سه‌شنبه ۲۳ تیر ۱۴۰۵ | ۱۰:۵۸
تحول علوم انسانی از نگاه رهبر شهید؛ مسیری برای استقلال فکری و حل مسائل جامعه

در گفت‌وگو با ایسنا بررسی شد

تحول علوم انسانی از نگاه رهبر شهید؛ مسیری برای استقلال فکری و حل مسائل جامعه

خراسان رضوی (ایسنا) - رهبر شهید انقلاب، تحول و بومی‌سازی علوم انسانی را از ارکان تحقق استقلال علمی و فکری کشور می‌دانست و همواره بر ضرورت شکل‌گیری این علوم متناسب با نیازها، فرهنگ و هویت جامعه تأکید داشت.

رهبر شهید انقلاب، تحول و بومی‌سازی علوم انسانی را از مهم‌ترین الزامات پیشرفت علمی کشور می‌دانست و همواره بر ضرورت شکل‌گیری این علوم بر پایه نیازها، فرهنگ، هویت و ارزش‌های جامعه اسلامی تأکید داشت. از نگاه ایشان، تقلید صرف از الگوهای غربی نمی‌تواند پاسخگوی مسائل و اقتضائات جوامع اسلامی باشد و علوم انسانی زمانی می‌تواند نقش‌آفرین باشد که با شناخت دقیق واقعیت‌های جامعه، به تولید اندیشه‌های نو، کاربردی و مسئله‌محور بینجامد.

ایشان بومی‌سازی علوم انسانی را نه به معنای نادیده گرفتن دستاوردهای جهانی، بلکه به مفهوم بهره‌گیری از تجربیات بشری و انطباق آن با نیازها و شرایط بومی کشور می‌دانست. بر همین اساس، دانشگاه‌ها را به حرکت در مسیر استقلال علمی و فکری فرا می‌خواند و بر پیوند علم با اخلاق، هویت و ارزش‌های انسانی تأکید می‌کرد. در این چارچوب، تحول علوم انسانی با تلاش پژوهشگران و اندیشمندان متعهد، زمینه‌ساز حل مسائل اجتماعی و فرهنگی و بسترساز شکل‌گیری جامعه‌ای آگاه، پیشرفته و برخوردار از هویتی مستقل خواهد بود.

در همین راستا، ایسنا برای بررسی ابعاد مختلف بومی‌سازی، تحول در علوم انسانی و الزامات تحقق آن در دانشگاه‌ها، با سه تن از استادان و صاحب‌نظران این حوزه به گفت‌وگو نشست.

تحول علوم انسانی از نگاه رهبر شهید؛ مسیری برای استقلال فکری و حل مسائل جامعه

آینده علوم انسانی نیازمند تلفیق بهره‌گیری هوشمندانه از فناوری‌های جدید با حفظ مبانی فکری و هویتی است

سید حسین سیدموسوی، استاد فلسفه دانشگاه فردوسی مشهد در گفت‌وگو با ایسنا با اشاره به ضرورت تحول در علوم انسانی، اظهار کرد: با وجود تأکید چند دهه‌ای رهبر شهید انقلاب بر تحول، تولید علم و بومی‌سازی علوم انسانی، این فرآیند هنوز به نتیجه‌ای که انتظار می‌رود نرسیده است.

وی ادامه داد: در حوزه علوم اسلامی، اندیشمندان توانسته‌اند در مواجهه با نظریات جدید مطرح‌شده از سوی غرب در حوزه فلسفه و کلام، پاسخ‌هایی مبتنی بر مبانی اسلامی ارائه کنند و در این بخش فعالیت‌های قابل توجهی انجام شده است، اما در برخی شاخه‌های علوم انسانی اجتماعی فاصله زیادی تا تولید نظریه‌های بومی وجود دارد.

این استاد فلسفه دانشگاه فردوسی مشهد اضافه کرد: در حوزه‌هایی مانند علوم سیاسی، علوم اقتصادی، علوم اداری، علوم تربیتی، روان‌شناسی و علوم اجتماعی، همچنان بخش زیادی از مباحث و نظریه‌ها متأثر از دیدگاه‌های غربی است و برای رسیدن به یک الگوی بومی باید مبانی و پیش‌فرض‌های نظری مورد بازنگری قرار گیرد.

