محمد حسینی باغسنگانی - پژوهشگر ادب و هنر - در یادداشتی به مناسبت سالروز درگذشت محمد حقوقی، شاعر و منتقد ادبی (هشتم تیر ۱۳۸۸) با عنوان «واژگان حقوقی و مهندسی نقد: بازخوانی میراث ادبی محمد حقوقی» که برای انتشار در اختیار ایسنا قرار داده، آورده است:
«محمد حقوقی (۱۳۱۶-۱۳۸۸) فراتر از یک منتقد یا شاعر، معمار و هستیشناس شعر معاصر ایران پس از نیما بود. او بیش از نیم قرن از زندگی خود را صرف تبیین و تثبیت جریانی کرد که نیما یوشیج بنیاناش نهاد. اول باری که نام محمد حقوقی را از نزدیک شنیدم در شب شعری بود که شاعران خراسانی ترتیب داده بودند و من نوجوانی بودم به دنبال قافیه و ردیف. بعدها در تهران چند باری موقعیت دیدار با ایشان فراهم شد. باری در منزل بانوی غزل خانم سیمین بهبهانی و دوبار در همراهی استاد شادروان مفتون امینی... تا اینکه بحث کتاب «گفتگو با شعر امروز ایران» دوره چهار جلدی بالا گرفت و نام ایشان در هم فهرست شاعران بزرگی بود در کنار آتشی و سپانلو و مفتون و آزاد و فرخ تمیمی و دیگران که با آنها به صورت تخصصی گفتگو کنیم و نتیجه مباحث در این کتاب منتشر شود. اولین باری که به خانهاش رفتم یک عصر زمستانی بود که نمنم باران میآمد و من پایان خیابان دارآباد، روبروی قهوهخانه، کنار ایستگاه اتوبوس و سر کوچه قیدینژاد از بیش از سیصد پله سرازیر شدم تا به خانه مردی بروم که در حقیقت مفسر شعر زمان ما بود. استاد محمد حقوقی، شخصیت خلاق، شاعرپیشه و منتقد که همواره اول به جزئیات یک چیز توجه دارد. شاعر «خروس هزار بال» و «زوایا و مدارات» ...
تهلهجه اصفهانی استاد مشخص بود که دلبسته بوم و بر خویش است و باری میگفت که اصفهان اول از همه او را به یاد استادش علامه جلالالدین همایی میاندازد. خرد حقوقی، یکی از مشوقها برای ادامه بحث بود. ما در دو جلسه طولانی رودررو گفتگو کردیم که در شش نوار کاست ضبط شد و هر بار هم کاستها را استاد حقوقی برمیداشت و با خودکار قرمز رویش مثلاً مینوشت:
«گفتگو با محمد حقوقی شماره ۲، ۷۷/۱۱/۲۴»

شماره و تاریخ میزد... دیدم رسم و یادگاری جالبی است؛ تمام گفتگوهای ما با چراغداران شعر امروز ایران به همین منوال به خط شاعر مورد گفتگو بر روی جلد و داخل نوار کاست ثبت شده که گنجینهای دلنشین و اغلب دردآور از بهترین خاطرات پژوهشگری چون من است... هر وقت نوار کاست پیاده میشد، یک نقطه بزرگ کنار آن میگذاشتم که ثابت میکرد این نوار قبلاً شنیده و مکتوب شده است. جلسه سوم دیدار ما به این صورت بود که من رفتم به منزل استاد مفتون امینی به اتفاق ایشان سوار اتومبیلی شدیم و به دارآباد به دیدار استاد حقوقی رفتیم... از پس همه این رفتو آمدها کاملا مشخص بود که حقوقی و مفتون، یاران قدیمی و دلبسته یکدیگرند و به قول معروف جانشان به هم وصل است.

