محمدرضا آرام در گفتوگو با ایسنا با اشاره به اینکه مهمترین مؤلفهای که میتواند دانشگاه را به موتور پیشرفت تبدیل کند، گره خوردن نهاد علم و دانشگاه با مسائل واقعی جامعه و اتخاذ رویکرد حلالمسائلی است، اظهار کرد: اگر ما در نظام حکمرانی، سیستم اقتصادی و سیاست خود با مسائل و موضوعاتی مواجه باشیم، پاسخگویی به این مسائل و موضوعات باید در نهاد و محیط دانشگاه باشد. اگر نهاد اجرا برای امورات اجرایی خود کاری به نهاد علم نداشته باشد و بالعکس، نهاد علم نیز برای پیشبرد اهداف و محتواهای علمی خود کاری به نهاد اجرا نداشته باشد، آن دانشگاه را میتوان یک دانشگاه غیرپویا، بیجان و مرده دانست.
عضو هیئت علمی دانشگاه فردوسی مشهد تاکید کرد: در مورد اینکه امروز دانشگاههای ما تا چه اندازه به این الگو نزدیک شدهاند، نمیتوان یک حکم واحد صادر کرد و باید میان حوزهها تفکیک قائل شد؛ چراکه برخی دانشگاهها این الگو را دنبال کردهاند و برخی دیگر نه. برای مثال، در حیطه علوم پایه (مانند فیزیک)، ما در کشور دانشگاههای پیشران و پیشرفتهای داریم. امروز صنعت هستهای ما توسط دانشمندان هستهای و اساتید علوم پایه از طریق دانش دانشگاههای کشور طراحی شده است و در عین حال هدف اصلی دشمنان کشور ما نیز همین اساتید علوم پایه قرار دارند.
وی ادامه داد: اما متأسفانه در حیطه علوم انسانی، هنوز موتور پیشرفت ما فعال نشده است و همچنان میتوان گفت در وضعیت تقلید و ترجمه صرف قرار داریم. البته ترجمه صرف لزوماً چیز بدی نیست، اما مشکل اینجاست که ما در همان وضعیت ترجمه باقی ماندهایم و نتوانستهایم خودمان تولیدکننده باشیم و صرفاً در وضعیت مصرفکننده ماندهایم. لذت بردن از پیشرفتهای عرصه علوم انسانی مانند بازتولید چهرههایی چون شهید مطهری که هم با علوم روز جامع بودند و هم دغدغه حل مسائل کشور را داشتند، در حال حاضر بسیار کمتر است. ما در مقایسه با علوم پایه و علومی همچون فیزیک و شیمی، نتوانستهایم در عرصه علوم انسانی به همان اندازه پیشرفته و پیشران باشیم؛ در حالی که عمده رتبه علمی دانشگاههای مادر ما نیز مرهون همین دست رشتهها و دانشکدهها است.
آرام با بیان اینکه در رویکردهای سنتی، دانشگاههای نسل اول و دوم صرفاً به دنبال حل مسائل و نیازهای دروندانشگاهی خود بودند، تصریح کرد: اما دانشگاههای نسل چهارم و پنجم، بیش از هر چیز بر حل مسائل جامعه و تولید قدرت برای کشور متمرکز هستند. در این الگو، پیوند عمیقی میان نهاد علم و نهاد اجرا برقرار است. در این ساحت، دانشگاه ضمن تداوم آموزش و تولید محتوا، معتقد است که نباید صرفاً به بازتولید آموزههای اندیشمندان دیگر اکتفا کند. رسالت واقعی دانشگاه این است که در کنار آموزشِ اندیشمند، به آموزشِ اندیشه و اندیشمندپروری نیز بپردازد. بنابراین، خروجی دانشگاه نباید فقط افرادی باشند که محفوظات علمی و نظری آنها افزایش یافته است، بلکه این مسیر باید به تربیت متفکران و نظریهپردازانی منتهی شود که آموزهها و نظریاتشان در سایر دانشگاههای جهان نیز تدریس گردد.

جهاد علمی در کلام یعنی تلاشِ حداکثری برای حل مسائل کشور
این استاد دانشگاه با اشاره به اینکه جهاد علمی بدین معناست که شما برای حل مسائل خود، تنها به داشتههای کنونی اکتفا نکنید؛ بلکه فراتر از ظرفیتهای موجود، تلاش کرده و توانمندیهای نهفته خود را آزاد کنید، یادآور شد: جهاد به معنای محدود نشدن به وظایف و تکالیف محوله است؛ یعنی هرکجا احساس کردید میتوانید منشأ خدمت و خیر باشید، حضور فعال داشته باشید.
