۱۴۰۵-۰۴-۰۸ | ۲۳:۴۹
منبع: نمایندگی اصفهان
اولوالالباب جهان را سراسر آیه و نشانه می‌بینند

اولوالالباب جهان را سراسر آیه و نشانه می‌بینند

اصفهان (ایسنا) - عضو هیئت علمی دانشگاه اصفهان گفت: اولوالالباب جهان را سراسر آیه و نشانه می‌بینند. ما ظاهر عالم را مشاهده می‌کنیم، اما باطن آن را کمتر درمی‌یابیم. همان‌گونه که ظاهر انسان دیده می‌شود، اما حقیقت «من» به چشم نمی‌آید.

حجت‌الاسلام والمسلمین جعفر شانظری، در نشست قرآنی جهاددانشگاهی واحد اصفهان که امروز دوشنبه 8 تیر برگزار شد، اظهار کرد: ضمن عرض تسلیت، در روزگاری به سر می‌بریم که استکبار و ظلم، جمعی از مردان، زنان، فرزندان، کودکان و نیز شخصیت‌های علمی و نظامی این سرزمین را به شهادت رساند. از اینکه توفیق نصیب ما شد تا در دوشنبه‌های قرآنی، این سفره گسترده معنویت و معارف قرآن، حضور داشته باشیم، شاکریم.

وی افزود: قرآن، نوشتار کل هستی است؛ یعنی اگر خدای هستی و هر آنچه را که در عالم وجود دارد به نگارش درآوریم، حاصل آن قرآن خواهد بود و اگر بخواهیم قرآن را در عینیت مشاهده کنیم، همان کل هستی است. این حقیقتی است که نمی‌توان آن را انکار کرد.

عضو هیئت علمی گروه فلسفه دانشگاه اصفهان بیان کرد: بهره‌مندی از محضر قرآن نیز وابسته به اراده انسان است؛ چنان‌که خداوند می‌فرماید: «إِنَّا هَدَیْنَاهُ السَّبِیلَ إِمَّا شَاکِرًا وَإِمَّا کَفُورًا». فلسفه و حکمت نزول قرآن، هدایت انسان‌هاست؛ کتابی که راه و سبک زندگی را به بشر می‌آموزد. ازاین‌رو قرآن سفره هدایت و نقشه راه سعادت است و خوشا به حال کسی که شب و روز با این کتاب الهی مأنوس باشد و از معارف آن بهره گیرد.

شانظری اشاره کرد: برای استفاده صحیح از محضر قرآن، شرط نخست آن است که انسان احاطه‌ای هرچند اجمالی بر مجموعه قرآن پیدا کند تا بتواند آیات را به‌درستی معنا کند. به تعبیر حضرت علامه طباطبایی(ره)، مفسر بزرگ قرآن، «إِنَّ الْقُرْآنَ یُفَسِّرُ بَعْضُهُ بَعْضًا»؛ زبان قرآن به‌گونه‌ای است که آیات آن یکدیگر را تفسیر می‌کنند. ازاین‌رو، اگر نگاهی کل‌نگر به قرآن داشته باشیم، خود قرآن مفسر خویش خواهد بود. اگر برخی آیات را جدا از سایر آیات مورد توجه قرار دهیم، خطا در فهم قرآن رخ می‌دهد. به تعبیر خود قرآن، گویی برخی آیات با برخی دیگر مقابله داده می‌شوند.

تفسیر گزینشی؛ زمینه‌ساز انحراف در فهم دین

وی ادامه داد: خطا در فهم قرآن، بزرگ‌ترین آسیبی است که در تفسیر دین پدید می‌آید و گاه فرهنگ دینی ما را نیز دچار انحراف می‌کند. برای نمونه، اگر به آیه «یُقَاتِلُوا الْمُشْرِکِینَ» به‌طور جداگانه بنگریم، ممکن است این برداشت نادرست شکل گیرد که هر غیرمسلمانی باید کشته شود؛ اما هنگامی که آن را در کنار آیه «لَکُمْ دِینُکُمْ وَلِیَ دِینِ» قرار دهیم، معنای صحیح آن روشن می‌شود. بنابراین باید مجموعه آیات را در کنار یکدیگر دید تا هماهنگی و سازگاری آن‌ها آشکار شود.

