دهه جنگ در آسمان‌ها و جنگل‌های جنوب شرق آسیا جان باختند؛ که از این میان، کمتر از ۶۰ هزار نفر آمریکایی بودند. این تجربه آنقدر تلخ بود که برای یک نسل، وقتی آمریکایی‌ها کلمه «ویتنام» را به زبان می‌آوردند، به کشور یا جامعه واقعی آن اشاره نمی‌کردند در حالی که حتی پس از سال‌ها جنگ علیه این کشور هنوز هم آن را نمی‌شناختند. در فرهنگ آمریکایی، ویتنام در درجه اول به عنوان یک استعاره یا نماد برای این تجربه دردناک آمریکایی درک می‌شد.»

این استاد دانشگاه آمریکایی می‌گوید: برای بسیاری از مردم عادی آمریکا کلمه ویتنام بعد از جنگ‌افروزی واشنگتن علیه این کشور آسیایی، یک اندوه شخصی را زنده می‌ساخت. برای برخی نخبگان، ویتنام ماجرای هشدارآمیزی درباره تبعات تکبر ناشی از احساس قدرت بود و برای برخی دیگر، اشتباهی بود که محاسبه استراتژیک صحیح در زمان حال را مختل کرد. با این حال، نتیجه این جنگ برای آمریکا این بود که اجماعی ملی را نسبت به اینکه ویتنام لکه ننگی بر پیکره آمریکا شد ایجاد کرد: نظرسنجی شورای امور جهانی شیکاگو در سال ۲۰۱۴ نشان داد که ۵۸ درصد از آمریکایی‌ها جنگ ویتنام را عامل رقم خورد یک «زمان سیاه» برای کشورشان دانسته و تنها ۱۲ درصد آن را مایه افتخار توصیف کردند.

شکست آمریکا در جنگ ایران، شکستی بزرگ‌تر از ویتنام
تظاهرات آمریکایی‌ها در اکتبر ۱۹۶۵ علیه جنگ ویتنام

ماسگریو در ادامه تصریح می‌کند: «شاید امروز که به آن جنگ نگاه می‌کنیم دشوارترین نکته برای ما این باشد که چرا آمریکایی‌ها با این همه سختی در جنگی وارد شدند که در نهایت اهمیت چندانی برای خود دولت واشنگتن نداشت. سیاستمداران آمریکایی که این جنگ را راه انداختند تلفاتی را به بار آوردند که تصورش نیز امروز سخت است، اما شکست آمریکا در آن جنگ در نهایت تأثیر چندانی بر اهداف استراتژیک گسترده‌تر این کشور نداشت. حتی در سال ۱۹۶۴، بحث‌های داخلی در دولت آمریکا، نظریه ادعایی دومینو که بر مبنای آن جنگ‌افروزی کردند، (نظریه‌ای که می‌گفت کمونیست شدن یک کشور، کمونیست شدن همسایگان آن را نیز به دنبال خواهد داشت) را زیر سؤال بردند و این نظریه بعدها به طور عام با جنگ آمریکا علیه ویتنام شناخته شد.»

تحلیلگر فارن پالسی در ادامه این مطلب با مقایسه پیامدهای جنگ ویتنام با پیامدهای جنگ تحمیلی ترامپ علیه ایران می‌نویسد: «ایالات متحده به طور قطع در موقعیتی ضعیف‌تر از زمانی که این جنگ انتخابی را آغاز کرد، قرار دارد و اهداف استراتژیک اصلی آن آسیب دیده است.»

او حتی با مقایسه عملیات متجاوزانه  آمریکا علیه ایران با عملیاتش در اوایل دهه ۱۹۹۰ علیه ارتش عراق تحت رهبری صدام در زمان اشغال کویت اظهار می‌دارد: «عملکرد نظامی آمریکا در این جنگ را با جنگ ائتلاف به رهبری آمریکا برای عقب راندن صدام از کویت در سال‌های ۱۹۹۰-۹۱ مقایسه کنید. در آن جنگ ظاهرا ارتش عراق به آسانی توسط عملیات آمریکا متلاشی شد و جهان را شوکه کرد. در مقابل، اما در طول جنگ ایران برتری فنی سلاح‌های آمریکایی تحت الشعاع عمق کم زرادخانه‌های آمریکا قرار گرفته و باعث شده حالا کلیت آمادگی نظامی آمریکا زیر سؤال برود. همچنین تصویر ماندگار جنگ ایران، تصویر کیف‌های مدرسه خونین دختران دانش‌آموز ایرانی در میناب خواهد بود که در حمله آمریکا که آن را به خطا در پایگاه داده نسبت داد کشته شدند. در عین حال این جنگ نشان داد که ایران توانست با تأثیر قابل‌توجهی به سامانه‌های پدافندی آمریکا و اسرائیل نفوذ کند و آمادگی این سامانه‌ها را  برای جنگ‌های طولانی‌تر زیر سوال ببرد.»

