پارسا پازوکی در گفتوگو با ایسنا در ارزیابی کیفیت نهادهای واسط مانند در جامعه ایران، اظهار کرد: در همه نظامهای سیاسی، میان دولت و جامعه مجموعهای از نهادهای میانجی وجود دارند؛ احزاب، انجمنهای حرفهای، تشکلهای مدنی، اندیشکدهها، رسانهها و دانشگاهها. هرچه این نهادها توانمندتر، مستقلتر و گفتوگو محورتر باشند، کیفیت حکمرانی نیز افزایش مییابد، زیرا دولت به جای تصمیمگیری در خلأ، بر شبکهای از دانش، تجربه و بازخورد اجتماعی تکیه میکند.
وی با بیان اینکه امروز نه فقط دولت، بلکه خود احزاب نیز با یک بحران ظرفیت نهادی مواجهاند، گفت: بخش قابل توجهی از احزاب هنوز از الگوی سیاستورزی دهههای گذشته پیروی میکنند؛ در حالیکه جامعه، فناوری، شیوههای ارتباطی و انتظارات نسلهای جدید دگرگون شده است. بسیاری از احزاب هنوز فاقد زیرساختهای سیاستپژوهی، اندیشکدههای تخصصی، نظام تربیت کادر، حکمرانی داده، شبکهسازی دیجیتال و سازوکارهای مؤثر برای جذب و سازماندهی سرمایه انسانی هستند. در چنین شرایطی، طبیعی است که بخش مهمی از انرژی آنها به جای تولید راهحل، صرف رقابتهای درونسیاسی یا فعالیتهای انتخاباتی شود.
مهمترین ماموریت دولت، ارتقاء ظرفیت نهادی همه بازیگران قانونی است
عضو شورای مرکزی حزب مجمع ایثارگران خراسان رضوی ادامه داد: از این منظر، مهمترین مأموریت دولت، جانبداری از یک جریان سیاسی نیست، بلکه ارتقاء ظرفیت نهادی همه بازیگران قانونی است. دولت باید داور قواعد بازی باشد، نه بازیگر آن. وظیفه دولت، ایجاد فرصت برابر، شفافیت، دسترسی عادلانه به اطلاعات، تقویت زیرساختهای گفتوگو و فراهمکردن امکان مشارکت همه نهادهای قانونی در فرآیند سیاستگذاری است.
پازوکی با بیان اینکه دولت چهاردهم در سطح گفتمان تلاش کرده چنین رویکردی را دنبال کند، افزود: تأکید بر وفاق، گفتوگو، استفاده از ظرفیتهای متنوع و پرهیز از دوگانهسازیهای فرساینده، در همین چارچوب قابل تحلیل است. البته باید توجه داشت که این دولت از آغاز فعالیت خود با مجموعهای از بحرانهای متراکم و کمسابقه روبهرو بوده است؛ از فشارهای اقتصادی و محدودیتهای ساختاری گرفته تا تنشهای امنیتی و منطقهای و پیامدهای آن بر فضای عمومی کشور. در چنین شرایطی، بخش مهمی از ظرفیت مدیریتی دولت ناگزیر صرف حفظ ثبات و مدیریت بحران شده و همین امر، سرعت پیشبرد برخی اصلاحات نهادی را کاهش داده است. این رویکرد، اگر به سیاستهای نهادی تبدیل شود، میتواند یکی از مهمترین میراثهای این دولت باشد.
وی با بیان اینکه در خراسان رضوی نیز میتوان همین منطق را مشاهده کرد، گفت: رویکرد استانداری در بسیاری از حوزهها، بر گفتوگو، استفاده از ظرفیت نخبگان و پرهیز از تصمیمگیریهای شتابزده استوار بوده است. این سرمایه ارزشمندی است، اما برای آنکه این رویکرد به یک دستاورد پایدار تبدیل شود، باید از سطح جلسات مشورتی فراتر رود و به سازوکارهای نهادی تبدیل شود. به طور مثال تسهیل ورود و افزایش حضور فعالان مدنی در فضای استانداری مقدمه این اتفاق است که به طور جدی با تاکید استاندار و ایجاد نشستهای گفتوگویی و کارگروههای اتاق اندیشهورزی سرعت یافته است. خراسان رضوی یکی از پیشگامان مسیر اصلاحات نهادی بوده و رویکرد گفتوگومحور و عقلانی استاندار، سرمایه ارزشمندی است، اما این سرمایه زمانی ماندگار خواهد شد که به رویهها و نهادهای پایدار تبدیل شود، نه صرفاً به ویژگیهای یک مدیر.
