پوشاک در هر جامعهای تنها وسیلهای برای پوشاندن بدن نیست، بلکه بازتابی از شیوه زندگی، شرایط اقلیمی، ساختار اجتماعی و حتی باورهای فرهنگی مردم است. در خراسان رضوی نیز تنوع قومی، گستردگی جغرافیایی و تفاوتهای معیشتی سبب شده که در شهرهای مختلف آن، گونههای متفاوتی از پوشاک شکل بگیرد.
یکی از پژوهشگران حوزه مد و لباس گفت: درباره نوع، رنگ و جزئیات لباسهای سنتی در بسیاری از شهرهای خراسان رضوی منابع مکتوب و دقیق چندانی وجود ندارد.
فاطمه مجیدی در گفت و گو با ایسنا اظهار کرد: آنچه امروز در دسترس پژوهشگران قرار دارد، بیشتر بر پایه روایتهای شفاهی است؛ روایتهایی که از نسلهای گذشته، به ویژه از زبان پدران، مادران و مادربزرگها نقل شده است.
وی اظهار کرد: بخش مهمی از شناخت پوشاک محلی این استان از طریق خاطرات و روایتهای خانوادگی به دست آمده است. هرچند این شیوه اطلاعاتی ارزشمند فراهم میکند، اما نبود مستندات مکتوب باعث شده برخی جزئیات به تدریج از حافظه جمعی حذف شود.
این پژوهشگر حوزه مد و لباس، افزود: در میان شهرهای مختلف خراسان رضوی، هر منطقه ویژگیهای خاص خود را در پوشاک داشته است. این تفاوتها معمولاً از شرایط جغرافیایی، نوع معیشت مردم و نیز ارتباطات فرهنگی با مناطق اطراف تأثیر گرفتهاند. برای نمونه، در نواحی شرقی خراسان مانند تایباد و تربتجام، پوشاک مردان و زنان تا حدی تحت تأثیر فرهنگهای همجوار و رفتوآمدهای تاریخی قرار گرفته است. در مقابل، در مناطقی مانند کلات برخی عناصر بومی و محلی بیشتر حفظ شده و شکل متمایزی به پوشش مردم داده است.

مجیدی در توضیح پوشاک زنان در تربتحیدریه گفت: زنان این منطقه در گذشته از روسریهای بزرگ سفید استفاده میکردند. این روسریها علاوه بر پوشاندن سر، بخشی از هویت ظاهری زنان به شمار میرفت. روی این روسریها معمولاً شال ابریشمی یا سربندی قرار میگرفت که به شکل خاصی بسته میشد.
وی افزود: نوع گره زدن شال یکی از ویژگیهای منحصر به فرد زنان این منطقه بود؛ به گونهای که از روی شیوه بستن آن میشد تشخیص داد که فرد اهل تربتحیدریه است. این نوع گره نه تنها کاربردی بود بلکه نوعی جلوه نمایشی نیز داشت و در واقع بخشی از زیبایی پوشش زنان محسوب میشد.
این پژوهشگر حوزه مد و لباس ادامه داد: در آیینها و مراسم نیز لباسها جلوهای متفاوت پیدا میکردند. برای نمونه، دختران در شب عروسی چادری کوتاه و قرمز رنگ بر سر میگذاشتند که از نظر شکل تا حدی به شنلهای امروزی شباهت داشت. این چادر با حاشیههای ابریشمدوزی شده تزئین میشد و جلوهای خاص به لباس عروس میداد.
نوع معیشت مردم نیز تأثیر زیادی بر شکل لباسها داشته است
وی خاطرنشان کرد: رنگ قرمز در نمادی از شادی و سرزندگی بود و استفاده از آن در مراسم عروسی نشان میداد که لباسها علاوه بر کارکرد روزمره، در آیینهای اجتماعی نیز معنا و جایگاه ویژهای داشتهاند.
مجیدی اظهار کرد: همچنین پوشاک مردان در این منطقه نیز ویژگیهای مشخصی داشته است. مردان معمولاً شلوار و جلیقه مشکی میپوشیدند و آن را با پیراهنی سفید و چیندار همراه میکردند. این پیراهنها دارای چینهایی در دو طرف بودند که در اصطلاح محلی به نوعی پیلههای بلند در پهلوها شباهت داشتند.
