۱۴۰۵-۰۴-۱۶ | ۰۹:۲۲
منبع: نمایندگی اصفهان
از حضور میلیونی تا استقبال جهانی؛ ابعاد فراملی مراسم وداع و تشییع پیکر مطهر رهبر شهید

از حضور میلیونی تا استقبال جهانی؛ ابعاد فراملی مراسم وداع و تشییع پیکر مطهر رهبر شهید

اصفهان (ایسنا) - حضور میلیونی مردم، مشارکت چهره‌ها و هیئت‌هایی از ملیت‌ها و مذاهب مختلف در آیین تشییع رهبر شهید، علاوه بر نشان دادن ابعاد شخصیت ایشان، پیامی از ماندگاری اندیشه، استمرار مسیر و فراتر رفتن تأثیر آن از مرزهای جغرافیایی را به جهانیان مخابره کرد.

سیل خروشان جمعیتی که در سوگ رهبر شهید، از کرانه‌های دور و نزدیک عالم به هم پیوست، نه تنها چشم‌اندازی بی‌سابقه از همدلی فراملی را ترسیم کرد، بلکه فراتر از یک وداع تاریخی، حماسه‌ای زنده از خون‌خواهی و آزادگی را به نمایش گذاشت. این حضور میلیونی، که مرزهای جغرافیایی، زبانی و مذهبی را درنوردید، پاسخی به ندای عدالت بود؛ ندایی که از اعماق تاریخ بشریت برخاسته و در چهره‌ آن شهید بزرگوار، تجسمی نو یافته بود. آن‌چه در این روزها در خیابان‌ها و میادین رقم می‌خورد، صرفاً بدرقه‌ پیکری پاک نیست، بلکه اعلان جهانی اراده‌ مردمانی است که با حضور خود، مشروعیت ظلم‌ستیزانه‌ این مسیر را برای همیشه تثبیت می‌کنند.

این گردهمایی عظیم، با حضور اقشار گوناگون از پیر و جوان، زن و مرد، مسلمان و غیرمسلمان، دانشمند و کارگر، نشان می‌دهد که پیام این رهبر فراتر از یک مرز خاص، به ژرفای وجدان بیدار جهانی راه یافته است. اشک‌هایی که بر گونه‌ها جاری می‌شود، نه فقط برای فقدانی تلخ، بلکه برای پیمانی تازه با آرمان‌هایی است که استکبار و ستم هرگز نتوانسته است آن‌ها را خاموش کند. شور و شعوری که در این وداع موج می‌زند، روایتی از تداوم است؛ تداوم راهی که با خون شهید، استحکامی دوباره می‌یابد و به نمادی از ایستادگی در برابر هر گونه بیداد تبدیل خواهد شد.

این واقعه، در حقیقت، نمایشی از آگاهی جمعی است که با درک وضعیت و پیوند آن با چشم‌انداز آینده، فریاد « لبیک یا حسین(ع) زمان » را سر می‌دهد. حضور فراملی، این پیام را به گوش جهانیان می‌رساند که خون این شهیدان، نه تنها پایان یک دوران، بلکه سرآغاز موجی نو از بیداری است که در آن، آزادگی نه یک شعار، که جوهره‌ هویت انسانی به شمار می‌آید. این وداع، با تمام عظمت معنوی و سیاسی خود، به مثابه‌ یک رخداد تمدنی، مرزهای زمان را درخواهدنوردید و نشان می‌دهد که زنده‌ جاوید، کسی است که آرمانش در قلب میلیون‌ها نفس، جریان یابد و خونش، مشعل فروزانی برای راهیان حقیقت گردد.