این فعال سیاسی اصلاحطلب با اشاره به طراحی یک زیستبوم سیاستپژوهی در استان، بیان کرد: این زیستبوم فضایی است که در آن استانداری، احزاب، دانشگاهها، اندیشکدهها، بخش خصوصی و تشکلهای مدنی در قالب سازوکارهای مشخص و پایدار، به تولید دانش سیاستی و حل مسائل استان کمک کنند. در چنین مدلی، احزاب صرفاً مطالبهگر نیستند؛ بلکه تولیدکننده ایده، ارزیاب سیاستها، تربیتکننده مدیران آینده و شریک فکری در فرآیند توسعهاند.
پازوکی افزود: موفقیت این طرح مستلزم آن است که خود احزاب نیز دست به نوسازی بزنند. احزاب آینده، بیش از آنکه ستادهای انتخاباتی باشند، باید به سازمانهای یادگیرنده، شبکههای تولید دانش و نهادهای خلق ارزش عمومی تبدیل شوند. تحول دیجیتال، بهرهگیری از هوش مصنوعی، ایجاد اندیشکدههای تخصصی، توسعه نظام آموزش کادر، مستندسازی تجربهها و ارتباط مستمر با نسلهای جدید، دیگر یک انتخاب نیست؛ بلکه شرط بقا و اثربخشی است.
حمایت از احزاب؛ سرمایهگذاری بر کیفیت نهادهای واسط جامعه
وی با بیان اینکه حمایت از احزاب نباید به معنای حمایت از یک جریان سیاسی تعبیر شود، گفت: حمایت از احزاب باید به معنای سرمایهگذاری بر کیفیت نهادهای واسط جامعه باشد. هر اندازه این نهادها توانمندتر، پاسخگوتر و تخصصیتر شوند، هم کیفیت تصمیمگیری دولت ارتقا مییابد، هم اعتماد عمومی افزایش پیدا میکند و هم امکان حل مسالمتآمیز و عقلانی مسائل پیچیده کشور بیشتر خواهد شد.
عضو شورای مرکزی حزب مجمع ایثارگران خراسان رضوی اضافه کرد: موفقیت دولت و استانداری را نباید فقط با تعداد پروژههای عمرانی یا شاخصهای کوتاهمدت سنجید. یکی از مهمترین میراثهای هر دولت، کیفیت نهادهایی است که از خود بر جای میگذارد. اگر بتوانیم نهادهای واسط را بازسازی کنیم، حتی در شرایط پرتنش نیز ظرفیت کشور برای یادگیری، گفتوگو و اصلاح افزایش خواهد یافت و این، سرمایهای است که آثار آن بسیار فراتر از یک دوره مدیریتی خواهد بود. به نظر من، مسئله امروز ایران را نباید صرفاً در کاهش مشارکت انتخاباتی یا ضعف احزاب خلاصه کرد؛ مسئله عمیقتر، بحران نمایندگی سیاسی است.
پازوکی ادامه داد: نمایندگی سیاسی صرفاً به معنای حضور چند حزب یا برگزاری انتخابات نیست، بلکه به این معناست که گروههای مختلف جامعه احساس کنند مطالبات، نگرانیها، سبک زندگی و آینده مطلوبشان در ساختارهای رسمی سیاست شنیده میشود و امکان تبدیلشدن به سیاست عمومی را دارد. هرچه این احساس نمایندگی فراگیرتر باشد، ظرفیت جامعه برای گفتوگو، مدارا و حل مسالمتآمیز اختلافات افزایش مییابد. در مقابل، هرچه فاصله میان جامعه و نهادهای نمایندگی بیشتر شود، اشکال غیررسمی، هیجانی و پرهزینه کنش سیاسی تقویت میشود. تجربه بسیاری از کشورها نیز نشان میدهد که نهادهای واسط کارآمد، یکی از مهمترین عوامل کاهش تعارضات و افزایش ثبات سیاسی هستند.
