یکشنبه ۲۸ تیر ۱۴۰۵ | ۰۹:۱۷
منبع: نمایندگی اصفهان
وقتی «لاکچری‌بازی» استعدادهای ورزشی را قربانی می‌کند

وقتی «لاکچری‌بازی» استعدادهای ورزشی را قربانی می‌کند

اصفهان (ایسنا) - ورزش در اصالت خود، مظهر برابری، تلاش و عیار استعداد فردی است و فرقی نمی‌کند از کدام طبقه اجتماعی آمده باشی، چرا که خط پایان برای همه در یک نقطه قرار دارد. اما در سال‌های اخیر، تغییرات اقتصادی و ظهور پدیده‌های نوین اجتماعی، مرزهای این تعریف کلاسیک را جابه‌جا کرده است. برخی رشته‌های ورزشی که روزگاری مهد پرورش قهرمانان ملی و المپیکی بودند، امروز به نمادی از طبقه اجتماعی، ثروت و اشرافیت تبدیل شده‌اند.

در جامعه فعلی، برخی ورزش‌ها در ایران تغییر کاربری داده‌اند. افزایش تصاعدی قیمت تجهیزات، هزینه‌های نجومی شارژ باشگاه‌ها و نگهداری، این رشته‌ها را از دسترس قشر متوسط و بااستعداد خارج کرده و به حیاط خلوت قشر مرفه تبدیل کرده است. اما زنگ خطر واقعی جایی به صدا درمی‌آید که پای «چشم‌وهم‌چشمی» و «تولید محتوای اینستاگرامی» به میان می‌آید؛ پدیده‌ای که خروجی آن چیزی به‌غیر از سقوط آزاد کیفیت، انزوای استعدادهای واقعی و حاکمیت روابط مادی بر ضوابط ورزشی نبوده است.

وقتی «برچسب قیمت»، بلیت ورود به زمین بازی می‌شود

نگاهی به لیست قیمت تجهیزات اولیه در رشته‌هایی مانند سوارکاری، اسنوکر یا اسکی روی یخ، به خوبی نشان می‌دهد که چرا طبقه متوسط دیگر حتی به این رشته‌ها فکر هم نمی‌کند. از خرید و نگهداری اسب و هزینه‌های پانسیون گرفته تا چوب‌های اسنوکر حرفه‌ای با برندهای خاص و هزینه سانس‌های پاتیناژ (اسکی روی یخ)، همگی به ارقامی رسیده‌اند که با حقوق چند ماه یک کارمند یا کارگر برابری می‌کند. این سد مالی بزرگ، اولین بستر حذف استعدادهاست. در واقع، سیستم غربالگری در این ورزش‌ها دیگر بر اساس «چابکی، هوش و استعداد» نیست، بلکه به‌خاطر «توانایی پرداخت فاکتورهای نجومی» است.

ورود به باشگاه برای «شات استوری»؛ سندرم چشم‌وهم‌چشمی

بخش تاریک‌تر ماجرا، انگیزه‌ قشری‌ست که این هزینه‌ها را پرداخت می‌کند. برای بسیاری از ورودی‌های جدید این رشته‌ها، ورزش دیگر هدفی برای ارتقای سلامت یا کسب قهرمانی نیست، بلکه ابزاری برای تکمله‌ی لایف‌استایل لاکچری است. در دنیای امروز که تفاخر تصویری حرف اول را می‌زند، پوشیدن چکمه‌های گران‌قیمت سوارکاری، ایستادن ژست‌گرفته بالای میز اسنوکر، یا چرخ زدن روی پیست یخ، بیشتر از آن‌که تمرینی برای مسابقه باشد، مَتِریالی برای تولید محتوا در شبکه‌های اجتماعی است. این فرهنگ نوظهور، اتمسفر باشگاه‌ها را از یک محیط جدی و رقابتی، به یک ویترین لوکس و بی‌روح تبدیل کرده است که در آن ارزش آدم‌ها با برند لباس‌ها و تجهیزاتشان سنجیده می‌شود.