در همین راستا، برای واکاوی دقیق‌تر ابعاد بین‌المللی این حضور بی‌نظیر و پیام‌های ژرف آن، با ابوالحسن فیاض‌انوش، عضو هیئت علمی گروه تاریخ دانشگاه اصفهان به گفت‌وگو پرداختیم:

از منظر تاریخ، چه عواملی باعث می‌شود یک مراسم تشییع از یک آیین سوگواری صرف فراتر رفته و به یک «رویداد تاریخ‌ساز» در سطح ملی و بین‌المللی تبدیل شود؟ آیا این مراسم را می‌توان در زمره چنین رخدادهایی دانست؟

باید این موضوع را در نظر بگیریم که هر مراسم تشییعی بیانگر و بازتاب دهنده ابعاد آن شخصیتی است که تشییع می‌شود. به همان میزان که آن شخص دارای ابعاد وجودی متعدد و متنوعی باشد، مراسم تشییع وی هم از یک مراسم وداع ساده به یک رویداد با ابعاد متنوع تبدیل می‌شود. به‌طور کلی فلسفه اصلی هر مراسم تشییع این است که فلسفه حیات و مرگ برای تشییع‌کنندگان یادآوری شود. به‌عبارت دیگر تشییع‌کنندگان هستند که از ثمرات تشییع پیکر آن شخص بهره‌مند می‌شوند و به هراندازه که آن فرد تشییع‌شونده از حیات پربار و متنوع‌تری برخوردار باشد به‌طور مسلم مراسمش هم ثمرات بیشتری را عاید تشییع‌کنندگان می‌کند.

به سبب پیوند عمیق زندگی رهبر شهیدمان با فلسفه حیات و مرگ و کسب آگاهی والای ایشان در این حوزه‌ها، به‌طور مسلم مراسم بدرقه‌شان هم برای تشییع‌کنندگان و افرادی که پیکر ایشان را مشایعت کرده و می‌کنند تأثیرات بسیار زیادی به‌دنبال خواهد داشت.

 پرونده زندگی‌ غالب افراد در همین جهان محدود و دنیوی خلاصه و بسته می‌شود و هنگامی که تشییع جنازه‌ای از آن‌ها به عمل می‌آید، فقط یک نوع سوگواری و خاطره را برای بازماندگان به‌دنبال خواهد داشت. در مقابل، افرادی که زندگی خودشان را وقف آرمان‌هایی فراتر از حیات این‌جهانی کرده باشند و افق‌های فراتر از حیات مادی آن‌ها را در طول زندگی‌شان به حرکت درآورده باشد، به هرمیزان که آرمان‌هایشان شمول بیشتری داشته باشند، تشییع جنازه آن افراد هم ابعادی فراتر از ابعاد خانوادگی، محلی و حتی ابعاد ملی و بین‌المللی را پوشش می‌دهد.

مراسم وداع با پیکر مطهر رهبر شهید، از زمره این گونه تشییع‌هاست که مرزهای محلی، ملی و بین‌المللی را درنوردید و این مراسم تاریخ‌ساز، ظرفیت‌های خود را به‌نوعی به منصه ظهور رساند.

حضور گسترده اقشار مختلف مردم و همچنین مهمانان خارجی، از شخصیت‌های سیاسی و مذهبی تا نمایندگان احزاب، نخبگان و گروه‌های مردمی، چه پیام تاریخی برای منطقه و جامعه بین‌المللی دارد و این حضور را چگونه باید تحلیل کرد؟

اولین پیامی که تنوع و تعدد افراد و شخصیت‌های شرکت‌کننده در این مراسم تشییع می‌تواند به‌همراه داشت، تأکید و اثبات شخصیت جامع الاطراف و همه‌شمول رهبر شهید بود. میزان افرادی که از مذاهب، ملیت‌ها و گرایش‌های مختلف در این مراسم حضور پیدا کردند، بیانگر تک‌بعدی نبودن این شخصیت است که هر فردی می‌تواند از ظن خود با وی ارتباط برقرار کند.