وی گفت: نمونههایی از همین نوع پیراهن را امروز میتوان در پوشش هنرمندان موسیقی مقامی در تربتجام مشاهده کرد. به این ترتیب، بخشی از پوشاک سنتی منطقه از طریق هنر و موسیقی همچنان حفظ شده و به نسلهای جدید منتقل میشود.
این پژوهشگر حوزه مد و لباس با اعلام اینکه نوع معیشت مردم نیز تأثیر زیادی بر شکل لباسها داشته است، افزود: در تربتحیدریه و بسیاری از مناطق اطراف آن، کشاورزی شغل اصلی مردم بوده و همین مسئله سبب شده لباسها طراحی ساده و در عین حال راحتی داشته باشند. بیشتر لباسهای مردانه در این منطقه گشاد دوخته میشدند تا هنگام کار در مزرعه، بدن در آن آزاد باشد و حرکت فرد محدود نشود. گشاد بودن لباسها به کشاورزان اجازه میداد ساعات طولانی کار کنند بدون آنکه لباس مانع فعالیت آنها شود. بنابراین، شکل و فرم لباسها ارتباط مستقیمی با نوع کار و شرایط زندگی مردم داشته است.
پوشاک محلی نوعی زبان فرهنگی
مجیدی توضیح داد: رنگهای قهوهای، کرم و خاکستری از جمله رنگهایی بودهاند که در پوشاک مردم این نواحی دیده میشدند. این رنگها به نوعی بازتاب زندگی کشاورزی و ارتباط نزدیک مردم با خاک و زمین بودهاند. در واقع، این طیف رنگی یادآور طبیعت و عنصر خاک است که برای مردمانی که زندگیشان با زمین و کشتوکار گره خورده بود، اهمیت زیادی داشت.
وی با اشاره به اینکه در شهرهایی مانند تایباد و تربتجام نیز تنوع پوشاک به چشم میخورد، گفت: این مناطق به دلیل موقعیت جغرافیایی و ارتباط با فرهنگهای مختلف، از نظر لباس نیز رنگارنگتر بودهاند. در برخی از این شهرها استفاده از پارچههای طرحدار، سربندها و شالهای متنوع در میان زنان رواج داشته و مردان نیز از لباسهایی استفاده میکردند که علاوه بر راحتی، نشانهای از جایگاه اجتماعی یا فرهنگی آنان به شمار میرفت.
مجیدی معتقد است: پوشاک محلی در این مناطق در واقع نوعی زبان فرهنگی بوده است. هر بخش از لباس، از جنس پارچه گرفته تا رنگ و نحوه پوشیدن آن، حامل پیامی درباره هویت فرد، سن، موقعیت اجتماعی و حتی وضعیت اقتصادی او بوده است. برای مثال نوع پارچه یا تزئینات لباس میتوانست نشان دهد که فرد در چه طبقهای از جامعه قرار دارد یا در چه مراسمی حضور پیدا کرده است.

وی با بیان اینکه در دهههای اخیر تغییرات اجتماعی و گسترش زندگی شهری باعث شده که بسیاری از این پوشاک سنتی کمتر در زندگی روزمره دیده شود، خاطرنشان کرد: ورود لباسهای مدرن و صنعتی، تغییر سبک زندگی و کاهش وابستگی مردم به مشاغل سنتی مانند کشاورزی، همگی در کمرنگ شدن استفاده از لباسهای محلی نقش داشتهاند. امروزه این لباسها بیشتر در مراسم فرهنگی، جشنهای محلی یا اجراهای هنری دیده میشوند.
این پژوهشگر حوزه مد و لباس با تأکید بر اینکه لباس در این منطقه بخشی از تاریخ و فرهنگ مردم به شمار میرفته است، اظهار کرد: برای شناخت بهتر این میراث فرهنگی، ثبت و مستندسازی روایتهای شفاهی و نمونههای باقی مانده از پوشاک سنتی اهمیت زیادی دارد. تنها از این طریق میتوان اطمینان یافت که این بخش از هویت فرهنگی خراسان رضوی برای نسلهای آینده نیز حفظ خواهد شد.
انتهای پیام
