روزگاری نهچندان دور، قصهها مهمان همیشگی زندگی کودکان بودند، روایتهایی که با صدای گرم پدر، مادر، مادربزرگ یا پدربزرگ جان میگرفتند و کودک را به دنیایی سرشار از خیال، تجربه و آموختن میبردند، قصهها تنها سرگرمی نبودند، بلکه بخشی از شیوه تربیت، انتقال فرهنگ و ساختن خاطراتی بودند که سالها در ذهن کودکان ماندگار میشد.
امروز اما این سنت ارزشمند، آرام آرام جای خود را به صفحههای نمایش داده است، زندگی پرشتاب، مشغلههای فراوان و حضور پررنگ تلفنهای همراه و فضای مجازی، فرصت باهم بودن و شنیدن قصه را کمتر از گذشته کرده است، تا جایی که بسیاری از کودکان، به جای شنیدن روایتهای زنده از زبان خانواده، بیشتر وقت خود را با محتوای دیجیتال سپری میکنند.
در حالی که قصهگویی میتواند تخیل را شکوفا کند، دایره واژگان کودک را گسترش دهد، مهارتهای ارتباطی و قدرت تفکر او را تقویت کند و زمینهساز شکلگیری شخصیت و ارزشهای اخلاقی باشد، کمرنگ شدن این سنت، زنگ هشداری برای خانوادهها و جامعه است، شاید امروز بیش از هر زمان دیگری، لازم باشد قصهها دوباره به خانهها بازگردند، زیرا هیچ صفحه نمایشی نمیتواند جای صمیمیت، ارتباط عاطفی و تأثیر ماندگار قصهای را بگیرد که از زبان یک راوی برای کودک روایت میشود.
با گذشت زمان و تغییر سبک زندگی، این سنت ارزشمند نیز آرامآرام کمرنگ شده است، شتاب زندگی، مشغلههای روزافزون، حضور پررنگ تلفنهای همراه، تبلت و دیگر ابزارهای دیجیتال، فرصت گفتوگوهای خانوادگی را کمتر کرده و قصهگویی را از جایگاه همیشگی خود در بسیاری از خانهها دور ساخته است، کودکانی که روزی با شنیدن قصه، شخصیتهای داستان را در ذهن خود میساختند و با آنها همزاد پنداری میکردند، امروز بیشتر با تصاویر آماده و محتوای سریع فضای مجازی و شبکههای نمایش روبهرو هستند؛ محتواهایی که هرچند جذاب به نظر میرسند، اما نمیتوانند جای ارتباط عاطفی و اثر ماندگار یک قصه را بگیرند.
قصهگویی، فراتر از خواندن چند صفحه از یک کتاب یا تعریف کردن یک داستان است، این هنر، فرصتی برای گفتوگو، شنیدن، پرسیدن، اندیشیدن و ساختن دنیایی سرشار از خلاقیت در ذهن کودک است، کودکی که قصه میشنود، واژههای بیشتری میآموزد، بهتر احساسات خود را بیان میکند، قدرت تخیلش پرورش مییابد و با مفاهیمی مانند همدلی، احترام، مسئولیتپذیری و امید، به شکلی غیرمستقیم و ماندگار آشنا میشود و از سوی دیگر، لحظههای قصهگویی، فرصتی برای نزدیکتر شدن اعضای خانواده و ساختن خاطراتی است که تا سالها در ذهن کودک باقی میماند.
قصهها منبع بسیار بزرگی از مهارتها، مفاهیم و ارزشهای اخلاقی هستند
فاطمه آذری، مربی ادبی ـ فرهنگی مرکز کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان شهرستان بن، در گفتوگو با ایسنا اظهار کرد: قصهگویی یکی از اصیلترین و ریشهدارترین ابزارهایی است که انسان میتواند برای رشد، تکامل و پیشرفت خود از آن استفاده کند، همچنین، قصهگویی یکی از مهمترین ابزارهای انتقال فرهنگ و ارزشها از نسلی به نسل دیگر است.
