به گزارش ایسنا، ۱۸ تیر ماه ۱۳۸۸، مهدی آذر خرمشاهی معروف به مهدی آذریزدی، نویسنده کتابهای کودک و نوجوان در ۸۷ سالگی در بیمارستان آتیه تهران درگذشت و چهار سال بعد یعنی سال ۱۳۹۲ روز درگذشت او از سوی شورای عالی انقلاب فرهنگی، روز ملی ادبیات کودک و نوجوان نام گرفت.
روز ملی ادبیات کودک و نوجوان علاوه بر بزرگداشت یاد و نام مردی که «قصههای خوب برای بچههای خوب» مینوشت میتوانست فراتر از یک یادبود ساده و معمولی باشد؛ میتوانست یادآور اهمیت نقش شعر و قصه در دنیای کودکان باشد زیرا ادبیات، تنها وسیلهای برای سرگرمی نیست بلکه ابزاری برای پرورش تفکر، آموزش غیرمستقیم و ایجاد علاقه به کتاب و مطالعه هم هست. این روز باید فرصتی باشد برای توجه بیشتر به مشکلات حوزه نشر کودک و نویسندههای کودک و نوجوان و کمبود کتابخانههای کودکمحور، همچنین باید فرصتی باشد تا متولیان کودک با تأمل بیشتری به دنیای کودکان بنگرند و درباره ضرورت ادبیات کودک گفتوگو کنند. درحالی که بهنظر بیشتر نامی است در تقویم و یادبودی برای نویسندهای که زیاد کار کرد اما چندان آسان زندگی نکرد.
به مناسبت این روز مروری کوتاه بر زندگی مهدی آذریزدی، نویسنده فقید کودکان و نوجوانان داریم:
مهدی آذریزدی سال ۱۳۰۰ در روستای خرمشاه در حومه یزد به دنیا آمد و از هشتسالگی همراه پدرش در زمین رعیتی کار کرد. ۲۰ ساله بود که از کار بنایی به کار در کارگاه جوراببافی یزد پرداخت. پس از مدتی صاحب کارگاه جوراببافی تصمیم گرفت دومین کتابفروشی شهر یزد را راهاندازی کند؛ همین ماجرا بهانهای شد تا او به کتابفروشی برود و زمینه آشناییاش با اهالی شعر و ادب فراهم شود تا آنجا که کار در کتابفروشی، مهدی را از یزد به تهران کشاند و او در چاپخانه حاج محمدعلی علمی، واقع در خیابان ناصرخسرو، مشغول بهکار شد.
او هیچگاه به مدرسه نرفت اما در طول زندگیاش بیش از ۳۰ جلد کتاب منتشر کرد که از میان این آثار به غیر از مجموعه معروف هشتجلدیاش «قصههای خوب برای بچههای خوب»، میتوان به مجموعه دهجلدی «قصههای تازه از کتابهای کهن»، «بچه خوب»، «قند و عسل»، «خاله گوهر»، «گربه تنبل»، «گربه ناقلا»، «دستور طباخی و خانهداری» (که به عربی نیز ترجمه شده است)، «خودآموز عکاسی»، «خودآموز شطرنج»، «لبخند»، «قصههای ساده»، «یاد عاشورا»، «چهل حدیث»، «قصههای پیامبران»، تصحیح مثنوی معنوی مولوی، «عاشق کتاب» و «بخاری کاغذی» اشاره کرد که اکثر این آثار بارها تجدید چاپ شدهاند.
نام آذر یزی همیشه با «قصههای خوب برای بچههای خوب» همراه است؛ سال ۱۳۳۵ بود که خواندن قصهای از انوار سهیلی در چاپخانه، توجه مهدی آذریزدی را به خود جلب کرد و او تصمیم گرفت قصه را سادهنویسی کند تا مناسب کودکان باشد. این ایده، زمینهساز خلق جلد نخست از مجموعه «قصههای خوب برای بچههای خوب» شد و پرویز خانلری به مدیر انتشارات امیرکبیر میگوید: «کار خوبی است، بگویید ادامه بدهد.» خود آذریزدی گفته بود برای نوشتن این کتاب نه دنبال شهرت بوده و نه پول، فقط نوشتن برای بچههایی که کتاب نداشتند برایش مهم بوده است و برکت کار را بهخاطر اخلاصش میدانست.
مهدی آذریزدی در سال ۱۳۴۳ به سبب نگارش کتاب «قصههای خوب برای بچههای خوب»، موفق به دریافت جایزه از سوی سازمان جهانی یونسکو شد. «شورای کتاب کودک» نیز از این مجموعه بهعنوان کتاب برگزیده سال تقدیر کرد. همچنین از او در سال ۱۳۷۹ به سبب نگاشتن داستانهای قرآنی و دینی، به عنوان خادم قرآن تجلیل شد.
آذریزدی هیچ وقت ازدواج نکرد و به کار دولتی هم مشغول نشد. او افزون بر نویسندگی، تا سالهای پایانی عمرش به غلطگیری و ویرایش و فهرست اعلامنویسی ادامه داد.
آذریزدی خواندن کتاب را بزرگترین لذت زندگی خود خوانده و البته در سالهای پایانی عمر علاقه بیش از اندازهاش به کتاب را اشتباه زندگی خود خوانده و گفته بود: «علاقه به هرچیزی اندازه و حدی دارد و زندگی من از آن جهت که جنون کتاب داشتهام یکطرفه و یکسویه بوده است. خود را از لذایذ زندگی اجتماعی و خانوادگی و غیره محروم کردم؛ زیرا به این مساله توجه نداشتم که هر چیزی در حد تعادلش خوب است و کتاب خواندن نیز از این مقوله مستثنا نیست.»
دغدغه معیشت، چاشنی همیشگی زندگیاش بود، حتی در روزهای پایانی. میگفت: «همهش خدمت کردم، همیشه صرفهجویی کردم و سوختم. هرگز جز مهمانی و اینجا [خانه فرزندخواندهاش]، غذای خوب نخوردم. لباس خوب نپوشیدم. بعضیها بهخاطر صرفهجویی میگویند خسیسام، اما وقتی درآمد ندارم، صرفهجویی میکنم. ولی بدنام نشدم، بدی نکردم و الهی شکر!»
انتهای پیام

