در میانگذرهای قدیمی بازار اصفهان، جایی است که زمان در آن آرامتر حرکت میکند. هارونیه، تنها یک حسینیه نیست؛ حافظه زنده چندین نسل از مردمانی است که محرم را نه در تقویم، بلکه در زندگی خود تجربه کردهاند. اینجا هر سال با نزدیکشدن به محرم، نشانههای سوگ یکییکی ظاهر میشود؛ پارچههای سیاه، پرچمها و زمزمههایی که از کوچهها تا حیاط حسینیه امتداد دارد.
ذکر «یا حسین» در فضای حسینیه جاری است و گویی دیوارهای قدیمی این بنا نیز با همین ذکر نفس میکشند. در اینجا محرم تنها یک مناسبت نیست، بلکه استمرار یک سنت سه قرنی است که نسل به نسل منتقل شده و هنوز هم با همان صلابت ادامه دارد.
برپایی خیمه هارونیه؛ آیینی که از زمین جدا میشود و بر صحن میایستد
چند روز مانده به تاسوعا و در گرمای سنگین تابستان اصفهان حیاط حسینیه حالوهوای دیگری دارد. در مرکز حیاط، پارچه عظیم خیمه گسترده شده و تیرک اصلی آن که در زبان قدیم «دیلک» نامیده میشود، آماده برپاشدن است. مردان، یکی پس از دیگری، گوشههای طناب را در دست گرفتهاند و حلقهای انسانی متشکل از ۱۵۰ نفر پیرامون خیمه شکلگرفتهاند.
با آغاز عملیات، بخشهای مختلف خیمه بهصورت مرحلهای روی زمین گسترده شده و سپس با استفاده از طنابها و اتصالات، به سمت بالا هدایت میشود. خیمه بهتدریج از زمین جدا شده و بر محور تیرک مرکزی قرار میگیرد. این فرایند با همکاری همزمان جمعیتی از خادمان انجام میشود که هرکدام بخشی از کار را بر عهده دارند؛ از کشیدن طنابها تا هدایت پارچه و تثبیت سازه در نقطه نهایی.
در مرحله بالارفتن خیمه، پارچه اصلی بهآرامی بر فراز صحن قرار میگیرد و ساختار خیمه شکل نهایی خود را پیدا میکند. با تثبیت بخشهای اصلی، نقاط اتصال در اطراف خیمه محکم شده و سازه برای نصب جزئیات تکمیلی آماده میشود.
در این لحظه، سکوت جای خود را به ذکر میدهد. هر حرکت با نام حسین(ع) آغاز میشود و هر بالارفتن طناب با صدای «یا حسین» همراه است. خیمه آرام، آرام از زمین جدا میشود؛ نه فقط با نیروی دست، بلکه با مشارکت دلهایی که سالها است به این مکان گرهخوردهاند.
پس از استقرار کامل خیمه، کتیبههای قدیمی و پارچههای مزین به نامهای مقدس، بهصورت دورتادور بر لبهها و ستونهای خیمه نصب میشود. این کتیبهها که از عناصر ثابت و سنتی خیمه هارونیه هستند، بخش جداییناپذیر از هویت بصری آن محسوب میشوند و بهصورت حلقهای پیرامون خیمه قرار میگیرند.
در نهایت، با تکمیل نصب کتیبهها و بستن آخرین بخشهای سازه، خیمه بهطور کامل در مرکز صحن حسینیه مستقر میشود. در این مرحله، فضای حیاط شکل نهایی آیینی خود را پیدا کرده و آماده برگزاری مراسم روزهای تاسوعا و عاشورا میشود؛ خیمهای که بهعنوان نماد اصلی هیئت، هر سال با همین شیوه سنتی برپا میگردد و محور تجمع عزاداران در ایام محرم قرار میگیرد.
در میان جمعیت، پیرمردی ایستاده است که بیش از ۸۰ سال از عمر خود را در این حسینیه گذرانده است. نگاهش به خیمه دوخته شده و با صدایی آرام میگوید: این سنت از قدیمسینهبهسینه به ما رسیده است. اهل محل چند روز مانده به تاسوعا جمع میشوند برای برپاکردن خیمه حسین(ع) همه به این مکان میآیند و با دست خیمه را بالا میبردند. پدرم میگفت اینجا جایی است که اگر دلها یکی نباشد، خیمه بالا نمیرود. هنوز هم همینطور است.
کمی آنطرفتر، کودکی طناب خیمه را در دست گرفته و با هیجان به بالارفتن آن نگاه میکند. او از چهار نسل حضور خانوادهاش در این حسینیه سخن میگوید و میگوید: من نوه حاج محمود خوروش یکی از بانیان و پیر غلامان این حسینیه هستم. اولینبار است اجازه دادهاند کمک کنم. پدر و پدربزرگم هم همیشه اینجا بودند.