وی ادامه داد: ذهن یک کودک مانند زمینی آماده برای کشاورزی است و این والدین هستند که تعیین میکنند چه بذری در این زمین کاشته شود، زمانیکه بذر قصهگویی در ذهن کودک کاشته میشود و او آماده شنیدن یک داستان است، با واژههای مختلفی روبرو میشود که در قالب جمله بیان میشوند، به همین دلیل، کودک با ساختار جملههای کوتاه و بلند و پیچیده آشنا شده و دایره واژگان او گسترش پیدا میکند، همچنین یاد میگیرد که این جملهها با چه لحنهایی بیان میشوند و با لحنهای مختلف نیز آشنا میشود.
آذری افزود: محور اصلی هر قصه، شخصیتهایی هستند که داستان بر اساس زندگی آنها روایت میشود، کودک خود را همراه با شخصیت اصلی یا شخصیتهای فرعی داستان میبیند و با آنها همزاد پنداری میکند، او یاد میگیرد که چالشهای موجود در قصه ممکن است در زندگی خودش نیز رخ دهد و میتوان با تصمیمگیری و اراده بر این مشکلات غلبه کرد، همچنین با توجه به همذاتپنداری با شخصیت قهرمان داستان، میآموزد چگونه احساساتی مانند غم، شادی، ترس و خشم را مدیریت کند.
مربی ادبی ـ فرهنگی مرکز کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان شهرستان بن بیان کرد: کودکان بدون اینکه خودشان آن تجربه را از سر بگذرانند، از تجربه شخصیتهای داستان استفاده میکنند و میتوانند مسیر زندگی خود را هموارتر کنند.
وی با اشاره به تاثیر قصهگویی بر تخیل کودکان، گفت: کودک هنگام شنیدن یک قصه، فضای داستان، ظاهر شخصیتها و جزئیات محیط را در ذهن خود میسازد، بنابراین، علاوه بر تقویت مهارت شنیداری، مهارت تصویرسازی ذهنی او نیز تقویت میشود و این تصویرسازی، پایه و اساس خلاقیت را در ذهن کودک شکل داده و تمرین میکند.
آذری ادامه داد: تقریبا اکثر قصهها دارای یک مشکل یا گره داستانی هستند و شخصیتها تلاش میکنند آن را حل کنند، کودکان نیز هنگام شنیدن داستان، پیش از آنکه راهحل اصلی قصه را بشنوند، در ذهن خود تصور میکنند اگر جای شخصیت اصلی بودند، چگونه این مشکل را حل میکردند، این موضوع باعث تقویت تفکر انتقادی و مهارت حل مسئله در آنها میشود.
مربی ادبی ـ فرهنگی مرکز کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان شهرستان بن اظهار کرد: قصهها منبع بسیار بزرگی از مهارتها، مفاهیم و ارزشهای اخلاقی هستند، تقریبا هیچ قصهای خالی از یک مفهوم انسانی یا اخلاقی نیست، کودکان با شنیدن قصه، مفاهیمی مانند راستگویی، شجاعت، صبر، تلاش، محبت، مهربانی و امانتداری را بهصورت غیرمستقیم یاد میگیرند، برای هر مفهوم اخلاقی میتوان قصهای متناسب انتخاب و پیام مورد نظر را در قالب یک روایت جذاب به کودکان منتقل کرد، موضوعی که بدون نصیحت مستقیم، تأثیر زیادی بر رفتار آنها دارد.
وی درخصوص کمرنگ شدن سنت قصهگویی، گفت: یکی از دلایل این موضوع، گسترش زندگی الکترونیکی و تنوع وسایل و بازیهایی بوده که کودکان را سرگرم میکند، همچنین سبک زندگی افراد مدرن شده و مشغلههای والدین افزایش یافته است، همه این عوامل باعث میشود والدین زمان کمتری را با فرزندان خود سپری کرده و فرصت کمتری برای قصهگویی داشته باشند.
آذری افزود: موضوع دیگر این است که برخی از والدین حوصله قصه گفتن ندارند و به جای اینکه خودشان قصه تعریف کنند، به سراغ محصولات آماده میروند، به جای تولید محتوا، مصرفکننده میشوند و به جای قصهگویی، از قصههای صوتی، تلویزیون، گوشی و تبلت استفاده میکنند، در نتیجه، ارتباط دوسویهای که میتوانست میان والدین و کودک شکل بگیرد، به رسانهها و وسایل الکترونیکی سپرده میشود.