سیدموسوی در ادامه با اشاره به تفاوت مبنایی میان اندیشه اسلامی و برخی مکاتب فکری غربی، بیان کرد: یکی از تفاوت‌های اساسی میان نگاه غربی و اسلامی، نوع نگاه به جایگاه انسان در نظام هستی است. در بسیاری از دیدگاه‌های غربی، انسان محور و مرکز همه چیز قرار می‌گیرد و این نگاه متأثر از اومانیسم و انسان‌گرایی است که خود نیز از برخی مبانی مادی‌گرایانه تأثیر پذیرفته است.

وی خاطرنشان کرد: در مقابل، در نگاه اسلامی خداوند محور و اساس نظام هستی است و انسان جایگاه خود را در ارتباط با خداوند تعریف می‌کند. طبیعی است که این تفاوت بنیادین، در حوزه‌های مختلف علوم انسانی و در شکل‌گیری نظریه‌ها و رویکردهای علمی نیز اثرگذار خواهد بود.

این استاد فلسفه دانشگاه فردوسی یکی از موانع شکل‌گیری علوم انسانی بومی را پیشینه آموزشی و فکری بخشی از جامعه علمی دانست و گفت: تعداد قابل توجهی از استادان فعال در این حوزه‌ها یا تحصیل‌کرده خارج از کشور هستند یا در داخل کشور نزد استادانی آموزش دیده‌اند که خود متأثر از اندیشه‌های غربی بوده‌اند، بنابراین برخی مباحث مبتنی بر نگاه اسلامی، از جمله توجه به نقش خدا، توکل و مبانی دینی، برای بخشی از این جریان علمی به آسانی پذیرفتنی نیست.

سید موسوی با اشاره به برخی مباحث مطرح‌شده در حوزه سیاست، ادامه داد: گاهی مشاهده می‌شود برخی تحلیل‌ها بر پایه قدرت مطلق فناوری یا توانمندی کشورهای غربی شکل می‌گیرد، در حالی که تجربه‌های مختلف نشان داده است بسیاری از این تصورات با واقعیت فاصله دارد.

وی در پاسخ به این پرسش که چگونه می‌توان علوم انسانی را از فضای صرفاً نظری خارج کرد و در حل مسائل واقعی کشور به کار گرفت، اضافه کرد: نظریه‌پردازی در علوم انسانی به سادگی انجام نمی‌شود و شکل‌گیری یک جریان علمی عمیق نیازمند زمان است.

این استاد فلسفه دانشگاه فردوسی با اشاره به تأکید رهبر شهید انقلاب بر ایجاد کرسی‌های نظریه‌پردازی، بیان کرد: سال‌هاست این مسیر در دانشگاه‌ها آغاز شده و فعالیت‌های مختلفی نیز در این زمینه انجام گرفته است، اما برای اینکه نظریه‌های مبتنی بر دیدگاه اسلامی به بلوغ برسند، شاید به چندین دهه و حتی دوره‌ای طولانی‌تر نیاز باشد. همچنین برای شکل‌گیری یک نظام علمی جدید، صرفاً تولید چند نظریه کافی نیست، بلکه باید مبانی، اصول و چارچوب‌های فکری مورد بررسی و بازسازی قرار گیرد و دیدگاه‌های مختلف در فرآیندی علمی با یکدیگر مواجه شوند.

سید موسوی خاطرنشان کرد: پس از انقلاب اسلامی، اقدامات مناسبی در این زمینه انجام شده، پژوهشگاه‌های متعددی شکل گرفته و تلاش‌های علمی ارزشمندی صورت گرفته است، اما هنوز نمود بیرونی این فعالیت‌ها به اندازه‌ای که انتظار می‌رود قابل مشاهده نیست. همچنین با وجود این، نباید در این مسیر دچار ناامیدی شد، چراکه تحول در علوم انسانی فرآیندی تدریجی و زمان‌بر است و استمرار تلاش‌های علمی می‌تواند در نهایت به نتایج مطلوب منجر شود.

وی، درباره تأثیر هوش مصنوعی بر آینده آموزش و پژوهش علوم انسانی، ادامه داد: هوش مصنوعی یک ابزار فناورانه است که می‌تواند در حوزه آموزش و پژوهش کمک‌کننده باشد، اما نباید جایگاه آن را فراتر از یک ابزار تصور کرد. همچنین هوش مصنوعی محصول اندیشه و طراحی انسان است و براساس داده‌هایی که در اختیار آن قرار گرفته فعالیت می‌کند، بنابراین مانند رایانه و نرم‌افزارهای مختلف، ابزاری برای تسهیل امور علمی محسوب می‌شود.

