به گزارش ایسنا، شبکه الجزیره در گزارشی نوشت: در بحبوحه جنگها و بحرانها، مواضع افکار عمومی معمولاً از خلأ یا واکنشهای مقطعی شکل نمیگیرد، بلکه حاصل انباشت لایههای پیچیده تاریخی، فرهنگی و سیاسی است؛ جایی که تجربه تاریخی با حافظه جمعی و احساسات اجتماعی درهم میآمیزد. این واقعیت را میتوان بهوضوح در جامعه مصر مشاهده کرد؛ جایی که بخشی از نگاه انتقادی افکار عمومی نسبت به آمریکا و رژیم صهیونیستی در تقابل با ایران، صرفاً واکنشی به تحولات روز یا موضعی زودگذر نیست، بلکه ریشه در دههها جنگ، توافقهای سیاسی، تحولات منطقهای و تجربههای زیستهای دارد که بر شکلگیری آگاهی جمعی مصریها اثر گذاشته است.
اگرچه در سالهای اخیر تلاشهایی برای تفسیر این گرایش اجتماعی بر پایه رخدادهای مقطعی یا دوقطبیهای سیاسی صورت گرفته است، اما فهم دقیق آن مستلزم قرار دادن موضوع در چارچوبی گستردهتر است؛ چارچوبی که از حافظه تاریخی جامعه مصر و تلقی آن از رژیم صهیونیستی بهعنوان یک رقیب و تهدید تاریخی آغاز میشود و تا درک مصریها از جایگاه منطقهای کشورشان، حساسیت نسبت به مسئله حاکمیت ملی و مخالفت با مداخله خارجی و جنگهای فرسایشی در منطقه امتداد مییابد.
در این میان، بسیاری از تحلیلگران بر این باورند که بدون توجه به تجربه تاریخی مصر در مواجهه با رژیم صهیونیستی و اثر آن بر حافظه جمعی جامعه، نمیتوان رفتار و مواضع افکار عمومی این کشور را بهدرستی تحلیل کرد.
بر همین اساس، بررسی این فضای اجتماعی نیازمند مطالعه همزمان سطوح رسمی و مردمی و بازخوانی آن در بستر تحولات تاریخی، سیاسی و فرهنگی تا مقطع جنگ کنونی است؛ رویکردی که میتواند به درک عمیقتری از انگیزهها، زمینهها و سازوکارهای بازتولید این مواضع در جامعه مصر منجر شود.
بررسی تحولات سیاسی و اجتماعی مصر نشان میدهد فهم مواضع بخشی از افکار عمومی این کشور در قبال ایران و تحولات منطقه، بدون توجه به زمینه تاریخی و تجربه طولانی رویارویی مصر با رژیم صهیونیستی امکانپذیر نیست. در روایت تاریخی جامعه مصر، مسئله صرفاً به روابط دیپلماتیک محدود نمیشود، بلکه با لایههایی از هویت ملی، حافظه جنگها و تلقی از نقش تاریخی مصر در جهان عرب پیوند خورده است.
از زمان تأسیس رژیم جعلی صهیونیستی در سال ۱۹۴۸ تا جنگ اکتبر ۱۹۷۳، مصر یکی از اصلیترین جبهههای رویارویی عربی ـ صهیونیستی بود. در آن دوره، نگاه رسمی و عمومی در مصر، این رژیم را تهدیدی وجودی تلقی میکرد و بر همین اساس، بخش مهمی از ظرفیت سیاسی، نظامی و نمادین کشور در مسیر تقابل با آن تعریف شده بود.
در دوره حکومت جمال عبدالناصر، این رویکرد با گفتمان ناسیونالیستی و ضد استعمار پیوند خورد. دولت مصر تلاش میکرد علاوه بر مدیریت پرونده داخلی، در سطح منطقه نیز نقش رهبر جریانهای رهاییبخش را ایفا کند. در همین چارچوب، حمایت از جنبشهای ضداستعماری در جهان عرب و آفریقا و حتی ارتباط با جریانهای مخالف رژیم پهلوی در ایران، بخشی از سیاست منطقهای قاهره محسوب میشد.
