خراسان رضوی امروز نه تنها با خشکسالی، بلکه با پیشروی بیرحمانه ماسههای روان و طوفانهای گرد و غباری دستوپنجه نرم میکند که آیندهای خاکستری را برای بسیاری از شهرها ترسیم میکند. در این میان، حقیقت تلخ این است که ما با دشمنی بیرونی نمیجنگیم، بلکه عامل اصلی تخریب، رفتارهای انسانی ماست. وقتی ۶۰ تا ۷۰ درصد از شدت بیابانزایی ریشه در مداخلات انسانی داشته باشد، هر نهالکاری یا مالچپاشی، تنها پانسمانی روی زخمی عمیق است که توسط بهرهبرداری بیرویه از آب و تغییرات نادرست کاربری اراضی ایجاد شده است. ما در حال تبدیل دشتهای سرسبز به کانونهای فوقبحرانی هستیم و در مقابل، تنها ۳۰ درصد از نیازهای عملیاتی برای مقابله با این پیشروی، پوشش داده شده است.
در واقع ما در حال تماشای یک تراژدی جغرافیایی هستیم؛ جایی که نرخ تبخیر بیش از ۱۰ برابر بارش است و سفرههای زیرزمینی با سرعتی مرگبار سقوط میکنند. اگر سناریوی فعلی ادامه یابد تا سال ۲۰۴۰ کانونهای بحرانی از سرخس تا گناباد به یکدیگر متصل شده و یک پهنه یکپارچه از فرسایش بادی ایجاد میکنند که در آن، طبیعت دیگر فرصتی برای بازگشت نخواهد داشت. ما با یک ساعت شنی روبروییم که دانههای شن آن، آینده زیستمحیطی استان را میبلعد.
۷۲ درصد از مساحت این استان را مناطق بیابانی اشغال کرده است
دانشیار و عضو گروه پژوهشی خشکسالی و تغییر اقلیم دانشگاه بیرجند، با اشاره به نتایج مقالات علمی و گزارشهای رسمی اخیر، وضعیت بیابانزایی در استان خراسان رضوی را بحرانی توصیف و اظهار کرد: در حال حاضر حدود ۷۲ درصد از مساحت این استان را مناطق بیابانی اشغال کرده است.
دکتر هادی معماریان، در گفت و گو با ایسنا در تبیین وضعیت، شدت بیابانزایی و کانونهای بحرانی فرسایش بادی در این استان تصریح کرد: بر اساس مطالعات صورت گرفته با استفاده از مدلهای ایرانی (IMDPA) و بینالمللی، شدت بیابانزایی در اکثر مناطق خراسان رضوی در کلاس شدید قرار دارد.

وی با تأکید بر وسعت مناطق تحت تأثیر فرسایش بادی، افزود: حدود ۴.۲ میلیون هکتار از اراضی استان تحت تأثیر این پدیده قرار گرفتهاند که از این میزان، ۱.۴ میلیون هکتار جزو کانونهای بحرانی فرسایش بادی طبقهبندی میشوند و ۳۰۵ هزار هکتار آن به عنوان کانونهای فوقبحرانی، منشأ مستقیم طوفانهای گرد و غبار محسوب میشوند.
این عضو گروه پژوهشی خشکسالی و تغییر اقلیم دانشگاه بیرجند، در خصوص کانونهای بحرانی اصلی استان بر اساس وسعت و شدت گرد و غبار خاطرنشان کرد: دشت گناباد-بجستان با وسعت کانون بحرانی حدود ۳۳۲ هزار هکتار، یکی از فعالترین کانونهای فرسایش بادی در شرق کشور است که میزان فرسایش خاک در برخی نقاط آن به ۳۵ تن در هکتار در سال میرسد. همچنین در منطقه سرخس که وسعت اراضی بیابانی آن حدود ۴۲۰ هزار هکتار است، مهمترین چالش، ماسههای روان و تپههای شنی فعال(عمدتاً از نوع بارخان) هستند که با سرعت ۱۰ تا ۱۵ متر در سال به سمت تأسیسات شهری و روستایی در حال پیشرویاند.