این استاد فلسفه دانشگاه فردوسی مشهد با تأکید بر اینکه هوش مصنوعی نمی‌تواند جایگزین تفکر انسانی شود، اضافه کرد: این تصور که هوش مصنوعی می‌تواند به جای انسان پژوهش کند، فرضی نادرست است. هوش مصنوعی می‌تواند اطلاعات را دسته‌بندی، سامان‌دهی و تحلیل‌های اولیه ارائه کند، اما آنچه نیازمند فهم، داوری، انتخاب و رسیدن به یک نتیجه علمی است، همچنان بر عهده انسان قرار دارد.

سید موسوی در ادامه بیان کرد: پژوهشگر باید داده‌های مختلف را کنار هم قرار دهد، آن‌ها را تحلیل کند و از ترکیب و بررسی این داده‌ها به نتیجه برسد، این فرآیند مبتنی بر فهم انسانی است و هوش مصنوعی چنین جایگاهی ندارد. همچنین نباید از فناوری‌هایی مانند هوش مصنوعی ترس داشت، بلکه باید استفاده صحیح از آن را آموخت. پژوهشگران باید این فناوری را صرفاً از زاویه ابزار بودن مورد استفاده قرار دهند و اجازه ندهند جایگاه تفکر، تحلیل و خلاقیت انسانی را تصاحب کند.

وی تصریح کرد: آینده علوم انسانی در ایران نیازمند تلفیق بهره‌گیری هوشمندانه از فناوری‌های جدید با حفظ مبانی فکری و هویتی است، به گونه‌ای که ابزارهای نوین در خدمت توسعه دانش قرار گیرند، نه اینکه جایگزین اندیشه و نظریه‌پردازی انسانی شوند.

تحول علوم انسانی از نگاه رهبر شهید؛ مسیری برای استقلال فکری و حل مسائل جامعه

ضرورت باور به امکان تولید علوم انسانی بومی و خروج آن از فضای نظری صرف

محمدرضا آرام، عضو هیئت علمی دانشگاه فردوسی مشهد در گفت‌وگو با ایسنا با اشاره به تأکید چند دهه‌ای رهبر شهید انقلاب بر ضرورت تحول در علوم انسانی و حرکت به سمت تولید علوم انسانی بومی، اظهار کرد: موفقیت‌هایی در مسیر بومی‌سازی علوم انسانی اتفاق افتاده است، اما این میزان موفقیت نه‌تنها با انتظارات رهبر شهید انقلاب فاصله دارد، بلکه حتی به میزان لازم نیز نرسیده است.

وی ادامه داد: وقتی از بومی‌سازی علوم انسانی صحبت می‌کنیم، منظور این نیست که از دستاوردهای علمی دیگر کشورها استفاده نکنیم، بلکه مقصود این است که بتوانیم مسائل و نیازهای روز جامعه خودمان را با تکیه بر ظرفیت‌های علمی، فرهنگی، تاریخی و اندیشه‌ای خودمان پاسخ دهیم و صرفاً به منابع دیگران وابسته نباشیم.

عضو هیئت علمی دانشگاه فردوسی مشهد اضافه کرد: متأسفانه در حوزه علوم انسانی گاهی نه‌تنها مسائل خودمان را بر اساس منابع و ظرفیت‌های داخلی پاسخ نمی‌دهیم، بلکه حتی به سمت حل مسائلی می‌رویم که اساساً مسئله جامعه ما نیست. به تعبیر دیگر، بخشی از تلاش‌های علمی ما به جای حل مسئله واقعی، به حل «نامسئله‌ها» منتهی می‌شود، یعنی موضوعاتی که مسئله اصلی ما نیستند، اما به دلیل فضای غالب علمی، آنها را مسئله تلقی کرده و برای آن‌ها پژوهش تولید می‌کنیم.