اهمیت حقوقی در تاریخ ادبیات پس از نیما
حقوقی نخستین کسی است که توانست نظرات پراکنده نیما یوشیج را درباره مختصات شعر نو به صورتی مدون و سیستماتیک ارائه دهد، به گونهای که برای همگان قابل درک باشد. اهمیت او در تاریخ ادبیات ایران پس از نیما، به نقش او در «جدا کردن سره از ناسره» بازمیگردد. او با مقاله جنجالی و جریانساز «کی مرده، کی بجاست؟» در سال ۱۳۴۵، تکلیف بسیاری از مدعیان شعر نو را روشن کرد و تنها هفت نفر (شامل شاملو، اخوان، آتشی، فرخزاد، م. آزاد، رؤیایی و سپهری) را میراثداران واقعی و ماندگار این جریان دانست. این مقاله بعدها سنگبنای آنتولوژی معتبر او، «شعر نو از آغاز تا امروز» شد که به مدت سه دهه مرجع اصلی و بیبدیل شعر معاصر محسوب میشد.
مقاله جنجالی «کی مرده، کی بهجاست؟» یکی از مهمترین و اثرگذارترین متون انتقادی در تاریخ شعر معاصر ایران است که محمد حقوقی آن را در سال ۱۳۴۵ در شماره سوم مجله «جُنگ اصفهان» منتشر کرد. این مقاله که در حدود ۸۰ تا ۹۹ صفحه تدوین شده بود، نخستین نگاه اساسی و سیستماتیک به سی سال جریان شعر نو پس از نیما محسوب میشد.
جزئیات و محتوای مقاله
هدف اصلی حقوقی در این مقاله، «جدا کردن سره از ناسره» و ارزیابی منصفانه شاعرانی بود که خود را پیرو نیما یوشیج میدانستند. او با نگاهی آسیبشناسانه، وضعیت رودخانه شعر معاصر را بررسی کرد و معتقد بود زمان، بهترین داور برای تعیین ماندگاری آثار است.
حقوقی در این بررسی، از میان خیل عظیم مدعیان شعر نو، تنها هفت نفر را به عنوان میراثداران واقعی و موفق جریان نیما معرفی کرد که عبارت بودند از: ۱. احمد شاملو ۲. مهدی اخوان ثالث ۳. سهراب سپهری ۴. فروغ فرخزاد ۵. منوچهر آتشی ۶. یدالله رؤیایی ۷. م. آزاد ...
حقوقی در این تحلیل بر «مثلث نقد» خود (زبان و بیان، فضا و اندیشه، شکل و ساخت) تکیه داشت و کوشید برای شعر نو، برخلاف شعر سنتی، یک معماری و ساختار ملموس تعریف کند.
حماسه «جُنگ اصفهان» و نقش حقوقی
جنگ اصفهان که در اوایل دهه چهل شکل گرفت، مرکزی پیشرو برای تحول ادبیات ایران شد. حقوقی در کنار چهرههایی چون هوشنگ گلشیری، ابوالحسن نجفی و جلیل دوستخواه، هسته مرکزی این حلقه را تشکیل میداد. حقوقی در این مجله، نه تنها به عنوان عضو هیئت تحریریه فعالیت میکرد، بلکه با مقالات آسیبشناسانه خود، به ویژه «کی مرده کی بجاست»، به این جُنگ وجاهتی ملی بخشید. تحت هدایت او و یارانش، جنگ اصفهان به محلی برای چاپ آثار بزرگی چون «ملکوت» بهرام صادقی و «شازده احتجاب» گلشیری تبدیل شد و شاعران پایتختنشین مانند شاملو و اخوان نیز آثار خود را با رغبت برای چاپ به این مجله میفرستادند.
شعریت در آثار حقوقی؛ از «زوایا و مدارات» تا «خروس هزار بال»
بخشهای آغازین منظومه بلند خروس هزار بال را با هم مرور کنیم:
سبزینههای آینگی | آبهای نور | میراث آفتاب | در ساحل شبِ سَدهام | چارمرزِ دهکدهام | روستای من | از «صُفّه»ی بلندِ صِفاهان | سکوی سنگ | از دیدهٔ قدیمِ پدر تا پسر | در آینهٔ شب در اهتزاز | نسیم از کجا وزید؟! | آن گیسوانِ کیست که آشفته در هوای سحر پیداست؟ | آنجا «کمال» | در فلقِ آفتاب کیست | هجومِ مغول کجاست؟ | افسانهٔ عشیرهٔ ما | رویشِ عظیم | در گشت و بازگشتِ مدامِ قطارِ روز | در خوابهای ماهپریوار | بر مدار | اطراقِ سایهها | از تاریِ شبانِ «کمال» | از ورای آینهٔ جاریِ قدیم | تا پای سبزِ پنجرهٔ روشنایِ من | ما، رازِ واژه | در خمِ مصراع ...
