هادی رفیعی، عضو هیئت علمی پژوهشکده گردشگری جهاد دانشگاهی، اظهار کرد: صنعت گردشگری در دو تا سه دهه اخیر به یکی از مهمترین بخشهای اقتصادی جهان تبدیل شده است. پیش از هر تصمیم سفر، «ادراک امنیت مقصد» نقش تعیینکنندهای در انتخاب گردشگران دارد؛ بهگونهای که حتی بیش از امنیت واقعی، برداشت ذهنی افراد از امنیت میتواند رفتار سفر را شکل دهد.
وی با اشاره به ضرورت بررسی رفتار گردشگران در شرایط بحران افزود: تحلیل اثر جنگ بر تصمیم سفر، تغییر الگوهای رفتاری گردشگران و بهویژه جایگاه گردشگری مذهبی در شهر مشهد، از موضوعات کلیدی در مدیریت گردشگری است. در شرایط بحرانی، تأثیرات جنگ هم مستقیم و هم غیرمستقیم است؛ ازجمله کاهش و تعویق سفرها، افت سرمایهگذاری در بخش گردشگری، کاهش درآمد هتلها و آژانسها، کاهش اشتغال و ایجاد رکود در مقاصد گردشگری. در کنار این موارد، آثار غیرمستقیم نیز شامل افزایش نگرانی و اضطراب گردشگران، تغییر تصویر ذهنی مقاصد در رسانهها، افزایش هزینههای سفر و کاهش اعتماد عمومی است که در بلندمدت اثرات عمیقتری بر صنعت گردشگری دارد.
رفیعی با تأکید بر اهمیت گردشگری مذهبی ادامه داد: در مقاصدی مانند مشهد، انگیزههای معنوی و اعتقادی نقش بسیار پررنگی در تصمیم سفر دارند و همین موضوع موجب ایجاد نوعی تابآوری بیشتر در برابر بحرانهای امنیتی میشود. با این حال، وابستگی شدید اقتصاد شهری مشهد به حضور زائران باعث میشود هرگونه کاهش در حجم سفر، بهطور مستقیم بر حملونقل، بازار، خدمات شهری و اشتغال اثر بگذارد. بنابراین مدیریت این شرایط، بهویژه در حوزه اطلاعرسانی، مدیریت افکار عمومی و نحوه عملکرد نهادهای مسئول، اهمیت بسیار بالایی دارد.
عضو هیئت پژوهشکده گردشگری جهاد دانشگاهی افزود: از منظر اجتماعی و پژوهشی نیز این موضوع دارای اهمیت ویژهای است، زیرا خلأهای جدی در مطالعات مرتبط با گردشگری مذهبی در شرایط بحران وجود دارد. شهر مشهد بهعنوان یکی از مهمترین قطبهای زیارت کشور، با میلیونها زائر در طول سال، علاوه بر جایگاه مذهبی، از نظر اقتصادی، جغرافیایی و زیرساختی نیز اهمیت راهبردی دارد و حتی در شرایط بحرانهای منطقهای نیز آثار مستقیم، غیرمستقیم و القایی گردشگری در آن قابل مشاهده است.
وی تصریح کرد: در این راستا پژوهشی با هدف بررسی رفتار زائران و گردشگران مشهد در دوران جنگ انجام شده است که در آن شاخصهایی مانند تأثیر اخبار ناامنی بر تصمیم سفر، ادراک امنیت، الگوهای سفر و اقامت، نقش انگیزههای مذهبی در تداوم سفر و رابطه میان ادراک ریسک و رفتار گردشگران مورد بررسی قرار گرفته است.
رفیعی با اشاره به مبانی نظری این پژوهش گفت: این مطالعه بر سه نظریه اصلی استوار است؛ نخست نظریه ادراک ریسک که تأکید دارد رفتار گردشگران بیشتر از خطر واقعی، تحت تأثیر برداشت ذهنی آنها از ریسک است و رسانهها نقش مهمی در شکلدهی این ادراک دارند. دوم نظریه انگیزش حفاظتی که توضیح میدهد افراد در مواجهه با تهدید، ابتدا شدت خطر و سپس توانایی مقابله خود را ارزیابی میکنند و بر اساس آن تصمیم به سفر میگیرند. سوم نظریه تابآوری گردشگری است که توانایی سیستم گردشگری و گردشگران در سازگاری و بازگشت پس از بحران را بررسی میکند. این سه چارچوب نظری امکان تحلیل دقیقتر رفتار گردشگران در شرایط بحرانی را فراهم میکنند.
