به گزارش ایسنا، روزنامه همشهری نوشت:
از عملیاتهای «سپر صحرا» تا مزار کودکان قربانی میناب، مسیر زندگی مردی است که تصمیم گرفت برخلاف دستورات ارتش، بهدنبال حقیقت باشد. او که اکنون با برچسب تروریسم و تهدیدهای مداوم روبهرو است، از تجربه تلخ خدمت در ارتش آمریکا و بیداری پس از فروپاشی باورها میگوید. کن اوکیف، تفنگدار سابق ارتش آمریکا در این گفتوگو، از شکوه ایستادگی مردم ایران در برابر ظلم و استکبار سخن میگوید و با نگاهی فراتر از سیاست، تلاش میکند پیوند میان جنایات بزرگ جهانی و جریانهای پنهان و شیطانی را که برای کسب قدرت به هر جنایتی رو میآورند، فاش کند.
لطفا کمی از دوران کودکی و شروع مسیر زندگی خودتان برای ما بگویید.
من در سال ۱۹۶۹ در کالیفرنیا به دنیا آمدم. وقتی ۱۹ساله بودم، تصمیم گرفتم به جمع تفنگداران دریایی آمریکا ملحق شوم. از سال ۱۹۸۹ تا ۱۹۹۲ خدمت کردم. در عملیاتهای «سپر صحرا» در عربستان و «توفان صحرا» درکویت و عراق حضور داشتم. در آن دوران با مقاومتی روبهرو نبودم و مجبور نشدم کسی را بکشم. به همین دلیل هم از مشکلات روانی ناشی از جنگ مثل PTSD رنج نمیبرم.
نقطه عطف زندگی شما چه زمانی بود؟ چه چیزی باعث شد دیدگاهتان نسبت به کشورتان عوض شود؟
یک دستور غیرقانونی به من داده شد، من از آن سرپیچی کردم و با قضاوتهای ناعادلانه ارتش روبهرو شدم. آنجا بود که باورهایم فرو ریخت؛ فهمیدم تمام آن چیزهایی که میگفتند، نوعی شستوشوی مغزی بوده.
در این مسیر سخت، چهکسی بزرگترین حامی شما بوده است؟
مادرم. او با تمام عشق و حمایتش، به من اعتمادبهنفس داد تا جرأت کنم دنبال حقیقت بروم.
آن اقدام نمادین شما در سال ۲۰۰۳ چه بود؟ چرا پاسپورتتان را سوزاندید؟
وقتی آمریکا دوباره به عراق حمله کرد و در مورد سلاحهای کشتار جمعی دروغ گفت، پاسپورت آمریکاییام را سوزاندم. نمیخواهم شهروند کشوری باشم که اقداماتش را به نام مردمش انجام میدهد، ولی آن مردم نمایندگان فاسد را انتخاب نکردهاند.
در بخش اول شنیدیم که شما مسیر زندگیتان را تغییر دادید. اما این تصمیم چه هزینههایی برای شما و خانوادهتان داشته است؟
پس از آنکه سمت مقاومت رفتم، ارتش رژیم صهیونیستی (IDF) من را یکی از نیروهای حماس معرفی کرد آنها در کنگره آمریکا به من تهمت زدند و من را به عضویت در القاعده و گروههای تروریستی متهم کردند. خانواده من بارها مورد تهدید قرار گرفتهاند و تمام فرصتهای شغلی و مالی خوب از دست رفته است. اما هرکسی که وارد فضای مقاومت میشود، باید آماده تهدید خانواده، زندان، تهمت و حتی مرگ باشد.
شما در ایران هم حضور داشتید. نظر شما درباره روحیه مردم ایران در برابر حملات موشکی و پهپادی چیست؟
وقتی حملات صورت میگیرد، اسرائیلیها به پناهگاهها فرار میکنند، اما در ایران، مردم در خیابانها میایستند. حتی وقتی موشک در نزدیکیشان سقوط میکند، آنها بدون ترس فریاد «الله اکبر» سر میدهند.