شعر حقوقی، شعری دیریاب، لایهلایه و صادقانه است که به تعبیر جواد مجابی، او را به «شاعرِ شاعران» تبدیل کرده است. مخاطب جدی که به دنبال «شعریت» است، باید شعر او را فراتر از معنای مستقیم و در همآوایی واژگان جستجو کند. دفتر شعر «خروس هزار بال» (۱۳۶۸) نقطه عطفی در کارنامه اوست. حقوقی پس از چند سال سکوتِ بعد از انقلاب، در حالتی انفجارگونه و تحت تأثیر اضطراب ناشی از جنگ و تجزیه وطن، این منظومه بلند را در یک شب تا صبح سرود. این اثر را باید به عنوان یک شعر سرگذشتی و بیوگرافیک معرفی کرد که در آن تاریخ و سرنوشت ایران با زبانی مدرن روایت میشود.
جنگ و بمباران تهران حقوقی را چنان متأثر کرده بود که در خروس هزار بال میتوان حالات شاعر را فهم کرد که چه بالبال میزند تا هم ضد جنگ باشد و هم جنگجویی دلاور... هم ستایشگر مردان میدان است و هم منتقد جنگ سالاران...

«شعر زمان ما»؛ کلیدی برای فهم بزرگان
مجموعه پنججلدی «شعر زمان ما» که به بررسی اشعار شاملو، اخوان، سپهری، فرخزاد و نیما میپردازد، در واقع یک دوره آموزشی کامل برای درک شعر معاصر است. حقوقی در این آثار، با کالبدشکافی زبان و ساختار هر شاعر، «کلید فهم» جهان فکری آنها را به خواننده ارائه داد. این تلاش او به دلیل فقدان نقد علمی و مدون در آن زمان، راهگشای بسیاری از علاقمندان شد.
محمد حقوقی، فروغ فرخزاد را به این دلیل در دسته شاعران «منسرا» قرار میدهد که او آشکارا و گستاخانه حرف خود را میزند و با سنت ادبی و اجتماعی ضدیت میکند. حقوقی تأکید میکند که علیرغم این تفاوتها، شعرهای فروغ در هر دو دوره شاعر نماینده ذهنیات زنی صمیمی و اصیل است که بدون هیچ واسطهای خویشتن را در شعر ابراز میکند.
سبک خاص و کمتر دیده شده: ساختار سمفونیک
یکی از جنبههای قلم استاد حقوقی که کمتر مورد توجه قرار گرفته، تأثیر موسیقی کلاسیک و ساختار سمفونیک بر قصاید و اشعار اوست. او کلمات را مانند ملودیهایی در یک سمفونی انتخاب میکرد و به جای محتوا، بر «بافت کلامی» و موسیقی درونی قصیده تأکید داشت. این حساسیت شدید به «ساخت کلمه» و حرکت از جزء به کل، قلم او را به معماری یک بنای زیبا شبیه کرده است.
ساختار سمفونیک در قلم محمد حقوقی، یکی از وجوه تمایز و جنبههای فنی عمیق آثار اوست که بیشتر در قصاید و منظومههای بلندش تبلور یافته است. این رویکرد، فراتر از یک تفنن ادبی، ریشه در جهانبینی ساختارگرایانه و تخصص او در موسیقی کلاسیک دارد.
بر اساس منابع، جزئیات این ساختار را میتوان در محورهای زیر تبیین کرد:
کلمه در مقام ملودی: حقوقی به کلمه تنها به عنوان واحدی معنایی نگاه نمیکرد، بلکه برای او هر واژه حکم یک ملودی را داشت که در بستر یک سمفونی جاری است. او در چیدمان واژگان، به جای تمرکز صرف بر محتوا، به «بافت کلامی» و نحوه همآوایی ملودیهای کلامی توجه داشت تا در نهایت به یک ساختار سمفونیک برسد.
تأثیر موسیقی کلاسیک (فرم سوئیت): علاقه وافر حقوقی به موسیقی کلاسیک غرب، بهویژه ساختار «سوئیتها»، تأثیر مستقیمی بر فرم اشعار او داشت. این تأثیر در کارهای کوتاهتر او به شکل فضایی «سوئیتگونه» و در کارهای بلندتر به صورت یک کمپوزیسیون (ترکیببندی) موزیکال دقیق جلوه میکند که همچون آبشاری از کلمات جریان مییابد.
