۱۴۰۵-۰۴-۲۰ | ۰۹:۰۸
منبع: نمایندگی قزوین
وداع حماسی با پدر

وداع حماسی با پدر

قزوین (ایسنا) - در روز تشییع رهبر شهید، ایران و جهان شاهد لحظه‌ای تاریخی و تکان‌دهنده بودند. در حالی که خورشید بر فراز آسمان طلوع می‌کرد، امت اسلام و ملت ایران در مراسمی باشکوه گرد هم آمدند تا پیکر مطهر رهبر شهید خود را بدرقه کنند. این تشییع تنها یک وداع نبود، بلکه تجلی وحدت ملت و نمادی از پیوند ناگسستنی میان رهبری و مردم به‌شمار می‌رفت.

عقربه‌های ساعت نیمه شب را نشان می‌دهد اما ملت پس از شهادت رهبرشان بیدار شدند و برای تشییع رهبر شهیدشان گام برداشتند. علیرغم اطلاع‌رسانی برای عدم حضور سالمندان و خردسالان از پیرزن ۷۰ ساله تا کودک یک ساله در اتوبوس مشاهده می‌شود، همه آمدند تا رهبر شهید را بدرقه کنند.

اذان صبح اتوبوس به تهران می‌رسد، همه پرچم خون‌خواهی به دست دارند و آمدند تا بگویند از خون رهبرشان نمی‌گذرند و انتقام خون رهبرشان را می‌گیرند.

مترو مملو از جمعیت است همه شعار «مرگ بر آمریکا، مرگ بر اسرائیل، مرگ بر فتنه‌گر» سر می‌دهند. شعار مرگ بر آمریکا فضا را مملو از انتقام می‌کند، مردی میان‌سال تا جایی که صدایش یاری کند تلاش می‌کند پیش‌قراول باشد و با شعار بقیه را با خود همراه کند؛ از صدایش مشخص است که در این چند روز برای از دست دادن پدر گریه‌ها کرده است.

کوچک و بزرگ، پیرو جوان، در میدان امام حسین (ع) و خیابان‌های اطراف با پرچم‌های قرمز یالثارات الحسین (ع) منتظر ورود پیکر رهبر شهیدشان هستند. یکی پرچم قرمز، دیگری عکس رهبر شهید و آن یکی دست‌نوشته خون‌خواهی در دست دارد.

از دور میدان امام حسین و خیابان یکپارچه قرمز رنگ است، چون بر خلاف شب‌های میدان داری که مردم پرچم ایران را در دست داشتند این بار همه پرچم خون‌خواهی بر دست دارند تا بگویند خونخواه آقای شهیدشان هستند.

عاشقان با نوای مداحی سینه می‌زنند و همراهی می‌کنند و به خیابان چشم می‌دوزند تا برای آخرین بار رهبر را ببیند، عده زیادی اولین و آخرین دیدارشان است.

چند ساعتی می‌شود که همه منتظر رهبر شهیدشان هستند، ساعت از ۹ صبح گذشته است که اعلام می‌شود به دلیل ازدحام جمعیت پیکر شهدا در میدان انقلاب است، جمعیت هرطور که شده خود را به خیابان‌های اطراف میدان آزادی می‌رسانند تا آخرین وداع را داشته باشند.

در خیابان‌های منتهی به آزادی ساختمان‌های تخریب شده از جنگ تحمیلی سوم به چشم می‌خورد که سند دیگری از جنایت آمریکا و اسرائیل است، مردم با دیدن این صحنه خونشان به جوش می‌آید و شعارهای خود را بلند سر می‌دهند. در خشت خشتِ این خانه‌ها قصه‌ای از خنده، مادران و پدران و کودکانی وجود دارد که روزی در آن زندگی می‌کردند اما این قصه‌ها اکنون زیر خاک و بتن دفن شدند.

 در کوچه‌پس‌کوچه‌های مسیر، زنان و مردان با شعارهای ضد استکباری و انتقام خواهی بقیه را با خود همراه می‌کنند.

در خیابان آزادی با مداحی مهدی رسولی اشک‌ها جاری می‌شود و هرکس در دل با رهبر شهید نجوا می‌کند وقتی اشک‌ها از چشمان سرخ عزاداران سرازیر می‌شوند یکباره خودروی حامل پیکر رهبر شهید که به شکل ضریح رضوی طراحی‌شده از جلوی چشمان منتظران عبور می‌کند و سرعت باریدن اشک‌ها بیشتر می‌شود و همه با مشت‌های گره‌کرده و شعارهای حماسی و حسینی رهبرشان را بدرقه می‌کنند، انگارنه‌انگار که خورشید در میانه روز می‌تابد همه فقط به دنبال خورشید امت می‌گردند و همراه امامشان حرکت می‌کنند.

با بدرقه رهبر عده‌ای به سمت مترو حرکت می‌کنند اما از آنجا که مترو و خیابان‌ها بسته است در کوچه‌پس‌کوچه منتظر می‌مانند تا کمی از حرارت آفتاب کاسته شود، در این میان موکب‌ها و حتی خانه‌ها از این میهمانان خسته با آب خنک پذیرایی می‌کنند. عده‌ای هم برای خنک کردن جمعیت از کارواش استفاده کرده و با مه‌پاشی، آب روی جمعیت می‌ریزند تا کمی از خستگی آنان بکاهند.

حتی اصناف هم پای کار آمده‌اند، مغازه‌داران با تهیه آب خنک و حتی با کشیدن شلنگ به بیرون از مغازه سعی دارند کمی از عطش ملت بکاهند، اما عطش دیدار رهبرشان با این آب‌ها سیراب نخواهند شد.

کودکی ۶ ماهه زیر آفتاب بغل پدر چشم به انبوه جمعیت دوخته و از همین نونهالی اتحاد و انسجام را می‌بیند و می‌آموزد.

دخترکانی سیاهپوش به یاد امام شهیدشان و حضرت رقیه (س) با آبپاش‌های کوچک گلاب به روی مردم اسپری می‌کنند تا کمی خنک شوند؛ اینجا همه می‌خواهند به گونه‌ای عشق و ارادت خود را به پرورش‌یافته مکتب حسین (ع) نشان دهند.

یکی درب خانه‌اش را به روی زائران باز کرده تا کمی استراحت کنند، دیگری هیئت و موکب حسینی به راه انداخته تا به زائران رهبر شهید خدمت کند.

قدم گذاشتن در خیابان و اشتیاق مردم برای پذیرایی، ما را به یاد مسیر اربعین می‌اندازد مسیری که امسال زودتر از موعد شروع شده و اولین زائرش نیز قائد شهید امت است.

انبوهی از زائران که از شهرستان آمده‌اند به دنبال راهی برای بازگشت به شهرشان هستند اما به دلیل ازدحام جمعیت منتظر می‌مانند.

یکی از مردم تهران وقتی می‌بیند عده‌ای بانوان شهرستانی از اتوبوس خود جا ماندند تصمیم می‌گیرد به نیت امام شهید آنان را به مقصدشان برسانند، این نمونه‌ای از همدلی مردم با هم بود، شاید هزاران نفر از این جمعیت میلیونی این چنین متحد و منسجم بودند.

در مسیر مادران و پدرانی بودند که کودکان شیرخوار خود را به یاد علی‌اصغر امام حسین (ع) و زهرا محمدی گلپایگانی با خود همراه کرده بودند تا بگویند راه شهدای اسلام و ایران ادامه دارد و ما با آمریکا پدرکشتگی داریم؛ این مردم پدر از دست داده‌اند.

انتهای پیام

آخرین اخبار استان ها