عضو هیئت پژوهشکده گردشگری جهاد دانشگاهی، به نتایج پیمایش انجامشده در نوروز ۱۴۰۴ و مقایسه آن با نوروز ۱۴۰۵ اشاره کرد و گفت: در این پژوهش که بهصورت پیمایش میدانی و مصاحبه حضوری انجام شده، در مجموع بین ۲۵۰۰ تا ۳۰۰۰ نمونه سالانه در بازههای مختلف زمانی گردآوری میشود. در مقایسه نوروز ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵، نتایج نشان داد بیش از ۹۵ درصد گردشگران، شهر مشهد را امن یا بسیار امن ارزیابی کردهاند؛ موضوعی که بیانگر آن است که بحران جنگ تأثیر قابل توجهی بر ادراک امنیت این شهر نداشته است.
وی افزود: در بخش دیگری از یافتهها، حدود ۷۱ درصد گردشگران اعلام کردهاند اخبار جنگ تأثیری بر تصمیم سفر آنها نداشته و تنها بخش کوچکی از جامعه هدف تحت تأثیر جدی این اخبار قرار گرفتهاند. همچنین بیش از ۹۰ تا ۹۷ درصد پاسخدهندگان، زیارت را مهمترین انگیزه سفر خود به مشهد عنوان کردهاند که نشاندهنده غلبه انگیزههای معنوی بر سایر عوامل تصمیمگیری است.
رفیعی ادامه داد: در بررسی الگوهای سفر، میانگین مدت اقامت زائران نسبت به سال قبل حدود ۱۲ درصد افزایش یافته و به حدود ۶ روز رسیده است. با این حال، تغییراتی در شیوه سفر مشاهده شده؛ از جمله کاهش سهم سفرهای هوایی به دلیل لغو یا محدودیت پروازها و افزایش استفاده از حملونقل ریلی. همچنین استفاده از اقامت در منازل اقوام و آشنایان نیز رشد داشته که نشاندهنده تلاش برای کاهش هزینههای سفر است.
عضو هیئت علمی پژوهشکده گردشگری جهاد دانشگاهی با اشاره به تغییرات رفتاری در تصمیمگیری سفر اظهار کرد: در شرایط بحرانی، افق برنامهریزی سفر کوتاهتر شده و تصمیمگیریها بیشتر بهصورت لحظهای انجام میشود که این موضوع ناشی از افزایش عدم قطعیت است. در حوزه هزینههای سفر نیز حدود ۶۶ درصد گردشگران اعلام کردهاند هزینهها نسبت به گذشته بیش از ۲۰ درصد افزایش یافته که مهمترین عوامل آن افزایش قیمت خوراک و اقامت بوده است.
وی افزود: با وجود این شرایط، میزان رضایت کلی گردشگران از سفر به مشهد همچنان بسیار بالا و در سطح بیش از ۹۰ تا ۹۵ درصد قرار دارد. این موضوع نشان میدهد که ادراک امنیت در مشهد همچنان پایدار بوده و نقش مهمی در تداوم جریان سفر ایفا کرده است. نتایج این پژوهش نشان میدهد که مدیریت گردشگری در شرایط بحران باید همزمان بر دو محور «امنیت واقعی» و «ادراک امنیت» تمرکز داشته باشد. همچنین ایجاد مرجع رسمی اطلاعرسانی گردشگری، مقابله با شایعات، پایش مستمر احساس امنیت گردشگران و حرکت از مدیریت واکنشی به سمت مدیریت پیشگیرانه و تابآور، از الزامات اساسی برای پایداری صنعت گردشگری در شرایط بحرانی است.
