دکتر احمد حیدری در گفتوگو با ایسنا، با اشاره به پیشینه دریای مازندران اظهار کرد: دریای مازندران که در جهان با نام دریای خزر یا کاسپین نیز شناخته میشود، بزرگترین دریاچه جهان است. نام دریای مازندران در حدود ۲۰۰ سال اخیر رواج یافته و طی حدود ۵۰ سال گذشته در رسانههای ایران بیشتر مورد استفاده قرار گرفته است. دولت ایران نیز در سال ۱۳۶۱ این نام را به صورت رسمی اعلام کرد.
وی افزود: نام دریای خزر برگرفته از قوم خزران است که در شمال غرب این دریا و نواحی میان دریای سیاه و خزر سکونت داشتند. همچنین نام کاسپین نیز از قوم کاسپی، از ساکنان کهن پیرامون این دریا، گرفته شده است. در منابع تاریخی از این پهنه آبی با نامهایی همچون دریای قزوین، بحر قزوین، دریای آبسکون، دریای طبرستان، دریای گرگان و دریای ورکانه نیز یاد شده است.
عضو هیئت علمی گروه علوم و مهندسی خاک دانشکدگان کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه تهران با بیان اینکه مهمترین ویژگی اقتصادی دریای مازندران ذخایر عظیم نفت و گاز آن است، گفت: نخستین اکتشاف نفت در این دریا در سال ۱۳۰۲ خورشیدی در باکو انجام شد. ذخایر اثباتشده نفت این حوزه حدود ۳۲ میلیارد بشکه برآورد میشود که نزدیک به چهار درصد ذخایر نفت خاورمیانه را شامل میشود. علاوه بر این، حدود ۱۶۳ میلیارد بشکه ذخایر احتمالی نفت نیز برای این حوزه پیشبینی شده است.
وی ادامه داد: جهت جریان آب در دریای مازندران از شمال غرب به جنوب شرق است و همین موضوع همراه با ژرفای زیاد آب در سواحل جنوبی ایران، موجب کند شدن حرکت جریان و در نتیجه تجمع بخش قابل توجهی از آلایندهها در سواحل ایران میشود. سالانه حدود ۱۲۲ هزار و ۳۵۰ تن انواع آلاینده، بهویژه ناشی از فعالیتهای اکتشاف و استخراج نفت، وارد این دریا میشود که تهدیدی جدی برای گونههای ارزشمند گیاهی و جانوری آن به شمار میرود.
دریای مازندران بازمانده اقیانوسی کهن است
حیدری گفت: دریای مازندران میلیونها سال پیش و در دوران مزوزوئیک شکل گرفته و در گذشته بخشی از اقیانوس بزرگ پاراتتیس بوده است. حدود ۵۰ تا ۶۰ میلیون سال پیش، بر اثر تحولات زمینساختی، ارتباط این پهنه آبی ابتدا با اقیانوس آرام و سپس با اقیانوس اطلس قطع شد و در نهایت به صورت یک حوضه بسته درآمد.
وی افزود: این دریا اکنون میان دو قاره آسیا و اروپا قرار گرفته و پنج کشور ایران، روسیه، قزاقستان، ترکمنستان و جمهوری آذربایجان در سواحل آن قرار دارند. در سال ۱۹۵۲ نیز اتحاد جماهیر شوروی با اتصال مصنوعی رودخانههای ولگا و دُن، امکان ارتباط کشتیهای کوچک میان دریای مازندران، دریای آزوف و دریای سیاه را فراهم کرد و این دریا بار دیگر از طریق آبراهههای مصنوعی به آبهای آزاد متصل شد.
وی با بیان اینکه سطح آب دریای مازندران اکنون حدود ۲۸ تا ۳۰ متر پایینتر از سطح آبهای آزاد قرار دارد، اظهار کرد: حدود ۸۱ درصد آب ورودی این دریا از رودخانه ولگا تأمین میشود و رودخانههای سفیدرود، اترک و هراز نیز از مهمترین رودخانههای ورودی آن هستند.
این پژوهشگر خاطرنشان کرد: با توجه به برهم خوردن تعادل میان تبخیر و بارش، بخش شمالی دریای مازندران در معرض خطر ناپدید شدن طی حدود ۷۵ سال آینده قرار دارد. همچنین شبیهسازیهای اقلیمی نشان میدهد حتی با فرض افزایش بارندگی در حوضه ولگا، تا پایان قرن بیست و یکم سطح آب این دریا ممکن است حدود ۹ متر کاهش یابد.