در مورد روایتهای رسانهای درباره رهبر ایران و همچنین شخصیتهایی مثل یحیی سنوار چه فکر میکنید؟
رسانههای غربی همیشه حقیقت را وارونه میگویند. آنها سعی میکنند قهرمانان را پنهان کنند یا آنها را دزد و فراری معرفی کنند. من سنوار را با آنچه رسانهها میگفتند مقایسه میکنم. او با پاهای قطع شده با چوب به سمت پهپاد حمله میکرد! من رهبر شهید ایران را بسیار دوست داشتم؛ او برای همه ما مثل یک پدر بود.
در این میان، ما شاهد فاجعهای که به آن «جنایت میناب» میگویند بودیم. تجربه شما از دیدن آن صحنهها چه بود؟
وقتی به ایران رسیدم، به مزار کودکان قربانی این حادثه رفتم. یکی یکی مزارها را دیدم. واقعیت تلخ اینجاست که مقامات آمریکایی، این جنایت بزرگ را فقط یک اشتباه جنگی ساده قلمداد میکنند. آنچه عمیقا نگرانکننده است، عدمپاسخگویی در برابر جنایات فجیع است. زمان آن است که برای پایان دادن به این مصونیت، راهکاری برای مسئولیتپذیر کردن مقامات اندیشیده شود.
بسیاری از تحلیلگران معتقدند که جنایات هولناکی نظیر آنچه در پرونده جزیره اپستین شاهد بودیم یا وقایع تلخ و شهادت کودکان در میناب، فراتر از یک خشونت ساده و در پیوند با آیینهای تاریک و شیطانی است. نظر شما در اینباره چیست؟
مسیح(ع) میفرمایند: «آنها خود را پیروِ حق مینامند، اما در واقع کنیسه شیطان هستند.» آنچه در میناب رخ داد، در چارچوب یک قربانیکردنِ آیینی برای کسب قدرت تحلیل میشود. وقتی این قطعات را کنار هم میگذاریم، پیوند این جنایات با آن جریانهای شیطانی، قطعی بهنظر میرسد.
چه پیامی برای مادران میناب دارید؟
به مادران، پدران و برادران و خواهرانی که عزیزانشان در خون و آتش میناب به شهادت رسیدند، میگویم: من آنجا بودم، شاهد بودم و به امید خدا، دوباره بازخواهم گشت. من قول میدهم که با تمام توان، داستان شما را روایت خواهم کرد. تمام تلاش خود را بهکار میگیرم تا حقیقتِ این جنایت و آنچه بر سر شما آمد، به گوش مردم آمریکا برسد. میخواهم همانگونه که شما در سوگ عزیزانتان اشک میریزید، مردم آمریکا نیز با دیدن عمق این فاجعه، اشک بریزند.
بهنظر شما پیروز نهایی این جنگ کدام کشور است؟
از نگاه ژئوپلیتیک، اگر به اهداف جنگی آمریکا و اسرائیل نگاه کنیم، در تمام اهداف اعلامی خود شکست خوردهاند. درحالیکه ایران مدیریت مؤثری بر آبراههای استراتژیک داشت؛ این جریان با اقدامات خود عملا موجب ایجاد ناامنی شد. تنها حوزهای که این قدرتهای زورگو در آن موفق بودند، کشتار بیگناهان بود. با این حال، معتقدم برای نخستینبار، «بینیشان به خاک مالیده شده است». این رژیمها زبان منطق، احترام و قانون را نمیفهمند؛ آنها تنها زبانِ ضربه خوردن را میشناسند. ایران این تنش جهانی را نمیخواهد، اما رژیم صهیونیستی، تمام تلاش خود را میکند تا این مسیرهای حیاتی را مسدود کند.
و در کلام آخر چه صحبتی با مردم آمریکا دارید؟
آرزوی من این است که مردم آمریکا حکومت خود را وادار کنند تا از تقابل با ایران دست بردارد.
انتهای پیام