استعدادهای پشت در مانده و صندلی‌های خریداری‌شده

وقتی ملاک حضور در یک رشته ورزشی صرفاً پول باشد، بزرگ‌ترین ضربه را ساختار قهرمانی آن کشور می‌خورد. نوجوانی را تصور کنید که هوش فضایی و تمرکز فوق‌العاده‌ای برای اسنوکر دارد، یا کودکی که تعادل و فیزیکش نابغه‌ای در اسکی روی یخ نوید می‌دهد، اما به‌دلیل ناتوانی در تأمین هزینه‌ها، هرگز پایش به این سالن‌ها باز نمی‌شود. در نقطه مقابل، صندلی‌ها و موقعیت‌های تمرینی توسط کسانی اشغال می‌شود که شاید کمترین میزان اشتیاق و استعداد را دارند، اما به لطف جیب‌های پر، از بهترین مربیان و امکانات بهره‌مند می‌شوند. نتیجه؟ سرمایه‌گذاری روی گزینه‌های اشتباه و هدر رفتن پتانسیل ملی که جاده‌ای ناتمام است.

اختصاص درآمد به ورزش را نباید صرفاً «هزینه» تلقی کرد

محمدمهدی رحمتی، جامعه‌شناس ورزشی به ایسنا می‌گوید: به پژوهش‌های انجام‌شده در کشور درباره مصرف، مصرف‌گرایی و انگیزه‌های افراد از مصرف کالاها، به‌ویژه در حوزه ورزش، استناد می‌کنم و از سوی دیگر، به برخی مفاهیم و دیدگاه‌های نظری اندیشمندان حوزه علوم اجتماعی، علوم انسانی و جامعه‌شناسی در این زمینه اشاره خواهم کرد. اینکه چرا افراد حاضرند برای ورزش در یک باشگاه خاص یا برای خرید وسایل، تجهیزات و لباس‌های ورزشی گران‌قیمت درآمد قابل توجهی اختصاص دهند، نیازمند یک اصلاح مفهومی است. به اعتقاد من، اختصاص درآمد به ورزش لزوماً به معنای هزینه‌کرد نیست، بلکه در بسیاری از موارد می‌توان آن را نوعی سرمایه‌گذاری دانست. برای نمونه، خانواده‌ای که فرزند یا فرزندان خود را در کلاس‌های مختلف ورزشی ثبت‌نام می‌کند، در واقع برای سلامت، رشد و اهداف پرورشی آنان سرمایه‌گذاری انجام می‌دهد.

وی می‌افزاید: ورزش صرفاً ناظر بر فعالیت‌های فیزیکی، بدنی و جسمانی نیست، بلکه می‌تواند در فرآیند جامعه‌پذیری و اجتماعی شدن کودکان نیز نقش بسیار مؤثری ایفا کند. بنابراین، زمانی که از اختصاص درآمد در حوزه ورزش صحبت می‌کنیم، ابتدا باید انگیزه افراد و سپس نتایج حاصل از آن را مورد بررسی قرار دهیم. به همین دلیل ترجیح می‌دهم به جای واژه «هزینه»، از تعبیر «اختصاص درآمد» استفاده کنم، زیرا نمی‌توان با قطعیت درباره انگیزه همه افراد قضاوت کرد.

این جامعه‌شناس ورزشی بیان می‌کند: درآمدی که افراد در حوزه ورزش صرف می‌کنند، اعم از ثبت‌نام در باشگاه‌های گران‌قیمت یا استفاده از تجهیزات و وسایل ورزشی گران‌قیمت، تنها با یک هدف انجام نمی‌شود. در ذیل گفتمان ورزش، خرده‌گفتمان‌های متعددی وجود دارد که اگرچه همگی در ظاهر حول محور سلامت و تندرستی شکل گرفته‌اند، اما بسته به نوع فعالیت ورزشی و همچنین جایگاه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی افراد، این محور می‌تواند تحت تأثیر عواملی همچون تشخص، تمایز اجتماعی، تناسب اندام، زیبایی و حتی کسب درآمد قرار گیرد.