اگر بخواهیم برای تقریب به ذهن مثالی بزنیم، می‌توانیم از باب تمثیل به شخصیت حضرت علی(ع) بنگریم که از هر قشری شامل ورزشکاران، عارفان، فقها و... همگی به ایشان علاقه‌مندند و شخصیتی است که هر فرد از زاویه دید خود می‌تواند با وی ارتباط برقرار کند. مراسم باشکوه پیاده‌روی اربعین هم نمونه‌ای دیگر است که به‌علت افق‌های مذهبی، قومیتی و ملی که حضرت امام حسین(ع) درنودیدند و ابعاد وجودی یک انسان کامل را به منصه ظهور رسانیدند، این‌چنین استقبالی را به‌همراه دارد. تشییع پیکر رهبران جامع‌الاطراف هم مشابه چنین حالتی را ایجاد می‌کند که از ادیان و مذاهب دیگر چون مسیحی، ارمنی و...  هم در این مراسمات شرکت کنند. حضرت آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای هم به‌اندازه خودشان در چنین وضعیتی قرار می‌گیرند و آن‌چنان ابعاد وجودی ایشان همه‌گیر است که افراد شرکت‌کننده در تشییع ایشان متنوع و متعدد خواهند بود.

در روزهایی که بسیاری از دشمنان چشم‌انتظارند که این مراسم از چنان کیفیت و جمعیتی که باید، برخوردار نشود، استقبال گسترده مردم به‌ویژه حضور مهمانان متنوع و متکثر از دیگر کشورهای جهان در همین روز ابتدایی مراسم وداع با ایشان این پیام را به جهان مخابره می‌کند که مافوق اندیشه‌های قاعد شهید، مورد اقبال و استقبال مذاهب و ملیت‌های مختلف قرار گرفته است. به‌عبارت دیگر، زنده بودن مرام و اندیشه‌های امام شهید نه‌تنها برای اکنون، بلکه برای نسل‌های آینده نیز مورد توجه خواهد بود.

در تاریخ معاصر، آیا نمونه‌هایی وجود دارد که مشارکت گسترده هیئت‌ها و شخصیت‌های خارجی در تشییع یک رهبر، به نشانه‌ای از نفوذ فراملی یک اندیشه یا مکتب سیاسی و فرهنگی تبدیل شده باشد؟ این تجربه‌ها چه شباهت‌ها و تفاوت‌هایی با این مراسم دارند؟

ویژگی مهم و متمایز تشییع پیکر رهبر شهیدمان به‌طور مسلم حضور گسترده و میلیونی مردم در آن است‌. اغلب مراسم‌های تشییع و تدفین رهبران سیاسی به‌صورت دولتی، رسمی، تشریفاتی و بدون حضور گسترده مردم برگزار می‌شود. تشییع جنازه‌های مهم تاریخ را که در نظر بگیریم، به‌تقریب می‌توان گفت جای رهبران سیاسی در آن خالی است و اکثر تشییع جنازه‌های میلیونی برای افرادی چون هنرمندان، نویسندگان و... بوده است که محبوب‌القلوب مردم بوده‌اند.

برای مثال جمال عبدالناصر، رهبر مصر، حدود سه الی چهار میلیون نفر در تشییع جنازه‌اش شرکت کردند که در زمان خود بی‌سابقه محسوب می‌شد، اما به دیگر رهبران مهم جهان مثل رهبران آمریکا، شوروی، آلمان و ملکه انگلستان که می‌نگریم، تشییع جنازه آن‌ها بسیار محدود و با تشریفات دولتی و رسمی برگزار شده و شاهد حضور میلیونی نبوده‌ایم.

لازم است به دو نمونه از تشییع جنازه‌های مربوط به تاریخ معاصر اشاره کنم؛ یکی از آن‌ها «نلسون رولیهلاهلا ماندلا» است که در سال ۲۰۱۳ با شرکت حداکثر هزاران نفر انجام شد و جمعیت شرکت‌کننده حتی به ۲۰ تا ۳۰هزار نفر هم نرسید و فقط به‌عنوان یک رویداد تاریخی تلقی می‌شد. ماندلا ۳۰ سال در زندان‌های آفریقای جنوبی به سر می‌برد و از رهبران بزرگ  ضد نژادپرستی و آپارتاید بود. سردمداران همان دولت‌هایی که در زمان حیات ایشان به رژیم آفریقای جنوبی کمک می‌کردند و باعث تقویت نژادپرستی می‌شدند، صرفاً برای اینکه اعتبار و آبرویی برای خود کسب کنند، در تشییع جنازه ایشان حضور پیدا کردند. می‌توان گفت آن افراد شرکت‌کننده کسانی بودند که اندیشه نلسون ماندلا را باور نداشتند.

