از مسجد جمکران تا بلوار پیامبر اعظم و از حرم مطهر حضرت معصومه(س) تا خیابانهای منتهی به مسیرهای اصلی، نشانههای آمادهسازی گسترده شهری، حضور پیوسته نیروهای خدماتی، سیاهپوش شدن معابر و ورود موجبهموج زائران، چهره قم را دگرگون کرده است. این شب، قم فقط یک شهر نیست؛ میزبانی است که میکوشد همه ظرفیت خود را برای مراسمی بزرگ و پرشمار به میدان بیاورد.
مسجد جمکران؛ غرق در نور
از حوالی غروب، مسجد جمکران یکی از نخستین نقاطی است که میتوان در آن ضرباهنگ متفاوت شهر را دید. خیابانهای اطراف مسجد، که از ساعات پیش زیر رفتوآمد خودروها و جمعیت سنگین قرار گرفتهاند، بار دیگر با ماشینهای خدمات شهری شسته میشوند. آب بر سطح آسفالت مینشیند و در بازتاب نور چراغها، خیابانها براق و یکدست به نظر میرسند؛ گویی شهر میخواهد برای شبی متفاوت، چهره خود را از نو آماده کند. نیروهای شهرداری، خادمان و گروههای اجرایی، هر کدام در بخشی مشغولاند؛ عدهای مشغول نظافت، عدهای مسئول جانمایی سازهها، و گروهی سرگرم نصب آخرین پارچههای سیاهپوش.
در مسیرهای منتهی به مسجد، سیاهپوشها یکی پس از دیگری بر دیوارها، نردهها، ستونها و سردرها نشستهاند. این سیاهی منظم و گسترده، نه تنها نشانهای از سوگواری که بخشی از هویت بصری شهر شده است. در میان این چینشها، بنرهایی با تصویر رهبر شهید نیز بر بدنهها و فضاهای شاخص نصب شدهاند؛ تصاویری که از دور دیده میشوند و فضای اطراف جمکران را در روایتی واحد قرار میدهند.
در برخی نقاط، المانهای تازهای برپا شدهاند؛ سازههایی که برای این مناسبت طراحی شدهاند و با نورپردازی شبانه، جلوهای خاص به محیط بخشیدهاند. صحن و سرای مسجد نیز با فضاسازی ویژهای روبهروست. مسیرهای عبور، بخشهای تجمع، نقاط استقرار خادمان و جایگاههای خدماتی با دقت سامان یافتهاند.
در مسجد جمکران، شب فقط زمان تاریکی نیست؛ زمان کار، تدارک، انتظار و حضور است. گروهی آمدهاند برای زیارت، گروهی برای خدمت، گروهی برای نظارت و گروهی فقط برای آنکه از نزدیک ببینند شهر چگونه خود را برای روزی بزرگ آماده میکند. صدای قدمها، صدای بیسیمها، حرکت خودروهای خدماتی و همهمه آرام زائران، در کنار عطر پراکنده در فضا، از جمکران چهرهای میسازد که تا سحر بیدار خواهد ماند.
اگر کسی بخواهد نبض حرکتی قم را در این شب ببیند، کافی است سری به بلوار پیامبر اعظم بزند؛ محوری بلند و شناختهشده که اینک به یکی از مهمترین کانونهای آمادهسازی بدل شده است. در طول این بلوار، پرچمهای سیاه و مشکی منقش به «یالثارات حسین» و «باید برخاست» بر فراز تیرها، سازهها و بدنههای شهری نصب شدهاند. این پرچمها در امتداد مسیر، نوعی ریتم بصری ایجاد کردهاند؛ انگار بلوار با این نشانهها نفس میکشد و خود را برای عبور جمعیتی انبوه آماده میکند.
برخی ساختمانهای اطراف نیز با تصاویر بزرگ امام شهید پوشیده شدهاند. این تصاویر چنان جانمایی شدهاند که از فاصلههای دور نیز دیده شوند و در منظر اصلی بلوار نقش داشته باشند. جرثقیلها، داربستها و بالابرها هنوز در گوشهوکنار دیده میشوند و تیمهای اجرایی، حتی در ساعات پایانی شب، آخرین بررسیها را انجام میدهند. اینجا همه چیز بر مدار آمادگی میچرخد؛ از اصلاح نورپردازی گرفته تا کنترل مسیرهای عبور و استقرار نیروهای انتظامی و خدماتی.