آرام، با اشاره به موانع موجود در مسیر تولید نظریه‌های بومی در علوم انسانی، یکی از مهم‌ترین مشکلات را نظام ارزیابی و ارتقای علمی دانست و گفت: یکی از موانع جدی، اقدامات صوری و شیوه‌ای است که در نظام جذب و ارتقای اعضای هیئت علمی وجود دارد. زمانی که مقاله‌محوری به معیار اصلی پیشرفت علمی تبدیل شود و مجلاتی به عنوان نشریات برتر علمی اعتبار پیدا کنند که هدفشان پاسخ به مسائل داخلی کشور و حل مشکلات جامعه ما بر اساس منابع بومی نیست، طبیعی است که پژوهشگر نیز برای قرار گرفتن در مسیر موفقیت علمی ناچار می‌شود به سمت تولید مقاله در همان چارچوب حرکت کند.

وی بیان کرد: معیارهای ارزیابی علمی در حوزه علوم انسانی بسیار اثرگذار هستند و می‌توانند به شکل مستقیم یا غیرمستقیم بر تولید یا عدم تولید علوم انسانی بومی و نظریه‌های جدید تأثیر بگذارند. اگر شاخص‌های پیشرفت علمی صرفاً بر اساس الگوهایی تعریف شود که ارتباط چندانی با مسائل واقعی جامعه ندارد، انتظار تولید نظریه‌های بومی چندان واقع‌بینانه نخواهد بود.

عضو هیئت علمی دانشگاه فردوسی مشهد، دومین مانع مهم را به باور و نگرش برخی فعالان حوزه علوم انسانی مرتبط دانست و خاطرنشان کرد: مسئله دیگر به خود عالمان علوم انسانی، استادان و پژوهشگران این حوزه بازمی‌گردد، اینکه تا چه اندازه به امکان تولید نظریه‌های بومی باور دارند.

آرام ادامه داد: طبیعی است اگر افرادی که سکاندار عرصه علوم انسانی در دانشگاه‌ها هستند، اعتقاد جدی به امکان تولید نظریه‌های بومی نداشته باشند و پیشرفت علمی را صرفاً در نظریه‌های تولیدشده در غرب خلاصه کنند، نمی‌توان انتظار داشت که حرکت جدی در این مسیر شکل بگیرد.

وی اضافه کرد: اگر نگاه غالب این باشد که ما چیزی برای گفتن نداریم و برای حل هر مسئله‌ای باید ابتدا ببینیم اندیشمندان غربی چه گفته‌اند، ذهن پژوهشگر در چارچوب نظریه‌های موجود محدود می‌شود و امکان شکل‌گیری ایده‌های تازه و متناسب با شرایط جامعه ایران کاهش پیدا می‌کند.

عضو هیئت علمی دانشگاه فردوسی مشهد در پاسخ به این پرسش که علوم انسانی چگونه می‌تواند از فضای صرفاً نظری خارج شده و در حل مسائل واقعی کشور نقش‌آفرین‌تر باشد، بیان کرد: نخستین گام این است که ذهن خود را از کلیشه‌های نظری موجود، به‌ویژه کلیشه‌های غربی، خالی کنیم. البته این به معنای کنار گذاشتن تجربه‌ها و دستاوردهای علمی دیگر کشورها نیست، بلکه باید در کنار درس‌آموزی از نظریه‌های دیگران، عملکرد و پیامدهای عملی این نظریه‌ها را نیز بررسی کنیم.

آرام در ادامه خاطرنشان کرد: اگر یک نظریه در حوزه‌ای مانند عدالت مطرح می‌شود، اما در عرصه عمل خروجی آن فاصله زیادی با عدالت دارد، باید نسبت به آن نظریه و میزان کارآمدی آن تأمل کرد. نظریه‌ها باید در میدان عمل آزموده شوند و صرفاً به دلیل اینکه در یک نظام علمی خاص تولید شده‌اند، بدون بررسی پذیرفته نشوند.

وی با تأکید بر اهمیت شناخت منابع بومی، اضافه کرد: گام دوم، شناخت درست ظرفیت‌های فرهنگی و اندیشه‌ای خودمان است. وقتی از بومی‌سازی سخن می‌گوییم، منظور استفاده از سنت‌های ایرانی در کنار منابع اسلامی است. این دو ظرفیت در کنار یکدیگر می‌توانند زمینه تولید علوم انسانی متناسب با نیازهای جامعه ایران را فراهم کنند.