معماریان در ادامه به دشت خواف-تایباد اشاره کرد که تحت تأثیر بادهای ۱۲۰ روزه سیستان قرار دارد؛ وسعت کانونهای بحرانی در این منطقه به ۲۷۰ هزار هکتار رسیده و پدیده غالب آن طوفانهای گرد و غبار ریزدانه است که دید افقی را به کمتر از ۵۰ متر کاهش میدهد.
وی همچنین از کفه نمکی بردسکن با وسعت حدود ۱۷۰ هزار هکتار یاد کرد که به دلیل شوری خاک و رسوبات تبخیری، منشأ تولید ذرات معلق نمکی (PM۱۰) بوده و خسارات شدیدی به خطوط ریلی و مزارع پسته وارد میکند. علاوه بر این، منطقه سبزوار شامل مناطق برآباد و پروند با وسعتی حدود ۷۵ هزار هکتار، به دلیل خشک شدن پناهگاه حیات وحش شیراحمد، به کانون بحرانی جدیدی در غرب استان تبدیل شده است.
این استاد دانشگاه ضمن بررسی عوامل مؤثر بر روند بیابانزایی، خاطرنشان کرد: مطالعات علمی ریشه این معضل در خراسان رضوی را ترکیبی از عوامل طبیعی (اقلیمی) و انسانی میدانند، اما نکته حائز اهمیت این است که سهم عوامل انسانی در تشدید این بحران، غالباً بین ۶۰ تا ۷۰ درصد برآورد میشود.
وی با تشریح ابعاد گسترده بحران بیابانزایی در خراسان رضوی، ضمن بازخوانی وضعیت فعلی، به تبیین عوامل ریشهای و چشمانداز آینده این استان پرداخت و در خصوص نقش تغییرات اقلیمی و خشکسالی اظهار کرد: میانگین بارش بلندمدت استان حدود ۲۱۰ میلیمتر است، اما در دو دهه اخیر با کاهش ۱۵ تا ۲۰ درصدی مواجه بودهایم.
معماریان خاطرنشان کرد: نتایج مدلهای سری زمانی نشان میدهد که با کاهش هر یک میلیمتر بارندگی، مساحت پوشش گیاهی در مراتع بیابانی استان حدود ۰.۷ درصد کاهش مییابد. همچنین، افزایش ۱.۲ درجهای دمای متوسط استان، نرخ تبخیر و تعرق را به ۲۵۰۰ میلیمتر در سال رسانده است که این رقم، بیش از ۱۰ برابر میزان بارندگی محسوب میشود.
وی در تبیین بهرهبرداری بیرویه از منابع آب به عنوان مهمترین عامل انسانی، افزود: برداشت سالانه از سفرههای زیرزمینی استان حدود ۱.۲ میلیارد مترمکعب بیش از تغذیه طبیعی آنهاست. این روند باعث شده است که از مجموع ۳۷ دشت استان، ۳۴ دشت در وضعیت ممنوعه یا ممنوعه بحرانی قرار گیرند.
عضو گروه پژوهشی خشکسالی و تغییر اقلیم دانشگاه بیرجند، اظهار کرد: افت میانگین سطح آب در دشت مشهد به ۲۵ متر و در دشت نیشابور به ۱۲ متر رسیده که منجر به خشک شدن بسیاری از قنوات و چاههای کمعمق شده و وسعت اراضی شور و شورهزار نیز به دلیل این افت سطح آب، سالانه حدود ۲۰۰۰ هکتار افزایش مییابد.
این پژوهشگر تغییر اقلیم، عامل سوم تشدید بحران را تبدیل کاربری اراضی دانست و تصریح کرد: تغییر مراتع فقیر به دیمزارهای کمبازده و گسترش اراضی کشاورزی در حاشیه کانونهای بحرانی، آسیبهای جدی وارد کرده است؛ به گونهای که تخریب پوشش گیاهی مرتعی با تراکم کمتر از ۱۰ درصد، موجب شده است تا سرعت آستانه فرسایش بادی از ۶.۵ متر بر ثانیه به چهار متر بر ثانیه کاهش یابد.
با توجه به پیشبینی روند بیابانزایی تا افق ۲۰۴۰ بر اساس مدلهای علمی مانند (CA-Markov)، در سناریوی ادامه روند فعلی (BAU) اگر سیاستهای موجود تغییری نکند، مساحت طبقات بیابانی شدید و بسیار شدید در استان تا سال ۲۰۴۰ حدود ۲۰ درصد افزایش خواهد یافت و مدلها نشان میدهند که کانونهای بحرانی از سرخس تا گناباد به یکدیگر متصل شده و یک پهنه یکپارچه فرسایش بادی ایجاد خواهند کرد.