دبیر کارگروه جوانان اتاق اندیشه ورزی استانداری خراسان رضوی با بیان اینکه دولت و احزاب باید بپذیرند که وارد دوره جدیدی از تاریخ ایران شدهایم، خاطرنشان کرد: دورهای که در آن دیگر نمیتوان جامعهای متکثر، تحصیلکرده، متصل به جهان دیجیتال و دارای مطالبات متنوع را با الگوهای سنتی سیاستورزی نمایندگی کرد. واقعیت این است که احزاب ایران نیز از این تحول عقب ماندهاند. بسیاری از آنها هنوز بیش از آنکه نهادهای تولید اندیشه، تربیت مدیر، سیاستپژوهی و گفتوگوی اجتماعی باشند، به تشکلهایی انتخاباتی یا محفلی تبدیل شدهاند. در نتیجه، نتوانستهاند بخش مهمی از جامعه، بهویژه نسلهای جدید، متخصصان، کارآفرینان، کنشگران مدنی و حتی بدنه خاکستری جامعه را نمایندگی کنند. بنابراین، پرسش اصلی این نیست که دولت چگونه با احزاب تعامل کند؟ پرسش اصلی این است که چگونه میتوان ظرفیت نهادی احزاب را برای ایفاء نقش واقعی در حکمرانی ارتقا داد؟
دولت باید زمینه رشد همه احزاب را فراهم کند
پازوکی ادامه داد: نقش دولت تسهیلگر است، نه قیم. دولت نباید حزب بسازد یا از حزب خاصی حمایت کند؛ بلکه باید قواعدی عادلانه، شفاف و پایدار ایجاد کند تا همه احزاب قانونی بتوانند رشد کنند، یاد بگیرند، رقابت کنند و به تدریج به نهادهایی فراگیر و مسئلهمحور تبدیل شوند. این دقیقاً همان فرصتی است که دولت چهاردهم میتواند از آن استفاده کند. گفتمان گفتوگو، وفاق و عقلانیت، زمانی ماندگار خواهد شد که به بازسازی نهادهای واسط منجر شود؛ نهادهایی که بتوانند فاصله میان دولت و جامعه را کاهش دهند و سرمایه اجتماعی را بازسازی کنند. به باور من، مسئله امروز استانداری، افزایش تعداد جلسات با احزاب نیست؛ مسئله، طراحی یک زیستبوم نهادی برای مشارکت در حکمرانی استان است.
وی با بیان اینکه توسعه در جهان امروز، محصول تصمیمهای فردی نیست، بلکه حاصل همکاری نهادهای متنوع است، اظهار کرد: دولت، دانشگاه، بخش خصوصی، رسانه، تشکلهای مدنی و احزاب، هر یک بخشی از ظرفیت حل مسئله را در اختیار دارند. هر اندازه این شبکه منسجمتر و یادگیرندهتر باشد، کیفیت حکمرانی نیز ارتقا مییابد. از این منظر، استانداری میتواند از جایگاه یک مدیر اجرایی، به تسهیلگر حکمرانی شبکهای ارتقا یابد؛ یعنی به جای آنکه صرفاً تصمیم بگیرد، ظرفیت تصمیمسازی جمعی را افزایش دهد؛ مشابه کاری که در استان با عنوان اتاق اندیشهورزی در حال انجام است.
عضو شورای مرکزی مجمع ایثارگران ادامه داد: این به معنای تشکیل شوراها و جلسات متعدد نیست. آنچه اهمیت دارد، ایجاد نهادهای پایدار تولید دانش و سیاست است. برای نمونه، احزاب میتوانند در قالب اندیشکدههای مشترک، گزارشهای سیاستی درباره مسائل استان تهیه کنند؛ دانشگاهها یافتههای پژوهشی خود را در اختیار فرآیند تصمیمگیری قرار دهند؛ بخش خصوصی تجربههای اجرایی را منتقل کند و استانداری نیز این ظرفیتها را به یکدیگر متصل کند. در چنین مدلی، احزاب دیگر صرفاً مطالبهگر یا منتقد نیستند؛ بلکه به شریک فکری توسعه استان تبدیل میشوند.