مهندسی و معماری واژگان: حقوقی را میتوان یک فرمالیست ساختگرا دانست که حساسیت شدیدی به «ساخت کلمه» داشت. او کلمات را به گونهای انتخاب و در کنار هم قرار میداد که یک ساختار معماری درخشان ایجاد شود؛ به طوری که هر جزء در خدمت کل باشد. این ویژگی قلم او را به معماری بنایی زیبا و ماندگار تشبیه کردهاند که در آن ذهن مدام از جزء به کل سیر میکند.
تداعی آزاد و فرامعنایی: در این سبک خاص، شاعر به تداعیهای آزاد کلمات میدان میدهد و گاه از قواعد سنتی دستور زبان فراتر میرود. استاد ضیاء موحد در جایی گفته است که در برخی آثار او مانند «خروس هزار بال»، واژهها و تصاویر «فرامعنایی» هستند و مخاطب باید بدون جستجوی معنایی خاص، از همآوایی واژهها و جملات ناتمامی که با «و» شروع میشوند، لذت ببرد .
صداقت بیوگرافیک در قالب فرم: علیرغم پیچیدگیهای ساختاری، این فرم سمفونیک در خدمت بیان صادقانه سرگذشت و تاریخ است. اشعار نیمایی و قصاید او نوعی «شعر سرگذشتی» یا بیوگرافیک هستند که در آنها تاریخ و سرنوشت ایران با دقتی وسواسگونه در انتخاب واژگان، بازسازی و محک زده میشود.
در مجموع، ساختار سمفونیک در قلم حقوقی، حاصل پیوند تکنیکهای دقیق شعری با روحی قوی و موسیقی درونی است که باعث میشود، شعر او فراتر از یک متن ساده، به یک تجربه شنیداری و ساختارمند تبدیل شود.
محمد حقوقی در تاریخ ادبیات معاصر، نخستین منتقدی بود که توانست نظریات و آرای پراکنده نیما یوشیج را درباره مختصات شعر نو به صورتی مدون، سیستماتیک و فرموله ارائه دهد. پیش از تلاشهای او، نیما خود در یادداشتها و نامههایش به صورت پراکنده به تبیین ویژگیهای شعر نیمایی پرداخته بود، اما این حقوقی بود که با مطالعه عمیق، این مباحث را برای همگان قابل درک و کاربردی کرد.
نقشهای کلیدی او در این مسیر عبارتند از:
تدوین و نظاممندسازی: حقوقی با تالیف کتاب «شعر نو از آغاز تا امروز»، جدیترین و منسجمترین تحلیل را از جریان شعر نو ارائه و ملاکهای دقیقی برای بازشناسی شعر نیمایی از شعر سنتی تعریف کرد. شادروان احمد سمیعی گیلانی معتقد است حقوقی کاری را انجام داد که حتی پیروان بزرگی چون اخوان ثالث (با وجود احاطه بر نظریات نیما) فرصت یا حوصله تدوین آن را به صورت یک اثر کلاسیک و جدی نداشتند.
تعریف معماری شعر نو: او نخستین کسی بود که کوشید برای شعر نو، برخلاف شعر سنتی که فاقد ساختار انداموار محسوب میشد، یک «معماری و ساختمان درونی» تعریف کند. او با تکیه بر «مثلث نقد» خود که بر سه رأس «زبان و بیان»، «فضا و اندیشه» و «شکل و ساخت» استوار بود، چارچوبی علمی برای تحلیل شعر معاصر پدید آورد. چارچوبی که نگارنده شاهد است، بعدها معیار نقد خوب در بسیاری از مجامع ادبی در کشور شد و همواره مورد رجوع شاعران در جلسات ادبی به حساب میآمد.
تمایز بخشیدن به مفاهیم فنی: حقوقی در آثارش به دقت تفاوتهای ماهوی میان شعر نو و سنتی را در محورهایی چون کوتاه و بلندی مصرعها، عدم رعایت قراردادهای کهن، نوع ابهام و نحوه پیوند اجزاء تشریح کرد. او به ویژه بر «نوع ابهام» در شعر نو درنگ کرد تا مرز میان پیچیدگی هنری مدرن و ابهام در شعر کلاسیک را روشن کند.
