«محمود شوری» با اشاره به گمانهزنیها درباره نقش روسیه در برقراری آتشبس و همکاریهای اطلاعاتی با ایران، تاکید کرد: روسیه پس از جنگ اوکراین دیگر ظرفیت نقشآفرینی گسترده را در نظام بینالملل ندارد، اما در حوزههایی که امکان اقدام دارد، از جمله تبادل اطلاعات و مخالفت با برخی اقدامات در شورای امنیت، از ایران حمایت کرد.
این کارشناس ارشد مسائل روسیه، در گفتوگویی تفصیلی با ایسنا، درباره نقش روسیه در تحقق آتشبس میان ایران و آمریکا و گمانهزنیها درباره میانجیگری مسکو اظهار کرد: روسیه به هر حال یک قدرت بزرگ و تاثیرگذار در سیاست بینالملل است و با توجه به روابطی که طی دستکم سه دهه گذشته با جمهوری اسلامی ایران داشته، در نگاه غرب یکی از مهمترین متحدان ایران، بهویژه در حوزه مسائل بینالمللی، محسوب میشود. ایران و روسیه نیز در بسیاری از موضوعات بینالمللی همسویی بیشتری با یکدیگر داشتهاند.
وی درباره جنگ اخیر و حتی جنگ ۱۲ روزه و نقش روسیه در آنها اظهار کرد: آنچه از اخبار و اطلاعات منتشر شده برمیآید، نشان میدهد روسها نقش ویژهای برای خود در موضوع میانجیگری یا برقراری آتشبس قائل نبودند.
این تحلیلگر مسائل روسیه ادامه داد: در جنگ ۱۲ روزه، اسرائیل طرف اصلی مقابل ایران بود، اما در جنگ اخیر آمریکا مستقیماً در مقابل ایران قرار گرفت و طبیعی است که نوع روابط روسیه با این دو بازیگر متفاوت باشد. به همین دلیل برای روسها مهم بود که ایران در هیچیک از این دو جنگ شکست نخورد و تلاش کردند در حد توان خود به ایران کمک کنند، هرچند درباره میزان ظرفیت و تاثیرگذاری این کمکها میتوان بحث کرد.
شوری با اشاره به تحلیل اولیه مسکو از روند جنگ گفت: روسیه در آغاز جنگ، چه در جنگ ۱۲ روزه و چه در جنگ اخیر، نسبت به سرنوشت جنگ نگاه امیدوارکنندهای نداشت و تصور میکرد با توجه به عدم توازن قدرت میان ایران و دشمنانش، جنگ نمیتواند به نفع ایران پایان یابد؛ از این رو تمایلی نداشت به تعبیر معروف روی «اسب بازنده» شرطبندی کند. اما زمانی که مقاومت ایران جدیتر شد و اسرائیل و آمریکا در هر دو جنگ اخیر نتوانستهاند به اهداف خود دست پیدا کنند، روسها تحلیل خود را تغییر داده و نوع مداخله و رفتارشان نیز بر همین اساس دستخوش تغییر شد.
چرا ترامپ از پوتین تشکر کرد؟
این کارشناس مسائل روسیه در ادامه درباره تشکر دونالد ترامپ از ولادیمیر پوتین پس از اعلام آتشبس گفت: به نظر میرسد ترامپ با چنین اظهاراتی به دنبال این است که یک امتیاز بدون هزینه به پوتین بدهد. با این حال حتماً در تماسهایی که در دوران جنگ میان ترامپ و پوتین و یا حتی رئیس جمهور چین برقرار شده، رهبران چین و روسیه از ظرفیت و توانایی خود برای توقف جنگ استفاده کردهاند، زیرا منفعت روسیه یا چین در این بود که ایران در این جنگ شکست نخورد، اما این موضوع به معنای آن نیست که روسیه ابزارهای زیادی برای مدیریت تنش یا ایجاد آتشبس در اختیار داشته باشد.
