روحالله اسلامی در گفتوگو با ایسنا با اشاره به اینکه هستهٔ اصلی اندیشهٔ سیاسی آیتالله خامنهای از منظری بیرونی و فارغ از هرگونه سوگیری، در چارچوب دانش علوم سیاسی قابل واکاوی است، اظهار کرد: در این دانش، کنشهای نخبگان و سردمداران سیاسی از منظر منطق حاکم بر رفتار و چارچوب فکری آنان بررسی میشود تا برچسبی علمی بر پیکرهٔ اندیشه و کنش سیاسی آنان زده شود. اگر بخواهیم از زاویه علمی به این موضوع بنگریم و مسئلهای منسجم ارائه دهیم، در اندیشه و کنش سیاسی آیتالله خامنهای، ۶ مؤلفهٔ بنیادین به چشم میخورد که هستهٔ مرکزی فکر و عمل سیاسی ایشان را شکل میدهد؛ نخستین آنها، پشتکار کمنظیر، خستگیناپذیری، تلاش مداوم، ناامید نشدن و همواره در میدان بودن است.
وی افزود: این ویژگیها، شعاری نیست؛ کما اینکه ایشان در ۸۶ سالگی، به راحتی سخنرانیهای یک تا دو ساعته انجام میدادند و هر روز جلسات متعددی برگزار میکردند. با نگاهی به سیرهٔ زیستی ایشان از آغاز تا کنون، این حضور پررنگ در مناصب گوناگون از ریاستجمهوری و عضویت در شورای انقلاب تا نمایندگی مجلس و جایگاه رهبری نشاندهندهٔ فعالیتی بیوقفه و ستودنی است. در تاریخ سیاست ایران، کمتر کسی را میتوان یافت که این چنین با پشتکار و استقامت، از ابتدا تا انتهای مسیر سیاسی خویش را پیموده باشد.
عضو هیأت علمی گروه علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد با بیان اینکه بسیاری از سیاستمداران، پس از رسیدن به مناصبی چون استانداری، وزارت یا حتی ریاستجمهوری، دچار خستگی یا قناعت به جایگاه خود شدهاند، اظهار کرد: اما آیتالله خامنهای تا آخرین لحظهٔ حیات، در دفتر کار، در مواجهه با دشمنان و گویی در میدان نبرد، حضوری فعال داشتند و سرانجام نیز در همین راه به شهادت رسیدند.
اسلامی اضافه کرد: دومین مؤلفهٔ برجسته در اندیشهٔ ایشان، توجه ویژه به زبان و ادبیات فارسی، شعر، حساسیت نسبت به تمامیت ارضی ایران، باور به ایران بزرگ فرهنگی، عمق راهبردی کشور، ایدهٔ ایران و اهمیت همسایگان است. جایگاه فردوسی و ایران بزرگ فرهنگی و کشورهایی مانند افغانستان در اندیشهٔ ایشان نقشی خاص داشت. ایشان همواره بر مراقبت از مردم افغانستان، پرهیز از آسیب در جنگها و حمایت از مهاجران تأکید میکردند. هرچه فشارهای بیرونی افزایش مییافت، گرایش ایشان به ایران، زبان فارسی، ادبیات و فردوسی نیز آشکارتر و پررنگتر میشد و این عشق به ایران، در سالهای پایانی زندگیشان نمودی فزاینده یافت.
وی ادامه داد: مؤلفهٔ سوم به حوزهٔ اقتصاد سیاسی بازمیگردد که در آن، ایشان به مالکیت خصوصی و واگذاری امور از سوی دولت به مردم باور راسخی داشتند و همواره از دخالت گستردهٔ دولت در عرصههای اقتصادی گلایه میکردند. رهبر شهید بر توانمندسازی مردم، فعالسازی بخش خصوصی و خارج شدن اقتصاد از حالت دولتی تأکید میکردند. شهید آیتالله خامنهای سیاستهای اصل ۴۴ قانون اساسی و دستورات اجرایی مرتبط با آن را در همین راستا میدانستند. آرمان ایشان، رواج مالکیت خصوصی، توانمندسازی اقتصادی مردم و نقد مستمر بر ساختارهای موجود اقتصادی بود تا اقتصاد ایران از انحصار دولت خارج و به دست توانمند بخش خصوصی سپرده شود.
این استاد دانشگاه با بیان اینکه چهارمین محور بنیادین در اندیشه و کنش سیاسی رهبر شهید، تأکید بر استقلال، دکترین نه شرقی نه غربی، خودکفایی و نگاهی واقعبینانه و بدبینانه به دشمنان پیرامونی ایران است، گفت: آیت الله خامنهای با ایجاد حلقههای محافظتی با بهرهگیری از عناصری مانند تشیع و ایران و کشورهای همسو، در پی حفظ کیان ایران برآمدند و بر این باور بودند که ایران همواره در کانون توجه دشمنان قرار دارد و باید با بهرهگیری از همهٔ ظرفیتها، سنگرهایی پیرامون خود بسازد. این رویکرد، که ریشه در دستاوردهای مشروطه و تاریخ معاصر ایران دارد، راهبردی استثناگرایانه برای کاهش نفوذ بیگانه و ایستادگی بر پایهٔ توان داخلی است و در اندیشهٔ ایشان، واقعگرایی توأم با شناسایی خطرات تروریستی و تلاش دشمنان برای براندازی نظام، کاملاً مشهود بود.