این استاد فلسفه تصریح کرد: در زمان پیامبر اکرم(ص)، برخی عرب‌ها می‌گفتند چرا گاهی سخنانت ناسازگار به نظر می‌رسد و از همین رو، قرآن را شعر می‌پنداشتند. برای مثال، در جایی قرآن می‌فرماید خداوند جان‌ها را هنگام مرگ می‌گیرد و در جای دیگر، قبض روح را به ملک‌الموت نسبت می‌دهد. یا در یک آیه از «مشرقین و مغربین» سخن می‌گوید و در آیه‌ای دیگر از «مشارق و مغارب». در نگاه نخست، این تعابیر ناسازگار می‌نمایند؛ در حالی که با احاطه بر کل قرآن، هماهنگی آن‌ها آشکار می‌شود. ازاین‌رو، شرط نخست فهم دقیق قرآن آن است که افزون بر آشنایی با زبان قرآن، احاطه‌ای اجمالی بر مجموعه آن داشته باشیم تا بتوانیم روح معنایی و هماهنگی آیات را دریابیم.

شانظری گفت: تفسیر قرآن نیز شیوه‌های گوناگونی دارد. یک شیوه آن است که از آغاز قرآن تا پایان، آیات به‌ترتیب تفسیر شوند که بیشتر مفسران همین روش را برگزیده‌اند. شیوه دیگر، تفسیر موضوعی است؛ یعنی بررسی یک موضوع خاص در سراسر قرآن و اینکه قرآن درباره آن چه دیدگاهی ارائه می‌دهد. از همین رو به نظر رسید که کلیدواژه‌های اساسی قرآن را مورد مطالعه قرار دهیم؛ زیرا این واژگان نقش مهمی در فهم قرآن دارند.

اولوالالباب جهان را سراسر آیه و نشانه می‌بینند

وی افزود: همان‌گونه که در نگارش یک پایان‌نامه، چند واژه کلیدی، گوهر و محور اصلی پژوهش را نشان می‌دهند، در قرآن نیز چنین کلیدواژه‌هایی وجود دارد. این کلیدواژه‌ها در قرآن به دو دسته تقسیم می‌شوند. دسته نخست، کلیدواژه‌های وجودشناسی‌اند؛ یعنی واژگانی که درباره هستی سخن می‌گویند، مانند خدا، جهان، عالم شهادت، عالم غیب، دنیا، آخرت، زمین، آسمان، فرشتگان و شیطان. این‌ها همگی واژگانی هستند که به جهان‌شناسی قرآن مربوط می‌شوند. دسته دوم، کلیدواژه‌های معرفت‌شناسی‌اند؛ یعنی واژگانی که به حوزه شناخت انسان مربوط می‌شوند؛ مانند تعقل، تفکر، حکمت، معرفت و اولوالالباب. از این دو دسته واژه درمی‌یابیم که واقعیتی در عالم وجود دارد و انسان باید با آن واقعیت زندگی کند. اگر انسان واقعیت خود و واقعیت هستی را بشناسد و بر اساس آن زندگی کند، واقع‌گراست؛ اما اگر یا واقعیت را نشناسد یا تنها با ذهنیات خود زندگی کند، گرفتار توهم یا ذهن‌گرایی خواهد شد و در معرض خطر قرار می‌گیرد.

استاد فلسفه بیان کرد: «اولوالالباب» به معنای صاحبان خرد است. «لُبّ» به معنای مغز و حقیقت خالص هر چیز است. مغز انسان نیز همان حقیقت وجودی و خرد اوست. اگر انسان را با همه موجودات عالم مقایسه کنیم، وجه امتیاز او همین نیروی فهم، معرفت و آگاهی است؛ نیرویی که از آن به «تعقل» تعبیر می‌کنیم.