ارائه کلید فهم آثار: در مجموعه «شعر زمان ما»، او با کالبدشکافی ساختاری اشعار نیما و دیگر پیشروان، «کلید فهم» جهان فکری و زبانی آنها را در اختیار مخاطبان و دانشجویان قرار داد تا بتوانند سره را از ناسره تشخیص دهند.
در مجموع، حقوقی با تبدیل شهودهای پراکنده نیما به نظریهای مدون، راه ورود به هزارتوهای شعر مدرن را گشود و به نقد شعر معاصر وجاهتی علمی و هستیشناسانه بخشید. به قول خودش گاه این شهودهای پراکنده بر روی کاغذ نقرهای- سفید سیگاری از نیما نوشته شده بود.

«مثلث نقد» محمد حقوقی، چارچوبی مدون و سیستماتیک است که او برای تحلیل علمی و هستیشناسانه شعر معاصر ایران، بهویژه شعر نیمایی، ابداع کرد. بر اساس منابع، این مثلث بر سه رأس اصلی استوار است که در ادامه تبیین میشوند:
۱. زبان و بیان (Language and Diction): حقوقی در این رأس، به ویژگیهای صوری و شکلشناختی زبان توجه ویژهای دارد. او میان «زبان وسیله» (زبان روزمره برای انتقال پیام) و «زبان شعر» تمایز قائل بود . تحلیل او در این بخش شامل بررسی واژگان، ترکیبات تازه و نحوه استفاده شاعر از زبان برای آشناییزدایی است. او معتقد بود زبان شاعران بزرگ همچون شاملو، آمیزهای هوشمندانه از واژگان کهن و ساختارهای نحوی مدرن است که به آن «زبان شاملویی» میگفت.
۲. فضا و اندیشه (Setting and Idea): این رکن به اتمسفر ذهنی، جهانبینی و اقلیم فکری شاعر میپردازد. حقوقی معتقد بود هر شاعر بزرگ، فضای ویژهای دارد که بر کل آثارش حاکم است. برای مثال، او در تحلیل شعر فروغ فرخزاد نشان میدهد که چگونه او میان «تجربه شخصی» و «مفاهیم مدرن غربی» پیوند برقرار کرده و دغدغههای انسان مدرن را در فضایی صمیمی و درونی بازتاب داده است. در این بخش، حقوقی به دنبال استخراج «کلید فهم» جهان فکری شاعر برای مخاطب بود .
۳. شکل و ساخت (Form and Structure): این رأس شاید مهمترین بخش از نگاه فرمالیستی حقوقی باشد. او بر «معماری» و «انداموارگی» (Organic Structure) شعر تأکید داشت. حقوقی نخستین منتقدی بود که کوشید ثابت کند شعر نو، برخلاف تصور سنتگرایان، دارای یک ساختمان درونی و مهندسی دقیق است. از نظر او، در یک شعر ساختمند، اجزاء چنان به هم تنیدهاند که نمیتوان چیزی از آن کاست یا به آن افزود. او حتی شعرهای فروغ را با وجود سادگی، به دلیل داشتن آغاز و پایان بجا، دارای حرکتی طبیعی و ساختمند میدانست.
تأثیر تجربه سینمایی بر نقد ادبی محمد حقوقی را نباید صرفاً در فعالیت فیزیکی او در سینما، بلکه باید در رهیافت نظری و زیباییشناختی او جستجو کرد که به ویژه در مقالهی معروف او، «از نشان دادن تا شعر»، تبلور یافته است.
در مجموع، تجربه و درک سینمایی حقوقی باعث شد نقد او از حالت «معنامحوریِ سنتی» خارج شده و به سمتی حرکت کند که در آن فرم، تصویر و نحوه ارائهی بصریِ مفهوم، اصالت مییابد.
منابع
۱. آتشی، منوچهر. ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد (فروغ فرخزاد). تهران: نگاه، ۱۳۸۵.
۲. آدمیت، فریدون. اندیشههای میرزا فتحعلی آخوندزاده. تهران: خوارزمی، ۱۳۹۳.
۳. اقتصادینیا، سایه. هم شاعر، هم شعر. تهران: مرکز، ۱۳۹۴.