در شرایط بحران، انتخاب مقصد بیش از آنکه بر اساس جاذبه باشد، بر پایه دسترسی و امکان بازگشت است
در ادامه مژگان ثابت تیموری، رئیس کمیسیون گردشگری و صنایع دستی اتاق بازرگانی خراسان رضوی، اظهار کرد: در شرایط عادی، تصمیمگیری برای سفر بر پایه جاذبههای مقصد انجام میشود؛ به این معنا که گردشگر ابتدا جاذبه را شناسایی کرده و بر اساس آن مقصد سفر را انتخاب میکند و جاذبه، انگیزه اصلی سفر محسوب میشود.

وی با اشاره به تغییر این الگو در شرایط بحرانی افزود: در شرایط جنگی، این فرآیند دچار تغییر اساسی میشود و به دلیل افزایش ریسک و تغییرات محیطی، تصمیمگیری سفر تحت تأثیر عوامل دیگری قرار میگیرد.
ثابت تیموری با بیان اینکه چهار مؤلفه اصلی در تصمیمگیری سفر در شرایط جنگی نقش دارند، گفت: نخست، احساس ناامنی و ادراک ریسک است که میتواند اساس انتخاب مقصد بر مبنای جاذبه را تضعیف کند. دوم، محدودیتهای دسترسی است؛ از جمله اختلال در پروازها، مسیرهای زمینی و ریلی که در مقاطعی دسترسی به مقاصد را دشوار کرده است. سوم، هزینه سفر است که در این دوره تنها به بلیت و اقامت محدود نبوده، بلکه به دلیل اختلال در اینترنت، کاهش دسترسی به شبکههای بانکی و مشکلات پرداخت، کل فرایند تأمین مالی سفر را تحت تأثیر قرار داده است. چهارم نیز عدم قطعیت درباره آینده وضعیت است که موجب بازآرایی جغرافیای سفر و تغییر رفتار گردشگران میشود؛ بهگونهای که در این شرایط، از «جغرافیای جاذبه» به سمت «جغرافیای دسترسی» حرکت میکنیم.
عضو هیئت علمی پژوهشکده گردشگری جهاد دانشگاهی با اشاره به تأثیر جنگ بر جاذبههای گردشگری اظهار کرد: در شرایط بحران، جاذبههای گردشگری و حتی زیرساختها دچار آسیب میشوند و بخشی از موزهها و آثار تاریخی به دلیل تهدیدات امنیتی تعطیل یا محافظت شدند. علاوه بر این، زنجیره خدمات گردشگری نیز دچار اختلال شد؛ از حملونقل و سوخت گرفته تا اقامت و خدمات بینراهی. این وضعیت در کنار رفتار احتیاطی خانوادهها موجب کاهش سفرهای کوتاهمدت و افزایش سطح نگرانی در تصمیمگیری سفر شد. در نتیجه این شرایط، الگوهای سفر تغییر کرد و بیشترین آسیب به حملونقل هوایی وارد شد. همچنین بخشی از زیرساختها و فرودگاهها دچار اختلال یا آسیب شدند و برخی مسیرها بهتدریج به وضعیت عادی بازگشتهاند، هرچند محدودیتها همچنان باقی است.
وی با اشاره به مشکلات فعالان حوزه گردشگری گفت: آژانسهای مسافرتی و دفاتر خدمات گردشگری با مشکلات جدی در تسویهحسابها و کاهش شدید سفرهای داخلی و خارجی مواجه شدند و بخشی از آنها فعالیت خود را متوقف کردند. در شرایط جنگی، عوامل ژئوپلیتیکی، زیرساختی، اقتصادی و روانی موجب بازآرایی جغرافیای سفر شدهاند و الگوی نوروز ۱۴۰۵ نسبت به سالهای عادی تغییر کرده است؛ بهگونهای که سفرهای دوربرد کاهش و سفرهای نزدیک و منطقهای افزایش یافتهاند.
ثابت تیموری ادامه داد: در این شرایط، مقاصدی موفقتر بودند که دسترسی آسانتر، هزینه کمتر، فاصله کوتاهتر و امکان بازگشت سریعتر داشتند. به همین دلیل، سفرها عمدتاً به سمت استانهای شمالی و مناطق مجاور کشور متمرکز شد و از تمرکز قبلی بر مقاصدی مانند مشهد تا حدی کاسته شد. در شرایط بحران، انتخاب مقصد بیش از آنکه مبتنی بر جاذبه باشد، بر اساس دسترسی، اعتماد و امکان بازگشت سریع شکل میگیرد و این امر موجب شکلگیری «جغرافیای جدید سفر» در شرایط جنگی شده است.
