شنبه ۲۷ تیر ۱۴۰۵ | ۱۴:۱۷
منبع: نمایندگی خراسان رضوی
وقتی اوقات فراغت به یک کالای لوکس و دست ‌نیافتنی تقلیل می‌یابد

وقتی اوقات فراغت به یک کالای لوکس و دست ‌نیافتنی تقلیل می‌یابد

خراسان رضوی (ایسنا) - در حالی که خراسان رضوی با تکیه‌بر ظرفیت‌های عظیم فرهنگی و گردشگری، داعیه‌دار توسعه در شرق کشور است، بررسی‌های میدانی نشان می‌دهد که اوقات فراغت در این استان نه به عنوان یک حق شهروندی، بلکه به یک کالای لوکس تبدیل شده است؛ وضعیتی که به‌ ویژه در مناطق محروم و روستایی، به یک بحران خاموش و نادیده گرفته شده بدل گشته است.

در ادبیات برنامه‌ریزی شهری، اوقات فراغت قلب تپنده سلامت روان و پویایی اجتماعی است. با این حال، در خراسان رضوی شکافی عمیق میان شعارهای مدیریتی و واقعیت‌های زیستی مردم وجود دارد. موازی کاری‌های اداری، غفلت از تخصص‌گرایی و از همه مهم‌تر، هزینه‌های سرسام‌آور تفریح، سه‌گانه‌ای است که کیفیت زندگی جوانان این استان را، به‌ ویژه در شهرستان‌های دور از مرکز و مناطق روستایی محروم، به مسلخ برده است.

خراسان رضوی تنها مشهد نیست؛ اگرچه ویترین‌های پر زرق‌وبرق تفریحی در کلان‌شهر مشهد با هزینه‌های گزاف خود، اوقات فراغت را به یک کالای لوکس برای طبقات برخوردار تبدیل کرده‌اند، اما در پهنه‌ وسیع شهرستان‌ها یا مناطق دورافتاده، وضعیت به مراتب بغرنج‌تر است. در این مناطق، مفهوم اوقات فراغت با غفلت ساختاری مواجه است. نبود زیرساخت‌های پایدار، عدم خلاقیت در کاربری فضاهای بومی و بی‌توجهی به نیازهای نسل جوان، باعث شده تا تفریح برای روستاییان و شهروندان محروم، تنها در پرسه زدن‌های بی‌هدف یا محدود شدن به فضای مجازی خلاصه شود.

روایت درد نوجوانی در تله‌ هزینه‌ها

امیر امیرزاده، نوجوانی ۱۶ ساله که در یکی از محله‌های حاشیه‌ای شهر ساکن است، نماینده‌ صدای هزاران هم‌سن و سال خود است. برای درک وضعیت اوقات فراغت، نباید تنها به آمارهای خشک و رسمی اکتفا کرد؛ باید به صدای کسی گوش سپرد که مستقیماً با این خلاء دست‌ و پنجه نرم می‌کند.

وی در خصوص شرایط خود و هم‌سن‌ و سال‌هایش همزمان با شروع فصل تابستان گفت: تعطیلی مدرسه برای ما یعنی زندانی شدن در خانه. ما نوجوان هستیم، پر از انرژی و نیاز به تحرک، اما وقتی به بیرون نگاه می‌کنیم، یا جایی برای رفتن نداریم یا اگر جایی باشد، هزینه‌هایش آن‌قدر بالاست که پدر کارگرم از پس آن برنمی‌آید.

امیرزاده با انتقاد از وضعیت طراحی محلات افزود: مشکل اصلی ما نبود فضای عمومی است. جایی که بتوانیم بنشینیم، ورزش کنیم یا فقط با هم حرف بزنیم. اغلب شهرها طوری ساخته شدند که انگار فقط برای ماشین‌هاست؛ پیاده‌روها و پارک‌های محلی ما جای نشستن و معاشرت نوجوانان نیست. عملاً ما هم مجبور می‌شویم به فضای مجازی پناه ببریم چون فضای واقعی امن و در دسترسی نداریم.