مربی ادبی ـ فرهنگی مرکز کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان شهرستان بن ادامه داد: در دنیایی که با سرعت زیادی در حال پیشرفت است، چیزی که جا مانده، صبر و حوصله است، قصه گفتن و قصه شنیدن به صبر نیاز دارد.
وی گفت: وقتی همه چیز با سرعت در حال تغییر است، صبر و حوصله نیز کمرنگ میشود، زمانیکه بزرگترها مدام با گوشی، تبلت و فضای مجازی درگیر هستند، کودکان نیز به همین سمت کشیده میشوند و این موضوع تأثیر زیادی بر کاهش تمرکز آنها دارد.
وی بیان کرد: یکی از مهمترین راهکارهای بازگرداندن قصهگویی به خانواده، ایجاد برنامه کتابخوانی در خانه است، والدین باید خودشان کتاب بخوانند و زمینه استفاده از کتاب و مطالعه را برای کودکان فراهم کنند، همچنین زمانی را به گفتوگو با کودک اختصاص دهند، خاطرات دوران کودکی خود را برای او تعریف کنند، درباره اتفاقات روزمره متناسب با سن کودک صحبت کنند و از او نیز بخواهند درباره اتفاقات زندگیاش صحبت کند، این گفتوگوها باید به دور از هیاهوی وسایل الکترونیکی مانند تلویزیون، تلفن همراه و تبلت انجام شود تا هم مهارت صحبت کردن و هم شنونده بودن در کودک تقویت شود.
آذری خاطرنشان کرد: والدین باید زمانی را برای قصه گفتن به فرزندان خود اختصاص دهند تا کودکان در جریان شنیدن قصه با شخصیتها همراه شوند، خود را جای آنها بگذارند و حتی قصهای را که خودشان میسازند و شخصیت اصلی آن هستند، برای والدین تعریف کنند.
مربی ادبی ـ فرهنگی مرکز کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان شهرستان بن با اشاره به ویژگیهای یک قصه خوب، اظهار کرد: در گام نخست، قصه باید متناسب با سن کودک باشد، نمیشود قصهای که برای نوجوانان مناسب است، برای یک کودک روایت شود، همچنین قصه باید با شرایط زیستی و محیط زندگی کودک متناسب باشد، برای مثال، با گویش محلی و فضایی که کودک در آن زندگی میکند، هماهنگی داشته باشد.
وی خاطرنشان کرد: همچنین فارغ از موضوع و پیامی که قصد انتقال آن را داریم، قصه باید لذتبخش باشد و صرفا ابزاری برای انتقال یک ارزش یا مفهوم نباشد، همچنین لازم است شرایط و ویژگیهای کودک نیز در نظر گرفته شود، گویش و لحن قصهگو، زبان بدن و شیوه بیان نیز باید متناسب با درک و فهم کودک باشد، مجموعه این عوامل در کنار یکدیگر باعث میشود کودک به شنیدن قصه علاقهمند شود.
قصه یک روش تربیتی و آموزشی برای رشد ذهنی و اجتماعی کودک محسوب میشود
سپیده ابراهیمی، مربی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان واحد شهرکرد و قصهگو، در گفتوگو با ایسنا اظهار کرد: قصهگویی تأثیر زیادی بر مهارتهای زندگی کودکان دارد، کودکان معمولاً از شنیدن نصیحتهای مستقیم و جملههایی مانند این کار را انجام بده یا این کار را انجام نده جبهه میگیرند، اما وقتی به جای نصیحت، با شخصیتهای یک قصه همراه میشوند و احساسات آنها را درک میکنند، از رفتارهای شخصیتهای داستان درس میگیرند، برای مثال، در قصهای با مفهوم مهربانی باعث میشود کودکان دوستی و همدلی را بیاموزند و شجاعت نیز به آنها یاد میدهد چگونه بر ترسهای خود غلبه کنند.
وی ادامه داد: در واقع، قصه و قصهگویی بازتابی از واقعیتهای زندگی هستند، کودکان در قصه یاد میگیرند چگونه تصمیم بگیرند، مشکلات را حل کنند، احساسات خود را کنترل کنند و مسئولیت کارهایشان را بپذیرند، برای مثال، نمیتوان بهصورت مستقیم به کودک گفت دروغ نگو، اما وقتی قصهای روایت میشود که در آن عاقبت دروغگویی نشان داده میشود، کودک بهصورت ناخودآگاه یاد میگیرد که دروغ نگوید.