وی افزود: چنین کاهشی به دلیل نبود دوره تثبیت یا بازیابی، آثار بسیار گستردهای بر اکوسیستم منطقه خواهد داشت. ادامه افت تراز آب، تنوع زیستی منحصر به فرد این دریا را تهدید میکند و افزایش دمای آب نیز با تشدید پدیده اوتریفیکاسیون یا رشد جلبکها، موجب کاهش اکسیژن محلول و در نهایت آسیب به حیات آبزیان خواهد شد.
لایههای خاک، تاریخ تغییرات دریای مازندران را روایت میکنند
حیدری درباره نقش مطالعات خاک در شناخت گذشته و آینده دریای مازندران گفت: بررسی لایههای خاک میتواند اطلاعات ارزشمندی درباره روند تغییرات گذشته و حتی آینده این دریا در اختیار ما قرار دهد. اگر روند فعلی ادامه یابد و افزایش تبخیر ناشی از گرمایش زمین با افزایش بارش و ورودی آب جبران نشود، شرایط دریای مازندران وخیمتر خواهد شد.
وی تصریح کرد: به دلیل کمعمق بودن بخشهای وسیعی از این پهنه آبی، افت تراز آب در نهایت به کوچکتر شدن دریا منجر میشود و این مسئله به ویژه برای بخش شمالی که عمقی در حدود پنج متر دارد، بسیار نگرانکننده است.
این پژوهشگر با اشاره به نوسانات تاریخی سطح آب دریای مازندران گفت: این دریا از سال ۱۹۲۹ تا ۱۹۹۵ یک چرخه کامل نوسان را تجربه کرده است؛ بهگونهای که بین سالهای ۱۹۲۹ تا ۱۹۷۷ حدود سه متر کاهش سطح آب و سپس از سال ۱۹۷۷ تا ۱۹۹۵ حدود سه متر افزایش سطح آب ثبت شده است.
وی ادامه داد: مطالعات دیرینهشناسی هستههای رسوبی نیز نشان میدهد منطقه گمیشان در اوایل پلیستوسن زیستگاه گونههای متنوع درختان برگریز بوده، اما امروز به دلیل شرایط نیمهخشک و افزایش شوری، پوشش گیاهی آن عمدتاً از گیاهان شورپسند تشکیل شده است. همچنین تاریخگذاری مغزههای برداشتشده از اعماق خاک، اطلاعات ارزشمندی از قدمت رسوبات و تحولات محیطی منطقه در اختیار پژوهشگران قرار داده است که نشان میدهد لایههای خاک ساحلی، آرشیوی ارزشمند از تغییرات محیطی و نوسانات سطح آب دریای مازندران هستند.
حیدری با اشاره به نتایج پژوهشهای انجام شده افزود: بررسیهای ما نشان داد در کنار ویژگیهای ژئومورفیک منطقه و پالسهای مختلف رسوبگذاری، مواد مادری مهمترین نقش را در شکلگیری و تمایز خاکهای منطقه ایفا کردهاند. همچنین زهکشی نامناسب بر روند تشکیل و تکامل خاک تأثیر قابل توجهی داشته و مقادیر پایین کربن آلی در بیشتر پروفیلها نشان میدهد پوشش گیاهی نقش چندان پررنگی در خاکسازی نداشته است.
وی ادامه داد: رژیم رطوبتی آکوئیک همراه با رژیم اریدیک موجب شکلگیری خاکهای جوان، تجمع املاح و گچ و ایجاد ویژگیهای اکسید و احیایی شده است. در مجموع میتوان گفت مهمترین عامل تشکیل خاک در این منطقه، رسوبات بادی جابهجا شده در محیطهای تالابی در کنار رسوبات آبرفتی بوده است، هرچند عوامل دیگری مانند توپوگرافی، آب و هوا، موجودات زنده و زمان نیز در این فرآیند نقش داشتهاند.
این عضو هیئت علمی دانشگاه تهران با بیان اینکه مطالعات جدید تنها به بررسی شکل ظاهری زمین اکتفا نمیکنند، اظهار کرد: امروزه پژوهشها با تلفیق ژئومورفولوژی، چینهشناسی، رسوبشناسی، ژئوفیزیک و گاهشناسی، تصویر دقیقتری از گذشته محیط ارائه میکنند. بر همین اساس، خاکرخهای لایهلایه ساحلی باید به عنوان بایگانیهایی از تغییرات خط ساحلی تفسیر شوند که در پاسخ به نوسانات سطح آب و سازمان مجدد آبهای زیرزمینی بارها تغییرات مکان دادهاند.
