به گزارش ایسنا، آصف دورانی، سفیر پیشین پاکستان در تهران در یادداشت خود در روزنامه عرب نیوز با اشاره به اظهارات هفته گذشته دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا مبنی بر اینکه «ایالات متحده تنگه هرمز را کنترل خواهد کرد و برای آن پول خواهد گرفت»، این سوال را مطرح کرد که «آیا این سیاست واقعگرایانه است یا چهره کلاسیک هژمونی؟»
وی ادامه داد: اما هر زمان که ایران پیشنهاد اعمال کنترل مشابه بر همان آبراه را میدهد، بلافاصله به عنوان تهدیدی برای صلح بینالمللی و آزادی ناوبری به تصویر کشیده میشود. واکنشهای متضاد، چیزی بیش از استانداردهای دوگانه دیپلماتیک را آشکار میکنند؛ آنها واقعیتهای ژئوپلیتیکی پیرامون مهمترین گلوگاه دریایی جهان را نشان میدهند.
سفیر اسلامآباد در تهران در سالهای ۲۰۱۶ تا ۲۰۱۸ با تاکید بر اینکه «تنگه هرمز صرفاً یک گذرگاه باریک جداکننده ایران از عمان نیست» نوشت: این تنگه که در باریکترین نقطه خود به سختی ۳۳ کیلومتر عرض دارد، خلیج فارس را به دریای عرب و اقیانوس هند متصل میکند. هر روز، تقریباً یک پنجم نفت جهان و سهم قابل توجهی از صادرات گاز طبیعی مایع جهانی از این آبها عبور میکند. عربستان سعودی، عراق، کویت، امارات متحده عربی و قطر همگی برای صادرات هیدروکربن به شدت به این تنگه وابسته هستند. هرگونه اختلالی بلافاصله در بازارهای جهانی انرژی، حق بیمه کشتیرانی و بازارهای مالی منعکس میشود.
دورانی نوشت: جغرافیا به ایران یک مزیت استراتژیک منحصر به فرد داده است. خط ساحلی شمالی تنگه تقریباً به طور کامل متعلق به ایران است، در حالی که عمان ضلع جنوبی را از طریق یک شبه جزیره کنترل میکند. بخش عمدهای از خطوط کشتیرانی شناخته شده بینالمللی از آبهایی عبور میکنند که ایران بر آنها صلاحیت ارضی دارد. این واقعیت جغرافیایی مدتهاست که در دورههای رویارویی با ایالات متحده و متحدانش، اهرم فشار قابل توجهی را در اختیار تهران قرار داده است. ایران بارها تنگه هرمز را بخشی از محیط امنیت ملی خود توصیف کرده است. هر زمان که تحریمها افزایش مییابد یا رویارویی نظامی تشدید میشود، تهران به جهانیان یادآوری میکند که توانایی ایجاد اختلال در ترافیک دریایی را دارد. در جریان رویارویی فعلی، سران ایران بار دیگر تنگه را «خط قرمز» اعلام کرده و اصرار دارند که کنترل مؤثر بر آبهای آن را حفظ کنند.
به نوشته دیپلمات سابق پاکستانی، توازن نظامی در هرمز توضیح میدهد که چرا هیچ قدرتی نمیتواند به راحتی بر آن تسلط یابد. ایران یک استراتژی دریایی نامتقارن با محوریت قایقهای تندرو تهاجمی، موشکهای کروز ضد کشتی، مینهای دریایی، زیردریاییها و پهپادهای مسلح ایجاد کرده است. تهران به جای به چالش کشیدن نیروی دریایی ایالات متحده به صورت متعارف، به دنبال آن است که هرگونه تلاشی برای تصرف یا تأمین امنیت دائمی این آبراه را به شدت پرهزینه کند. در این میان، اگرچه ایالات متحده یکی از قویترین حضورهای دریایی جهان را در خلیج فارس از طریق ناوگان پنجم مستقر در بحرین، با پشتیبانی ناوهای هواپیمابر، ناوشکنها، هواپیماهای نظارتی و پایگاههای نظامی منطقهای حفظ میکند، تحلیلگران نظامی به طور فزایندهای استدلال میکنند که تلاش ایالات متحده برای کنترل دائمی تنگه بدون رضایت ایران، مستلزم تعهدات نظامی عظیم و خطرات قابل توجه تشدید تنش خواهد بود.
آصف دورانی افزود: از نظر دیپلماتیک، تنگه هرمز به همان اندازه که به قلمرو مربوط میشود، به محل نزاع بر سر دیدگاهها نیز تبدیل شده است. دولتهای غربی عموماً موضع ایران را به عنوان رفتار قهری علیه تجارت بینالمللی توصیف میکنند اما تهران استدلال میکند که در حال پاسخ به تحریمها، فشار نظامی و نقض مکرر حاکمیت خود است. کشورهای عربی خلیج فارس نیز که موقعیت بسیار حساسی دارند، به شدت به صادرات بیوقفه از طریق تنگه هرمز متکی هستند و در عین حال به تضمینهای امنیتی آمریکا وابستهاند. عربستان سعودی و امارات متحده عربی میلیاردها دلار در خطوط لوله جایگزین با دور زدن تنگه سرمایهگذاری کردهاند اما این مسیرها تنها میتوانند بخشی از کل صادرات آنها را پوشش دهند. قطر، صادرکننده پیشرو LNG در جهان، تقریباً به طور کامل برای دسترسی به بازارهای جهانی به تنگه هرمز وابسته است. در نتیجه، آنها به خوبی میدانند که رویارویی نظامی طولانی مدت به نفع هیچ کس نیست.
وی به تاثیر تحولات تنگه هرمز بر بازارهای آسیایی پرداخت و خاطرنشان کرد: برای آسیا، خطرات حتی بیشتر است. پاکستان، چین، هند، ژاپن و کره جنوبی بخش قابل توجهی از نفت خام خود را از خلیج فارس وارد میکنند. هرگونه تعطیلی یا اختلال طولانی مدت، تولید صنعتی، کنترل تورم و امنیت انرژی در سراسر آسیا را تهدید میکند. به ویژه چین، انگیزههای قوی برای جلوگیری از بیثباتی طولانی مدت دارد، زیرا انرژی خلیج فارس هنوز برای حفظ رشد اقتصادی آن ضروری است.
به گفته دورانی، حتی تصور بیثباتی، قیمت نفت را افزایش میدهد زیرا معاملهگران ریسک ژئوپلیتیکی را در بازارهای آتی قیمتگذاری میکنند. بنابراین، تهدید به مسدود کردن تنگه هم برای مختل کردن تجارت دریایی از طریق این آبراه کافی است.
وی با بیان اینکه «رویارویی فعلی هزینههای بسته ماندن تنگه هرمز را نشان داده است» تصریح کرد: این جنجال نیازمند بحث گستردهتری است. اگر موضع ایران مبنی بر کنترل هرمز به دلیل تهدید تجارت بینالمللی رد شود، ادعاهای مشابه از سوی هر قدرت دیگری نیز نیازمند بررسی دقیق است، چراکه اگر جامعه بینالمللی بپذیرد که قدرتهای خارجی میتوانند در صورت لزوم، تنگه را به صورت نظامی اداره کنند، این امر سابقهای را ایجاد میکند که میتواند اختلافات دریایی را بسیار فراتر از خلیج فارس تغییر دهد.
انتهای پیام