ابراهیمی با اشاره به دلایل فاصله گرفتن خانوادهها از قصهگویی گفت: مشکلات زندگی، تغییر سبک زندگی، کمبود وقت و استفاده بیشتر از تلفن همراه از مهمترین دلایل این موضوع محسوب میشود، زندگی با سرعت زیادی در حال سپری شدن است و والدین ناچارند برای حل چالشهای زندگی تا دیروقت کار کنند و زمانی که به خانه باز میگردند، انرژی لازم برای قصه گفتن برای فرزندان خود را ندارند.
وی افزود: تلفن همراه و تلویزیون نیز از دیگر عوامل هستند، بهگونهای که بیشتر وقت کودکان صرف تماشای فیلم یا بازی با تلفن همراه میشود، برخی خانوادهها نیز تصور میکنند قصه فقط برای خواباندن کودکان است، در حالی که قصه یک روش تربیتی و آموزشی برای رشد ذهنی و اجتماعی کودک محسوب میشود.
این مربی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان ادامه داد: برخی خانوادهها نیز نمیدانند چه کتابی برای چه سنی مناسب است و همین موضوع باعث میشود کودکان از شنیدن قصه فاصله بگیرند، همچنین کاهش دورهمیهای خانوادگی نیز از دیگر دلایل این موضوع است، زیرا در گذشته، قصهگویی یکی از بخشهای این دورهمیها بود، اما امروز این دورهمیها کمتر شده است.
وی بیان کرد: استفاده از تلفن همراه و فضای مجازی یکی از دلایلی است که کودکان را از کتاب دور کرده است، البته اگر از تلفن همراه و فضای مجازی بهدرستی استفاده شود، میتواند کمککننده باشد، اما هیچ چیزی جای صدای گرم یک قصهگو را نمیگیرد، البته دانلود و شنیدن قصههای صوتی نیز میتواند برای کودکان جذاب باشد، همچنین وقتی کودکان میبینند والدین بهطور مداوم از تلفن همراه استفاده میکنند، نباید انتظار داشت خودشان به سراغ کتاب بروند و به شنیدن قصه علاقه نشان دهند.
ابراهیمی اظهار کرد: خانوادهها میتوانند با چند تغییر ساده، دوباره قصهگویی را به برنامه زندگی خود بازگردانند، برای مثال، زمان مشخصی را برای قصهگویی در نظر بگیرند و در آن زمان اصلاً از تلفن همراه استفاده نکنند، همچنین قصههایی متناسب با سن کودک انتخاب کرده و آنها را با احساس برای کودک تعریف کنند، علاوه بر این، کودک باید در فرایند قصهگویی مشارکت داده شود و از او خواسته شود اتفاقاتی را که ممکن است در ادامه داستان رخ دهد، حدس بزند یا تعریف کن، گاهی نیز والدین میتوانند خاطرات و اتفاقات دوران کودکی خود را به شکل قصه برای فرزندانشان تعریف کنند.
وی درباره ویژگیهای یک قصه خوب گفت: یک قصه خوب باید متناسب با سن، درک و دایره واژگان کودک باشد، شروع قصه اهمیت زیادی دارد و باید جذاب باشد، شخصیتهای داستان نیز باید برای کودک قابل درک باشند و حتی میتوان با توجه به علاقه کودک، شخصیتهای داستان را تغییر داد یا شخصیتهایی را انتخاب کرد که مورد علاقه کودک هستند.
ابراهیمی افزود: قصهها باید به گونهای باشند که تخیل کودک را تقویت کنند و نباید چند داستان مختلف در یک قصه روایت شود، قصه باید هیجان داشته باشد تا کودک تا پایان داستان همراه آن بماند، همچنین باید از واژههای ساده و متناسب با سن کودک استفاده شود و پایان قصه نیز همواره همراه با امید و آرامش باشد.
وی در پایان گفت: بهترین قصه، داستانی است که ذهن کودک را به فکر کردن، قلب او را به احساس کردن و رفتارش را به بهتر زندگی کردن هدایت کند.
انتهای پیام