۴. امینپور، قیصر. سنت و نوآوری در شعر معاصر. تهران: علمی و فرهنگی، ۱۳۹۲.
۵. انصاریکیا، امید. «تأمل بر ناتورالیسم، سمبولیسم و رئالیسم در ادبیات معاصر.» پژوهشهای نوین ادبی، ش ۷ (۱۴۰۴).
۶. براهنی، رضا. طلا در مس. ج ۲. تهران: زمان، ۱۳۸۰.
۷. پورنامداریان، تقی. خانهام ابری است (نیما یوشیج). تهران: سروش، ۱۳۷۷.
۸. پورنامداریان، تقی. سفر در مه (تأملی در شعر شاملو). تهران: سخن، ۱۳۹۱.
۹. حقوقی، محمد. احمد شاملو: شعر زمان ما ۱. تهران: نگاه، ۱۳۶۸.
۱۰. حقوقی، محمد. «از سرچشمه تا مصب.» جنگ اصفهان، ش ۶ (۱۳۴۷): ۱۰۶–۱۴۹.
۱۱. حقوقی، محمد. «کی مرده کی به جاست؟» جنگ اصفهان، ش ۳ (۱۳۴۵): ۹–۹۹.
۱۲. حقوقی، محمد. شعر نو از آغاز تا امروز. تهران: ثالث، ۱۳۷۷.
۱۳. حقوقی، محمد. مروری بر تاریخ ادب و ادبیات امروز ایران. تهران: قطره، ۱۳۷۸.
۱۴. حقوقی، محمد. فروغ فرخزاد: شعر زمان ما ۴. تهران: نگاه، ۱۳۸۰.
۱۵. حقوقی، محمد. نیما یوشیج: شعر زمان ما ۵. تهران: نگاه، ۱۳۸۱.
۱۶. حمیدیان، سعید. داستان دگردیسی: روند دگرگونیهای شعر نیما. تهران: نیلوفر، ۱۳۸۳.
۱۷. حسنلی، کاووس و نسرین زادهحسن. «شیوههای محمد حقوقی در نقد و تحلیل شعر معاصر.» نقد ادبی، ش ۴۴ (۱۳۹۷): ۲۹–۵۰.
۱۸. خطیبی، مهران. «زندگینامه محمد حقوقی.» اشعار و زندگینامه شعرا، ۱۳۹۲.
۱۹. دستغیب، عبدالعلی. «محمد حقوقی راوی شعر امروز ایران درگذشت.» کتاب ماه ادبیات و فلسفه، ش ۱۴۲ (۱۳۸۸): ۱۰۷–۱۱۴.
۲۰. دهباشی، علی. «محمد حقوقی و چشمانداز شعر معاصر.» بخارا، ۱۳۸۹.
۲۱. دوستخواه، جلیل. «پیامی برای دوست (در بزرگداشت حقوقی).» مجله بخارا، ۱۳۸۷.
۲۲. روزبه، محمدرضا. ادبیات معاصر ایران (شعر). تهران: روزگار، ۱۳۸۸.
۲۳. شریفی، فیض. «چهار کتاب دیگر از مجموعه شعر زمان ما.» خبرگزاری مهر، ۱۳۹۰.
۲۴. شفیعی کدکنی، محمدرضا. با چراغ و آینه. تهران: سخن، ۱۳۹۰.
۲۵. شفیعی کدکنی، محمدرضا. ادوَار شعر فارسی. تهران: سخن، ۱۳۸۰.
۲۶. شمیسا، سیروس. نگاهی به فروغ فرخزاد. تهران: مروارید، ۱۳۷۴.
۲۷. صیادی، راضیه. «جُنگ اصفهان؛ انعکاسی از ادبیات محفلی.» خبرگزاری دانشجو، ۱۴۰۰.
۲۸. قاسمفر، مهرداد. «محمد حقوقی؛ سرآمد در شعر و نظریهیابی.» رادیو فردا، ۱۳۸۸.
۲۹. مجابی، جواد. «روشنفکر فرهنگی تمامعیار (سخنرانی شب حقوقی).» بخارا، ۱۳۸۷.
۳۰. میرعابدینی، حسن. صد سال داستاننویسی ایران. تهران: چشمه، ۱۳۹۷.
انتهای پیام