واقعه دیگر، تشییع جنازه ملکه ویکتوریا در انگلستان است که در سال ۲۰۲۲ با تشریفات دولتی، حساب‌شده و با هزینه‌های گزاف برگزار شد، اما نه‌تنها هیچ مکتب سیاسی را نمایندگی نمی‌کرد که بتواند در آینده اعتلا پیدا کند و تداوم داشته باشد، بلکه برعکس عنوانی بود از مرگ آخرین نماینده استعمار بریتانیا؛ خیلی از افراد اظهار می‌کردند که با مرگ الیزابت دوم می‌توان گفت دوران استعمار بریتانیا به تاریخ سپرده شد و به پایان رسید. درباره چگونگی تبدیل یک اندیشه به مکتب سیاسی‌فرهنگی از کمتر چهره‌ سیاسی‌ای می‌توان نام برد؛ مگر اندیشه امام خمینی(ره) که به‌نوبه خود تشییع پیکر باشکوهی را در تاریخ رقم زد. مراسم تشییع پیکر رهبر شهید که در آستانه آن هستیم به‌قطع رکورد جدیدی را در تاریخ ثبت خواهد کرد.

برخی معتقدند این مراسم، علاوه بر جنبه عاطفی، به نمادی از گفتمان مقاومت، استقلال‌طلبی و مقابله با سلطه‌گری تبدیل می‌شود. از نگاه یک مورخ، چنین برداشت‌هایی چگونه در حافظه تاریخی ملت‌ها و در تحولات منطقه‌ای و بین‌المللی اثرگذار می‌شوند؟

از آن‌جایی که رهبر شهیدمان در طول زندگی و زعامت و رهبری خودشان ستون خیمه مبارزه با نظام سلطه بودند، بدیهی است که اولین برداشت و بازتاب از مراسم تشییع پیکر مطهر ایشان، تکریم و بزرگداشت پیام مقاومت در برابر جهان‌خواران و استعمارگران خواهد بود.

رهبر شهید در طول دوران حیات خود تنها یک‌بار، آن هم در زمان تصدی مسئولیت ریاست‌جمهوری، فرصت یافتند در مجمع عمومی سازمان ملل متحد سخنرانی کنند. محور اصلی این سخنرانی، تبیین راهبردهای مقابله با نظام سلطه و دفاع از استقلال و عزت ملت‌ها بود؛ سخنانی که با استقبال گسترده هیئت‌ها و نمایندگی‌های کشورهای مختلف حاضر در مجمع عمومی مواجه شد. بعدها که ایشان در مقام و کسوت رهبری قرار گرفتند، اصلی‌ترین هدفشان زنده و پویا نگاه داشتن راه و روش امام خمینی(ره)، آزادگی و مقاومت بود و هر ساله در ۱۴خرداد بر این نکات تأکید ویژه‌ای داشتند.

دشمنانی که گمان می‌کنند با به شهادت رساندن چنین افرادی می‌توانند مقاومت را به پایان برسانند، هنگام رویارویی با حضور میلیونی آحاد مردم در این‌گونه مراسمات متوجه می‌شوند هم زندگی و هم شهادت حضرت آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای(ره) سرشار از مؤیداتی است که بیش از پیش بر حقانیت مسیر مقاومت اهتمام ورزیده و این راه پس از ایشان، بالنده‌تر و قوی‌تر از قبل در میان قلوبی که به این اندیشه باورمند هستند گشود خواهد شد.