عضو هیئت علمی دانشگاه فردوسی مشهد ادامه داد: اگر قرآن، سیره پیامبر اکرم(ص)، سیره امیرالمؤمنین(ع) و آموزه‌های اهل بیت(ع) را به عنوان منابع قابل استفاده در تولید نظریه علمی نشناسیم و آنها را صرفاً اموری غیرعلمی یا صرفاً ایدئولوژیک بدانیم، طبیعی است که انتظار تولید علوم انسانی اسلامی یا بومی دشوار خواهد بود.

آرام با بیان اینکه نادیده گرفتن یک منبع به معنای نبود ظرفیت در آن منبع نیست، بیان کرد: اینکه ما سراغ یک منبع نرفته‌ایم و از آن استفاده نکرده‌ایم، به معنای نبود ظرفیت علمی در آن نیست. بسیاری از ظرفیت‌های فکری و اجتماعی منابع اسلامی به دلیل شرایط تاریخی و نبود تجربه حکمرانی اسلامی کمتر مورد توجه قرار گرفته‌اند، اما این به معنای فقدان این ظرفیت‌ها نیست.

این استاد دانشگاه درباره تأثیر هوش مصنوعی و تحولات فناورانه بر آینده علوم انسانی،‌ خاطرنشان کرد: هوش مصنوعی ابزاری بسیار مهم و در عین حال دو لبه است که باید با شناخت دقیق از آن استفاده کرد. همچنین باید توجه داشته باشیم، که الگوریتم‌ها و منابعی که بسیاری از سامانه‌های هوش مصنوعی برای پاسخ‌گویی از آنها استفاده می‌کنند، متأثر از داده‌ها و منابع موجود در فضای مجازی هستند، داده‌هایی که بخش قابل توجهی از آنها تحت تأثیر تولیدات علمی و رسانه‌ای کشورهای غربی قرار دارند.

عضو هیئت علمی دانشگاه فردوسی مشهد ادامه داد: به همین دلیل انتظار اینکه هوش مصنوعی موجود بتواند به صورت کامل و مستقل پاسخگوی نیازهای علوم انسانی اسلامی یا علوم انسانی بومی باشد، انتظار دقیقی نیست. نوع داده‌ها، منابع مورد استفاده و چارچوب‌های طراحی‌شده برای این سامانه‌ها بر پاسخ‌هایی که ارائه می‌کنند اثرگذار است.

آرام با اشاره به تفاوت پاسخ برخی سامانه‌های هوش مصنوعی به موضوعات مختلف، بیان کرد: امروز اگر یک پرسش واحد درباره موضوعات سیاسی، اجتماعی یا تاریخی از سامانه‌های مختلف هوش مصنوعی پرسیده شود، ممکن است پاسخ‌های متفاوتی دریافت شود، زیرا هر سامانه بر اساس داده‌ها، سیاست‌ها و چارچوب‌های طراحی‌شده خود پاسخ می‌دهد.

وی ادامه داد: به همین دلیل است که رهبر شهید انقلاب بر ضرورت پیشتازی کشور در حوزه هوش مصنوعی تأکید داشتند، زیرا اگر بخواهیم در آینده در حوزه‌های علمی و معرفتی مستقل باشیم، باید بتوانیم در تولید فناوری و زیرساخت‌های آن نیز نقش داشته باشیم. همچنین هوش مصنوعی می‌تواند کمک‌های بسیار جدی به توسعه علوم انسانی کند. امروز برخی مجموعه‌ها و منابع علمی تلاش کرده‌اند از این فناوری برای دسترسی آسان‌تر به منابع اسلامی و ایرانی استفاده کنند و امکان گفت‌وگو و جست‌وجوی هوشمند در میان منابع دینی و علمی را فراهم آورده‌اند.

عضو هیئت علمی دانشگاه فردوسی مشهد تصریح کرد: مسئله اصلی، نحوه و کیفیت استفاده از این فناوری است. هوش مصنوعی می‌تواند یک فرصت بزرگ برای پژوهشگران باشد، به شرط آنکه استفاده از آن همراه با شناخت، آگاهی و توجه به مبانی فکری و فرهنگی جامعه باشد.