حرم مطهر حضرت معصومه(س)؛ قلب تپنده انتظار
در مرکز قم، حرم مطهر حضرت معصومه(س) حال و هوایی دیگر دارد؛ حال و هوایی که از همان ورودیها حس میشود. بوی عطر در فضا پیچیده و بهدرستی میتوان گفت که محیط حرم غرق عطر انتظار است. این عطر، همراه با سکوتهای کوتاه، ازدحام آرام، صدای گامها و زمزمههای زائران، فضای متفاوتی پدید آورده است. صحن فاطمی در این میان بیش از همه مرکز توجه است؛ جایی که فضاسازی، نشانهها و حضور جمعیت، چهرهای ویژه به آن داده است.
در ورودیهای حرم و اطراف آن نیز پرچم «لبیک یا خامنهای» و بنرهای «باید برخاست» نصب شدهاند؛ بنرهایی که بر سردرها، دیوارهها و مسیرهای منتهی به صحنها قرار گرفتهاند و در کنار جریان پیوسته جمعیت، تصویری یکنواخت و هدفمند از آمادگی حرم ایجاد کردهاند.
در حرم بانوی کرامت، موکبهای پذیرایی نیز برپاست. صدای ریختن چای در استکانها، بخار سماورهای بزرگ، عبور سینیهای پذیرایی و صفهای کوتاه و منظم زائران، فضا را از حالت صرفاً آیینی خارج کرده و به آن چهرهای زنده و جاری داده است. بعضی موکبها چای و شربت میدهند، بعضی آب، برخی غذای گرم و بعضی تنها محلی برای چند دقیقه نشستن و نفس تازه کردن فراهم کردهاند. در چنین شبی، حرم تنها محل حضور معنوی نیست؛ قلب تپندهای است که شهر و جمعیت را به یکدیگر پیوند میدهد.
قم در این شب، فقط میزبان یک مراسم نیست؛ در حال آغاز حرکتی جمعی است. از محلههای مرکزی تا شریانهای اصلی، از مسجد جمکران تا حرم و از بلوارهای وسیع تا کوچههای فرعی، نوعی همافزایی شهری به چشم میآید. نیروهای خدماتی در کنار مردم، گروههای داوطلب در کنار مجموعههای رسمی، موکبها در کنار ایستگاههای امدادی و زائران در کنار مجاوران، همه در یک جهت حرکت میکنند؛ جهت آمادهسازی، میزبانی و همراهی. در چنین فضایی است که این جمله معنا پیدا میکند: قم حرکت را آغاز میکند، رهبر شهید سالها از قم گفت؛ از ایمانش، از بصیرتش، از ایستادگی مردمش، مردم قم با میزبانی از میلیونها عاشق و حضوری با شکوه در بدرقه رهبر شهید آمادهاند تا پاسخ در خور به آن همه محبت و اعتماد و تکریم بدهند.
این عبارت، در این شب برای بسیاری فقط یک جمله نیست؛ خلاصهای از احساسی است که در خیابانها، صحنها، موکبها و جمعیت جاری است. در گفتوگوهای پراکنده، در نوشتههای نصبشده و در حال و هوای عمومی شهر، میتوان بازتاب آن را دید.
هر چه ساعت جلوتر میرود، قم آرامتر نمیشود. برعکس، در بعضی نقاط، جنبوجوش بیشتر میشود. موکبها برای ساعات ابتدایی صبح آمادهتر میشوند. نیروهای امدادی شیفتهای خود را تنظیم میکنند. مأموران راهنمایی، مسیرهای دسترسی را کنترل میکنند. زائرانی که تازه رسیدهاند جای استقرار پیدا میکنند و گروههایی که از قبل آمدهاند، خود را برای ساعات اوج مراسم آماده نگه میدارند.
شهر در این لحظات، چهرهای خاص دارد: نه کاملاً در سکوت شب فرو رفته و نه در شلوغی روز. چیزی میان این دو است؛ بیداری ممتدی که در آن همه چیز در انتظار ساعتی مهم قرار دارد. نورهای موضعی، روشنایی معابر، برق تابلوها، درخشش گنبد حرم بانوی کرامت، انعکاس نور بر آسفالتهای شسته و حرکت پیوسته آدمها، از قم تصویری میسازد که تا مدتها در ذهن میماند.
این شب، شب تدارک صرف نیست؛ شب احساس میزبانی است. شهری که میداند فردا نگاههای بسیاری به سوی او خواهد بود، از همین امشب خود را جمعوجور کرده، نشانههایش را آراسته، مسیرهایش را آماده کرده و دل شب را با نور، عطر، پرچم، تصویر و خدمت پر کرده است. قم، در آستانه این بدرقه بزرگ، بیدار مانده است تا صبح را آمادهتر تحویل بگیرد.
انتهای پیام