معماریان همچنین افزود: انتظار میرود تعداد روزهای با گرد و غبار شدید (با دید کمتر از ۱۰۰۰ متر) از میانگین فعلی ۴۰ روز، به ۶۰ تا ۷۰ روز در سال افزایش یابد که شهرهای مشهد و سبزوار بیشترین تأثیر را از آن خواهند پذیرفت.
وی همچنین پیشبینی کرد: بیشترین نرخ پیشروی بیابان مربوط به حاشیه غربی دشت مشهد-قوچان و دشت جوین-اسفراین خواهد بود؛ مناطقی که مراتع تخریب شده در آنها، قابلیت بازگشت طبیعی خود را از دست دادهاند.
عضو گروه پژوهشی خشکسالی و تغییر اقلیم دانشگاه بیرجند، ضمن ارزیابی عملکرد پروژههای اجرایی سازمان منابع طبیعی، خاطرنشان کرد: این پروژهها اگرچه موفق بودهاند، اما فعالیتها صرفاً در مقیاس نقطهای و به صورت تدافعی اجرا شده و نتوانستهاند روند کلی بیابانزایی را معکوس کنند.
وی در ادامه بررسیهای خود پیرامون راهکارهای مقابله با بیابانزایی، به تحلیل عملکرد پروژههای اجرایی پرداخت و ابعاد متفاوتی از توفیقات و چالشهای این طرحها را تشریح کرد و در خصوص پروژههایی که عملکرد بهتری داشتهاند، به سه محور اصلی اشاره کرد و گفت: در بخش نهالکاری بیولوژیک با گونههای آتریپلکس و تاغ، در ۵۰ سال گذشته حدود ۲۵۰ هزار هکتار جنگل دستکاشت بیابانی در استان ایجاد شده است که در مناطقی نظیر سبزوار و گناباد، سرعت باد را در سطح زمین بین ۴۰ تا ۶۰ درصد کاهش دادهاند؛ هرچند خشکسالیهای اخیر و آفت شپشک، موجب خشکیدگی حدود ۳۰ درصد از این جنگلهای دست کاشت مسن به ویژه در تاغزارهای سرخس و بردسکن شده است.
معماریان در ادامه به اقدامات مکانیکی-شیمیایی اشاره کرد و افزود: پروژههای مالچپاشی که عمدتاً در خواف و تایباد اجرا شده، به طور میانگین ۹۵ درصد در تثبیت آنی ماسههای روان موفق بودهاند و توانستهاند نرخ فرسایش را از ۲۵ تن به کمتر از دو تن در هکتار کاهش دهند. با این حال، وسعت این پروژهها محدود به حدود ۳۵ هزار هکتار بوده و در کنار آن، تبعات منفی زیستمحیطی و هزینههای بسیار بالای این روش، از چالشهای جدی آن محسوب میشود.
این عضو گروه پژوهشی خشکسالی و تغییر اقلیم دانشگاه بیرجند، مدیریت رواناب و پخش سیلاب را نیز اقدامی موثر ارزیابی و اظهار کرد: ساخت حدود ۵۰ هزار هکتار شبکه پخش سیلاب در پاییندست حوزهها، به ویژه در حاشیه کویر عمرانی گناباد، ضمن تقویت پوشش مرتعی و تغذیه مصنوعی سفرههای زیرزمینی، نرخ رسوبدهی را ۳۵ درصد کاهش داده است.
معماریان با تأکید بر شکاف موجود میان اقدامات و نیازها، تصریح کرد: با وجود تمامی این اقدامات، نسبت وسعت عملیات اجرایی که مجموعاً حدود ۳۵۰ هزار هکتار است به وسعت کانونهای بحرانی استان(۱.۴ میلیون هکتار)، کمتر از ۳۰ درصد برآورد میشود.
وی افزود: پروژهها اغلب فاقد پیوست اقتصادی پایدار برای معیشت جایگزین ساکنین حاشیه کویر هستند و به همین دلیل، فشار دام و برداشت بوته همچنان ادامه دارد.