وقتی اوقات فراغت از یک حق اجتماعی به یک کالای لوکس و دست ‌نیافتنی تقلیل یافت

این نوجوان درباره کلاس‌های فوق‌برنامه نیز اظهار کرد: همه می‌گویند برو کلاس زبان، نقاشی یا ورزش اما هزینه‌ این کلاس‌ها در ماه حداقل چند میلیون تومان است. برای خانواده‌ای که با حقوق کارگری می‌چرخد، ثبت‌نام در این کلاس‌ها یعنی فشار مضاعف. نتیجه این می‌شود برای اینکه فقط تنهایی‌مان را با محتوای بی‌ارزش پر کنیم در خانه بمانیم و زمانمان را با گوشی یا تلویزیون پر می‌کنیم.

وی ادامه داد: اینکه حس کنی تفریح، ورزش و مهارت‌آموزی فقط برای کسانی است که پول دارند، اعتماد به ‌نفس ما را نابود می‌کند. انگار جامعه به ما می‌گوید برای شما هیچ جایی تعریف نشده است.

سیاست‌گذاران به جای آمارهای نمایشی، باید کمی به دل محلات بیایند و درد نوجوانان را لمس کنند. آنها تشنه‌ یادگیری هستند، اما اگر کسی بستر امن و ارزان برایشان فراهم نکند، ممکن است خودشان به دنبال راه‌هایی بروند که شاید برای جامعه هم خوشایند نباشد.

اوقات فراغت، فضای تنفس روح است، نه تمدید مدرسه

بزرگ‌ترین خطای سیاست‌گذاران در ایران، تعریف نادرست از اوقات فراغت است. اوقات فراغت نباید به معنای گذراندن وقت در کلاس‌های آموزشی یا فعالیت‌های دستوری باشد، بلکه باید فضایی برای تنفس، بازیابی انرژی و رشد شخصیت باشد.

یک روان‌شناس بالینی گفت: در روان‌شناسی، اوقات فراغت به زمانی اطلاق می‌شود که فرد از بار مسئولیت‌های رسمی، شغلی یا تحصیلی رها می‌شود و به فعالیت‌های اختیاری و انتخابی می‌پردازد. این فعالیت‌ها باید ماهیتی لذت‌بخش، بازیگوشانه و آزادانه داشته باشند؛ اما در فرهنگ رایج، ما به اشتباه ثبت‌نام فرزند در کلاس زبان یا ریاضی را در تابستان، مدیریت اوقات فراغت می‌نامیم و این یک اشتباه فاحش است.

دکتر محمدرضا ابراهیمی در گفت و گو با ایسنا افزود: اگر شما نوجوانی را در تابستان، دقیقاً مانند سال تحصیلی، در کلاس‌های تقویتی قرار دهید، او دچار فرسودگی روحی می‌شود. در صورتی که او نیاز به تنفس، نیاز به بازی دارد، نیاز به بی‌هدف بودن در برخی لحظات را دارد تا خلاقیتش شکوفا شود.

وی با اشاره به اهمیت فعالیت‌های فیزیکی و هنری در بلوغ نوجوانان بیان کرد: نوجوانی دوره‌ بحران‌های هویتی و رشد سریع جسمانی است. نوجوان نیاز دارد انرژی فیزیکی خود را با ورزش، شنا، کوهنوردی یا دوچرخه‌سواری تخلیه کند. نیاز دارد احساسات پیچیده‌ خود را با موسیقی، تئاتر یا نقاشی بیان کند.

ابراهیمی افزود: این فعالیت‌ها، بستر بلوغ اجتماعی و تعادل روانی را فراهم می‌کنند. وقتی این فضاهای طبیعی حذف شوند و جایگزین‌های مصنوعی و دستوری ارائه شود، نوجوان دچار گسست از واقعیت و انزوای عاطفی می‌شود و این گسست، زمینه‌ساز پدیده‌هایی مانند اضطراب، افسردگی و در نهایت روی آوردن به رفتارهای پرخطر می‌شود.

وقتی اوقات فراغت از یک حق اجتماعی به یک کالای لوکس و دست ‌نیافتنی تقلیل یافت

وی با انتقاد از رویکرد دستوری سازمان‌های فرهنگی خاطرنشان کرد: یکی از بزرگ‌ترین مشکلات ما، نگاه تکلیف‌محور و هدایت‌گر به اوقات فراغت است؛ اما فلسفه‌ی اوقات فراغت، آزادی انتخاب است. وقتی شما به نوجوان دیکته می‌کنید که باید چه کند، دیگر اوقات فراغت نیست، بلکه نوعی کار اجباری است.