در کنار او جوانی ایستاده که از تجربه خود در این مراسم میگوید: تا خیمه بالا نرود، انگار محرم شروع نشده است. این لحظه برای ما آغاز همه چیز است.
با کاملشدن خیمه، صلوات جمعیت فضای حسینیه را پر میکند و سایهای گسترده بر حیاط میافتد؛ گویی هارونیه رسماً وارد ایام سوگ میشود.
زیر سقفی که با «یا حسین» برافراشته میشود
در روزگاری که بسیاری از تکایا شکل مدرن به خود گرفتهاند، هارونیه همچنان بر حفظ ساختار سنتی خود ایستاده است. خیمه در اینجا تنها یک سازه نیست، بلکه بخشی از هویت آیینی حسینیه محسوب میشود؛ هویتی که در طول قرنها تغییر نکرده و همچنان با همان شکل قدیمی برپا میشود.
پیر غلامان این هیئت معتقد هستند که خیمه هارونیه تنها با طناب و پارچه برپا نمیشود، بلکه حاصل مشارکت نسلی از ارادتمندان است که هر سال با آغاز محرم، دوباره به این نقطه بازمیگردند. خیمهای که خاطرات دهها سال عزاداری را در خود جایداده و هر بار با برافراشته شدنش، فصل تازهای از محرم آغاز میشود.
ذکر «یا حسین» در تمام لحظات برپایی خیمه جاری است و این ذکر، بخشی جداییناپذیر از آیین نصب آن به شمار میرود.
هر غرفه، روایتی از یک خاندان
در حاشیه حیاط حسینیه، ردیفی از غرفههای قدیمی قرار دارد که هر یکبخشی از هویت تاریخی هارونیه را شکل میدهند. این غرفهها در ایام محرم با تلاش خانوادههای قدیمی هیئت آماده میشوند و هرکدام مسئولیت بخشی از پذیرایی عزاداران را بر عهده دارند.
محمدرضا ساکت، عضو هیئتامنای حسینیه هارونیه با اشاره به ویژگی خاص این غرفهها به ایسنا اظهار میکند: در اطراف حسینیه حدود ۲۰ غرفه وجود دارد که هرکدام در ایام محرم توسط خانوادههای قدیمی و اهالی محل آمادهسازی میشود و بر اساس نذرهای دیرینه، پذیرایی عزاداران را انجام میدهند.
وی میافزاید: این غرفهها صرفاً محل توزیع نذری نیستند، بلکه ادامه یک سنت چندصدساله هستند که در آن هر خانواده نسل به نسل مسئولیت بخشی از این آیین را حفظ کرده است. همین مشارکت خانوادگی، هویت خاصی به هارونیه داده و آن را از بسیاری از تکایای دیگر متمایز کرده است.
این عضو هیئت امنا هارونیه در ادامه به تنوع نذورات اشاره کرده و بیان میکند: از شلهزرد و آش نذری گرفته تا چای، فرنی، شیر داغ و سایر خوراکیهایی که از روزهای قبل از محرم آماده میشوند. بسیاری از این نذورات ریشه در نذرهای قدیمی دارند که قدمت برخی ازآنها به چند نسل میرسد.
ساکت با اشاره به تغییر ساختار بسیاری از تکایا در کشور میگوید: درگذشته، چنین الگوهایی در بسیاری از شهرها وجود داشت، اما بهمرور زمان کمرنگ شد. با این حال، در هارونیه این سنت همچنان حفظ شده و جریان دارد.
وی ادامه میدهد: در میان این غرفهها، هر بخش داستانی مستقل دارد؛ داستانهایی که به نام خانوادهها و نسلها گرهخورده و هنوز در ایام محرم زنده میشود. در این میان، چایخانهها و محلهای پذیرایی نیز بخشی از همین سنت قدیمی هستند که فضای حسینیه را به یک مشارکت عمومی تبدیل کردهاند.
این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست
با نزدیکشدن به روزهای تاسوعا و عاشورا، هارونیه دیگر تنها یک حسینیه تاریخی نیست، بلکه به نقطهای برای تجمع صدها هیئت عزاداری از نقاط مختلف اصفهان و اطراف آن تبدیل میشود. از نخستین ساعات روز، صدای طبل و سنج در بازار قدیمی شهر میپیچد و دستههای عزاداری یکی پس از دیگری مسیر خود را به سمت این خیمه کهن پیدا میکنند.
در این روزها، هارونیه میزبان بیش از ۱۰۰ هیئت است؛ هیئتهایی که هر یک بانظم سنتی خاص خود وارد محوطه میشوند، دقایقی محدود زیر خیمه به عزاداری میپردازند و سپس جای خود را به گروه بعدی میدهند. این نظم، سالها است بدون تغییر در این حسینیه اجرا میشود و به یکی از شاخصههای اصلی آن تبدیل شده است.