رحمتی ادامه می‌دهد: زمانی که از تفاوت انگیزه‌ها و نوع فعالیت‌های ورزشی سخن می‌گوییم، باید به این نکته توجه داشت که ذیل گفتمان مجموعه‌ای ورزش، حوزه‌های متفاوتی وجود دارد. برای نمونه، ورزش حرفه‌ای یکی از این حوزه‌ها است که طبیعتاً موضوع بحث حاضر نیست. در کنار آن، می‌توان دو خرده‌گفتمان دیگر را نیز از یکدیگر تفکیک کرد. نخست، خرده‌گفتمانی است که عمدتاً معطوف به سلامت و تندرستی است. برای نمونه، بسیاری از افراد میانسال یا سالمند که به فعالیت‌های ورزشی می‌پردازند، انگیزه اصلی‌شان حفظ سلامت و تندرستی است. در طرف مقابل، گروهی هرچند اندک نیز وجود دارند که در میدان‌های مختلف اجتماعی، ازجمله حوزه ورزش، در پی کسب تشخص و تمایز اجتماعی هستند.

وی خاطرنشان می‌کند: برای توضیح این موضوع می‌توان به میدان اقتصادی جامعه اشاره کرد. همان‌گونه که برخی افراد از خودروهای بسیار گران‌قیمت یا منازل لوکس استفاده می‌کنند و این گروه تنها اقلیتی از جامعه را تشکیل می‌دهند، در حوزه ورزش نیز بخشی از افراد برای ایجاد تشخص و تمایز اجتماعی، عضویت در باشگاه‌های گران‌قیمت را انتخاب می‌کنند. این رفتار، در واقع تلاشی برای تبدیل عادت‌ها به سبک زندگی است؛ به این معنا که افراد از طریق نمایش خود در زندگی روزمره، آن‌گونه که اروینگ گافمن مطرح می‌کند، تلاش دارند جایگاه اجتماعی و اقتصادی خود را تثبیت کرده و خود را از سایر طبقات اجتماعی متمایز سازند.

بخشی از مصرف ورزشی به تمایز اجتماعی گره خورده است

این جامعه‌شناس ورزشی یادآور می‌شود: با استفاده از دیدگاه‌های پیر بوردیو، دست‌کم درباره بخشی از اقشار و طبقات بالای جامعه، می‌توان این مسئله را تحلیل کرد. ممکن است این پرسش مطرح شود که چرا چنین تمایزی از این مسیر دنبال می‌شود. به نظر می‌رسد بخش قابل توجهی از افرادی که طی دهه‌های اخیر به ثروت و مکنت دست یافته‌اند و چنین رفتارهایی از آنان مشاهده می‌شود، از منظر جامعه‌شناسی، افرادی هستند که با بهره‌گیری از ابزارها و شیوه‌های مختلف توانسته‌اند خود را به طبقات بالای اقتصادی برسانند.

رحمتی تأکید می‌کند: منظور من از این صحبت‌ها، نه بحث مالیات و نه موضوع محاکمه افراد است، بلکه صرفاً تحلیلی جامعه‌شناختی ارائه می‌دهم. در بسیاری از این افراد مشاهده می‌شود که اگرچه سرمایه اقتصادی آن‌ها به شکل جهشی افزایش یافته، اما سرمایه فرهنگی متناسب با این سرمایه اقتصادی را در اختیار ندارند. این مسئله نیز خود تحت تأثیر عوامل اجتماعی مختلف قرار دارد؛ ازجمله اینکه جایگاه علم در کشور ما آن‌گونه که باید و شاید نیست و از سوی دیگر، بخش عمده تشخص، شأن اجتماعی و جایگاه افراد از طریق سرمایه اقتصادی تعریف می‌شود.

وی اظهار می‌کند: به‌همین دلیل، ممکن است بخشی از این افراد از سرمایه فرهنگی بالایی برخوردار نباشند، هرچند در سال‌های اخیر گرایش به مدرک‌گرایی نیز در میان این قشر مشاهده می‌شود. آنان تلاش می‌کنند با اتکا به سرمایه اقتصادی خود، از طریق ثبت‌نام در برخی دانشگاه‌ها یا دریافت مدارک تحصیلی، دست‌کم در ظاهر سرمایه فرهنگی خود را افزایش دهند، در حالی که دریافت مدرک لزوماً به معنای برخورداری از سرمایه فرهنگی نیست. ممکن است از نظر شکلی چنین تصوری ایجاد شود، اما از نظر محتوایی در بسیاری از موارد مشاهده می‌کنیم افرادی با عناوین علمی مانند دکتری معرفی می‌شوند، در حالی که نه مقاله علمی دارند و نه از دانش و تخصص لازم برای اظهار نظر یا فعالیت در حوزه تخصصی خود برخوردار هستند.