نوسانات شدید سفر، برنامهریزی گردشگری را دشوار کرده است
در ادامه مصطفی فاطمی، مدیرکل توسعه گردشگری داخلی وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی، با اشاره به اینکه حوزه گردشگری در کشور همواره با انواع بحرانها مواجه بوده است، گفت: اگر شرایط ایران را با سایر کشورها مقایسه کنیم، بهسختی میتوان نمونهای یافت که همزمان با این حجم و تنوع از بحرانها روبهرو باشد. بر اساس تقسیمبندی موجود، این بحرانها در ۶ دسته شامل بحرانهای محیطی، اجتماعی و سیاسی، اقتصادی، جنگ و تهدیدات امنیتی، ارتباطی، فناوری و همچنین بحرانهای حوزه بهداشت و سلامت قرار میگیرند.

وی افزود: ویژگی خاص ایران این است که تقریباً تمامی این بحرانها در یک بازه زمانی نزدیک یا بهصورت همزمان تجربه شدهاند؛ از بحرانهای اقتصادی، حوادثی مانند سقوط هواپیمای اوکراینی، همهگیری کرونا، ناآرامیهای اجتماعی و تحولات امنیتی تا جنگ ۱۲ روزه و سایر تهدیدات منطقهای که همگی بهصورت متوالی یا همزمان بر صنعت گردشگری اثر گذاشتهاند.
فاطمی ادامه داد: این وضعیت را با سایر کشورها نیز مقایسه کردهایم؛ برای مثال اوکراین درگیر جنگ است، اما همزمان با مجموعهای از بحرانهای دیگر مانند تحریمهای گسترده، اختلالات ارتباطی یا تنوع بحرانهای مشابه ایران مواجه نیست و حتی در همان شرایط نیز بخشی از گردشگری در آن کشور فعال باقی مانده است. بنابراین شرایط ایران از این منظر منحصر بهفرد است.
مدیرکل توسعه گردشگری داخلی وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی، با اشاره به تشکیل کمیته مدیریت بحران در وزارت میراث فرهنگی حدود پنج سال و نیم پیش گفت: در این کمیته، مدیران بخشهای مختلف، پژوهشگاه میراث فرهنگی و کارشناسان حضور دارند تا برای مدیریت شرایط بحرانی در گردشگری برنامهریزی شود. در همین چارچوب، سناریوهای مختلفی تدوین شده بود؛ ازجمله سناریوی بسیار بدبینانه (احتمال وقوع جنگ)، سناریوی بدبینانه (تشدید تنشهای منطقهای همراه با تورم) و سناریوی نسبتاً خوشبینانه (ثبات نسبی شرایط) که در نهایت سناریوی نخست محقق شد و برای آن از قبل در هر استان برنامهریزی شده بود.
وی با تأکید بر اهمیت مدیریت رسانه در بحران گفت: یکی از محورهای مهم این سناریوها، مدیریت اخبار و اطلاعرسانی بود. به عنوان نمونه، در جریان جنگ اخیر زمانی که فرودگاه مشهد هدف حمله قرار گرفت، تمرکز ویژهای بر مدیریت فضای خبری این شهر داشتیم؛ زیرا در صورت عدم کنترل صحیح اخبار، بخش مهمی از گردشگری شرق کشور آسیب جدی میدید. در عمل نیز آمارها نشان داد مشهد در روزهای ابتدایی با افت قابل توجه سفر مواجه شد اما با مدیریت اطلاعرسانی این وضعیت به سرعت بهبود یافت، در حالی که برخی استانها مانند اصفهان به دلیل ضعف رسانهای با کاهش شدیدتری در سفر روبهرو شدند.
