شنبه ۲۷ تیر ۱۴۰۵ | ۱۱:۵۸
منبع: نمایندگی خوزستان
از شوک انفجار تا ادامه زندگی در بیمارستان «بقایی» اهواز 

/گزارش/

از شوک انفجار تا ادامه زندگی در بیمارستان «بقایی» اهواز 

خوزستان (ایسنا) - ساعت ۲۲:۳۰ چهارشنبه ۲۴ تیرماه، وقتی بیشتر مردم خوزستان در خانه‌ها بودند ناگهان خط مرگبار موشک‌های دشمن در آسمان اهواز شعله کشید. یک هدف در نزدیکی بیمارستان تخصصی کودکان مبتلا به سرطان مورد حمله قرار گرفت؛ جایی که کوچکترین بیماران این سرزمین، ناگهان خود را میان انفجار و وحشت دیدند. 

لحظاتی که مرگ از پشت پنجره‌های بیمارستان دیده شد 

همه چیز در کسری از ثانیه تغییر کرد. صدای انفجارِ اول، شیشه‌های بیمارستان را لرزاند و بیماران کوچکی که به سرم‌ها و کیسه‌های خون وصل بودند، با شوک انفجار از خواب پریدند. مادرها، بچه‌ها را بغل کردند، پرستارها دویدند و بیماران سراسیمه با پای پیاده و برخی با برانکارد و یا با کمک همدیگر، خود را به خیابان رساندند.

مادری از شهرستان گتوند که در میان این آشوب نگران کودکش بود، می‌گوید: «سرُم به دست دخترم وصل بود. مدارک پزشکی را برداشتم و دویدم. در راهرو بودیم که صدای انفجار دوم پیچید. همه به سمت خروجی رفتند. به شوهرم زنگ زدم اما می‌دانستم سه ساعت راه است تا به اهواز برسد. ناگهان انفجار سوم چنان شدید بود که فقط می‌توانستم جیغ بکشم. اول فکر کردم رعد و برق است اما نور موشک را با چشم دیدم.»

او ادامه می‌دهد: در میان دود و وحشت، مسئولان بیمارستان از ما خواستند همه از محوطه خارج شویم و به سمت بلوار برویم چون ممکن بود بیمارستان را بزنند. گفتند از کنار درخت‌ها و تیر برق‌ها هم دور شوید. چند دقیقه بعد، انفجار چهارم، زمین زیر پایمان را لرزاند.» 

روایت یک پسربچه بیمار از صدای انفجار

یکی از کودکان بیمار که اهل ماهشهر است و در آن شب با مادربزرگش در بیمارستان بود، می‌گوید: «ما در ماهشهر صدای انفجار زیاد شنیدیم اما این بار صدا خیلی نزدیک بود. اول شیشه‌ها لرزید، ۱۰ دقیقه بعد دوباره زد. وقتی فرار کردیم، نور موشک را می‌دیدیم. چند ساعتی توی پارک ماندیم تا با ماشین از اینجا رفتیم.» 

روایت فداکاری کادر درمان بیمارستان بقایی ۲ 

در دل این شب دلهره‌آور اما یک صحنه انسانی رقم خورد. در شرایطی که بسیاری از خانواده‌ها به سمت بیمارستان «شفا» و خوابگاه‌های موقت فرار کردند، کادر درمان بیمارستان بقایی باید بین خدمت یا جان یکی را انتخاب می‌کردند و آن‌ها، خدمت را انتخاب کردند.

آن شب پرستاری نبود که بیمارش را تنها گذاشته باشد؛ یکی از پرستاران حتی یک کودک بیمار را با خود به منزل برد و تا صبح از او مراقبت کرد. 

این صحنه‌های کوچک اما بزرگ نشان داد که در جنوب ایران، در خوزستان زنان و مردان این سرزمین با «خونگرمی» و «شجاعت» همچنان ایستاده‌اند. 

کمتر از ۶ ساعت؛ از تخلیه تا برگشت به خدمت

درست زمانی که دشمن فکر می‌کرد با چند موشک، اراده این مردم را خواهد شکست، در کمتر از ۶ ساعت پس از حملات، دوباره چراغ‌های بیمارستان بقایی روشن شد. بیماران به بخش‌های شیمی‌درمانی برگشتند و پزشکان گفتند: «کار درمان ادامه دارد.» 

وعده مسئولان در میان جنگ

دکتر حاتم بوستانی، رئیس دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز، در این زمینه گفت: کادر درمان ما با وجود ۱۰ ماه معوقه و مشکلات معیشتی، در لحظات حساس تاریخ پای کار ماندند و جان خود را برای بیماران به خطر انداختند. این، روحیه خوزستانی‌ها است و امیدوارم این ایثار، جبران شود. 

فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت هم با دستور رئیس جمهور، شب گذشته‌(۲۶ تیرماه) از بخش‌های مختلف بیمارستان بقایی بازدید کرد و در جمع پرسنل قول داد که مشکلات معیشتی و حقوقی آنان را پیگیری کند. 

اینجا خوزستان است؛ جایی که هیچ موشکی آن را از نفس نمی‌اندازد؛ از هشت سال دفاع مقدس تا امروز، خوزستانی‌ها ثابت کرده‌اند که با هر تهدیدی، قوی‌تر می‌شوند. بیمارانی که دیشب از بیمارستان فرار کردند، امروز با چشمانی پر از امید، دوباره دنبال درمان خود هستند. 

جنوب، همچنان زنده است. جنوب‌ همچنان می‌جنگد و جنوب‌ همچنان به آینده امید دارد. به امید روزی که شعله موشک‌ها جای خود را به نور خورشیدی بدهد که بر فراز یک سرزمینِ آرام می‌تابد. 

انتهای پیام

آخرین اخبار استان ها