این جامعه‌شناس ورزشی می‌گوید: باید توجه داشت که این گروه، تنها اقلیتی از جامعه را تشکیل می‌دهند، هرچند اذعان دارم که حضور آنان در ویترین جامعه بیش از سایر گروه‌های اجتماعی به چشم می‌آید. برای مثال، ممکن است هزاران نفر در شهری مانند تهران یا دیگر کلان‌شهرها فاقد خودرو باشند، اما این موضوع چندان در معرض دید قرار نمی‌گیرد؛ در طرف مقابل، اگر چند نفر مالک خودروهایی مانند بوگاتی یا مدل‌های خاص مرسدس‌بنز باشند، حضور آنان کاملاً در عرصه عمومی قابل مشاهده است و به تبع آن، می‌تواند بر افکار عمومی و روان جامعه نیز اثرگذار باشد.

رحمتی ادامه می‌دهد: در مجموع، اگر این اقلیت را کنار بگذاریم، بخش عمده افرادی که در گفتمان ورزش حضور دارند، هدف اصلی‌شان سلامت و تندرستی است. البته درباره همان گروه محدود نیز باید تأکید کنم که حتی اگر سلامت یکی از اهداف آنان از حضور در باشگاه‌های گران‌قیمت باشد، این هدف تحت تأثیر انگیزه‌هایی همچون تشخص و تمایز اجتماعی قرار می‌گیرد. همچنین لازم است به این نکته توجه شود که نمی‌توان درباره هیچ قشر یا طبقه‌ای به صورت مطلق و کلی قضاوت کرد و یک الگوی مصرفی واحد را به همه افراد نسبت داد.

«بدن ایده‌آل» یک واقعیت طبیعی نیست، بلکه محصول الگوهای مسلط اجتماعی و فرهنگی است

وی می‌افزاید: در موضوع بدن و بدن‌مندی، امروز در سراسر جهان و ازجمله در کشور ما با فرایندهایی بسیار متفاوت و گاه متضاد مواجه هستیم. در گذشته، بدن به‌عنوان یک پدیده طبیعی در نظر گرفته می‌شد و به‌طور طبیعی تصور می‌شد که امکان دستکاری گسترده در آن وجود ندارد، اما در چند دهه اخیر و تحت تأثیر گفتمان‌های مختلفی که در حوزه سلامت، تندرستی و بدن‌مندی رواج یافته، بدن به شیوه‌های گوناگون در معرض تغییر قرار گرفته است. بخشی از این تغییرات در چارچوب گفتمان پزشکی تعریف می‌شود؛ ازجمله جراحی‌هایی که در بخش‌های مختلف بدن با هدف زیباسازی یا مناسب‌سازی انجام می‌گیرد. بخشی دیگر به حوزه تغذیه مربوط است؛ رژیم‌های غذایی و داروهایی که برای تناسب اندام مورد استفاده قرار می‌گیرند. بخش سوم نیز به ورزش اختصاص دارد. در واقع امروز این سه گفتمان به‌طور جدی در پی مدیریت بدن، به‌ویژه در عرصه عمومی، هستند.

این جامعه‌شناس ورزشی با اشاره به دیدگاه‌های پیر بوردیو می‌گوید: نکته مهم، معیار «بدن مناسب»، «بدن آرمانی» و «بدن ایده‌آل» است. برای نمونه، در دوره قاجار در ایران، چاقی برای زنان نوعی فضیلت محسوب می‌شد، اما امروز چاقی در تقابل با زیبایی و حتی سلامت قرار گرفته است. هم ورزش و هم حوزه پزشکی تلاش می‌کنند این پدیده را نامطلوب نشان دهند و خود را در جایگاه مواجهه با آن قرار دهند؛ پزشکی از طریق رژیم‌های غذایی، مداخلات درمانی و جراحی‌ها، و ورزش از طریق ترویج آنچه امروز از آن با عنوان «سواد بدنی» یا «سواد فیزیکی» یاد می‌شود.