شوری با اشاره به شرایط روسیه پس از جنگ اوکراین خاطرنشان کرد: روسیه امروز در سطح بینالمللی توان و ظرفیت نقشآفرینی گسترده گذشته را ندارد. اگرچه همچنان عضو دائم شورای امنیت است، اما موضوع جنگ ایران و آمریکا عملاً در شورای امنیت دنبال نشد و تنها در مواردی که امکان اقدام وجود داشت، مانند مخالفت با برخی قطعنامهها، روسیه نقش خود را ایفا کرد. بنابراین انتظار ایفای نقشی فراتر از این، با توجه به شرایط فعلی روسیه، واقعبینانه نیست.
همکاری اطلاعاتی ایران و روسیه؛ موضوعی طبیعی و قابل انتظار
وی در ادامه این گفتوگو درباره گزارش برخی رسانههای آمریکایی مبنی بر همکاری اطلاعاتی روسیه با ایران در جریان جنگ نیز اظهار کرد: این موضوع پیشتر درباره چین نیز مطرح شده بود و حتی خود آقای پوتین در مجمع اقتصادی سنپترزبورگ به وجود تبادل اطلاعات میان ایران و روسیه اشاره کرد و گفت که همانطور که روسیه با بسیاری از کشورها در قالب همکاریهای تجاری از دادههای ماهوارهای و اطلاعاتی استفاده میکند، همکاری با ایران نیز در همین چارچوب دنبال شده است و اتفاق عجیب یا غیرمنتظرهای محسوب نمیشود. در واقع، حداقل کمکی که روسیه و چین میتوانستند به ایران ارائه کنند، همین سطح از همکاریهای اطلاعاتی بود و از آنجا که این همکاریها در قالب همکاریهای معمول میان کشورها انجام میشود، اساساً موضوعی نیست که روسیه بخواهد آن را پنهان کند یا بابت آن تحت فشار قرار گیرد.
این کارشناس مسائل روسیه با اشاره به همکاریهای فضایی تهران و مسکو گفت: ایران یکی از مهمترین شرکای روسیه در حوزه ارتباطات ماهوارهای بوده و پرتاب برخی ماهوارههای ایران نیز با همکاری روسیه انجام شده است؛ بنابراین اصل این همکاریها موضوع تازهای نیست. اینکه این تبادل اطلاعات تا چه اندازه در معادلات نظامی و میدان نبرد تاثیرگذار بوده، مسئلهای است که به دلیل ماهیت محرمانه آن، اطلاعات دقیقی دربارهاش در دست نیست.
آیا روسیه از جنگ رمضان سود برد؟
شوری در پاسخ به این پرسش که برخی تحلیلگران روسیه را یکی از برندگان جنگ رمضان میدانند؛ چراکه با آغاز درگیریها، توجه غرب تا حدی از جنگ اوکراین منحرف شد و از طرفی در پی تعاملاتی که انجام شد، روسیه نیز فرصت بیشتری برای فروش نفت پیدا کرد، گفت: باید میان «منفعت بردن روسیه از شرایط جنگ» و «تمایل مسکو به ادامه جنگ» تفاوت قائل شد، زیرا این دو الزاماً به یک معنا نیستند.

وی افزود: روسها خود نیز به خوبی میدانستند منافعی که از این شرایط به دست آوردهاند، موقتی است. همانطور که ولادیمیر پوتین نیز به آن اشاره کرده و بسیاری از تحلیلگران روس آن را تایید کردهاند، جنگ اوکراین تا حدی از کانون توجه خارج شد، بخشی از کمکهای نظامی غرب که میتوانست در اختیار اوکراین قرار گیرد، به سمت اسرائیل رفت و روسیه نیز برای مدتی قدرت مانور بیشتری در بازار انرژی پیدا کرد. همچنین روسیه برای حدود یک ماه فرصت یافت نفت خود را با محدودیتهای کمتری صادر کند و این موضوع برای اقتصاد این کشور یک فرصت محسوب میشد، اما خود روسها معتقدند این وضعیت پایدار نیست و نمیتواند برای مدت طولانی ادامه پیدا کند.
این کارشناس مسائل روسیه تاکید کرد: اگر جنگ ادامه پیدا میکرد، مسئله اصلی این بود که ایران تا چه اندازه توان مقاومت داشت. از منظر راهبردی، روسیه هیچ منفعتی در تداوم جنگ نداشت، هرچند از نظر تاکتیکی از برخی پیامدهای آن بهره برد. بنابراین نباید این منافع مقطعی را مبنای تحلیل سیاست کلی روسیه در قبال جنگ قرار داد.
