به گزارش ایسنا، روزنامه اطلاعات نوشت، آقای حمید یزدانپرست در روزنامه اطلاعات پیشتر مطلبی نوشته بود درباره شهید خردسال زهرا محمدی گلپایگانی. بعد از انتشار آن نوشتار فوق به چاپ رسید، پدر دانشور زهرا نامه پرمهری نوشتند که در بخشی از آن آمده است:
... غرض از این مکتوب، اولاً عرض سلام و تجدید ارادت بود و ثانیاً تشکر فراوان بابت آن مطلب محبتآمیز و غمنامه صمیمانه و خالصانهای که راجع به دخترم زهرا نوشته بودید. شما از تولد این بندهزاده آخر مطلع نبودید. راستش را بخواهید، چون نسبتاً دیر به دیر شما را زیارت میکردم، یادم میرفت بگویم و گاهی هم که به ذهنم میرسید به شما این خبر خوش را بدهم، با خودم میگفتم بگذار کمی بزرگتر بشود تا ناگهان خودش را ببینید و شگفتزده شوید!
به هر حال تقدیر الهی جور دیگری رقم خورد و من انشاءالله راضی به رضای خداوند هستم. چه انسانهای صالحی که در آرزوی شهادت پیر میشوند و چه نوگلان نشکفتهای که یکشبه ره صدساله میروند. زهی سعادت!
در مورد این بچه چیزهای زیادی میتوانم به شما بگویم که فعلاً فرصت بیان آن نیست؛ ولی همینقدر بدانید که این کودک در این عمر کوتاهش، کار بزرگی در این دنیا کرد و آن اینکه میتوانم بگویم در یک سال گذشته شاید بزرگترین مایه دلخوشی و شادابی و خوشحالی رهبر شهید و عظیمالشأن انقلاب بود، به طوری که ایشان یک بار و یا بیشتر فرمود: «این بچه را خدا برای من فرستاده است.» تقریباً روز و شبی از عمر زهرا بدون مرحوم آقا نگذشت و هر روز به آن مرد الهی، روحیه و نشاط و دلخوشی میبخشید و این چیز کمی نیست. از این بابت خداوند متعال را شاکرم. انشاءالله در خلد برین هم مثل این دنیا، انیس و مونس جد مطهّرش باشد...
محمدجواد محمدی
۲۹ فروردین ۱۴۰۵
هدیه سیدالشهدا(ع)
آنچه در پی میآید، بخشی از نامه آقای محمدحسین محمدی است، نوه شهید و فرزند شهید و برادر شهید که در نوشتار مختصر زیر، به هر سه عزیز اشاره شده است. از خداوند برای همه بازماندگان شهیدان و بهویژه این خاندان علم و فضیلت، اجر و شکیبایی و همنشینی با اجداد طاهرینشان را درخواست مینماییم.
«لازم دانستم جهت تشکر از مطالبی که منتشر کرده بودید، این نامه را بنویسم؛ بهخصوص مطلبی که خطاب به زهرای کوچک لطف کرده بودید و نوشته بودید. از عمق دل بابت نوشتن مقاله، از شما ممنون شدم.زهرای کوچک حقیقتاً متعلق به این دنیا نبود و نشانهاش هم از نگاه من، این است که کأنه همه محاسن در او جمع بود: هم زیبا بود و هم بسیار خوشاخلاق؛ به طوری که آقا فرمودند: «این بچه بسیار خوشاخلاق است؛ چون از وقتی بیدار میشود و چشمهایش را باز میکند، برخلاف بقیه بچهها که گریه میکنند، او میخندد تا وقتی دوباره بخوابد.» بسیار هم باهوش بود.
آقا مکرر میگفتند: «این بچه همه چیز را میفهمد و فقط قدرت صحبتکردن ندارد تا جواب بدهد، وگرنه واکنشهایش کاملاً متناسب با موقعیت و حرفهای دیگران است.» اوایل بیشتر این را به خاطر علاقه بسیار زیاد و خالص آقا به او تلقی میکردم؛ اما بعدتر هرچه گذشت، دیدم انگار که درست است و حداقلش آن است که بگوییم آن سطح از فهم و ادراک و واکنش برای سن او که یک سال و دو ماه داشت، غیرعادی بود. و در یک کلام همه این ویژگیها را میتوان در این معنا یافت که مادرم مکرر گفته بود: زهرا را از امامحسین علیهالسلام گرفته است و جز این هم از هدیه حضرت سیدالشهدا علیهالسلام، انتظاری نیست.
نکته بسیار ارزشمند در نوشته شما آن است که او را ندیده بودید و اصلاً از وجود او اطلاع نداشتید و اینگونه بذل محبت کردید.همچنین در بخشی از متن، تعریفی بسیار ظریف، دقیق و بهاندازه از مادرم کرده بودید...
محمد حسین محمدی
۲۹ فروردین ۱۴۰۵
انتهای پیام