رحمتی ادامه می‌دهد: امروزه هر دو حوزه، در پیوند با الگوهای جهانی، تلاش می‌کنند بدن‌های متوسط را به‌عنوان بدن مطلوب معرفی کنند و بدن چاق دیگر به‌عنوان بدن مناسب تعریف نمی‌شود. اما پرسش اصلی این است که این الگوی بدن ایده‌آل را چه کسانی تعریف می‌کنند؟ معیار کدام گروه اجتماعی است که به‌عنوان معیار عمومی جامعه پذیرفته می‌شود؟ آیا هر بدن لاغری الزاماً ارزشمند تلقی می‌شود؟ ممکن است لاغری برخی افراد نه ناشی از سبک زندگی، بلکه نتیجه اجبارهای اقتصادی و ناتوانی در تأمین مواد غذایی مناسب، به‌ویژه پروتئین، باشد. از سوی دیگر، در برخی طبقات پایین، مصرف بالای مواد نشاسته‌ای می‌تواند به چاقی منجر شود. بنابراین هم چاقی و هم لاغری می‌توانند تحت تأثیر طبقه اجتماعی و الگوهای مصرف آن قرار گیرند.

وی تأکید می‌کند: آنچه امروز به‌عنوان اندام و بدن ایده‌آل مطرح می‌شود، تحت تأثیر الگوهای هژمونیک جهانی است؛ الگوهایی که از سطح جهانی به جوامع مختلف، از جمله جامعه ما، وارد می‌شوند و به‌تدریج به‌عنوان معیار طبیعی و مطلوب پذیرفته می‌شوند، در حالی که این الگوها نه طبیعی، بلکه کاملاً اجتماعی هستند و توسط گروه‌هایی تعریف می‌شوند که در میدان فرهنگ دست بالا را دارند و از امکانات و امتیازات بیشتری برخوردارند. این گروه‌ها قادرند معیارها و شاخص‌های مورد نظر خود را در عرصه‌های مختلف، ازجمله ورزش، برای کل جامعه تعریف کنند و بسیاری از گروه‌های اجتماعی نیز ناخواسته این معیارها را می‌پذیرند.

این جامعه‌شناس ورزشی درباره «تجملاتی شدن ورزش» می‌افزاید: ترجیح می‌دهم به جای واژه «لاکچری»، از تعبیر «تجملاتی شدن» استفاده کنم. پرسش اصلی این است که تجملاتی شدن ورزش چه تأثیری بر طبقه متوسط می‌گذارد و آیا ورزش را در انحصار طبقات بالای جامعه قرار می‌دهد؟ پیش از پاسخ، باید به یک پدیده کلی در ایران اشاره کنم. در دو دهه اخیر و به‌ویژه در دهه گذشته، شاهد ضعیف و نحیف شدن طبقه متوسط بوده‌ایم. برخی حتی از از بین رفتن طبقه متوسط سخن می‌گویند که من نمی‌خواهم با این تعبیر اغراق‌آمیز همراه شوم، اما درباره تضعیف شدید این طبقه تقریباً اتفاق نظر وجود دارد. این تضعیف، آثار خود را در همه میدان‌های اجتماعی نشان می‌دهد.

رحمتی یادآور می‌شود: در حوزه آموزش مشاهده می‌کنیم که بسیاری از خانواده‌ها دیگر توان تأمین هزینه‌های آموزشی را ندارند. در حالی که طبق قانون اساسی، آموزش باید رایگان باشد، امروز در بسیاری از شهرهای بزرگ پیدا کردن مدرسه دولتی مناسب دشوار شده و مدارس غیرانتفاعی به‌طور مداوم در حال افزایش هستند. در واقع آموزش به‌تدریج به پدیده‌ای گران تبدیل شده است.