چرا روسیه نمیخواست ایران شکست بخورد؟
شوری در پاسخ به این پرسش که چرا روسیه بر شکست نخوردن ایران تاکید داشت؟ گفت: اگر جنگ طولانی میشد، ظرفیتهای ایران به تدریج فرسوده میشد و احتمال داشت ایران به اندازهای تضعیف شود که دیگر نتواند به عنوان یک بازیگر مستقل در منطقه و نظام بینالملل ایفای نقش کند؛ موضوعی که برای روسیه اهمیت داشت. از سوی دیگر، اگر آمریکا در این جنگ به موفقیت میرسید، این پیام را به جهان منتقل میکرد که واشنگتن قادر است مهمترین پروندههای بینالمللی را از طریق قدرت نظامی حل و فصل کند و چنین الگویی میتوانست در پروندههایی مانند اوکراین یا حتی تایوان نیز تکرار شود.
این تحلیلگر مسائل روسیه ادامه داد: چنین سناریویی نه برای روسیه مطلوب بود و نه برای چین؛ زیرا هر دو کشور آن را تهدیدی مستقیم علیه منافع راهبردی خود میدانستند. بنابراین روسیه و چین خواهان آن نبودند که جنگ به مرحلهای برسد که ایران توان بازیابی خود را از دست بدهد و به کشوری فرسوده یا صرفاً یک نیروی چریکی تبدیل شود؛ چراکه چنین وضعیتی نه تنها کمکی به منافع آنها نمیکرد، بلکه به تقویت جایگاه آمریکا نیز منجر میشد.
وی خاطرنشان کرد: مهمترین نتیجه جنگ این بود که نشان داد حتی قدرت نظامی آمریکا نیز در یک جنگ نامتقارن الزاماً تعیینکننده نیست و همین مسئله برای روسیه و چین اهمیت بسیار زیادی داشت.
تغییر نگاه مسکو به ایران پس از جنگ
شوری در ادامه با اشاره به ارزیابی روسیه از ایران پس از تحولات و جنگ اخیر گفت: روسها پیش از جنگ ۱۲روزه و همچنین در پی برخی تحولات داخلی ایران، به این جمعبندی رسیده بودند که شاید نظام سیاسی ایران از ثبات بلندمدت برخوردار نباشد؛ به همین دلیل در تعریف پروژههای بلندمدت با ایران احتیاط میکردند یا اگر هم پروژهای تعریف میشد، معمولاً ترجیح میدادند همکاریها به صورت نقدی باشد؛ یعنی پروژه اجرا شود و هزینه آن نیز بلافاصله دریافت شود اما اکنون این نگاه تا حد زیادی تغییر کرده است.
وی اظهار کرد: اگر ایران بتواند پس از جنگ شرایط اقتصادی خود را احیا کند، به اعتقاد من دورهای طلایی در روابط ایران با روسیه و همچنین چین شکل خواهد گرفت.
این کارشناس مسائل روسیه با اشاره به تجربه پس از برجام در سال ۲۰۱۵ گفت: برخلاف تصور برخی که گمان میکردند با بهبود روابط ایران و غرب، تهران از مسکو فاصله خواهد گرفت، در همان دوره همکاریهای ایران و روسیه در حوزههای نظامی و اقتصادی گسترش یافت و حتی سامانه اس-۳۰۰ نیز در همان مقطع به ایران تحویل داده شد. بنابراین اگر نتیجه تحولات اخیر، بهبود وضعیت اقتصادی ایران باشد، هم روسیه و هم چین با اطمینان بیشتری برای سرمایهگذاری و همکاریهای راهبردی و بلندمدت با ایران برنامهریزی خواهند کرد. البته نباید ظرفیتهای اقتصادی روسیه را با چین مقایسه کرد؛ چراکه توان اقتصادی مسکو محدودتر است، اما در حوزه همکاریهای نظامی، در صورتی که مذاکرات ایران و آمریکا به نتیجه برسد، ظرفیت توسعه همکاریهای تهران و مسکو افزایش خواهد یافت.