این روان‌شناس بالینی در ادامه تصریح کرد: این رویکرد، باعث می‌شود نوجوانان با مقاومت رو به رو شوند یا به صورت پنهان، علایق واقعی خود را سرکوب کنند. ما نیاز به فضاهایی داریم که نوجوان در آن احساس کند مالک زمان و فضای خود است، نه اینکه تحت نظارت کامل باشد.

وی همچنین بر موضوع دسترسی ناعادلانه تأکید کرد و گفت: از منظر روان‌شناسی اجتماعی، وقتی امکانات تفریحی و فرهنگی به دلیل هزینه‌های بالا در دسترس قشر کم‌درآمد نیست، احساس بی‌عدالتی و حاشیه‌نشینی اجتماعی در جوان ایجاد می‌شود. این احساس، ریشه‌ بسیاری از نارضایتی‌های اجتماعی است. یک نوجوان فقیر که می‌بیند دوستان ثروتمندش در اردوهای لوکس شرکت می‌کنند و او در خانه بیکار است، دچار احساس پستی می‌شود. این احساس، می‌تواند به مرور زمان به خشم اجتماعی تبدیل شود.

موازی‌کاری، قاتل برنامه‌های فرهنگی

برخی پژوهشگران حوزه فرهنگ معتقدند مشکل اصلی، نبود برنامه نیست، بلکه ناکارآمدی ساختاری و موازی‌کاری است.

حسن مدرس مقدم، پژوهشگر حوزه فرهنگ با اشاره به تعدد نهادهای متولی در حوزه اوقات فراغت گفت: در کشور ما، حداقل پنج یا شش دستگاه مختلف، از جمله اداره ورزش و جوانان، فرهنگ و ارشاد اسلامی، آموزش و پرورش، سازمان ملی جوانان و حتی شهرداری‌ها، خود را مسئول اوقات فراغت می‌دانند.

وی خاطرنشان کرد: این تنوع ظاهری به معنای غنای برنامه‌ها نیست، بلکه به معنای تکرار کارها و اتلاف منابع است. هر نهاد به دنبال این است که نشان دهد من فعال بوده‌ام، بنابراین طرح‌های تکراری و کم‌بازده اجرا می‌کنند. این پدیده را موازی‌کاری می‌نامیم که قاتل اصلی هر برنامه‌ موفقی است.

مدرس مقدم افزود: گرچه مخالف تنوع نهادها نیستم، اما مخالف عدم هماهنگی هستم. اگر قرار است چند نهاد فعالیت کنند، باید یک ستاد مشترک با قدرت اجرایی واقعی وجود داشته باشد که برنامه‌ها را اولویت‌بندی و هماهنگ کند، اما در عمل، هر کس به راه خود می‌رود.

وی با اشاره به مسئله‌ تخصص هشدار داد: بسیاری از برنامه‌های اوقات فراغت توسط افرادی اجرا می‌شوند که تخصصی در این حوزه ندارند. آن‌ها براساس سلیقه‌ شخصی یا دستور بالاسری عمل می‌کنند. در حالی که مدیریت اوقات فراغت نیازمند دانش تخصصی در روان‌شناسی، جامعه‌شناسی، گردشگری و مدیریت رویدادها است.

این پژوهشگر حوزه فرهنگ بیان کرد: متأسفانه در نظام آموزشی و اداری، رشته‌ مدیریت اوقات فراغت به عنوان یک رشته‌ تخصصی و مستقل، جایگاه خود را نیافته است. این یعنی ما بدون نیروی انسانی متخصص، به مدیریت یکی از مهم‌ترین بخش‌های زندگی جامعه می‌پردازیم.

وی با نقد کوتاه‌ مدت‌نگری مسئولان اضافه کرد: برنامه‌های اوقات فراغت معمولاً به صورت فصلی و تابستانی اجرا می‌شوند، اما نیازهای نوجوانان در تمام طول سال وجود دارد. چرا در پاییز، زمستان و بهار برنامه‌ای نداریم؟ این نگاه مقطعی باعث می‌شود نوجوانان در نیم‌سال تحصیلی نیز با بحران فشار درسی و عدم تعادل مواجه شوند.

