به گزارش ایسنا، نمایش «موشهای بلفاست» به نویسندگی و کارگردانی فریور خراباتی، اثری است که با وجود گذار از مسیرهای پرچالش تولید و اجرا، اکنون در دور دوم خود در تماشاخانه هما به صحنه رفته است.
خراباتی در گفتوگویی با ایسنا، از دغدغههای نویسندگی خود، چالشهای اقتباس در فضای ایران، نقد به سیستم سالندهی و نگاهش به مخاطب امروزی میگوید.
عبور از خشونت ایرانی به سمتِ بستر ایرلند
فریور خراباتی درباره چرایی انتخاب فضای ایرلند برای روایت داستانش گفت: من همواره به کمدینویسانی چون مارتین مکدونا و سبک کوئنتین تارانتینو علاقهمند بودهام. اما مشکل اصلی در اقتباس این سبکها در ایران، "خشونت کلامی و فیزیکی" است؛ موضوعی که در جامعه ایران به راحتی پذیرفته نمیشود و واکنشهای شدیدی (همچون ماجرای بابک خرمدین) را برمیانگیزد. من تجربه نوشتن رمانهای طنز تاریخی در جغرافیاهای مختلف را داشتم و ابتدا تصمیم داشتم نمایشنامهای با فضای ایرانی در دهه ۵۰ بنویسم. اما وقتی دیدم الگوی مبارزات مسلحانه ما با آن فضای چریکی همخوانی ندارد و حساسیتهای موجود مانع از نقد صریح میشود، ایده را به ایرلند سوق دادم؛ الهامبخش من خبری از سه چریکی بود که پولهای بانک را صرف نیازهای شخصی، مثل خرید ماشین فورد به جای سلاح میکردند.

او درباره سختیهای پذیرش متن توسط کارگردانان دیگر بیان کرد: سه کارگردانی که در ابتدا متن را برای آنها ارسال کردم، به دلیل ایرانی نبودن اسامی شخصیتها (مایکل، آرتور، ریچارد) و تصور اینکه اثر باید «ایرانیزه» شود، کارگردانی آن را نپذیرفتند و اصرار من بر این بود که نمایشنامه از ابتدا بر اساس ایرلند نوشته شده بود و تلاش برای «ایرانی کردن» آن، منجر به شکست میشد.
تجربهای که با حمایت «رضا گوران» شکل گرفت
خراباتی با اشاره به ورود خود به عرصه کارگردانی افزود: بعد از عدم استقبال کارگردانان، رضا گوران تهیهکننده کار، پیشنهاد داد خودم کارگردانی را بر عهده بگیرم. با اینکه تجربه کمی در کارگردانی داشتم، با حمایت او این مسئولیت را پذیرفتم. در اجرای اول، سالنِ «کاخ هنر» را به صورت شانسی و به دلیل انصراف گروهی دیگر به دست آوردیم اما متاسفانه سالن برای ما که نیاز به حس زیرزمینی و نزدیکی تماشاگر به صحنه داشتیم، مناسب نبود؛ صحنه پهن بود و فاصله با تماشاگر زیاد بود. به همین دلیل استقبال از نمایش در ابتدا کم بود، اما پس از شناخت اثر از طرف مخاطب استقبال بالاتر رفت.

او ادامه داد: پس از دور اجراها در کاخ هنر تصمیم بر آن شد که دور دوم اجراها را در دی ماه در تماشاخانه هما از سر بگیریم که متاسفانه در دیماه نیز به دلیل حواشی زمانه، اجرا منتفی شد.
تئاتر؛ فراتر از «تیکه» انداختن و خنداندن
نویسنده «موشهای بلفاست» با اشاره به تحسینِ پارسا پیروزفر و علیرضا کوشکجلالی متن این اثر، تصریح کرد: نکته جالب برای من این بود که در ابتدا تصور شد این نمایشنامه یک ترجمه است و پارسا پیروزفر و علیرضا کوشکجلالی
از کیفیت و ترجمه روان آن تمجید کردند و از آن جایی که نویسنده «موشهای بلفاست» خودم هستم و متن را طوری مینویسم که هم تاریخ را منعکس کند و هم برای مخاطب ملموس باشد، از این نگاه لذت بردم.
او ادامه داد: باید بگویم از اینکه مخاطب احساس کند مستقیم به او طعنه میزنیم پرهیز میکنم، اما نقد را صریح بیان میکنم. همچنین کمدی را پایینتر از درام نمیدانم و کارهای پیمان قاسمخانی را فاخر میدانم. من معتقدم در کار کمدی، تئاتر آزاد محکوم به خنداندن است که کارشان از ما سختتر است؛ اما ما در «موشهای بلفاست» از کلمات رکیک یا موقعیتهای نامناسب (مانند کلمه خاص ایرلندی) صرفاً برای خنده استفاده نکردیم، بلکه هدف، انتقال حس و واقعیتِ فضا بود. به گروه گفتم خندیدن یا نخندیدن تماشاگر برای ما اولویت نیست؛ ما یک داستان با نقد اجتماعی روایت میکنیم و هدف اصلی، روایت یک موقعیت دراماتیک درست است.
نگاه از بالا به مخاطب؛ خطای استراتژیک تولیدات نمایشی
خراباتی تأکید کرد: همه مفاهیم زیرمتنی توسط همه دریافت نمیشود، اما برخلاف باور غلط رایج، مخاطب امروزی را ۱۲ ساله فرض نمیکنیم. سازندگان فیلم و سریال در ایران به اشتباه فکر میکنند مخاطبشان یک آدم ۱۲ ساله است؛ در حالی که مخاطب امروز به لطف پلتفرمها، سینمای جهان را میشناسد و بسیار هوشمندتر شده است. اگر زمانی مخاطب از سالنهای سینما یا سریالها قهر کرد، دقیقاً به خاطر همین نگاه از بالا به پایین بود.