اسلامی با بیان اینکه پنجمین مؤلفه، نگاه امنیتمحور و واقعگرایانهای است که در آن، امنیت کشور از جایگاهی والا برخوردار است، افزود: ایشان همواره بدترین احتمالات را میسنجیدند و بر اساس آن برنامهریزی میکردند. اعتماد به وعدهها، قراردادها و تفاهمهای دیپلماتیک، در نگاه ایشان نمیگنجید و بر خودکفایی امنیتی، فارغ از اتکا به روسیه، چین یا هر کشور دیگر تأکید داشتند تا ایران بتواند در برابر هر حملهای تاب آورد. این راهبرد، بر توسعهٔ علم و فناوری به ویژه در حوزههای موشکی، پهپادی و هوش مصنوعی تأکید داشت و دانشگاهها را به حرکت در این مسیر فرا میخواند تا ایران، برخلاف سرنوشت کشورهایی چون ونزوئلا، لیبی، سومالی، عراق یا افغانستان، با اتکا به توان داخلی، استقلال خود را حفظ کند و از گزند دشمنان در امان ماند.
وی اضافه کرد: نهایتا ششمین مؤلفه، نهادسازی عمیق و گستردهای است که میراث ماندگار ایشان به شمار میرود؛ چه آنکه شوراهای متعدد، ساختارهای دموکراتیک، نظامی، بروکراتیک و دیوانسالار و شبکههای مذهبی همچون مساجد، مداحان و حوزههای علمیه، همگی در دوره ایشان شکل گرفت یا تقویت شد. این چهار ساختار نهادی-دموکراتیک، مذهبی، بروکراتیک و نظامی، با بودجه، نیروی انسانی و مأموریتهای مشخص، به گونهای طراحی شدهاند که حتی در صورت کنار رفتن سران یا افراد رأس، به طور خودکار به فعالیت خود ادامه دهند و از فروپاشی نظام جلوگیری کنند.
عضو هیأت علمی گروه علوم سیاسی دانشگاه فردوسی ادامه داد: اگرچه ممکن است این نهادها دچار تعارضات درونی و هدررفت منابع شوند، اما در بحرانها، توانایی خودجوش و روالمند برای پیشبرد امور دارند و ایران را از نظر نهادی بسیار توانمند کردهاند؛ به گونهای برخلاف دورهٔ پهلوی که نظام قائم به شخص بود، در جمهوری اسلامی حتی ترور رهبری هم نمیتواند حکومت را متلاشی کند. در مجموع باید گفت آیتالله خامنهای سیاستمداری فعال، خستگیناپذیر، واقعگرا، امنیتمحور و ایراندوست بود که در پرتو نهادسازی، استقلال و خودکفایی را برای ایران به ارمغان آورد و فرایندهای توسعهای را رقم زد، هرچند که دستیابی کامل به چشمانداز ۱۴۰۴ و برنامههای توسعه، با موانعی همراه بود.
اسلامی افزود: با وجود کاستیها، شاکلهٔ حکومتی توانمند، جامعهای قدرتمند و نهادهایی خودگردان پدید آمد که اگر بتوانند به درستی مناسبات داخلی و خارجی را تحلیل کنند، میتوانند مسیر پیشرفت و توسعه را هموار سازند. در مقایسه با دورهٔ صفوی و عصر شاهعباس، هرچند آن دوران قدرت نظامی و گسترش مرزها را داشتیم، اما فاقد دو عنصر کلیدی توسعه علم و فناوری و نهادسازی مبتنی بر مشارکت مردمی بودیم؛ در حالیکه در دورهٔ کنونی، نهادهایی چون مجلس، شوراها، احزاب، رسانهها و افکار عمومی، مردم را از جایگاه رعیت به مرتبهٔ شهروند ارتقا دادهاند و آیتالله خامنهای با پاسداشت این ساختارهای دموکراتیک، نظام را از قائمبهشخص بودن رهانید.
وی با بیان اینکه طراحان حمله به ایران گمان میکردند با ترور رهبری، نظام فرو میپاشد و هرجومرج داخلی رخ میدهد، اظهار کرد: اما نهادسازی ایشان، این طرح اسرائیلی-آمریکایی را ناکام گذاشت؛ چراکه شهرداریها، بانکها، خدمات شهری، آتشنشانی، دانشگاهها و سایر نهادها، حتی در دوران بمبارانهای سنگین، به فعالیت خود ادامه و نشان دادند که کشور قائم به شخص نیست. این همان نظامسازی به سبک نظامالملک است که در آن، تغییر اشخاص، روند و روال سیستم را مختل نمیکند.
عضو هیأت علمی گروه علوم سیاسی دانشگاه فردوسی تاکید کرد: آیتالله خامنهای در این زمینه به خوبی عمل کرد و موفق بود؛ کما اینکه پس از شهادت ایشان نیز نظام دچار فروپاشی نشد و حتی رهبری جدید در پیام خود، بر اجماع نخبگانی و اهمیت نهادها تأکید کردند. هرچند ولایت فقیه یا ریاستجمهوری، از نظر قانونی امکان تعطیلی برخی نهادها یا استثناگرایی را دارند، اما ایشان بارها با احترام به نظرات نهادهایی چون شورای عالی امنیت یا مجلس، از تمرکزگرایی پرهیز کردند و این رویه، رمز پایداری و استمرار نظام پس از شهادت رهبری بوده است.
انتهای پیام