رسانه‌ها و دولت‌های مختلف جهان این مراسم را با روایت‌های متفاوتی بازتاب می‌دهند. از منظر تاریخ‌نگاری، فاصله میان «واقعیت میدانی» و «روایت رسانه‌ای» در چنین رخدادهایی چه تأثیری بر قضاوت آیندگان درباره این واقعه خواهد داشت؟

به‌دلیل حضور میلیونی توده‌ها که اصلی‌ترین جاذبه چنین مراسمی است، هرگونه تحریف روایی و رسانه‌ای از این مراسم نمی‌تواند اثر ماندگار این حضور میلیونی را کمرنگ نشان دهد. به‌عنوان مثال، حدود ۴۰ سال از تشییع پیکر حضرت امام خمینی(ره) می‌گذرد و می‌دانیم که پس از فوت ایشان چه فضای سنگینی برای کمرنگ کردن حقانیت مسیر و مشی و مرام ایشان در حوزه روایت‌سازی تاریخی شکل گرفت؛ اما اگر امروز فقط به تصویری از آن مراسم بنگریم، دیرباورترین افراد هم تصدیق‌کننده معشوق واقع شدن امام خمینی(ره)، فارغ از هرنوع تفاوت سلیقه، درمیان توده‌های میلیونی ایرانیان هستند. به باور برخی از افراد، هرچند که انتظار می‌رفت با وجود مشکلاتی که جنگ در آن زمان ایجاد کرده بود، چه بسا محبوبیت امام کم شود، نه‌تنها این اتفاق‌رخ نداد، بلکه جمعیت حاضر، بیشتر از شرکت‌کنندگان در مراسم استقبال از ایشان در بهمن۱۳۵۷ بود.

اگر مورخان بخواهند چند دهه بعد این مراسم را در تاریخ جهان اسلام و روابط بین‌الملل تحلیل کنند، به نظر شما مهم‌ترین دستاوردها و پیام‌های ماندگار آن را در چه حوزه‌هایی مورد توجه قرار خواهند داد؟

با توجه به فضایی که اکنون در آن هستیم، چهار محور می‌تواند مورد توجه مخاطبان این مراسم باشد؛ نخست، حضور گسترده و میلیونی مردم است که به‌قطع آمار شگفت‌انگیزی از آن ثبت خواهد شد.

به‌عنوان نکته دوم، با وجود اینکه رهبران سیاسی درنهایت در کشور خودشان مورد احترام قرار می‌گیرند، این اولین تشییع پیکر یک رهبر سیاسی بود که حداقل در دو کشور انجام خواهد شد. به‌طور مثال، «جمال عبدالناصر» فقط در مصر و قاهره تشییع شد؛ درحالی که رهبر شهید ما قرار است در کشور عراق نیز تشییع شود. این رخداد عظیم حامل پیام مهمی است؛ زیرا عراق به‌عنوان مرکز تشیع است و استقبالی که مردم عراق خواهند داشت، به مرزهای جهانی مخابره خواهد شد. 

سومین نکته آن است که این مراسم بدرقه و تشییع در شرایط عادی برگزار نمی‌شود، بلکه در میانه جنگ و در وضعیتی نابرابر انجام می‌گیرد. از این‌رو، این تشییع افزون بر پاسداشت مقام شهیدان، حامل پیامی روشن برای ملت ایران است؛ پیامی مبنی‌بر حفظ روحیه، استمرار مبارزه، تقویت مقاومت و تداوم مسیر پیروزی در برابر دشمنان. این در حالی است که در تاریخ معاصر، به‌ندرت می‌توان نمونه‌ای یافت که دو قدرت بزرگ به‌طور هم‌زمان در برابر یک ملت قرار گیرند و در تحقق اهداف و دستاوردهای خود ناکام بمانند.

این مراسم تشییع بیانگر پیام بیعت با جانشین رهبری شهید، سید مجتبی حسینی خامنه‌ای بود که از درجه اهمیت بالایی برخوردار است. جهانیان روزی خواهند فهمید که با شهادت رهبر شهیدمان این مسیر تمام نشده است، بلکه به‌عنوان یک مکتب مستمر و تداوم‌بخش، راه و روش ایشان در رهبری جدید دنبال خواهد شد.

انتهای پیام

آخرین اخبار استان ها