محمدعلی نوبخت تحلیلگر سیاسی و مشاور استاندار مازندران در یادداشتی که در اختیار ایسنا قرار داده است، به موضوع تاب آوری، همدلی و وحدت در زمان جنگ پرداخت و نوشت: گاهی تاریخ، ملتها را در نقطهای قرار میدهد که هر تصمیم، هر سخن و هر رفتار، فراتر از یک انتخاب فردی، به سرنوشت یک کشور گره میخورد. این روزها همان روزهاست؛ روزهایی که ایران سرافراز بیش از هر زمان دیگری به عقلانیت، همبستگی و مسئولیتپذیری نیاز دارد. در چنین شرایطی، نخستین سرمایه هر کشور نه منابع طبیعی است و نه قدرت نظامی؛ بلکه سرمایه اجتماعی و تولید ثروت است. اعتماد، همدلی و احساس تعلقی که مردم را در کنار یکدیگر نگه میدارد و آنان را برای عبور از بحرانها توانمند میکند.
هرگاه این سرمایه آسیب ببیند، حتی قویترین اقتصادها نیز در معرض فرسایش قرار میگیرند و هرگاه تقویت شود، ملتها از سختترین گردنههای تاریخ عبور میکنند. ایران امروز، بیش از هر چیز، به عبور از هیجان و پناه بردن به عقلانیت نیاز دارد. هیجان، اگرچه گاه احساسات را برمیانگیزد، اما آینده را نمیسازد.
آینده را اندیشه، تدبیر، گفتوگو، مدارا، تصمیمهای عقلانی و مسئولانه و تولید ثروت میسازند. اختلافنظر، بخشی طبیعی از هر جامعه زنده است، اما تبدیل اختلاف به شکاف و گسست، بزرگترین هدیه به بحرانهاست.
امروز زمان آن است که همه جریانهای سیاسی، نخبگان، رسانهها و مدیران، منافع ملی و آینده ایران عزیز را بر رقابتهای مقطعی ترجیح دهند. در کنار مردم، نمایندگان، مدیران و واعظان نیز وظیفهای سنگین بر دوش دارند. حفظ انسجام ملی تنها با سخنرانی و شعار ممکن نیست؛ بلکه با کارنامهای از صداقت، عدالت، سادهزیستی مسئولان، شفافیت و خدمت به دست میآید.
دغدغه نخست متولیان امر در شهر، استان و کشور باید معیشت مردم، مهار تورم، حمایت از تولید، ایجاد اشتغال، مبارزه بیامان با فساد و کاهش فاصله میان مسئولان و مردم باشد. چه اشکالی دارد امروز متولیان امر در کشور که بر صندلیها تکیه زدهاند، مال فدا شوند و بخشی از ثروت خود را در اختیار مددجویان و محرومان بگذارند؟ جامعهای که احساس کند مسئولان درد او را میفهمند و برای حل مشکلاتش میکوشند، امید خود را حفظ خواهد کرد.
در ادبیات توسعه، از مفهومی به نام تابآوری ملی یاد میشود؛ یعنی توانایی یک ملت برای حفظ انسجام، کارآمدی نهادها و امید اجتماعی در شرایط دشوار. این تابآوری زمانی تقویت میشود که نهادها و مدیران کشور از فرسایش و بیاعتمادی دور بمانند، قانونمداری تقویت شود، شایستهسالاری جایگزین رابطهمحوری گردد، مهارت به جای ارادت قرار گیرد و مدیران، پاسخگویی را نه یک اجبار، بلکه یک فضیلت بدانند و از تملق، چاپلوسی و دستبوسی پرهیز کنند. جلوگیری از زوال نهادی، تنها یک وظیفه اداری نیست؛ بلکه شرط بقای توسعه و امنیت کشور است.
امروز، بیش از هر زمان دیگری، باید دو واژه را با جان و دل پاس داشت: وطن و هموطن. وطن تنها یک محدوده جغرافیایی نیست؛ بلکه حافظه تاریخی، فرهنگ، هویت و آینده مشترک ماست.
وطن، مادر همه ماست؛ مادری که اگر رنجور شود، هیچ فرزندی در آسایش نخواهد بود. هموطن نیز، صرفنظر از سلیقه، قومیت، زبان یا گرایش سیاسی، شریک سرنوشت و همبخت ماست. اگر او زیر بار مشکلات اقتصادی، ناامیدی یا احساس بیپناهی خم شود، هیچکس از آثار آن در امان نخواهد ماند.
امروز رسالت تاریخی ما آن است که از هر سخن و رفتاری که بذر تفرقه میافشاند و ضد رشد، پیشرفت و توسعه ایران عزیزمان است، فاصله بگیریم و در مقابل، فرهنگ گفتوگو، مدارا، خدمت و مسئولیتپذیری را تقویت کنیم.
ایران را نه نفرت میسازد و نه حذف یکدیگر؛ ایران را اندیشه، کار و تلاش، اخلاق، عدالت، عقلانیت، معنویت و همبستگی میسازند. شاید سالها بعد، آیندگان درباره این روزها قضاوت کنند؛ نه بر اساس آنچه گفتیم، بلکه بر پایه آنچه برای حفظ ایران انجام دادیم.
اگر در این مقطع حساس توانسته باشیم وحدت را بر تفرقه، عقلانیت را بر هیجان، خدمت را بر منفعتطلبی و امید را بر یأس ترجیح دهیم، بیتردید سهم خود را در ساختن آینده این سرزمین ادا کردهایم.
ایران، خانه مشترک همه ماست. پاسداری از وطن، در کنار دفاع از مرزها، با دفاع از کرامت هموطن، پاسداری از اعتماد عمومی، تقویت نهادهای کارآمد، صداقت و شفافیت در حکمرانی و خدمت بیوقفه و خالصانه مسئولان به مردم معنا پیدا میکند. در این مقطع تاریخی، بزرگترین مسئولیت ما آن است که نگذاریم وطن آسیب ببیند و نگذاریم هیچ هموطنی زیر بار رنج، احساس تنهایی کند.
انتهای پیام
