به گزارش ایسنا، «رضا راد» استاد دانشگاه و کارشناس مسائل بینالملل در یادداشتی برای ایسنا با اشاره به توافق مکه و تحولات و تاثرات منطقهای و سیاسی آن بر ایران، نوشت: «حرف ترامپ درست است که میگوید تضعیف موقعیت اسرائیل در آمریکا اتفاق افتاده است. اینکه اسراییل میگوید خود را بدون پشتیبانی آمریکا در خاورمیانه آماده میکنیم، حرفی بیخود است زیرا با سیاست توسعهگرانه اسرائیل بدون آمریکا موفقیتی در کار نخواهد بود. جغرافیای کوچک اسرائیل حریف سلاحهای پیشرفته و موشکهای تخریبکننده نمیشود. تنها یک راهحل موقتی برای اسراییل وجود دارد، اینکه دست از توسعهطلبی بردارد و به حقوق حقه ملت فلسطین احترام بگذارد. در اینصورت کشورهای خاورمیانه میتوانند به یک ثبات نسبی برسند که البته این هم در زمانی اتفاق میافتد که جناح راست در اسراییل از قدرت کنار برود.
در این میان، تحولات منطقه ناشی از تجاوز نظامی به ایران و توافقات دو و چند جانبه به ویژه پیمان مکه کار اسرائیل را سخت تر کرده است. این توافق فشار روی عربستان را کم کرده و طرح ابراهیم در این شرایط نمیتواند موفق شود. تجاوز به ایران نه تنها موفقیتی برای اسراییل به حساب نمیآید بلکه دچار یک عقبگرد نیز شده است.
حتما بعد از این جنگ، ایران به دنبال موشکها و سلاحهایی خواهد رفت که از نظر کمی و کیفی در صورت تجاوز بعدی اثرگذاری بیشتری داشته باشد. به نظر میرسد درگیری نیابتی برای اسراییل بهتر از درگیری مستقیم با ایران بوده است. شاید در جنگ 12 روزه این تصور به وجود آمد که اسرائیل یک برتری ژئوپلیتیکی در خاورمیانه به دست آورده ولی به سرعت شرایط برای این رژیم متفاوت شد. از جمله اینکه:
- ایران زود خود را بازیافت و در جنگ ۴۰ روزه مقاومت قابل توجهی با وجود خسارت هایی که متحمل شد، از خود نشان داد و ضربات کاری به اسراییل و متحدان آمریکا و اسراییل در خلیج فارس وارد کرد. تنگه هرمز و بسته شدن آن که مستقیم روی سیاست داخلی آمریکا اثر گذاشت نیز بسیار موثر بود. به طوری که نتانیاهو از سر ناامیدی اعلام کرد ما نمیدانستیم که ایران میخواهد تنگه هرمز را ببندد و به کشورهای عرب جنوبی خلیج فارس و پایگاههای آمریکا حمله کند.
- دوم اینکه تجاوز به ایران توسط آمریکا و اسراییل که بر خلاف شعارهای انتخاباتی ترامپ بود و نیز قتل عام در غزه منجر به این شد که مخالفتهای زیادی در داخل آمریکا نسبت به اسراییل به ویژه در نسل جوان به وجود آید، به طوری که امروزه کمک به اسراییل و حمایت از آن به ضرر قدرت مستقر در کاخ سفید به حساب میآید. در همین راستا بسیاری از تحلیلگران بهنام آمریکایی خواهان توقف کمک به اسراییل شدند و ترامپ نیز اعلام کرد که اسرائیل محبوبیتش در آمریکا کاهش یافته است. این حرفی است که قبلا هیچ یک از روسای جمهور آمریکا به خاطر حمایتهایی که از اسرائیل به عمل میآمد در دوره خود بیان نکرده است. بیان این نکته منفی به این دلیل است که افکار عمومی ضد اسراییلی در جامعه آمریکا به نحوی است که الان یک رئیس جمهور بیان این حرف را میتواند مثبت ارزیابی کند و شاید هم در انتخابات کمک حالش باشد. بیدلیل نیست که کاندیدای اصلی جمهوریخواه در آمریکا برای دوره بعد یعنی جی دی ونس به خوبی واقعیتهای درونی داخل آمریکا را در مورد اسراییل بیان میکند.
در عین حال، این احتمال وجود دارد که هر چه به انتخابات کنگره و نیز انتخابات ریاست جمهوری دو سال بعد در آمریکا نزدیک شویم این انتقادات بیشتر و مستقیمتر بیان شود.
- سوم اینکه امید اسراییل به طرح ابراهیم کمرنگ شده است. تجاوز به ایران موجب تضعیف ترامپ و آمریکا در میان کشور متحد در خاورمیانه شد و عربهایی که امید به حمایت همه جانبه آمریکا داشتند متوجه شدند که از این قدرت جهانی نه تنها کاری ساخته نیست بلکه به نوعی در صدد است که خود را نجات دهد و بیش از این در داخل آمریکا به خاطر یک اشتباه استراتژیک دچار تضعیف نشود. از این رو، این کشورها به جای آمریکا به ترکیه و پاکستان امید بستهاند که شاید بتواند به نوعی دفاع از آنها را به عهده بگیرند. کشورهایی حامی که خود مشکلات اقتصادی، سیاسی و تورمی فراوانی در درون خود دارند و هیچ وقت وارد درگیری بهخاطر سیاستهای غلط کشورهای دیگر نخواهند شد.
اما تنها راه ایجاد یک منطقه آرام این است که یک پیمان امنیت واقعی و دسته جمعی با حفظ منافع همه کشورهای منطقه بدون دخالت خارجی شکل گیرد. البته که پیمان مکه نیز یک پدیده نگرانکننده برای اسراییل تلقی میشود چرا که این پیمان موجب تقویت رقیب منطقهای آن رژیم یعنی ترکیه و نیز موجب اعتماد به نفس پاکستان و تضعیف روحیه متحد سالهای اخیر اسراییل یعنی هندوستان شده است.
- چهارم اینکه تجاوزات اسراییل به غزه، لبنان و ایران علاوه بر داخل آمریکا در افکار عمومی جهانی و به ویژه اروپا به عنوان متحد سابق این رژیم نفرت ایجاد کرده است. به طوری که بعد از حکم دادگاه بینالمللی علیه نخستوزیر رژیم، سفر به اروپا نیز برای مقامات ارشد رژیم سخت شده است. در واقع مقامات ارشد رژیم در یک انزوای سیاسی قرار گرفتهاند.

در نتیجه، حاصل جمع این بحث این است که بر خلاف ادعای مقامات رژیم صهیونیستی که موقعیت ژئوپلیتیک خود را در خاورمیانه و بعد از تحولات دو سال و نیم اخیر مستحکم ارزیابی میکنند چیزی جز بزرگنمایی و فریب نیست و به خوبی میدانند که فعلا چیزی جز یک شعار انتخاباتی نیست. با حملاتی که تندروهای صهیونیست با حمایت ارتش در کرانه غربی انجام میدهند و نیز تصرف قسمتهایی از خاک لبنان و سوریه، در آینده نه چندان دور باید شاهد کاهش وزن ژئوپلیتیکی این رژیم باشیم.
بسیار بعید است با موقعیت ضعیفی که ترامپ و جمهوریخواهان در داخل آمریکا فعلا دارند، بتوانند از توسعهطلبی این رژیم حمایت کنند و عدم توانایی کاخ سفید در اجرای طرحهای خود در غزه و لبنان شکاف بین دولت فعلی آمریکا و رژیم اسراییل را بیشتر خواهد کرد.»
انتهای پیام