ظرفیت انسان برای تجلی همه اسماء الهی

شانظری ادامه داد: همه هستی زنده و برخوردار از شعور است، اما انسان در مرتبه شعور، برترین موجود به شمار می‌رود. از همین رو قرآن می‌فرماید که امانت الهی بر آسمان‌ها و زمین عرضه شد و هیچ‌یک توان پذیرش آن را نداشتند، اما انسان آن را پذیرفت. مفهوم این آیه آن است که انسان توان دستیابی به آن معرفت را دارد؛ در حالی که ادراک حسی را حیوانات نیز دارا هستند. پرندگان نیز می‌بینند که چیزی بر زمین افتاده است، اما انسان می‌پرسد چرا از این سو افتاد و نه از سوی دیگر؟ چرا چنین شد؟ این پرسش‌های «چرا» او را به کشف قانون جاذبه و سایر قوانین می‌رساند. این همان قدرت تحلیل و کشف علل است که ویژه انسان است. همین پرسشگری است که انسان را وادار می‌کند درباره اقتصاد، سیاست، جامعه و زندگی بیندیشد و علل پدیده‌ها را کشف کند. این ویژگی، شاخصه انسان است و از همان نیروی تعقل سرچشمه می‌گیرد.

وی خاطرنشان کرد: فرشتگان هنگامی که ظاهر انسان را دیدند، دریافتند که او از عناصر متضاد طبیعت آفریده شده است؛ موجودی که می‌تواند دچار نزاع، خون‌ریزی، حرص و طمع شود. ازاین‌رو گفتند: آیا موجودی را می‌آفرینی که در زمین فساد کند و خون‌ها بریزد؟ اما خداوند فرمود شما تنها ظاهر او را دیده‌اید؛ در درون او نیرویی نهفته است که اگر حاکم شود، او را به برترین مظهر اسماء و صفات الهی تبدیل می‌کند. انسان تنها موجودی است که می‌تواند جلوه تام همه اسماء و صفات خداوند باشد.

عضو هیئت علمی گروه فلسفه دانشگاه اصفهان گفت: در دعای جوشن کبیر، هزار نام و صفت الهی بیان شده است. تنها موجودی که استعداد تجلی همه این اسماء را دارد، انسان است و از همین رو شایسته مقام خلافت الهی می‌شود. در سوره بقره، آیه ۲۶۹، خداوند می‌فرماید: حکمت را به هر کس بخواهد عطا می‌کند و هر کس حکمت یابد، خیر فراوان یافته است؛ اما ظرف حقیقی حکمت، صاحبان خرد هستند. از ارسطو پرسیدند فضیلت انسان در چیست؟ گفت: در معرفت. از افلاطون پرسیدند کمال انسان چیست؟ پاسخ داد: در فضیلت اخلاقی. قرآن، انسان کامل را حکیم معرفی می‌کند؛ زیرا حکمت، جمع میان معرفت و فضیلت است که در فلسفه از آن به حکمت نظری و حکمت عملی تعبیر می‌شود. اگر انسان تنها معرفت داشته باشد، عالم است؛ اما حکیم کسی است که آنچه را می‌داند، در سراسر وجودش متجلی سازد. 

ضرورت توجه به بار معنایی واژگان قرآن

شانظری اظهار کرد: در آیات پایانی سوره آل‌عمران نیز کلید فهم قرآن را اولوالالباب معرفی می‌کند؛ کسانی که در آفرینش آسمان‌ها و زمین و آمد و شد شب و روز می‌اندیشند. در اینجا باید به نکته مهمی توجه داشت و آن اینکه هنگام ترجمه واژگان قرآن، نباید تنها به معنای لغوی بسنده کرد؛ زیرا هر واژه، بار فرهنگی ویژه‌ای نیز دارد. برای مثال، واژه «اختلاف» در زبان فارسی معمولاً به معنای نزاع و دعواست؛ در حالی که در قرآن، در بسیاری از موارد، به معنای رفت‌وآمد، گردش و تبادل است.

وی افزود: اگر واژه «خوف» را تنها به معنای ترس ترجمه کنیم، دچار خطا شده‌ایم. ترس، امری طبیعی و مشترک میان انسان و حیوان است؛ اما خوف در قرآن بیشتر به معنای اضطراب و دلهره نسبت به آینده است. ازاین‌رو می‌فرماید: «لا خوف علیهم ولا هم یحزنون»؛ یعنی مؤمنان دچار اضطراب و نگرانی نخواهند بود، نه اینکه احساس طبیعی ترس در آنان وجود نداشته باشد.