اما شکست سال ۱۹۶۷ نقطه عطف مهمی در بازتعریف نگاه مصر به امنیت ملی بود. این شکست، اگرچه موجب عقبنشینی از روحیه مقاومت نشد، اما باعث شد رویکرد رسمی از مواجهه مستقیم به سمت مدیریت بلندمدت منازعه، بازسازی توان داخلی و گسترش دیپلماسی منطقهای حرکت کند. با این حال، جامعه مصر همچنان نگاه خود به رژیم صهیونیستی را در قالب «مسئلهای وجودی» حفظ کرد.
این فاصله میان دولت و جامعه در سالهای بعد آشکارتر شد. اعتراضات سال ۱۹۶۸ به احکام صادرشده درباره پرونده نظامیان و سپس اعتراضات گسترده دانشجویان دانشگاه قاهره، نشانهای از شکلگیری نوعی فشار اجتماعی برای حفظ گفتمان مقاومت و مخالفت با عقبنشینی از آرمانهای ملی بود.
در آغاز دوران انور سادات نیز این روند ادامه یافت. اعتراضات دانشجویی در سال ۱۹۷۲، واکنشی به تأخیر در جنگ و ناامیدی از تحقق وعدههای سیاسی بود. روشنفکران و نویسندگان مصری نیز با آثار و بیانیههای خود از فاصله گرفتن از پروژههای ملی انتقاد میکردند.
با وجود پیروزی نظامی نسبی مصر در جنگ ۱۹۷۳، توافقهای سیاسی بعدی از جمله کمپدیوید و معاهده صلح با رژیم صهیونیستی، شکافی میان سیاست رسمی و احساس عمومی ایجاد کرد. دولت به سمت اولویتهای امنیت مرزی و واقعگرایی سیاسی حرکت کرد، اما بخش مهمی از جامعه مصر همچنان نگاه انتقادی به عادیسازی روابط حفظ کرد.
در همین دوره، انقلاب اسلامی ایران نیز رخ داد و روابط تهران و قاهره وارد مرحلهای پرتنش شد. با وجود این تنشها، در سطح اجتماعی نوعی تمایز میان سیاست رسمی و نگاه عمومی شکل گرفت؛ بهگونهای که بخشی از جامعه مصر هر بازیگری را که در برابر آمریکا و رژیم صهیونیستی ایستادگی نشان دهد، با نوعی همدلی نمادین دنبال میکند.
این گرایش تنها سیاسی نیست و ریشههای فرهنگی و مذهبی نیز دارد. پژوهشهای انجام شده، به نقش سنتهای صوفیانه، جایگاه اهلبیت(ع) در فرهنگ مذهبی مصر و پیوندهای عاطفی و تاریخی جامعه با مفاهیم مقاومت و عدالت اشاره میکنند؛ عواملی که باعث شده است بخشی از جامعه مصر از چارچوبهای صرفاً فرقهای عبور کند و بیشتر بر تقابل با سلطه خارجی و رژیم صهیونیستی تمرکز داشته باشد.
همزمان، ادبیات، سینما و هنر مصر نیز در دهههای گذشته در بازتولید این ذهنیت نقش داشتهاند. آثار فرهنگی، شعر و روایتهای ملی به تقویت نگاه انتقادی نسبت به عادیسازی روابط و حفظ تصویر «مقاومت» در حافظه جمعی کمک کردهاند؛ تا جایی که برخی تحلیلگران از شکلگیری نوعی «دیوار فرهنگی» در برابر تغییر این نگرش سخن میگویند.
در نهایت، می توان گفت که همدلی بخشی از افکار عمومی مصر با ایران در تحولات اخیر، بازتاب یک حافظه تاریخی و احساسی است که مسئله فلسطین، مخالفت با مداخله خارجی و حساسیت نسبت به برتری رژیم صهیونیستی را همچنان در مرکز ادراک سیاسی جامعه مصر نگه داشته است.
انتهای پیام
