آرشام رئیسینژاد اول تیرماه در نشست جنگ هرمز و اقتصاد جهانی که در کافه کتاب آفتاب برگزار شد، با اشاره به ریشههای تاریخی و اقتصادی جنگ اخیر، اظهار کرد: از سال ۱۹۸۶ به بعد با پدیده برآمدن چین روبرو هستیم که یک رویداد ژئواکونومیک و ژئواستراتژیک است. در تاریخ جهان سابقه ندارد که کشوری در عرض چند دهه بتواند ساختار اقتصاد جهانی را متحول کند و تبدیل به یک معضل در نظم پس از جنگ جهانی دوم شود. چین میتواند به طور کامل توان اقتصادی ایالات متحده آمریکا را تحلیل دهد. در سال ۱۹۷۸، تولید ناخالص داخلی چین ۱۵۰ میلیارد دلار بود و از تمامی کشورهای آفریقایی به استثنای گامبیا پایینتر بود.
وی ادامه داد: اما همین کشور در سال ۲۰۲۵، رقم ۱۸ تریلیون دلار تولید ناخالص داخلی دارد و براساس شاخص ppp (برابری قدرت خرید)، بزرگترین اقتصاد جهان است. چین امروز به بزرگترین شریک اول تجاری ۱۲۰ کشور دنیا تبدیل شده، در حالیکه در دهه هفتاد میلادی کل صادرات آن، ۱۰ میلیارد دلار بود که با صادرات امروزش غیرقابل مقایسه است. تجارت هرچند ابزاری برای حفظ رشد اقتصادی بالا و ایجاد کیفیت رفاهی و کاهش تنش اجتماعی برای جامعه چین است، اما به عنوان ابزاری خزنده و ژئواکونومیک برای ایجاد تغییر در رفتار اقتصادی و سیاسی کشورهای دیگر نیز محسوب میشود. یعنی اگر تجار ایرانی با تجار چینی ارتباط بگیرند، یک لابی قدرتمند مابین دو کشور ایجاد میشود و چین کاملا هدفمند اقدام به تجارت جهانی میکند.
این پژوهشگر اقتصاد سیاسی با بیان اینکه امروز قدرت نه بر پایه میزان تولید کالا بلکه برپایه امکان کنترل ساختار و زنجیره عرضه تولید است، اظهار کرد: در جنگ اخیر هم "کنترل عرضه انرژی" توسط ایران از "میزان تولید انرژی" توسط ایران مهمتر بود. تولید ناخالص داخلی چین، ۳۰ درصد تولید کل جهان است و این توان اقتصادی یک ابزار قدرت نرم نیست، بلکه ابزاری مابین قدرت نرم و سخت است. چین مهمترین چالشگر نظم جهان پس از بحران کانال سوئز در سال ۱۹۵۶ است. بحران سوئز ۱۹۵۶ هم به جنگ هرمز شباهتهایی دارد و نشان داد که کانال سوئز صرفا یک کریدور تردد کالا نیست، بلکه ابزار کنترل تجارت جهانی به شمار میرود.
توان جذب ضربات وتاباوری بالا، دو نقطه قوت ایران در جنگ اخیر
رئیسینژاد اضافه کرد: در جنگ اخیر برای اولین بار در تاریخ، جهان وارد جنگ گلوگاهی شد و این ابزار میتواند تثبیتکننده نقش کشورها در نظم جهانی جدید باشد. این جنگ همچنین نشان داد ایران برای چین نقش راهبردی دارد. قدرت جهانی آمریکا دارای سه پایه نظامی، اقتصادی و نهادی-ادراکی است. چین از سال ۲۰۰۹ برترین اقتصاد جهان محسوب میشود و یکی از ستونهای قدرت آمریکا را به طور کامل به چالش کشیده است. شکست آمریکا از ایران به دلیل استراتژی جنگ نامتقارن و ساختارسازی ایران در دوره رهبری شهید است که یک شاهکار استراتژیک محسوب میشود. مسئله اصلی در جنگهای جدید، توان جذب ضربات و تابآوری است که ایران در این جنگ این دو عامل را به خوبی نشان داد.
وی با اشاره به اینکه ایران به خودش اتکا دارد و صرفا نهادهای اطلاعاتی چین به ایران کمک کردند، گفت: در دوره ریاستجمهوری اوباما، گردش به آسیا محور سیاست خارجی آمریکا قرار گرفت و هدف اصلی آن عدم اجازه به چین برای ایفای نقش محوری در آسیا بود. تایوان، ژاپن و کره جنوبی حلقه اصلی آمریکا برای کنترل و مهار چین است و پاسخ چین به این محاصره، تدوین و اجرای سیاست BRI یا اجرای پروژه کمربند-جاده بود که یک سیاست ترکیبی ژئواکونومیک و ژئوپلیتیک است. پاسخ چین به محاصره این کشور در تنگه مالاکا، سیاست گردش به شرق بود؛ ۳۰درصد تجارت جهان از تنگه مالاکا عبور میکند و همینطور ۵۰ درصد تجارت چین از این تنگه است که اهمیت آن را برای چین نشان میدهد.
استاد کالج ریجنت لندن افزود: به همین دلیل است که چین سعی میکند به صورت غیرمستقیم از ایران برای تثبیت کنترل ساختاری خود بر تنگه هرمز حمایت کند، چون حضور آمریکا در تنگه هرمز باعث مسدودشدن دو تنگه حیاتی مالاکا و هرمز میشود. برای چین رشد اقتصادی عامل اصلی توافق نانوشته دولت و ملت است و در این چارچوب ایران نقطهای کلیدی در پروژه چین محسوب میشود. ایران دارای سه خصیصه عمده جغرافیایی است که کمتر به آن توجه میشود؛ خصیصه اول اینکه ایران محل تلاقی سه قاره آسیا، اروپا و آفریقاست و همین موضوع، هزینه عبور و ترانزیت از ایران را بسیار پایینتر و مطلوبتر میکند.
جنگ هرمز و پیروزی ایران موازنه اقتصادی را به نفع شرق تغییر داد
رئیسینژاد با بیان اینکه خصیصه دوم قرار گرفتن در بیضی انرژی جهان است، خاطرنشان کرد: ۷۰ درصد منابع انرژی و نفت و گاز جهان در این منطقه است و ایران در مرکز این بیضی قرار دارد. کنترل آمریکا بر ونزوئلا یکی از منابع دسترسی ارزان چین به انرژی را حذف کرد و چین متوجه است که سقوط ایران باعث ضربه اساسی به چین میشود. خصیصه سوم که در سالهای اخیر برجستهتر شده، توان کنترل ساختاری ایران بر تنگه هرمز است و در جنگ هرمز ثابت شد که ایران تنها کشوری است که میتواند جریان انرژی را برای منافع ملی خود کنترل کند.
وی ادامه داد: ایران به درستی دچار تنهایی استراتژیک است و جنگ هرمز هم این موضوع را نشان داد. ما نه الان بلکه در دوره صفویه هم متحدی در سطح جهانی نداشتیم. حتی پهلوی به این نتیجه رسیده بود برونسپاری امنیت به آمریکا در بلندمدت ممکن نیست و برای همین بود که از شیعیان لبنان و کردهای عراق حمایت میکرد. وجود یک تنش مدیریتشده در خاورمیانه که باعث پیروزی ایران شود و آمریکا را در منطقه فرسوده و قفل کند، در جهت منافع شرق است.
انتهای پیام