فاطمی افزود: فرآیند مدیریت بحران در گردشگری شامل مراحل پیش از بحران، هشدار، حین بحران، پس از بحران و در نهایت مرحله احیا و بازسازی است و برای هر مرحله، بر اساس سناریوهای از پیش تدوینشده، برنامه مشخصی طراحی میشود. این سناریوها نیز متناسب با شرایط جدید بهطور مستمر بازنگری میشوند. در مرحله بازسازی، خلاقیت و فعالیت اتاقهای فکر اهمیت زیادی دارد. در بسیاری از کشورها تلاش میشود مقصد گردشگری از فضای بحران جدا شود؛ برای مثال اسپانیا پس از بحران اقتصادی با تمرکز بر برند جزایر قناری توانست تصویر متفاوتی ایجاد کند یا اندونزی پس از بمبگذاریها، بالی را بهعنوان برندی مستقل در بازار گردشگری معرفی کرد.
مدیرکل توسعه گردشگری داخلی وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی ادامه داد: در جریان بحران اخیر، حدود ۶۵ هزار نفر در آژانسهای مسافرتی بیکار شدهاند و نزدیک به ۵۰۰۰ آژانس فعالیت خود را متوقف کردهاند. این در حالی است که صنعت گردشگری بهطور مستقیم و غیرمستقیم حدود یک میلیون و ۶۰۰ هزار شغل را در کشور تحت تأثیر قرار میدهد. همچنین پیش از آغاز جنگ نیز کاهش قابل توجهی در سفر به مقاصد مختلف ازجمله کیش (حدود ۷۰ درصد) و برخی مقاصد دیگر مانند مشهد و خوزستان (حدود ۴۰ درصد) مشاهده شده بود.
وی با اشاره به نوسانات شدید سفر در کشور اظهار کرد: یکی از چالشهای اصلی گردشگری ایران، «نوسانات یا سینوس شدید سفر» است. از آنجا که خدمات گردشگری قابلیت انبار شدن ندارند، هتل یا خدمات سفر در دوره کمتقاضا قابل ذخیرهسازی برای آینده نیست. در نتیجه هرچه این نوسانات بیشتر باشد، برنامهریزی اقتصادی در این صنعت دشوارتر میشود. در مقابل، کشورهایی مانند ترکیه جریان سفر یکنواختتری دارند و همین موضوع به ثبات اقتصادی گردشگری آنها کمک کرده است.
فاطمی ادامه داد: این نوسانات هم ناشی از الگوی تعطیلات در کشور است و هم تحت تأثیر بحرانهای متعدد داخلی و خارجی شکل میگیرد. به همین دلیل مدیریت تقاضای سفر در دستور کار قرار دارد تا در دورههای کمسفر با برگزاری رویدادها، تخفیفها و سیاستهای تشویقی، تقاضا افزایش یابد و در دورههای اوج سفر نیز از تمرکز بیش از حد جلوگیری شود. در حوزه مدیریت بحران، رصد لحظهای وضعیت فعالان گردشگری نیز اهمیت زیادی دارد. در جریان بحران اخیر حتی برخی تأسیسات گردشگری آسیب جدی دیدند. همچنین از قبل مجموعهای از اقدامات مانند حمایت از زیرساختها، تحریک هوشمند تقاضا، همکاری رسانهای و استفاده از ظرفیت اینفلوئنسرها برای مدیریت افکار عمومی و بازسازی برند گردشگری کشور در دستور کار قرار داشته و همچنان در حال پیگیری است.
لزوم ایجاد «اتاق بحران دائمی» در دستگاههای اجرایی گردشگری
در ادامه جواد براتی، رئیس پژوهشکده گردشگری جهاد دانشگاهی، اظهار کرد: صنعت گردشگری در سالهای اخیر با مجموعهای از بحرانهای پیوسته مانند نوسانات انرژی، کرونا و جنگ مواجه بوده که این شرایط بهطور مستقیم بر عملکرد هتلها، آژانسها و زنجیره خدمات گردشگری اثر گذاشته است.

وی با تأکید بر ضرورت نهادینهسازی مدیریت بحران در دستگاهها افزود: امروز هر دستگاه اجرایی باید اتاق بحران دائمی داشته باشد تا پیش از بحران، حین بحران و پس از آن بهصورت منسجم عمل کند و همچنین بستههای مدیریتی از پیش آماده برای شرایط اضطراری در اختیار داشته باشد.