این استاد دانشگاه تأکید کرد: در ارزیابی نهایی میتوان گفت پروژههایی موفقیت بیشتری داشتهاند که مبتنی بر مشارکت مردمی بوده و دارای پیوست اجتماعی قوی هستند؛ نظیر پروژههای ترسیب کربن و RFLDL که باید الگوی توسعه عملیاتهای آینده قرار گیرند.
طوفان گرد و غبار؛ فریاد خفه شده طبیعت
خراسان رضوی با یک ارتش خاموش از شن و غبار در حال جنگ است؛ جنگی که نیمی از خاک استان را به تسخیر خود درآورده و سالانه هزاران میلیارد ریال خسارت بر جای میگذارد؛ اما تکاندهندهترین بخش این بحران اینجاست: ما با دشمنی خارجی یا تغییرات اقلیمی نمیجنگیم، بلکه در بسیاری از نقاط، خودمان معمار این ویرانی هستیم. آیا پیشروی بیابان را میتوان با نهالکاری متوقف کرد یا زمان واکنش به این فاجعه انسانی را از دست دادهایم؟
معاون فنی اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری خراسان رضوی گفت: حدود ۵.۵ میلیون هکتار از اراضی استان، یعنی نزدیک به ۵۰ درصد مساحت خراسان رضوی، در معرض بیابانی شدن قرار دارد.
محمد زرگران، با بیان اینکه رخسارههای بیابانی فاقد پوشش گیاهی در استان به بیش از ۴۷۰ هزار هکتار میرسد که در ۲۵ شهرستان پراکنش دارد، توضیح داد: منظور از اراضی بیابانی فاقد پوشش گیاهی، فقط زمینهای شنی و ماسهای نیست؛ حتی اگر سطحی آبی یا کوه و صخرهای وجود داشته باشد اما پوشش گیاهی نداشته باشد، از نظر رخسارهای در زمره اراضی بیابانی محسوب میشود.
وی ادامه داد: مناطق تحت تأثیر فرسایش بادی در استان دو میلیون و ۴۷۰ هزار هکتار وسعت دارد و کانونهای بحران فرسایش بادی نیز به یک میلیون و ۲۶۰ هزار هکتار میرسد که در ۳۰ کانون بحرانی در ۲۳ شهرستان پراکنده هستند.
معاون فنی اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری خراسان رضوی با اشاره به خسارتهای ناشی از این کانونهای بحرانی تصریح کرد: این مناطق سالانه حدود ۱۳۰۰ میلیارد ریال خسارت به بخشهای مختلف از جمله ساختوسازها، اماکن مسکونی، محیطزیست، کشاورزی، ریل و سایر زیرساختها وارد میکنند.
با توجه به ظرفیتهای استان در حوزه مقابله با بیابانزایی؛ در خراسان رضوی ۶ نهالستان بیابانی فعال است که شامل پنج نهالستان و یک ایستگاه تولید بذر و نهال میشود. این مراکز در شهرستانهای بردسکن، سبزوار، گناباد، کاشمر، سرخس، میان جلگه مستقر هستند.

زرگران با اعلام اینکه خراسان رضوی در زمینه مقابله با گرد و غبار و بیابانزدایی از استانهای پیشرو کشور به شمار میرود، افزود: نخستین ایستگاه تثبیت شن، نهالکاری و تولید نهال کشور در سال ۱۳۴۴ در منطقه حارثآباد سبزوار راهاندازی شد و پس از آن، دومین ایستگاه در منطقه اهواز ایجاد شد.
معاون فنی اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری خراسان رضوی درباره اقدامات اجرایی این اداره کل در حوزه بیابانزدایی گفت: این اقدامات در قالب مجموعهای از عملیات مدیریتی، بیولوژیکی و بیومکانیکی انجام میشود که شامل تولید نهال، جمعآوری بذر، مدیریت جنگلهای دستکاشت، نگهداری از عرصهها از طریق کاشت گونههای متنوع، بومی و سازگار بیابانی مانند طاق، آتریپلکس و ...، همچنین آبیاری، مراقبت، احداث بادشکن زنده و غیرزنده است.