وی تصریح کرد: جهاد علمی به این معناست که شما محدود به سرفصلهای آموزشی، ساعات حضور در دانشگاه یا محیط کلاس نشوید؛ بلکه کلاس را تنها مقدمهای بدانید که آغازِ حقیقیِ بحث علمی شما پس از آن رقم میخورد. اینکه استاد یا دانشجو صرفاً به ساعات موظفی خود در دانشگاه متکی باشد، با مفهوم جهاد فاصله دارد. جهاد علمی یعنی شما نهتنها ساختارهای آموزشی تعریفشده را اجرا کنید، بلکه از آنها فراتر رفته و برای پیشبرد اهداف خود، اسیرِ محدودیتهای ساختاری نشوید.
آرام با تاکید بر اینکه رهبر شهید انقلاب نیز همین مطالبه را از ما داشتهاند و این رسالت امروز بر دوش دانشگاههای ماست، خاطرنشان کرد: ما در این زمینه فاصله زیادی با نقطه مطلوب داریم. استادی که حضورش در دانشگاه محدود به ساعات درسی یا پاسخگویی به دانشجویان است، یا دانشجویی که برای خود فعالیتهای فوقالعاده تعریف نمیکند و دغدغههای جدی ندارد، نمیتواند در تراز یک استاد یا دانشجوی جهادگر باشد. فردی که خود را صرفاً به انجام حداقل وظایف محوله اعم از مطالعه کتاب توسط دانشجو یا نگارش مقاله توسط استاد، محدود کرده و پس از آن به امور روزمره زندگی میپردازد، طبیعتاً با مفهوم «جهاد علمی» فاصله بسیاری دارد.
تولید علم بدون نقشآفرینی اجتماعی، علم نافع نیست
عضو هیئت علمی دانشگاه فردوسی مشهد تاکید کرد: کسانی که در مرزهای دانش گام برمیدارند و به گفتههای دیگران اکتفا نمیکنند، میتوانند به عنوان پیشرانان علمی کشور، اقتدار و قدرت ملی را ارتقا بخشند. در غیر این صورت، دستیابی به این اهداف ممکن نخواهد بود. نمیتوان انتظار داشت که در سطح اول جهان قرار بگیریم اما نسبت به وظایف خود تلاش کافی نداشته باشیم یا جهاد علمی نداشته باشیم؛ چراکه رسیدن به قلههای موفقیت مستلزم همت و تلاش مضاعف است. نمیتوان انتظار داشت که در رتبههای نخست علمی دنیا باشیم، در حالی که میانگین ساعت مطالعه در کشور زیر نیمساعت در روز است. این یک آفت بزرگ و آسیبزا است که حتی نهاد علم ما را نیز تحتالشعاع قرار داده است؛ به طوری که امروزه برای تربیت و پرورش دانشجو، ناچاریم به ابزارهای نوینی نظیر موشنگرافی، انیمیشن و مستند متوسل شویم، چرا که رغبت نهاد علم به مطالعه کتابهای متعدد و حجیم، بسیار کاهش یافته است. قطعاً این وضعیت موجود با آرمانها و اهدافی که ترسیم کردهایم، فاصله جدی دارد.
وی درباره رابطه میان افسران جنگ نرم و پیشگامان حرکت علمی گفت: تولید علم صرفاً محدود به نهاد دانشگاه نیست، بلکه علم میتواند در عرصه اجرا و عمل نیز تولید شود. این تفکیک که «دانشگاه صرفاً نهاد تولید علم است و نهادهای اجرایی صرفاً مسئول اجرای امور هستند»، تفکری اشتباه است؛ چراکه دانشگاه میتواند همزمان نهاد اجرا باشد و نهادهای اجرایی نیز میتوانند کارکرد علمی داشته باشند؛ هرچند که در دانشگاه غلبه با علم و در نهادهای اجرایی غلبه با اجرا است.
آرام افزود: اتفاقاً تا زمانی که فرد، یک مجریِ کارآمد یا یک افسر جنگ نرم نباشد و در میدان عمل حضور نداشته باشد، نظریاتش با واقعیتها فاصله خواهد گرفت و تولیدات علمی او چندان در عرصه اجرا کارآمد نخواهد بود. از این جهت اهمیت دارد که همزمان هم مسئولیت اجتماعی و نقشآفرینی فرهنگی داشته باشیم و هم به تولید علم بپردازیم. زیرا اگر تولید علم بدون نقشآفرینی اجتماعی باشد، علم نافع نخواهد بود و نتیجهاش در عرصه عمل محقق نمیشود؛ بالعکس، اگر نقشآفرینی فرهنگی نیز بدون پشتوانه علمی باشد، ممکن است به اقدامات ضدفرهنگی تبدیل شده و نتیجه عکس به بار آورد؛ بنابراین، این دو حوزه باید مکمل و متمم یکدیگر باشند.