مدرس مقدم تأکید کرد: ما نیاز به یک چشم‌انداز بلندمدت داریم که در آن اوقات فراغت به عنوان یک سیاست کلی ملی، در تمام فصول سال و برای تمام اقشار اجتماعی نه فقط دانش‌آموزان برنامه‌ریزی شود.

استیصال والدین در برابر فرزندان خانه‌نشین

رها شدن اوقات فراغت نوجوانان، مستقیماً به کانون خانواده آسیب می‌زند و تنش‌های اجتماعی را افزایش می‌دهد. در واقع خانواده‌های درگیر دوجانبه‌اند؛ از یک طرف، نوجوانان در خانه حبس شده‌اند و با بی‌حوصلگی و پرخاشگری دست‌وپنجه نرم می‌کنند. از طرف دیگر، والدین که نگران آینده‌ فرزندانشان هستند، دچار استیصال و اضطراب شده‌اند.

یک پژوهشگر مسائل اجتماعی و استاد دانشگاه معتقد است: فضای سنگین در خانه، باعث تخریب رابطه‌ والدین و فرزند می‌شود. والدین نمی‌دانند چگونه با فرزندشان ارتباط برقرار کنند، زیرا فضای گفت‌وگوی مشترک تفریح، سفر، ورزش از زندگی آن‌ها حذف شده است.

دکتر عباس عابدی، در گفت و گو با ایسنا با اشاره به پدیده‌ فرزندسالاری و هزینه‌های بالای زندگی افزود: در گذشته، نوجوانان در کارگاه‌های فنی یا کارهای ساده‌ خانوادگی مشارکت می‌کردند و این به آن‌ها حس مفید بودن و استقلال می‌داد، اما امروز، به دلیل قوانین سخت‌گیرانه‌ کار کودکان و نیز تغییر سبک زندگی، این فرصت‌ها حذف شده است.

وی خاطرنشان کرد: خانواده‌ها تمام تلاش خود را می‌کنند تا فرزندشان در کلاس‌های گران‌قیمت ثبت‌نام کنند، اما بسیاری از آن‌ها توان مالی این کار را ندارند. این تضاد بین اراده‌ والدین برای تربیت بهتر و توان مالی محدود، منجر به احساس شکست در والدین و احساس درماندگی در نوجوانان می‌شود.

وقتی اوقات فراغت از یک حق اجتماعی به یک کالای لوکس و دست ‌نیافتنی تقلیل یافت

عابدی با هشدار درباره‌ پیامدهای بلندمدت این وضعیت تأکید کرد: اگر امروز نوجوان را از فضای اجتماعی و فعال نگه داریم، فردا با یک نسل منفعل مواجه خواهیم شد. نسلی که مهارت‌های اجتماعی، حل مسئله و کار گروهی را نیاموخته است. این نسل در محیط کار و جامعه‌ی آینده، ناتوان خواهد بود. همچنین، رها شدن نوجوانان در فضای مجازی، آن‌ها را در معرض محتوای ناسالم، تبلیغات مصرف‌گرایی و ایدئولوژی‌های غربی قرار می‌دهد. فضای مجازی، جایگزین بی‌کیفیتی برای اوقات فراغت واقعی است که نیازهای روانی و اجتماعی نوجوان را برآورده نمی‌کند، بلکه آن‌ها را تشدید می‌کند.

دولت باید با ایجاد فضاهای عمومی آزاد، کمپ‌های رایگان یا ارزان‌قیمت و حمایت از سازمان‌های مردم نهاد، باری از دوش خانواده‌ها بردارد. خانواده‌ها نمی‌توانند تنها مسئول تربیت و تأمین وقت فرزندانشان باشند. این یک مسئولیت اجتماعی است که باید توسط دولت و نهادهای عمومی تأمین شود.

سال‌هاست در چرخه‌ برنامه‌ریزی‌های نمایشی گرفتار شده‌ایم

یک فعال حوزه جوانان و متخصص توسعه‌ی پایدار شهری، معتقد است: ما سال‌هاست در چرخه‌ برنامه‌ریزی‌های نمایشی گرفتار شده‌ایم و زمان آن رسیده که از رویکردهای سنتی و بروکراتیک فاصله بگیریم.