این استاد فلسفه بیان کرد: نمونه دیگر، واژه «عبد» است که گاه به برده یا نوکر ترجمه می‌شود؛ در حالی که این ترجمه بار معنایی نادرستی ایجاد می‌کند. «عبد» از ریشه عبادت، به معنای ستایش و پرستش آگاهانه است. انسان آنچه را که برترین می‌یابد، می‌ستاید. ازاین‌رو، هنگامی که می‌گوییم «عبدالله»، یعنی کسی که خدا را با عالی‌ترین معرفت ستایش می‌کند. به همین دلیل، بالاترین مقام پیامبر اکرم(ص)، مقام عبودیت است؛ «أشهد أن محمداً عبده ورسوله». این تفاوت‌های معنایی نشان می‌دهد که ترجمه صرف، هرگز نمی‌تواند همه فرهنگ و بار معنایی واژگان قرآن را منتقل کند.

شانظری ادامه داد: با توجه به آیه‌ای از سوره آل‌عمران؛ «إِنَّ فِی خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلَافِ اللَّیْلِ وَالنَّهَارِ لَآیَاتٍ لِأُولِی الْأَلْبَابِ»، خردمندان هنگامی که به جهان می‌نگرند، سراسر هستی را نشانه عظمت خداوند می‌بینند. در حالات علامه طباطبایی نقل کرده‌اند که هنگام صرف غذا، با ذکر «بسم‌الله» و توجه کامل غذا می‌خوردند و گاه خوشه‌ای انگور را دقایقی طولانی می‌نگریستند و در آفرینش آن تفکر می‌کردند تا آنجا که اشک از چشمانشان جاری می‌شد. می‌اندیشیدند چگونه شاخه‌ای از درخت مو، بدون هیچ قالب و کارخانه‌ای، دانه‌هایی هم‌اندازه، هم‌رنگ و با ترکیب دقیق ویتامین‌ها و مواد غذایی پدید آورده است. این نظم شگفت‌انگیز، انسان را متوجه شعور و قدرت بی‌نهایت حاکم بر هستی می‌کند.

وی بیان کرد: اولوالالباب جهان را سراسر آیه و نشانه می‌بینند. ما ظاهر عالم را مشاهده می‌کنیم، اما باطن آن را کمتر درمی‌یابیم. همان‌گونه که ظاهر انسان دیده می‌شود، اما حقیقت «من» به چشم نمی‌آید. آقای دکتر دینانی کتابی با عنوان «من و جز من» دارند که در سراسر آن هرچه انسان به اعمال خود اشاره می‌کند، باز حقیقت «من» فراتر از همه این‌هاست.

عضو هیئت علمی گروه فلسفه دانشگاه اصفهان اشاره کرد: در داستان حضرت موسی(ع) و حضرت خضر نیز همین حقیقت مطرح است؛ اینکه برای شناخت حقیقت باید به نشانه‌ها و آثار آن نگریست. در سوره مائده، کلید رستگاری را نیز از آنِ اولوالالباب می‌داند. در سوره یوسف، تاریخ و داستان‌های انبیا را مایه عبرت صاحبان خرد معرفی می‌کند؛ کسانی که از گذشته درس می‌آموزند و همان اشتباهات را تکرار نمی‌کنند.تاریخ بزرگ‌ترین سرمایه بشر است، به شرط آنکه از آن عبرت گرفته شود.

شانظری اظهار کرد: در سوره رعد، قدرت تشخیص حق و باطل را از ویژگی‌های صاحبان خرد می‌داند. در سوره ابراهیم، درک نظام توحیدی عالم را ویژه آنان معرفی می‌کند؛ اینکه همه هستی یک نظام واحد و به‌هم‌پیوسته است؛ حقیقتی که امروز نیز فیزیک کوانتوم از آن با عنوان درهم‌تنیدگی جهان یاد می‌کند. در سوره ص، فهم وحی و کلام الهی را ویژه خردورزان می‌داند. در سوره زمر، هدایت را نصیب کسانی معرفی می‌کند که سخنان را می‌شنوند و از بهترین آن پیروی می‌کنند. در سوره غافر نیز انبیا را مایه تذکر برای اولوالالباب می‌داند و در سوره طلاق، تقوا و پاکی را از ویژگی‌های صاحبان خرد برمی‌شمارد.

وی در پایان افزود: اگر تنها همین واژه‌ها را با تأمل مطالعه کنیم، بهره فراوانی خواهیم برد. مقصود این نیست که صرفاً قرآن را تلاوت کنیم، بلکه باید در مفاهیمی چون انسان، هستی، زندگی و خداوند عمیق بیندیشیم.

انتهای پیام

آخرین اخبار استان ها