وی اظهار کرد: اجرای این برنامهها با استفاده از اعتبارات دولتی و همچنین ظرفیتهای مسئولیت اجتماعی صنایع و معادن، خیرین، مشارکتهای مردمی، کمک دامداران و سایر جوامع محلی انجام میشود.
زرگران با اشاره به مهمترین برنامههای اجرایی سالهای ۱۴۰۳ و ۱۴۰۴ اظهار کرد: در چارچوب طرح مردمی کاشت یک میلیارد درخت، در منطقه عزیزآباد نیشابور در زمینی به وسعت حدود ۳۰۰ هکتار عملیات گستردهای انجام شده است. این طرح با همکاری سمنها، گروههای کوهنوردی، همیاران طبیعت و شهرک صنعتی عطار و در قالب تفاهمنامههای مشترک اجرا شده است.
وی ادامه داد: حتی فاضلاب تصفیه شده همان منطقه نیز در اختیار این طرح قرار گرفته و اکنون پس از دو سال، بیش از ۸۰ هزار گونه بیابانی در این عرصه کشت شده که چهره منطقه را تغییر داده است.
زرگران در پاسخ به سؤالی درباره شهرستانهای دارای مشکل ریزگرد گفت: بیشتر شهرستانهایی که از لحاظ ریزگرد مشکل دارند، سرخس و پس از آن خواف و گناباد است. چند شهر مشکلات اساسی، در زمینه گرد و غبار دارند که به خصوص گرد و غبار و ریزگرد تا مشهد کشیده میشود؛ البته حدود ۵۰ درصد عامل آن مربوط به کشور ترکمنستان و ۵۰ درصد نیز از خود منطقه سرخس است.
وی با اشاره به طرح تدوین شده برای این منطقه گفت: در این طرح، ۲۸۰ هزار هکتار مساحت دیده شده و پنج زون برای آن تعریف شده است که در اجرای آن، جهاد کشاورزی استان، آستان قدس، منابع طبیعی، اداره راه، راهآهن، نفت و پالایشگاه همکاری خواهند کرد. همچنین در اعتبارات سال ۱۴۰۵، مبلغ ۲۰۰ میلیارد تومان از محل اعتبارات نفت در کمیته برنامهریزی استان مصوب شده که با توجه به پیگیریها، لازم است از شرکت نفت تشکر شود.
وی درباره آمار سال جاری زراعی، از مهر سال گذشته تا مهر امسال، اعلام کرد: ۱۲۱ هزار اصل نهال با ارزش حداقل چهار میلیارد تومان و با استفاده از ظرفیت خیرین تأمین و در سطح ۳۲۸ هکتار در سراسر استان کشت شده است. همچنین ۲۰۰ هکتار نهالکاری مشارکتی در قالب طرح مرتعداری تلفیقی علیآباد قریشی با مشارکت بهرهبرداران و ۴۳ هکتار نهالکاری مشارکتی دیگر با استفاده از ظرفیت پالایشگاه خانگیران سرخس انجام شده است.
زرگران با اشاره به پروژههای اجرا شده با مشارکت نهادها و صنایع افزود: ۵۰ هکتار احداث مشارکتی تله رسوبگیر در محور مشهد ـ سرخس با مشارکت راهآهن انجام شده، ۳۰۰ هکتار عملیات مشارکتی مدیریت روانآب با همکاری مرتعداران و دفتر نماینده شهرستان صورت گرفته، ۱۱۸۵ هکتار طرح مدیریت مشارکتی جنگلهای دستکاشت در شهرستان خواف اجرا شده و ۷۵۰۰ هکتار نیز به مبارزه با آفات و امراض اختصاص یافته است.
وی همچنین از اجرای پروژه توانمندسازی و مدیریت مشارکتی، شامل ترسیب کربن در سطح ۶ روستای هدف در منطقه علیآباد قریشی شهرستان خواف، خبر داد و تأکید کرد: این پروژه دستاوردهای قابل توجهی به همراه داشته است.
وی در خصوص وضعیت اعتبارات ملی و استانی گفت: مجموع اعتبارات در بخش بیابانزدایی ملی و استانی در سال ۱۴۰۲ نیز ۵۱۴ هزار و ۴۴۲ میلیون ریال با تخصیص ۶۹ درصد اعتبارات، در سال ۱۴۰۳ نیز مبلغ ۴۸۱ هزار و ۶۵۰ میلیون ریال با تخصیص ۷۸ درصد، سال سال ۱۴۰۴ مبلغ ۵۸۸ هزار و ۸۰۳ میلیون ریال شامل ۱۸ درصد اعتبارات است.