براتی درباره وضعیت حمایتها گفت: با وجود اهمیت موضوع، بخش قابل توجهی از بستههای حمایتی گردشگری هنوز بهطور کامل اجرایی نشده و همین مسئله باعث شده برخی آژانسها در شرایط بحرانی از چرخه فعالیت خارج شوند. اگر بستههای حمایتی بهصورت آماده و قابل اجرا در زمان بحران طراحی شوند، میتوانند به سرعت فعال شده و در حوزههایی مانند مالیات، تسهیلات و حمایتهای مالی نقش مؤثری داشته باشند.
رئیس پژوهشکده گردشگری جهاد دانشگاهی افزود: فعالان گردشگری با وجود فشارهای اقتصادی تلاش کردهاند نیروی انسانی خود را حفظ کنند، اما همچنان نیاز به حمایت هدفمند در شرایط بحرانی وجود دارد؛ بهویژه در شهری مانند مشهد که اقتصاد آن به گردشگری وابسته است. طراحی سازوکارهای آماده برای فعالسازی سریع حمایتها در بحران، همراه با تفکیک میان آسیب ناشی از بحران و سوءمدیریت، میتواند به پایداری صنعت گردشگری کمک کند.
حفظ کسبوکارهای موجود مهمتر از ایجاد کسبوکارهای جدید است
در ادامه محمد غفران، نماینده مدیرکل امور رفاهی زائران استانداری خراسان رضوی، اظهار کرد: در تحلیل اقتصادی گردشگری، متغیرها به دو دسته «انباشت» و «جریان» تقسیم میشوند و در شرایط بحران، نقش متغیرهای انباشت مانند موجودی سرمایه و زیرساختها بسیار تعیینکنندهتر از جریان سرمایهگذاریهای جدید است؛ به همین دلیل حفظ کسبوکارهای موجود در اولویت بالاتری نسبت به ایجاد کسبوکارهای جدید قرار دارد.
وی ادامه داد: در این میان، سرمایه انسانی بیشترین آسیب را میبیند؛ زیرا در دورههای بحران، بسیاری از نیروهای باتجربه و مدیران حوزه گردشگری تغییر شغل میدهند و بازسازی این نیروها در کوتاهمدت امکانپذیر نیست. به همین دلیل، اصلیترین ضربه صنعت گردشگری در دوره اخیر در حوزه اشتغال و بازار کار بوده است.
غفران با اشاره به روند بلندمدت اقتصاد گفت: کاهش قدرت خرید در سالهای اخیر باعث تغییر الگوی سفر شده است؛ بهگونهای که سفرها هم کوتاهتر شدهاند و هم به مقاصد نزدیکتر محدود شدهاند. این روند در شرایط بحران مانند جنگ یا کرونا تشدید میشود و محدودیتهای حملونقل نیز آن را افزایش میدهد. نوع وابستگی سفر نیز در میزان تابآوری آن اثرگذار است؛ سفرهای زیارتی و خانوادگی پایدارتر هستند، اما سفرهای تفریحی و غیرزیارتی آسیبپذیرترند و بیشترین فشار آن بر آژانسها، هتلها و کسبوکارهای رسمی گردشگری وارد میشود.
نماینده مدیرکل امور رفاهی زائران استانداری خراسان رضوی تصریح کرد: نتیجه این شرایط، کاهش درآمد، تعدیل نیرو و آسیب جدی به اشتغال، بهویژه نیروی کار باتجربه است. همچنین در سالهای اخیر مدت ماندگاری سفر در مشهد نیز کاهش یافته و این موضوع بر پایداری کسبوکارها اثر منفی گذاشته است.
وی تأکید کرد: سیاستهای گردشگری باید با الگوی جدید سفر هماهنگ شوند؛ ازجمله حمایت از سفرهای کوتاهمدت، تقویت گردشگری روستایی، توسعه مقاصد نزدیک و استفاده از ابزارهایی مانند کارتهای سفر و تورهای کوتاهمدت برای افزایش تابآوری صنعت گردشگری.
انتهای پیام