وی بیان کرد: الگوهای توزیع عناصر و ویژگیهای خاک میتواند ابزار مهمی برای مدیران و تصمیمگیران باشد تا در برنامهریزی کاربری اراضی، انتخاب محصولات مناسب، مدیریت اراضی و اجرای طرحهای اصلاحی از آنها استفاده کنند.
خاکهای ساحلی، بایگانی تغییرات اقلیمی هستند
حیدری درباره کاربرد نتایج این پژوهش در مدیریت منابع آب، مقابله با بیابانزایی و حفاظت از تالابها گفت: نتایج نشان میدهد دشت ساحلی جنوب شرقی دریای مازندران به عنوان یک سیستم رسوبی ـ خاکساز عمل میکند و خاکهای ساحلی لایهبندی شده، آرشیوی از تغییرات خط ساحلی و جابهجایی آبهای زیرزمینی در سواحل کمشیب هستند.
وی ادامه داد: این نتیجهگیری بر پایه پنج مجموعه شواهد همگرا شامل وجود ناپیوستگیهای سنگشناسی و افقهای خاک، تغییرات ناگهانی در توزیع اندازه ذرات، اختلاف شدید هدایت الکتریکی و یونهای محلول در لایههای مختلف، انطباق تغییرات عناصر شیمیایی با مرزهای چینهشناسی و همچنین شواهد میکرومورفولوژیکی مربوط به تشکیل گچ، کربنات و عوارض اکسید و احیا استوار است. همگرایی این شواهد نشان میدهد این خاکها آرشیوی قابل اعتماد از تغییرات رسوبی و چرخه شوری آب هستند.
وی تأکید کرد: تغییرات شدید سطح آب دریای مازندران تنها پیامدهای زیستمحیطی ندارد، بلکه آثار اجتماعی و اقتصادی گستردهای از جمله آسیب به زیرساختهای ساحلی، از بین رفتن معیشت جوامع محلی، مهاجرت و خسارت به فعالیتهای اقتصادی را نیز در پی خواهد داشت. از این رو انجام پژوهشهایی که بتوانند روند تغییرات آینده را با دقت بیشتری پیشبینی کنند، برای کاهش خسارات احتمالی ضروری است.
این پژوهشگر حوزه خاکشناسی در پاسخ به این پرسش که آیا میتوان از یافتههای این پژوهش برای پیشبینی آینده سواحل خزر استفاده کرد، گفت: سناریوهای علمی نشان میدهد تا سال ۲۱۰۰ سطح آب دریای مازندران ممکن است بین ۹ تا ۲۱ متر کاهش یابد. این دریا بازمانده دریایی بسیار بزرگ است که زمانی از دریای سیاه تا دریاچه آرال امتداد داشت و در دورههای مختلف دوباره با این پهنههای آبی ارتباط برقرار کرده است.
وی افزود: مساحت دریای مازندران در اوایل قرن بیستم حدود ۴۲۰ هزار کیلومتر مربع بود. همچنین بین سالهای ۱۹۳۰ تا ۱۹۴۱ و سپس ۱۹۷۰ تا ۱۹۷۷ به دلیل برداشت گسترده آب از رودخانههای تغذیهکننده، سطح آب سالانه بیش از ۱۶ سانتیمتر کاهش یافت، اما از سال ۱۹۷۸ تا ۱۹۹۴ بار دیگر روند افزایش آغاز شد و آب در برخی مناطق تا ۲۵ کیلومتر به داخل خشکی پیشروی کرد و حدود دو میلیون هکتار از اراضی زیر آب رفت.
حیدری با اشاره به ویژگیهای این دریا گفت: خط ساحلی دریای مازندران حدود ۶۳۷۹ کیلومتر، مساحت آن بین ۳۷۱ تا ۳۸۶ هزار کیلومتر مربع و حجم آب آن حدود ۷۸ هزار و ۷۰۰ کیلومتر مکعب است. طول این دریا حدود ۱۲۰۰ کیلومتر و عرض متوسط آن ۳۲۰ کیلومتر است. عمیقترین بخشهای آن در جنوب به حدود ۹۰۰ تا ۱۰۰۰ متر میرسد و طول سواحل ایران نیز حدود ۹۲۲ کیلومتر است.