از دانشجوی نمرهگیر تا دانشجوی مطالبهگر؛ ضرورت بازآرایی جنبش دانشجویی
این استاد دانشگاه درباره مطالبات رهبر شهید انقلاب،گفت: سه رکن اصلی «تحصیل، تهذیب و ورزش» مطرح شده است؛ که البته موضوعاتی همچون سیرت سیاسی و مطالبهگریِ جنبش دانشجویی نیز از دیگر مطالبات کلیدی ایشان است. اگر بخواهیم واقعبینانه دانشگاهها را ارزیابی کنیم، باید تفکیک قائل شد؛ در برخی عرصهها مانند آموزش و ورزش، عملکرد دانشگاهها در مجموع قابل قبول بوده است، اما در حوزه جنبش دانشجویی، واقعیت این است که ما بسیار ضعیف عمل کردهایم. دانشگاهها فضای کافی برای پرورش دانشجویان مطالبهگر فراهم نکردهاند. در واقع، تلاشهایی صورت گرفته تا دانشجویی غیرسیاسی تربیت شود؛ یا به تعبیری، تلاش شده تا دانشجو را از سیاست دور نگاه دارند یا او را به سمت سیاستزدگی سوق دهند، که متأسفانه این انحراف، گاه به عنوان یک مزیت تلقی شده است. برخی دانشگاهها با هدف تربیت دانشجویی که صرفاً به دنبال کسب بالاترین نمرات باشد و کاری به مسائل اجتماعی و مطالبهگری از مسئولین نداشته باشد، فعالیت کردهاند که این رویکرد، فاصله بسیار زیادی با آرمانها دارد.
وی به سخنان قاطع رهبر شهید انقلاب در دهه ۸۰ اشاره کرد و گفت: امام شهید ما در نقدِ محدود کردن فعالیتهای سیاسی دانشجویان، به شدت از کسانی که مانع از سیاسی شدنِ سازنده و اصیل دانشجویان میشوند، ابراز انزجار فرمودند. این یکی از معدود مواردی است که ایشان مسئولان آموزش عالی را به دلیل این محدودیتها مورد نقد جدی قرار دادند. همچنین تأکید ایشان بر مراقبت از نفوذ در نهاد علم و دانشگاه بسیار حیاتی است؛ چراکه نفوذ لزوماً از سوی چهرههای غریبه رخ نمیدهد، بلکه گاهی ممکن است در قالب نیروهای خودی و در لایههای زیرین صورت گیرد.
آرام اظهار کرد: اگر بخواهیم از مرحله شعار به مرحله برنامه عملیاتی برسیم، بازآرایی نهاد علم از طریق تغییر در محتوای آموزشی، بهویژه در رشتههای علوم انسانی اولین گام است. در این مسیر، شورای عالی انقلاب فرهنگی و وزارت علوم نقش بسیار تعیینکنندهای ایفا میکنند. ما نیازمند تغییر در ریلگذاری دانشگاهها هستیم؛ به گونهای که دانشگاه به جای تمرکز بر مسائل بیگانگان، به سمت شاخصهای معتبر بینالمللی حرکت کند که محور اصلی آنها حل مسائل داخلی کشور باشد.
عضو هیئت علمی دانشگاه فردوسی مشهد با بیان اینکه مهمترین گام این است که از فرمگرایی و ظاهرگرایی فاصله گرفته و به سمت محتواگرایی و اقداممحوری حرکت کنیم، تاکید کرد: نباید صرفاً به دنبال تولیدات صوری مانند تعداد مشخصی مقاله، پایاننامه یا کتاب باشیم؛ بلکه هدف باید رسیدن به پاسخهای مشخص برای مسائل واقعی و دستیابی به نتایج ملموس باشد. یکی از آسیبهای جدی و آفتهای کلان در ساختار اجرایی کشور و نهاد علم، گزارشهای صوری است. امیدواریم با حرکت به سمت محتوا، از این دامِ مدرکگرایی و مقاله-گرایی عبور کنیم و به سوی دانشگاهی حرکت کنیم که مطالبه اصلی رهبری، یعنی پاسخگویی به نیازهای واقعی جامعه، را محقق سازد.
انتهای پیام