روسیه، ثبات خلیج فارس را به نفع خود میداند
شوری در ادامه این گفتوگو، در پاسخ به پرسشی درباره نگاه روسیه به تحولات خلیج فارس و بهویژه موضوع تنگه هرمز، اظهار کرد: روسیه به هیچ عنوان بیثباتی در منطقه را به نفع خود نمیداند، زیرا یکی از پیامدهای چنین وضعیتی، افزایش حضور نظامی آمریکا در خلیج فارس است؛ موضوعی که همواره برخلاف منافع راهبردی مسکو بوده است. علاوه بر این، هرگونه ناامنی در منطقه، اقتصاد کشورهای حوزه خلیج فارس را نیز تحت تأثیر قرار میدهد؛ در حالی که روسیه به دنبال منطقهای باثبات است تا بتواند تعاملات اقتصادی خود را در آن توسعه دهد. به همین دلیل، اگر روسیه با اقداماتی مانند بسته شدن تنگه هرمز یا گسترش دامنه درگیریها مخالفت میکند، دلیل آن صرفاً حمایت از یک طرف نیست، بلکه به این دلیل است که ثبات و امنیت خلیج فارس را یک اولویت راهبردی برای خود میداند.

وی با اشاره به پیامدهای جنگ اوکراین برای اقتصاد روسیه گفت: پس از آغاز جنگ اوکراین، بخش مهمی از تعاملات اقتصادی روسیه با جهان از طریق کشورهایی مانند امارات انجام شد و بسیاری از شرکتهای روسی فعالیتهای خود را به این کشور منتقل کردند. از سوی دیگر، کریدور شمال ـ جنوب نیز همچنان برای روسیه اهمیت ویژهای دارد و ایران در این مسیر جایگاه مهمی دارد. مجموعه این عوامل باعث شده که ثبات منطقه خلیج فارس برای روسیه بیش از گذشته اهمیت پیدا کند.
شوری درباره بهروزرسانی طرح «امنیت منطقهای» روسیه از سوی سرگئی لاوروف وزیر خارجه این کشور نیز اظهار کرد: این طرح نخستین بار در سال ۲۰۱۹ ارائه شد و اکنون نسخه جدید آن منتشر شده است. هدف این طرح، ایجاد یک سازوکار امنیت جمعی با حضور همه کشورهای منطقه و همچنین قدرتهای بزرگ در چارچوبی مشخص است.
این کارشناس مسائل روسیه ادامه داد: البته باید توجه داشت که ابزارهای عملیاتی روسیه در منطقه محدود است و به همین دلیل، مسکو بیش از هر چیز تلاش میکند خود را به عنوان یک بازیگر فعال و دارای ابتکار در خلیج فارس معرفی کند.
شوری با اشاره به ابزارهای محدود روسیه در منطقه گفت: تعامل با عربستان در چارچوب اوپکپلاس، روابط اقتصادی با امارات و مناسبات سیاسی و راهبردی با ایران، مهمترین ابزارهای روسیه در منطقه هستند، اما این کشور توان مدیریت رفتار بازیگران اصلی منطقه را ندارد. از این رو روسیه نه میتواند رفتار ایران را کنترل کند، نه بر تصمیمات کشورهای عربی اثر تعیینکننده بگذارد و نه توان مهار سیاستهای آمریکا و اسرائیل را دارد؛ از این رو بیشتر تلاش میکند از طریق ظرفیتهای دیپلماتیک، تحولات منطقه را در مسیر مطلوب خود هدایت کند.
طرح امنیت جمعی روسیه با واقعیتهای منطقه فاصله دارد
وی در پاسخ به پرسشی درباره میزان استقبال کشورهای منطقه از طرح امنیتی روسیه گفت: این طرح بیش از آنکه عملیاتی باشد، ایدهآلگرایانه است؛ ایجاد یک ساختار امنیت جمعی در منطقه به لحاظ نظری مطلوب است، اما واقعیت این است که تعارض منافع میان بازیگران منطقه، بهویژه میان اسرائیل، ایران و کشورهای عربی، بسیار عمیقتر از آن است که چنین طرحی در شرایط فعلی قابلیت اجرا داشته باشد.