تحول علوم انسانی از نگاه رهبر شهید؛ مسیری برای استقلال فکری و حل مسائل جامعه

علوم انسانی بومی با عبور از تقلید و حرکت به سمت تألیف شکل می‌گیرد

رضا صمدی، یک پژوهشگر تاریخ، در گفت‌وگو با ایسنا درباره ضرورت تحول و بومی‌سازی علوم انسانی در ایران این موضوع را یکی از مهم‌ترین مسائل علمی و راهبردی کشور دانست و اظهار کرد: علوم انسانی به دلیل ارتباط مستقیم با هویت فرهنگی، اجتماعی و توانایی جوامع در عرصه حکمرانی، صرفاً یک حوزه دانشگاهی نیست، بلکه بخشی از زیرساخت فکری تمدن‌ها به شمار می‌رود.

وی با اشاره به دیدگاه رهبر شهید درباره علوم انسانی، ادامه داد: نگاه ایشان به این حوزه، نگاهی صرفاً دفاعی یا واکنشی در برابر علوم انسانی غربی نبود، بلکه رویکردی تکوینی و تألیفی داشت، به این معنا که هدف، تنها نقد یا نفی نظریه‌های موجود نیست، بلکه باید به سمت ساختن «علم خودمان» حرکت کرد.

این پژوهشگر تاریخ با بیان اینکه طی دهه‌های گذشته گفتمان علوم انسانی اسلامی ایرانی در مراکز علمی و سیاست‌گذاری کشور گسترش یافته است، بیان کرد: در سال‌های اخیر شاهد شکل‌گیری پژوهشگاه‌ها، بازنگری برخی سرفصل‌های آموزشی و افزایش تولیدات علمی در این حوزه بوده‌ایم، اما در سطح نظریه‌پردازی تمدن‌ساز هنوز با نقطه مطلوب فاصله وجود دارد.

صمدی یکی از مهم‌ترین موانع تولید نظریه‌های بومی را سلطه تاریخی پارادایم‌های علوم انسانی غربی در نظام دانشگاهی دانست و اضافه کرد: دانشگاه‌های ما در بسیاری از حوزه‌ها بر پایه ترجمه، انتقال و تدریس نظریه‌های شکل‌گرفته در بستر تاریخی و اجتماعی غرب توسعه یافته‌اند. این مسئله موجب شده است روش‌شناسی رایج دانشگاهی، بیشتر برای توضیح مسائل جوامع غربی طراحی شده باشد و همیشه توانایی کافی برای تحلیل پدیده‌های بومی را نداشته باشد.

وی ادامه داد: یکی دیگر از چالش‌ها، فاصله میان حوزه و دانشگاه است. با وجود تلاش‌های گسترده، هنوز زبان مشترک عمیقی برای تبدیل مفاهیم فلسفی، حکمی و فقه اجتماعی به مدل‌های کاربردی در علوم انسانی شکل نگرفته است.

این پژوهشگر تاریخ همچنین نبود یک چرخه جدی نقد و نقدپذیری را از دیگر موانع توسعه علوم انسانی بومی عنوان کرد و گفت: برخی تولیدات علمی در این حوزه به جای اینکه در معرض آزمون، نقد و رقابت علمی قرار گیرند، گاهی بیشتر جنبه دفاعی و ترویجی پیدا کرده‌اند، در حالی که نظریه علمی زمانی رشد می‌کند که در میدان نقد و گفت‌وگوی علمی قرار گیرد.

صمدی، نظام ارزیابی دانشگاهی را نیز نیازمند بازنگری دانست و اضافه کرد: وقتی معیار اصلی ارتقای علمی صرفاً بر تعداد مقالات و شاخص‌های کمی متمرکز باشد، انگیزه کافی برای ورود پژوهشگران به پروژه‌های پیچیده، بلندمدت و دشوار نظریه‌پردازی بومی ایجاد نمی‌شود.

وی در ادامه با اشاره به مفهوم بومی‌سازی علوم انسانی بیان کرد: یکی از نکات مهم در این زمینه آن است، که بومی‌سازی نباید به معنای کنار گذاشتن دستاوردهای علمی جهان تلقی شود. مسئله اصلی، استفاده آگاهانه و نقادانه از دانش موجود است.

این پژوهشگر تاریخ خاطرنشان کرد: مشکل زمانی ایجاد می‌شود که یک جامعه، مفاهیم و نظریه‌هایی را بدون توجه به مبانی فلسفی، تاریخی و فرهنگی تولیدکننده آن‌ها، به صورت کامل و بدون نقد وارد فضای علمی خود کند. در چنین شرایطی ممکن است ابزارهای تحلیلی، به جای شناخت دقیق جامعه، باعث ایجاد خطا در فهم مسائل شوند.