سیمین راد، با انتقاد از روش‌های سنتی برنامه‌ریزی افزود: در دهه‌های گذشته عادت کرده‌ایم که اوقات فراغت را با برگزاری جشنواره‌های چندروزه، اهدای جوایز نمادین و عکس‌گروهی‌های اداری مدیریت کنیم. این روش‌ها کاملاً منسوخ شده‌اند.

وی بیان کرد: نسل جدید نسل Z و آلفا به دنبال تجربه است، نه مشاهده. آن‌ها نمی‌خواهند صرفاً در یک کلاس نقاشی بنشینند؛ آن‌ها می‌خواهند پروژه‌ بسازند، خلاقیت خود را ابراز کنند، در پروژه‌های داوطلبانه شرکت کنند و اثر ملموسی بر جامعه بگذارند.

 راد بیان کرد: وقتی ما برنامه‌هایی ارائه می‌دهیم که با زبان و نیازهای واقعی نوجوان همخوانی ندارد، آن‌ها با سکوت یا فرار به فضای مجازی پاسخ می‌دهند.

وی بر لزوم واگذاری اختیارات به نهادهای مردم نهاد و گروه‌های غیررسمی تأکید کرد و گفت: دولت و سازمان‌های دولتی به دلیل ساختار سلسله‌مراتبی و کند، نمی‌توانند با سرعت و انعطاف‌پذیری کافی نیازهای نوجوانان را پاسخ دهند؛ ما نیاز به اکوسیستم اجتماعی داریم، یعنی مسئولان نقش تسهیلگر را بازی و بودجه و فضا را تأمین کنند، اما اجرای برنامه‌ها را به گروه‌های خودجوش نوجوانان و سازمان‌های مردم نهاد واگذار کنند.

این فعال حوزه جوانان بیان کرد: نوجوانان خود بهترین طراحان اوقات فراغت خود هستند. ما باید فضایی ایجاد کنیم که آن‌ها بتوانند ایده‌های خود را اجرا کنند، حتی اگر آن ایده‌ها متفاوت از دیدگاه ماست.

راد همچنین به مسئله‌ فضاهای شهری اشاره و اظهار کرد: شهر ما برای نوجوانان طراحی نشده است. پیاده‌روها برای دوچرخه‌سواری و اسکیت‌بورد مناسب نیستند، در پارک‌ها فضایی برای نوجوانان ۱۵ تا ۲۵ ساله وجود ندارد. ما نیاز به پارک‌های اجتماعی و خانه‌های جوان در هر محله داریم.

وی بیان کرد: ما نیازمند فضاهایی که رایگان یا بسیار ارزان باشند، امنیت داشته باشند و مدیریتی مدرن داشته باشند هستیم. این فضاها نباید تبدیل به محل تجمع بیکاران یا فعالیت‌های غیرقانونی شوند، بلکه باید با برنامه‌ریزی حرفه‌ای، به کانون‌های نشاط و تولید محتوا تبدیل شوند.

به گزارش ایسنا، آینده‌ی اوقات فراغت، در گرو اتخاذ یک استراتژی جامع و چندجانبه است. این استراتژی باید بر تخصص‌گرایی و آموزش، هماهنگی ساختاری عدالت اجتماعی و مشارکت فعال استوار باشد.

صنعت اوقات فراغت، صنعتی نیست که بتوان تصمیم‌گیری درباره آن را به تعویق انداخت. هر روزی که این صنعت غفلت شود، روزی است که از سرمایه‌ انسانی جامعه کاسته می‌شود. نسل جوانی که امروز در انزوا، خانه و فضای مجازی سپری می‌کند، فردا مدیران، کارگران و شهروندان این کشور خواهند بود. کیفیت زندگی آن‌ها در گرو کیفیت اوقات فراغت امروزشان است.

سؤالی که در پایان در ذهن می‌ماند این است که آیا ما حاضریم هزینه‌ امروز را بپردازیم یا فردا هزینه‌ سنگین‌تری بابت نسل رها شده بدهیم؟ پاسخ به این پرسش، تنها با اقدامی قاطع، هوشمندانه و انسان‌مدارانه قابل ارائه است. زمان آن رسیده که صنعت خاموش اوقات فراغت، به زنجیره‌ی تولید نشاط و امید در جامعه تبدیل شود.

انتهای پیام

آخرین اخبار استان ها