این کارشناس مسائل روسیه و منطقه ادامه داد: حتی ایران نیز نسبت به چنین طرحهایی با احتیاط برخورد میکند، زیرا اجرای آنها مستلزم تغییرات اساسی در روابط میان اسرائیل و کشورهای اسلامی و عربی است؛ موضوعی که با سیاستهای کلان جمهوری اسلامی ایران همخوانی ندارد. در نتیجه، چنین طرحهایی بیشتر به روسیه کمک میکند که نشان دهد همچنان در معادلات منطقه حضور دارد و ابتکار عمل دیپلماتیک خود را حفظ کرده است.
توافق جامع راهبردی؛ نباید انتظار بیش از حد ایجاد کرد
شوری در ادامه، درباره توافق جامع راهبردی ایران و روسیه نیز اظهار کرد: از همان زمان امضای این توافق نیز تاکید میشد که نباید انتظارات غیرواقعبینانه از آن ایجاد شود. روابط کشورها به صورت تدریجی توسعه پیدا میکند و این توافق نیز بخشی از روند طبیعی گسترش همکاریهای دو کشوری است که در بسیاری از حوزهها همسویی دارند.
این کارشناس مسائل روسیه تصریح کرد: اگر تاریخ روابط قدرتهای بزرگ را بررسی کنیم، خواهیم دید همه آنها پیش از رسیدن به همکاریهای گسترده، مجموعهای از توافقهای مشابه را پشت سر گذاشتهاند. حتی روابط امروز روسیه و چین نیز حاصل دهها توافق تدریجی طی دو تا سه دهه گذشته است که بخشی از این اسناد، پیام سیاسی برای بیرون دارد و نشان میدهد دو کشور قصد دارند همکاریهای خود را گسترش دهند و بخش دیگر نیز زمینه حقوقی لازم را برای توسعه روابط فراهم میکند.
شوری با این حال تاکید کرد: تصور اینکه این توافق به معنای تشکیل یک اتحاد راهبردی میان ایران و روسیه است، نه برداشتی درست در زمان امضای توافق است و نه امروز می تواند صحیح باشد. همچنین نه ایران قصد ورود به یک اتحاد نظامی را داشته است و نه روسیه چنین آمادگی یا تمایلی را دارد.
وی افزود: تجربه روابط روسیه با کره شمالی یا بلاروس نشان میدهد اتحادهای نظامی تبعات سنگینی دارند. همانگونه که امروز نیروهای کره شمالی در جبهههای جنگ اوکراین حضور دارند، چنین تعهداتی میتواند دو کشور را وارد بحرانهای امنیتی یکدیگر کند. در حالی که ایران هیچگاه علاقهای نداشته درگیر منازعات نظامی روسیه شود.
شوری درباره میزان اجرایی شدن توافق جامع راهبردی ایران و روسیه نیز گفت: این سند، چارچوبی کلی برای همکاری در حوزههای مختلف است و حتی در بخش نظامی نیز صرفاً بر این موضوع تاکید دارد که دو کشور در هیچ جنگی به نفع طرف متجاوز علیه یکدیگر همکاری نکنند. فراتر از این، نوع همکاریهای نظامی یا امنیتی میان دو کشور، موضوعی نیست که این توافق الزام مشخصی درباره آن ایجاد کرده باشد، بلکه صرفاً زمینه را برای توسعه همکاریها در صورت نیاز فراهم میکند.
این تحلیل گر مسائل روسیه خاطرنشان کرد: به اعتقاد من، امضای این توافق برای روابط دو کشور ضروری بود، اما نباید درباره آثار و پیامدهای آن اغراق کرد.
مسکو در جنگ اخیر منتظر ماند تا مشخص شود روند جنگ به کدام سو خواهد رفت!
شوری در پاسخ به این پرسش که آیا میتوان روسیه را شریک راهبردی ایران دانست؟ اظهار کرد: اگر واقعیتهای روابط دو کشور را ملاک قرار دهیم، پاسخ چندان ساده نیست. درست است که ایران و روسیه هر دو منتقد یک جانبهگرایی آمریکا هستند و در بسیاری از موضوعات بینالمللی مواضع نزدیکی دارند، اما این به معنای شکلگیری یک اتحاد راهبردی نیست.