صمدی ادامه داد: مسیر درست، حرکت از «تقلید» به سمت «تألیف» است، یعنی جامعه علمی باید پرسش‌های خود را بر اساس مسائل واقعی، تجربه تاریخی و نیازهای اجتماعی خود طراحی کند، نه اینکه صرفاً پرسش‌های تولیدشده در فضای دیگری را ترجمه و تکرار کند.

وی با اشاره به رابطه علوم انسانی و مدیریت جامعه، اضافه کرد: علوم انسانی نباید در فضای کتابخانه‌ها و محیط‌های صرفاً نظری باقی بماند، بلکه باید بتواند به حل مسائل واقعی جامعه کمک کند. همچنین یکی از آسیب‌های مهم، فاصله میان علم و زندگی اجتماعی است. اگر علوم انسانی نتواند در مواجهه با مسائل اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و مدیریتی راهکار ارائه دهد، از کارکرد اصلی خود فاصله خواهد گرفت.

این پژوهشگر تاریخ با تأکید بر ضرورت پیوند میان دانشگاه و جامعه، بیان کرد: علوم انسانی زمانی اثرگذار خواهد بود که از مرحله توصیف پدیده‌ها عبور کند و به سمت تبیین و ارائه راهکار حرکت کند. برای مثال، در حوزه اقتصاد، صرفاً شناخت مفاهیم اقتصادی کافی نیست، بلکه باید مدل‌هایی متناسب با شرایط اجتماعی، فرهنگی و ارزشی جامعه ارائه شود.

صمدی، مسئله‌محوری را یکی از الزامات تحول علوم انسانی دانست و گفت: دانشگاه‌ها باید به جای تمرکز صرف بر مرزبندی‌های رشته‌ای، با مسائل واقعی کشور مانند عدالت اجتماعی، خانواده، محیط زیست، مدیریت منابع، شکاف‌های فرهنگی و تحولات اجتماعی مواجه شوند.

وی اضافه کرد: بسیاری از مسائل امروز جامعه چندبعدی هستند و حل آن‌ها نیازمند همکاری میان رشته‌های مختلف مانند اقتصاد، جامعه‌شناسی، روان‌شناسی، تاریخ و مطالعات دینی است. حکمرانی آینده نیازمند دانشی است که بتواند نظریه را به سیاست‌گذاری و راهکار اجرایی تبدیل کند.

این پژوهشگر تاریخ با اشاره به اهمیت حضور پژوهشگران در میدان اجتماعی، بیان کرد: نظریه‌پردازی زمانی می‌تواند موفق باشد که از متن جامعه و تجربه زیسته مردم فاصله نداشته باشد. پژوهشگری که صرفاً در فضای نظری فعالیت کند و ارتباطی با مسائل واقعی جامعه نداشته باشد، نمی‌تواند تصویری کامل از واقعیت‌های اجتماعی ارائه دهد.

صمدی ادامه داد: علوم انسانی بومی زمانی شکل می‌گیرد، که محققان در کنار مطالعه منابع نظری، تحولات اجتماعی، رفتارهای فرهنگی و مسائل روز جامعه را نیز به‌صورت مستقیم مطالعه کنند.

وی به تأثیر فناوری‌های نوین، به‌ویژه هوش مصنوعی، بر آینده علوم انسانی اشاره کرد و گفت: هوش مصنوعی هم می‌تواند یک فرصت تاریخی برای توسعه علوم انسانی باشد و هم در صورت استفاده منفعلانه، به عاملی برای تقویت وابستگی فکری تبدیل شود. همچنین فناوری‌ها صرفاً ابزارهای خنثی نیستند و معمولاً حامل بخشی از نگاه، ارزش‌ها و پیش‌فرض‌های سازندگان خود هستند. بنابراین جامعه علمی باید ضمن بهره‌گیری از فناوری‌های جدید، نسبت به مبانی و جهت‌گیری‌های آن‌ها نیز آگاهی داشته باشد.

این پژوهشگر تاریخ خاطرنشان کرد: راهبرد اصلی در مواجهه با فناوری‌های نوین، حرکت از مصرف‌کنندگی به سمت نقش‌آفرینی و حاکمیت بر فناوری است. در حوزه هوش مصنوعی نیز لازم است زیرساخت‌هایی توسعه یابد که بتوانند با داده‌های فرهنگی، تاریخی و اجتماعی ایران ارتباط برقرار کنند.

