حسین قلیخانی دانشجوی مقطع کارشناسی ارشد در رشته «مدیریت رسانه» در یادداشتی که در اختیار ایسنا قرار داده آورده است: «کارکرد رسانه در عصر حاضر از یک ابزار اطلاعرسانی و سرگرمی صرف فاصله گرفته و به یکی از مؤلفههای راهبردی دولتها برای تأثیرگذاری بر افکار عمومی، شکلدهی به ادراک مخاطبان و پیشبرد اهداف کلان سیاسی بدل شده است.
از همین منظر، مفهوم «امپریالیسم رسانهای» در ادبیات علوم ارتباطات بر این ایده استوار است که قدرتهای بزرگ سرمایهداری با اتکا به برتری رسانهای، جریان اطلاعات، چارچوبهای ذهنی و حتی نظام ارزشی جوامع دیگر را تحت تأثیر قرار میدهند. در این چارچوب، رسانه صرفاً انتقالدهنده خبر نیست، بلکه تولیدکننده معنا و سازنده روایتی است که میتواند برداشت مخاطب از واقعیت را شکل دهد و در بلندمدت بر نگرشها و رفتارهای اجتماعی و سیاسی اثر بگذارد.
بر همین اساس، رسانههای برونمرزی تنها با انتشار اخبار بهدنبال تحقق مأموریت خود نیستند. خبر، گزارش، مستند، برنامههای تحلیلی، گفتوگو، طنز، سرگرمی، فیلم و سریال، همگی اجزای یک منظومه رسانهای هستند که در کنار یکدیگر، به دنبال تثبیت یک روایت و تقویت یک چارچوب فکری مشخصاند. اثرگذاری رسانه، بیش از آنکه محصول یک خبر باشد، نتیجه تداوم، تکرار و انباشت پیام در قالبهای متنوع است. بنابراین فعالیت و حمایت دولت ایالات متحده و متحدان منطقهایش از رسانههای فارسیزبان را نیز بخشی از راهبرد قدرت نرم این کشور است و تحقیقاً اطلاعرسانی یکی از کماهمیتترین کارکردهای این رسانههاست و هدف اصلی، اثرگذاری و جهت دهی بر افکار عمومی و ایجاد تقابل مردم با نظام حاکم است. فارغ از میزان موفقیت یا ناکامی این راهبرد، اصل استفاده از رسانه به عنوان یکی از ابزارهای سیاست خارجی، واقعیتی پذیرفتهشده در روابط بینالملل امروز است.
تحولات سالهای اخیر نیز یک واقعیت مهم را آشکار کرده است که جنگها دیگر صرفاً در میدان نبرد پایان نمییابند. پس از توقف درگیریهای نظامی، نبرد اصلی در عرصه روایت آغاز میشود و پیروز نهایی کسی نیست که صرفاً در میدان نظامی دست برتر را داشته باشد، بلکه بازیگری است که بتواند دستاوردهای خود را در میدان رسانه نیز به رسمیت برساند.
اگر این گزاره را بپذیریم، ضرورت برخورداری از یک سکوی رسانهای بینالمللی برای ایران بیش از گذشته قابل درک خواهد بود. در شرایطی که پس از جنگ تحمیلی اخیر میان کشورمان و آمریکا و اسرائیل، بسیاری از تحلیلگران از حفظ بازدارندگی و تثبیت جایگاه راهبردی ایران سخن گفتهاند، تثبیت این تصویر در افکار عمومی جهان نیز نیازمند ابزار متناسب با آن است. بدون رسانهای قدرتمند و اثرگذار، حتی مهمترین دستاوردهای سیاسی و میدانی نیز ممکن است در رقابت روایتها کمرنگ یا دگرگون شوند.
امروز رسانه، مکمل قدرت نظامی است که همانند موشکهای ما فوقصوت، توان عبور از مرزهای جغرافیایی را دارد که هدف آن نه زیرساختها، بلکه ذهنها و افکار عمومی است. هر کشوری که بتواند چنین ظرفیتی را در مقیاس بینالمللی ایجاد کند، قادر خواهد بود روایت خود را به مخاطبان جهانی عرضه کند، از منافع ملی و میهنی خود دفاع کند و در مسیر تحقق راهبردهای کلان سیاست خارجی، قدرتی پایدار و بازتولیدشونده بسازد.
در دنیای رقابت روایتها، رسانه دیگر یک انتخاب نیست بلکه بخشی جداییناپذیر از قدرت ملی است. همانگونه که امنیت بدون توان بازدارندگی نظامی قابل تصور نیست، تثبیت دستاوردهای سیاسی و راهبردی نیز بدون قدرت رسانهای مؤثر و برون مرزی، با چالشهای جدی مواجه خواهد بود.»
انتهای پیام