وی ادامه داد: البته هر سطحی از همکاری میان تهران و مسکو، حتی اگر محدود باشد، پیامدهای راهبردی دارد؛ همانگونه که تبادل اطلاعات، همکاریهای نظامی محدود یا وتوی قطعنامههای ضدایرانی در شورای امنیت، از نگاه غرب دارای آثار راهبردی است. اگر میان ایران و روسیه واقعاً یک اتحاد راهبردی وجود داشت، انتظار میرفت واکنش روسیه در جریان جنگ اخیر بسیار فراتر از آنچه شاهد بودیم باشد، اما مسکو در ابتدا با احتیاط عمل کرد و منتظر ماند تا مشخص شود روند جنگ به کدام سو خواهد رفت. بنابراین تعبیر «اتحاد راهبردی» درباره روابط تهران و مسکو تا حد زیادی اغراقآمیز است، هرچند همین سطح از همکاری نیز برای آمریکا، اروپا و اسرائیل دارای اهمیت ویژهای است.
جنگ اوکراین؛ میشد این پرونده متفاوت مدیریت شود
شوری در ادامه گفتوگو با ایسنا، در پاسخ به این پرسش که آیا روسیه در پرونده جنگ اوکراین از ایران استفاده ابزاری کرد؟ اظهار کرد: نمیتوان انکار کرد که روسها در این زمینه شیطنتهایی داشتند، اما بخشی از این موضوع نیز به نحوه مدیریت پرونده از سوی ایران بازمیگشت.
وی با بیان اینکه «ایران تلاش چندانی برای اینکه خود را از این پرونده جدا کند، انجام نداد» گفت: اینکه این تصمیم تا چه اندازه درست یا نادرست بود، موضوع دیگری است، اما واقعیت این است که ایران تبعات آن را پذیرفت و بخش مهمی از تحریمهای اروپایی علیه کشور نیز در نتیجه همین پرونده اعمال شد. متاسفانه در سطح بینالمللی این تصویر شکل گرفت که ایران متحد روسیه در جنگ اوکراین است و همین موضوع بر روابط تهران با کشورهای اروپایی تاثیر منفی گذاشت.

این کارشناس مسائل روسیه تصریح کرد: البته بخشی از این فضاسازی نیز ناشی از تبلیغات غرب، اوکراین و حتی برخی جریانهای مخالف جمهوری اسلامی بود و موضوعی که میتوانست بسیار محدودتر باشد، به یک پرونده بزرگ بینالمللی تبدیل شد.
«نگاه به شرق» بیشتر یک شعار است تا یک راهبرد
این کارشناس مسائل روسیه درباره مفهوم «نگاه به شرق» نیز اظهار کرد: در واقع، چیزی به نام نگاه به شرق در سیاست خارجی ایران وجود ندارد و آنچه مطرح است، همکاری با کشورهایی مانند روسیه و چین است؛ مفهوم شرق و غرب متعلق به دوران جنگ سرد بود و امروز دیگر آن معنا را ندارد.
شوری ادامه داد: سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران طی سالهای گذشته بیشتر بر توسعه روابط با کشورهایی استوار بوده که الزاماً از سیاستهای غرب تبعیت نمیکنند و بخشی از این رویکرد نیز ناشی از شرایط تحریمی کشور بوده است. وقتی مسیر تعامل با غرب محدود میشود، طبیعی است که ایران ظرفیتهای همکاری با سایر کشورها را فعال کند و این الزاماً به معنای انتخاب شرق در برابر غرب نیست.
ریشه بدبینی ایرانیان به روسیه چیست؟
این کارشناس مسائل روسیه و منطقه درباره نگاه منفی بخشی از افکار عمومی ایران به روسیه نیز گفت: این نگاه را نمیتوان انکار کرد، اما بخشی از آن به حافظه تاریخی ایرانیان بازمیگردد. ایران در طول تاریخ از قدرتهای بزرگ، چه روسیه، چه انگلیس و چه آمریکا، آسیب دیده و به همین دلیل بیاعتمادی نسبت به قدرتهای بزرگ در جامعه ایران امری طبیعی است. از سوی دیگر، برخی تصور میکنند مشکلات اقتصادی و فشار تحریمها نتیجه نزدیکی ایران به روسیه و چین است، اما واقعیت این است که حتی اگر چنین روابطی هم وجود نداشت، سیاستهای غرب در قبال ایران تغییر چندانی نمیکرد.