معاون فنی اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری خراسان رضوی در پاسخ به این پرسش که آیا این اعتبارات برای اجرای پروژههای ویژه منطقه و استان کفایت میکند یا خیر، تصریح کرد: هرچه اعتبار داشته باشیم اما بدون مشارکت مردمی، امکان هیچ حرکتی در بحث بیابانزدایی و مقابله با بیابانزایی وجود ندارد.
وی همچنین به وضعیت کانونهای بحران و فرسایش بادی در این استان اشاره و اظهار کرد: در استان حدود ۶ میلیون هکتار مرتع داریم. اگر بخواهیم درباره کاهش صحبت کنیم، باید بگوییم هر جا نسبت به سالهای قبل مساحت کانونها زیاد شده، نشان دهنده این هست که فرآیند بیابانزایی پیش رفته است؛ اما با توجه به اینکه سطح کانونهای بحرانی ما چندین سال تغییر نکرده و حتی با انجام نهالکاریها از آن کم میشود، میتوان گفت در نسبت کانونها و مناطق تحت تأثیر، عملاً کاهش داشتهایم.
زرگران افزود: تا زمانی که میگفتیم دو میلیون و ۴۷۰ هزار هکتار مناطق تحت تأثیر و یک میلیون و ۳۶۰ هزار هکتار کانونهای بحرانی داریم، ما در واقع در جای خود ایستادهایم.
معاون فنی اداره کل منابع طبیعی به برنامه هفتم توسعه اشاره کرد و گفت: در برنامه هفتم آمده که منابع طبیعی موظف است سالانه ۲۰ درصد از کانونها را کم کند و فرسایش خاک و فرسایش بادی را به هر میزان کاهش دهد. اگر طبق برنامه پیش برویم، مثلاً در سال اول به جای ۲۰ درصد، پنج درصد کاهش داشته باشیم، یعنی ۱۵ درصد از برنامه عقب هستیم اما با این وجود باز هم کاهش داشتهایم.
وی گفت: طبق این برنامه، طی پنج سال باید کانونها را به صفر برسانیم؛ اما اگر قرار باشد فقط منابع طبیعی و منابع دولتی کار کنند، قطعاً این امر شدنی نیست. برای رسیدن به این هدف، باید همه دستگاهها دستبهدست هم بدهند.
هشدار نهایی برای استان خراسان رضوی رسماً صادر شده است؛ ما دیگر با یک بحران محیطزیستی روبرو نیستیم، بلکه شاهد مرگ تدریجی اکوسیستم هستیم. گزارشهای علمی و آماری اداره کل منابع طبیعی، حقیقتی انکارناپذیر را آشکار میکند؛ حقیقتی که در آن ۷۲ درصد از مساحت استان به قلمرو بیابان تبدیل شده و کانونهای بحرانی فرسایش بادی، مانند بمبهای زماندار، در حال منفجر شدن و بلعیدن شهرها و روستاهای اطراف هستند.
کارشناسان هشدار میدهند که پروژههای فعلی، صرفاً پانسمانی زودگذر بر زخمی عمیق و خونین هستند که توسط برداشت بیرویه آبهای زیرزمینی و تخریب مراتع ایجاد شده است. افت ۲۵ متری سطح آب در دشت مشهد و ۱۲ متری در نیشابور، تنها نمادی از فاجعهای بزرگتر است؛ شکافی که هر روز بزرگتر میشود و قنوات تاریخی و چاههای کمعمق را به فراموشی میسپارد.
این گزارش نه یک هشدار معمولی، بلکه فریاد خفه شده طبیعت خراسان رضوی است که میگوید؛ زمان برای جادو کردن تمام شده است. اگر سیاستها به سرعت تغییر نکنند و از رویکرد نقطهای به یکپارچه و مردممحور گذار نشود، خراسان رضوی نه تنها زیباترین شهرهای ایران را از دست خواهد داد، بلکه نام خود را در تاریخ به عنوان استان بیابان شده ثبت خواهد کرد. ساعت شنی ما به سرعت در حال تمام شدن است.
انتهای پیام