پازوکی با بیان اینکه مهمترین تحول مورد نیاز، بازتعریف خود حزب است، خاطرنشان کرد: حزب در قرن بیستویکم، صرفاً سازمانی برای انتخابات نیست؛ بلکه نهادی برای تولید اندیشه، تربیت مدیر، یادگیری جمعی و حل مسئله است. احزاب آینده باید به سمت ایجاد اندیشکدههای تخصصی، آموزش مستمر اعضا، بهرهگیری از تحول دیجیتال و هوش مصنوعی، ارتباط دائمی با جامعه، سیاستپژوهی مبتنی بر داده و تربیت نسل جدید مدیران حرکت کنند. در چنین صورتی، رقابت احزاب نیز از رقابت بر سر اشخاص و مناصب، به رقابت بر سر کیفیت ایدهها، برنامهها و راهحلها تبدیل خواهد شد.
وی افزود: اگر قرار است سیاست در ایران دوباره به نهادی برای امید، مشارکت و توسعه تبدیل شود، این تحول باید همزمان در دولت و احزاب رخ دهد. دولت باید بستر را فراهم کند و احزاب نیز مسئولیت نوسازی خود را بپذیرند. در نهایت، آینده ایران بیش از آنکه به تعداد احزاب وابسته باشد، به کیفیت نهادهایی وابسته است که بتوانند اعتماد بسازند، گفتوگو را تقویت کنند و اختلافها را به همکاری برای حل مسائل مشترک تبدیل سازند. این همان مسیری است که میتواند «وفاق» را از یک شعار سیاسی، به یک تجربه عملی در حکمرانی تبدیل کند.
عضو شورای مرکزی مجمع ایثارگران اظهار کرد: به نظر من، امروز بیش از هر زمان دیگری باید درباره مفهوم «وفاق» گفتوگو کنیم. اگر وفاق صرفاً به معنای ائتلاف میان نخبگان سیاسی یا تقسیم متوازنتر قدرت باشد، اثر آن محدود و کوتاهمدت خواهد بود. اما اگر وفاق را توافق بر سر یک مسئله مشترک بدانیم، آن مسئله چیزی جز ایران و توسعه ایران نیست. جامعه ایران طی دو دهه گذشته دستخوش تغییرات عمیقی شده است. تحولات نسلی، گسترش آموزش عالی، توسعه فناوریهای دیجیتال، تغییر سبک زندگی، افزایش آگاهی عمومی و تجربه بحرانهای متوالی، جامعهای متفاوت از گذشته ساخته است. سیاست نیز ناگزیر باید خود را با این واقعیت تطبیق دهد.
تقویت احزاب؛ بخشی از راهبرد افزایش تابآوری ملی
پازوکی با بیان اینکه مهمترین ویژگی دوره جدید ایران، تکثر است، اظهار کرد: تکثر در سبک زندگی، نگاههای سیاسی، مطالبات اقتصادی، هویتهای فرهنگی و شیوههای مشارکت. هنر حکمرانی در چنین شرایطی، حذف این تکثر نیست؛ بلکه تبدیل آن به ظرفیت همکاری است. اگر شهروندان احساس کنند که در چارچوب قانون، امکان شنیده شدن، نقد کردن، مشارکت و اثرگذاری دارند، سرمایه اجتماعی تقویت میشود و سیاست دوباره به عرصه گفتوگو بازمیگردد. اما اگر کانالهای نمایندگی ضعیف شوند، فاصله میان جامعه و ساختارهای رسمی افزایش مییابد و این شکاف، هزینه اداره کشور را نیز بالا میبرد. از همین منظر، تقویت احزاب صرفاً یک مطالبه سیاسی نیست؛ بلکه بخشی از راهبرد افزایش تابآوری ملی است. جامعهای که نهادهای واسط توانمند دارد، اختلافات خود را بیشتر از طریق گفتوگو و رقابت قانونی مدیریت میکند تا از طریق تقابلهای پرهزینه.
وی افزود: به همین دلیل دولت چهاردهم فرصت آن را دارد که یک گام فراتر از اداره روزمره کشور بردارد و به سمت بازسازی پیمان اجتماعی حرکت کند؛ پیمانی که بر سه اصل استوار باشد؛ پذیرش تکثر به عنوان واقعیت جامعه ایران؛ توسعه به عنوان هدف مشترک همه جریانهای وفادار به ایران و تقویت نهادهای واسط به عنوان پل ارتباطی میان جامعه و حاکمیت. چنین نگاهی، نه تنها با رویکرد وفاق سازگار است، بلکه آن را از یک مفهوم سیاسی، به یک پروژه ملی برای افزایش اعتماد، ارتقای کارآمدی و توسعه پایدار تبدیل میکند.
انتهای پیام