شوری خاطرنشان کرد: اگر امروز به جای روسیه، انگلیس نزدیکترین شریک ایران بود، احتمالاً همین سطح از بدبینی نسبت به لندن نیز وجود داشت.
جنگ اوکراین؛ چاهی بی انتها برای نظم بین الملل و روسیه
شوری در بخش دیگری از این گفتوگو درباره جنگ اوکراین گفت: از همان روزهای نخست آغاز جنگ معتقد بودم این بحران به چاهی بیانتها برای نظم بینالمللی و حتی خود روسیه تبدیل خواهد شد. روسیه بخشهایی از خاک اوکراین را به خاک خود ملحق کرده و عقبنشینی از این مناطق، هم از نظر سیاسی و هم از منظر حقوقی، برای مسکو بسیار دشوار است.
این کارشناس مسائل روسیه ادامه داد: در مقابل، تحریمهای غرب نیز به سادگی قابل لغو نیست و به همین دلیل، محتملترین سناریو، نه صلح کامل، بلکه «منجمد شدن جنگ در وضعیت فعلی» است.
وی با اشاره به تغییر شرایط جنگ میان دو کشور اظهار کرد: امروز جنگ به داخل خاک روسیه کشیده شده و حملات پهپادی اوکراین به مسکو و دیگر شهرهای روسیه نشان میدهد این کشور با شرایطی مواجه شده که در سالهای ابتدایی جنگ تصور آن را نداشت. از این رو ادامه این روند ممکن است روسیه را به سمت اقدامات بازدارنده شدیدتر سوق دهد و همین مسئله، خطر گسترش دامنه جنگ را افزایش میدهد.
بعید است در دولت ترامپ تحول مهمی در روند جنگ اوکراین رخ دهد
وی درباره تلاشهای دونالد ترامپ برای پایان دادن به جنگ اوکراین نیز گفت: انگیزه اصلی ترامپ این بود که بتواند خود را سیاستمداری معرفی کند که یکی از مهمترین بحرانهای جهان پس از جنگ سرد را پایان داده است، اما مجموعه تحولات اخیر، از جمله رخدادهای مربوط به ایران، این مسیر را با مانع مواجه کرد.
شوری افزود: بعید است در مدت باقیمانده از دولت ترامپ، تحول مهمی در روند جنگ اوکراین رخ دهد؛ زیرا نه اروپا در این زمینه همراهی لازم را دارد و نه فشار نظامی بر روسیه، این کشور را وادار به عقبنشینی خواهد کرد.
مسکو میداند که غرب چشمانداز مثبتی برای رابطه با روسیه ترسیم نخواهد کرد
این کارشناس مسائل روسیه در بخش پایانی گفتوگوی خود با ایسنا تاکید کرد: امروز روسیه و چین جایگاهی کاملاً متفاوت نسبت به 5 یا ۱۰ سال گذشته در نظام بینالملل دارند. چین اکنون به یک قدرت تعیینکننده جهانی تبدیل شده و حتی آمریکا ناچار است در بسیاری از موضوعات با ملاحظات بیشتری با پکن برخورد کند. مسکو پس از جنگ اوکراین دیگر نمیتواند مانند گذشته میان ایران و غرب موازنه برقرار کند و اکنون به این جمعبندی رسیده که غرب دیگر چشمانداز مثبتی برای روابط با روسیه ترسیم نخواهد کرد. از این رو، روسیه تمرکز خود را بر سازوکارهایی مانند بریکس، سازمان همکاری شانگهای و توسعه روابط با کشورهای مستقل، از جمله ایران و دیگر کشورهای جنوب جهانی، قرار داده و این تحول، نکته مهمی است که باید در تحلیل سیاست خارجی روسیه مورد توجه قرار گیرد.
انتهای پیام