ترس از نگارش اثر بعدی و اهمیت «برندینگ»
او درباره دور دوم اجراها عنوان کرد: در دور دوم مخاطب جنس کار را فهمیده است. در تئاتر ایران، «چهره» و «برند بودن» برای جذب مخاطب در اجراهای اولیه حیاتی است و یک گروه حداقل به ۲۰ اجرا نیاز دارد تا خود را معرفی کند. من به دلیل انتظارات مخاطب برای کارهای بعدی دچار ترس شدهام؛ اگر کار بعدی موفق باشد، شاید دیگر اثر سومی ننویسم! چرا که حالا مخاطب انتظارات بالاتری دارد و باید پختهتر عمل کرد.
گلایههای زیرساختی و پیشنهادات صنفی
نویسنده «موشهای بلفاست» در پایان به مشکلات صنفی اشاره کرد و گفت: کمبود سالن استاندارد با مشکلات صندلی و تهویه، بیعدالتی در تخصیص سالنها (سختگیری برای جوانان و سهلگیری برای بیسابقهها) و عدم حمایت مالی نهادهای دولتی از جمله اداره تئاتر و وزارت ارشاد، از دردهای تئاتر است. پیشنهاد من ایجاد سامانه پیامکی یکپارچه برای اطلاعرسانی گروهها، کاهش سختگیری در ممیزی و دعوت از مخاطب برای درک مختصات ژانر است. باید از نسل فعلی تئاتر حمایت کرد تا چراغ این هنر خاموش نشود.
نمایش «موشهای بلفاست» به کارگردانی و نویسندگی فریور خراباتی و با تهیهکنندگی رضا گوران شبهای پایانی دور دوم اجراهای خود را در تماشاخانه هما پشت سر میگذارد و محمد صدیقی مهر، مسعود میرطاهری، محسن نوری و عارفه معماریان بازیگر این کار هستند.
نویسنده و کارگردان:فریور خراباتی، تهیهکننده:رضا گوران، بازیگران:(به ترتیب ورود صحنه) محسن نوری،مسعودمیرطاهری، محمد صدیقی مهر، عارفه معماریان، با صدای: محمد بحرانی، پیمان قریب پناه، محمد عسگری، احمد افشاری و پوریا فرهادی، مجری طرح: علی اکباتانی، مشاور پروژه:فواد خراباتی، دستیار کارگردان، برنامه ریز: نادره نادری، طراح صحنه:سینا ییلاق بیگی، طراح نور:علی کوزه گر، طراح لباس: مهرنوش بیانی، طراح گریم: سعید کروندی، مدیر تبلیغات: حسن خودنگاه، روابط عمومی: فاطمه شوقی، طراح پوستر:میثم میرزائی، عکاس:رضا جاویدی، منشیصحنه:سیده پری ناز نجفی، مدیر صحنه: یاسین پازکیان، دستیار صحنه: حمید صولتی، صبا شیبانی، دستیار طراح صحنه: حمیدرضا صابری، دستیار لباس: صبا شیبانی، دوخت لباس: سمیه خواسته، مجری گریم: نعیمه مهدوی، کیانا درویشی، ساخت عروسک: علی افشاری، ساخت (انگشتهای دست): سعید کروندی، دستیاران نور: فاطمه پور جعفر دوست، نازنین یارویسی، محمد کوزهگر.
انتهای پیام