در مسیرهای منتهی به حسینیه، بازار تاریخی اصفهان نیز رنگ دیگری به خود میگیرد. مغازهداران درهای خود را باز گذاشتهاند، رهگذران در میان نوای نوحهها حرکت میکنند و شهر، خود را در جریان عزای اباعبدالله الحسین(ع) قرار داده است. گویی این چند روز، مرز میان بازار و حسینیه از میان برداشته میشود.
از دل بازار تا زیر خیمه
ورود هیئتها به هارونیه تنها یک حرکت آیینی ساده نیست؛ هر دسته، حامل هویت یک محله، یک نسل و یک سبک عزاداری است. برخی با پرچمهای قدیمی، برخی با نوحههای سینهبهسینه منتقل شده و برخی با آیینهایی که ریشه در تاریخ محلی اصفهان دارد وارد حسینیه میشوند.
بر اساس سنت دیرینه، هر هیئت تنها چند دقیقه فرصت دارد تا زیر خیمه عزاداری کند. همین محدودیت زمانی، فضای مراسم را به اوج شور میرساند و هر گروه تلاش میکند بیشترین ارادت خود را در کوتاهترین زمان ابراز کند. صدای «یا حسین» در این رفتوآمد پیوسته قطع نمیشود و فضای خیمه را به موجی از صدا و احساس تبدیل میکند.
پیر غلامان هیئت که در اطراف خیمه حضور دارند، نظم ورود و خروج دستهها را مدیریت میکنند. آنها که سالها تجربه این آیین را در حافظه دارند، بهخوبی میدانند چگونه این جمعیت عظیم را در آرامش و هماهنگی هدایت کنند.
اینجا هنوز بوی محرمهای قدیم میآید
در میان این هیاهو، نشانههای سنتهای قدیمی همچنان به چشم میخورد. سقاها با استکانهای چای در میان جمعیت حرکت میکنند، بوی اسپند در فضا پیچیده و صدای نوحه از هر گوشه شنیده میشود. بسیاری از این آیینها بدون تغییر نسبت به گذشته اجرا میشود و همین استمرار، هارونیه را به یکی از مهمترین نمادهای عزاداری سنتی در اصفهان تبدیل کرده است.
در گوشهای از حیاط، پیرمردی ایستاده و به رفتوآمد هیئتها نگاه میکند. نگاهش آرام است، اما در عمق آن سالها خاطره نهفته است. او میگوید: این صداها فقط نوحه نیست، بخشی از زندگی ما است. هر سال که میآییم انگار دوباره جوان میشویم. باد همه رفتگان و مریدان این مراسم زنده میشود.
ساعت عاشقی
اما نقطه اوج این آیینها، ظهر روز عاشورا است؛ زمانی که در میان اهالی هارونیه به «ساعت عاشقی» شناخته میشود. طبق رسم هر سال، در ساعت ۱۲ ظهر عاشورا، همزمان با اوج عزاداری، پردهای که روایتگر صحنه شهادت حضرت اباعبدالله الحسین(ع) است در برابر جمعیت عزادار رونمایی میشود.
این لحظه، یکی از تأثیرگذارترین بخشهای مراسم در هارونیه به شمار میرود. فضای حسینیه در سکوتی سنگین فرومیرود و تنها صدای گریه و زمزمه «یا حسین» در میان جمعیت شنیده میشود. بسیاری از عزاداران این لحظه را نه یک نمایش آیینی، بلکه تجلی عینی اندوه کربلا میدانند.
چشمها به پرده دوخته میشود، دستها بالا میرود، اشکها جاری میشود و در آن لحظه، مرز میان زمان و تاریخ از میان برداشته میشود. گویی حادثهای که قرنها پیش در کربلا رخداده، در این نقطه دوباره در ذهن و دل حاضران زنده میشود.
کاش آن روز بودیم…
با پایانیافتن مراسم، هارونیه آرامآرام به سکون بازمیگردد، اما نشانههای محرم همچنان در فضای آن باقی است. خیمه برافراشته، پارچههای سیاه و غرفههایی که هنوز بوی نذری از آنها به مشام میرسد، همه یادآور روزهایی هستند که در آن اشک و ارادت در هم تنیده شده است.
به گزارش ایسنا، برای اهالی این حسینیه، محرم فقط یک مناسبت نیست؛ یک جریان زنده است که هر سال تکرار میشود و نسلها را به یکدیگر پیوند میدهد. از پیرمردی که خاطرات کودکی خود را زیر همین خیمه جستوجو میکند تا کودکی که برای نخستینبار در جمع خادمان قرار گرفته است. شاید راز ماندگاری هارونیه در همین استمرار باشد؛ استمرار نذرها، خیمهها، اشکها و صداهایی که هر سال در یک جمله خلاصه میشود: «یا حسین…»
در دل اصفهان، جایی هنوز وجود دارد که محرم در آن نه فقط یک آیین، بلکه یک زیست جمعی است؛ زیستی که هر سال با شنیدن ندای «هل من ناصر ینصرنی» دوباره آغاز میشود و در قلب مردمانش ادامه پیدا میکند.
انتهای پیام