وی درباره نقش فعالیتهای انسانی در کاهش سطح آب دریای مازندران اظهار کرد: افزایش دمای سطح آب، تبخیر، کاهش بارش و کاهش آورد رودخانهها از عوامل اصلی افت تراز آب هستند، اما احداث سدهای متعدد بر رودخانههای ورودی، توسعه صنایع آببر و برداشت گسترده از منابع آب در کشورهای حاشیه دریای مازندران از جمله روسیه، جمهوری آذربایجان، قزاقستان و تا حدودی ایران نیز سهم قابل توجهی در این روند داشته است.
این عضو هیئت علمی دانشگاه تهران درباره وجود بقایای صدفها و آبزیان در خاک نیز گفت: این پژوهش به طور مستقیم تنوع زیستی را بررسی نکرده و صرفاً وجود آثار و بقایای محفوظمانده در خاک را گزارش کرده است، اما دریای مازندران از تنوع زیستی ارزشمندی شامل صدها گونه گیاهی، جانوری و آبزی برخوردار است و سواحل ایران نیز زیستگاه ۷۸ گونه و زیرگونه ماهی محسوب میشود.
وی افزود: تغییرات اقلیمی و نوسانات سطح آب در دهههای اخیر شرایط ویژهای را برای خاکهای ساحلی ایجاد کرده است. رسوبات بادی و لایههای متناوبی که بر اثر پیشروی و پسروی دریا یا جریان رودخانهها جابهجا شدهاند، موجب شکلگیری خاکهای متنوعی شدهاند. در این مطالعه دو رده اصلی خاک، سه تحترده، شش گروه بزرگ، هشت زیرگروه و ۱۵ فامیل خاک شناسایی و طبقهبندی شد که اطلاعات ارزشمندی برای مطالعات علمی و برنامهریزیهای کاربردی فراهم میکند.
حیدری درباره اینکه آیا خشکیهای امروز زمانی زیر آب بودهاند، گفت: شواهد زمینشناسی و رسوبشناسی این موضوع را تأیید میکند. نوع رسوبات و سازندهای زمینشناسی نشان میدهد دریای مازندران زمانی بخشی از یک محیط اقیانوسی بوده است. همچنین بررسی نهشتههای پلیستوسن و رسوبات پس از آخرین عصر یخبندان، آثار فعالیت شدید باد، تشکیل رسوبات لُس، پیشروی و پسروی آب و تغییر شرایط رسوبگذاری را آشکار کرده است. تکرار لایههایی با ویژگیهای متفاوت، بقایای موجودات زنده و آثار خاکسازی نیز نشاندهنده دورههای مختلف حاکم بر منطقه است.
وی تأکید کرد: نتایج این مطالعات به روشنی نشان میدهد سطح مبنای سواحل دریای مازندران در حال تغییر است و این روند ادامه خواهد داشت؛ موضوعی که خاکهای ساحلی را به بایگانی ارزشمندی از تغییرات اقلیمی و محیطی تبدیل میکند.
این پژوهشگر درباره کاربرد عملی این تحقیقات در مدیریت بحرانهای زیستمحیطی گفت: نوسانات متوالی سطح آب دریای مازندران تأثیر مستقیمی بر مدیریت مناطق ساحلی و اجرای پروژههای ملی و منطقهای دارد. در دورههای پسروی، طرحهای کشاورزی، عمرانی و اقتصادی با هزینههای سنگین اجرا میشوند، اما با پیشروی دوباره آب بخش قابل توجهی از آنها از بین میرود. برعکس، در دورههای پیشروی نیز تأسیسات ساحلی توسعه مییابند که با عقبنشینی آب بلااستفاده خواهند شد. اگر بتوان روند تغییرات سطح آب را با دقت علمی پیشبینی کرد، میتوان از بسیاری از خسارتهای اقتصادی و زیستمحیطی جلوگیری کرد.
وی در پایان هشدار داد: روند کنونی گرمایش زمین، افزایش تبخیر، تغییر الگوی بارش، توسعه صنایع آببر، احداث سدهای متعدد و انحراف آب رودخانههای ورودی به دریای مازندران، آینده این پهنه آبی را با تهدیدهای جدی مواجه کرده است. تجربه تلخ خشک شدن دریاچه آرال و وضعیت بحرانی دریاچه ارومیه نشان میدهد بیتوجهی به هشدارهای علمی میتواند پیامدهای جبرانناپذیری به همراه داشته باشد. دریای مازندران نیازمند همکاری و توجه جدی همه کشورهای ساحلی و جامعه جهانی است و بیتوجهی به این هشدارها آینده مطلوبی برای این دریا رقم نخواهد زد.
انتهای پیام