صمدی ادامه داد: توسعه مدل‌های زبانی و سامانه‌های هوش مصنوعی مبتنی بر داده‌های اصیل فرهنگ و تمدن ایرانی اسلامی می‌تواند به پژوهشگران کمک کند که الگوهای جدیدی را از متون تاریخی، ادبی و فرهنگی استخراج کنند.

وی با بیان اینکه هوش مصنوعی شیوه آموزش علوم انسانی را نیز تغییر خواهد داد، بیان کرد: در عصر فناوری‌های جدید، حفظ کردن نظریه‌ها دیگر هدف اصلی آموزش نیست، بلکه دانشگاه باید بر تقویت تفکر انتقادی، روش‌شناسی، خلاقیت و توانایی ترکیب دانش تمرکز کند. همچنین هوش مصنوعی می‌تواند در تحلیل داده‌های گسترده اجتماعی، بررسی رفتارهای فرهنگی و استخراج الگوهای پنهان در جامعه ایرانی نقش مهمی ایفا کند، موضوعی که با روش‌های سنتی ممکن است سال‌ها زمان نیاز داشته باشد.

این پژوهشگر تاریخ، درباره آینده علوم انسانی بومی، اضافه کرد: اگر بخواهیم مسیر تحول علوم انسانی را در سه مفهوم خلاصه کنیم، باید بر سه اصل استقلال، اصالت و کارآمدی تأکید کنیم،  استقلال یعنی جامعه علمی بتواند پرسش‌های خود را بر اساس نیازها و واقعیت‌های خویش تولید کند، اصالت یعنی بهره‌گیری از ریشه‌های تاریخی، فرهنگی و فکری خود و کارآمدی یعنی تبدیل دانش به ابزاری برای حل مسائل واقعی جامعه.

صمدی تصریح کرد: علوم انسانی بومی نباید به معنای جدایی از جهان علمی باشد، بلکه باید با شناخت دقیق دانش موجود، نقد مبانی، استفاده از ظرفیت‌های تاریخی و فرهنگی و بهره‌گیری هوشمندانه از فناوری‌های نوین، به دانشی تبدیل شود که هم پاسخگوی نیازهای جامعه ایران باشد و هم بتواند در سطح جهانی حرفی برای گفتن داشته باشد.

به گزارش ایسنا، آنچه از مجموع دیدگاه‌های مطرح‌شده برمی‌آید، این است که بومی‌سازی علوم انسانی نه به معنای گسستن از دانش جهانی، بلکه به معنای بازآفرینی آن بر پایه نیازها، فرهنگ، تاریخ و زیست‌بوم فکری ایران است. به باور استادان، تحقق این هدف مستلزم عبور از مقاله‌محوری، تقویت نظریه‌پردازی، اصلاح نظام ارزیابی دانشگاهی، گسترش گفت‌وگوی علمی و پیوند مؤثر میان دانشگاه، جامعه و نظام حکمرانی است؛ مسیری که علوم انسانی را از حوزه‌ای صرفاً نظری به دانشی مسئله‌محور و راهگشا برای حل چالش‌های واقعی کشور تبدیل می‌کند.

از سوی دیگر، تحولات شتابان فناوری، به‌ویژه هوش مصنوعی، فرصت‌ها و مسئولیت‌های تازه‌ای پیش روی علوم انسانی قرار داده است. بهره‌گیری هوشمندانه از این فناوری، توسعه زیرساخت‌های بومی، استفاده از داده‌های فرهنگی و تاریخی ایران، تقویت تفکر انتقادی و توجه به تجربه زیسته جامعه، از جمله الزامات آینده این حوزه عنوان می‌شود.

در نهایت، آن‌گونه که صاحب‌نظران تأکید می‌کنند، علوم انسانی بومی زمانی به نقطه مطلوب خواهد رسید که بتواند با حفظ استقلال و اصالت، در کنار تعامل نقادانه با دانش جهانی، به تولید نظریه‌های کارآمد و ارائه راهکارهایی مؤثر برای مسائل امروز و آینده جامعه ایران بینجامد.

انتهای پیام

آخرین اخبار استان ها