شکست آمریکا در جنگ ایران، شکستی بزرگ‌تر از ویتنام
کیف های مدرسه دختران دانش آموز مینابی که در حمله جنایتکارانه آمریکا شهید شدند

فارین پالیسی با ذکر اینکه از منظر استراتژیک، نتایج جنگ‌افروزی علیه ایران برای آمریکا بسیار غم‌انگیزتر است بیان می‌دارد: «ترامپ درست می‌گوید که ایالات متحده به نوعی به تغییر نظام در ایران دست یافت: اما نه تغییر نظامی که تهران را به یک دستیار مطیع تبدیل کند. سلاح‌های اسرائیلی و آمریکایی، با وجود حملات وحشیانه‌شان در روزهای ابتدایی جنگ، در نهایت محدودیت‌های راه‌حل‌های نظامی را نشان دادند که این شدیدا به نفع ایران تمام شد.»

اما تأثیرات این جنگ بر سیاست خارجی آمریکا در نظام جهانی عمیق‌تر بوده است. متحدان منطقه‌ای، که بسیاری از آن‌ها ظاهراً با این ماجراجویی مخالفت کرده بودند، هزینه‌های سنگین نبرد را متحمل شدند. مهم‌تر از همه، ایران نشان داد که توانایی اش در تنگه هرمز می‌تواند اهرم اقتصادی در مقیاس جهانی برایش ایجاد کند.

نگارنده عنوان می‌کند: «آزادی کشتیرانی بیش از دو قرن یک هدف استراتژیک اصلی آمریکا بوده است؛ توماس جفرسون، رئیس جمهور اسبق آمریکا در اوایل دهه ۱۸۰۰، نیروی دریایی را برای توقف پرداخت خراج به قدرت‌های مدیترانه‌ای اعزام کرد. پایان احتمالی عبور آزاد از تنگه هرمز می‌تواند نشان‌دهنده استفاده از مسیرهای تجاری به عنوان یک سلاح جنگی با آسیب‌های ماندگار و بالقوه شدید به تجارت جهانی باشد.»

همچنین تحلیلگر فارن پالسی با تاکید بر اینکه «نحوه پایان یک جنگ به اندازه نحوه آغاز آن می‌تواند گویا باشد» خاطر نشان کرده است: « پس از جنگ ویتنام، ایالات متحده تا حد زیادی می‌توانست به ویتنام و همسایگانش پشت کند و بر مناطقی با اهمیت استراتژیک بیشتر تمرکز کند. اما هم‌اکنون اگرچه ترکیبی از تغییر مسیر جهانی به سمت انرژی سبز و تولید هیدروکربن در خود آمریکا ممکن است خروج مشابهی از منطقه خلیج فارس را حداقل برای برخی در واشنگتن جذاب کند، اما تکرار سناریوی خروج پس از جنگ ویتنام دشوار خواهد بود.»

ماسگریو با اشاره به اینکه اقتصاد جهان امروز بیشتر از دهه ۱۹۷۰ در هم تنیده است و خلیج فارس نقشی بزرگ‌تر در شبکه‌های اقتصادی امروز نسبت به جنوب شرق آسیا در دهه‌های قبل دارد خاطر نشان می‌کند: «زنجیره‌های تأمین جهانی نه تنها به هیدروکربن‌های خلیج فارس، بلکه به هلیوم، کود و آلومینیوم آن وابسته هستند. این پیوندها فقط اقتصادی نیستند. ادامه روابط آمریکا با اسرائیل، خروج کامل از منطقه را بعید می‌کند و چشم‌انداز درگیری‌های بیشتر و شاید شدیدتر را افزایش می‌دهد و این، چشم‌انداز دهه ۲۰۳۰ را نه تنها برای منطقه، بلکه برای اروپا و جنوب آسیا نیز بسیار وخیم‌تر می‌کند.»

شکست آمریکا در جنگ ایران، شکستی بزرگ‌تر از ویتنام
سرگردانی کشتی‌ها در تنگه هرمز در پی جنگ تحمیلی ایالات متحده علیه ایران

او با تحلیل درباره اینکه چه پیامدهایی حالا باعث می‌شوند که شکست آمریکا در جنگ ایران فاجعه‌بارتر از شکست در جنگ ویتنام باشد می‌نویسد: «ایالات متحده، تحت هر مدیریتی، با این پیامدها مواجه خواهد شد در حالی که خود در داخل و خارج تضعیف شده است. متحدانش اعتماد کمتری به توانایی‌های آن خواهند داشت؛ مردمش کمتر مایل به تحمل هزینه‌های جنگ‌افروزی خواهند بود؛ رقبایش به احتمال بیشتری اراده واشنگتن را به چالش خواهند کشید. این نتایج بسیار ماندگارتر و شدیدتر از شکست آمریکا در جنگ ویتنام خواهد بود.»

او در پایان می‌نویسد: «با این حال، یک نکته مشابه خواهد بود. دهه‌ها بعد، دانشجویانی که به گذشته نگاه می‌کنند تا این جنگ آمریکایی را درک کنند، همان سؤالی را خواهند پرسید که من درباره جنگ آمریکا در ویتنام پرسیدم: چرا؟ محققان پاسخ‌های زیادی با پشتوانه تحقیق ارائه خواهند داد، اما هیچ‌کدام در نهایت قانع‌کننده نخواهد بود.»

انتهای پیام

# جهان

آخرین اخبار جهان