وی با بیان اینکه ورزش نیز از همین روند تأثیر پذیرفته است، اظهار می‌کند: در گذشته، بسیاری از فضاهای ورزشی در اختیار دولت، شهرداری‌ها یا نهادهای عمومی بود و مردم می‌توانستند به‌صورت رایگان یا با هزینه اندک از آن‌ها استفاده کنند، اما امروز با نفوذ عامل اقتصاد در همه میدان‌ها، ورزش نیز به‌شدت تحت تأثیر قرار گرفته است. زمانی که یک باشگاه خصوصی برای تأمین تجهیزات و امکانات خود سرمایه‌گذاری می‌کند، طبیعی است که شهریه‌های بالاتری مطالبه کند.

این جامعه‌شناس ورزشی خاطرنشان می‌کند: این مسئله فقط مختص ایران نیست. حتی در ایالات‌متحده نیز جامعه‌شناسان ورزش، ازجمله پروفسور کوکلی، در سال‌های اخیر از تأثیر اقتصاد نئولیبرال بر کاهش دسترسی عمومی به امکانات ورزشی سخن گفته‌اند. به گفته وی، بسیاری از فضاهای ورزشی دیگر مانند گذشته خدمات عمومی در اختیار همه قرار نمی‌دهند و همین امر باعث شده خانواده‌های متوسط به‌تدریج از استفاده از باشگاه‌ها و امکانات خصوصی محروم شوند و این امکانات بیش از پیش در اختیار طبقات بالاتر قرار گیرد. این روند را امروز در کشورمان نیز مشاهده می‌کنیم؛ جایی که تجملاتی شدن ورزش و خصوصی شدن امکانات ورزشی، هم‌زمان با تضعیف طبقه متوسط، می‌تواند به محدود شدن دسترسی برابر به ورزش و شکل‌گیری نوعی انحصار در این حوزه منجر شود.

تجملاتی شدن ورزش، طبقه متوسط را به عقب‌نشینی از فعالیت‌های ورزشی سوق می‌دهد

رحمتی می‌گوید: روند تجملاتی شدن میدان ورزش و افزایش هزینه‌های فعالیت در باشگاه‌ها و سایر فضاهای ورزشی، همان‌گونه که موجب تضعیف طبقه متوسط و عقب‌نشینی آن در سایر میدان‌های اجتماعی شده است، در حوزه ورزش نیز همین پیامد را به همراه داشته است. البته نکته‌ای وجود دارد که ترجیح می‌دهم در پاسخ به پرسش‌های بعدی به آن بپردازم، اما در همین‌جا باید تأکید کنم که این روند، هم از نظر کمی و هم از نظر کیفی آثار منفی بر جای می‌گذارد. از منظر کمی، افراد به‌دلیل ضرورت تأمین هزینه‌های اساسی‌تر زندگی، ناچار می‌شوند اهمیت ورزش را در زندگی خود کاهش دهند و حتی در برخی موارد آن را به‌طور کامل کنار بگذارند.

وی ادامه می‌دهد: از منظر کیفی نیز افرادی که پیش‌تر در باشگاه‌های ورزشی فعالیت می‌کردند، ممکن است ناچار شوند فعالیت‌های خود را به ورزش‌های ساده‌تری همچون پیاده‌روی در پارک یا انجام تمرینات ابتدایی در منزل محدود کنند. بنابراین، این تحولات بدون تردید آثار منفی خود را در میدان‌های مختلف اجتماعی و از جمله در حوزه ورزش برجای گذاشته است.

این جامعه‌شناس ورزشی در پاسخ به پرسشی درباره خدمات متنوعی که امروزه در باشگاه‌های بدنسازی ارائه می‌شود و میزان ضرورت آن‌ها؟ اظهار می‌کند در این زمینه نمی‌توان یک پاسخ کامل ارائه داد، زیرا بخشی از پاسخ به انگیزه افراد از استفاده از این خدمات بازمی‌گردد. ممکن است برخی افراد بنا به توصیه پزشک به استفاده از این خدمات نیاز داشته باشند، اما برای گروهی دیگر، این خدمات صرفاً جنبه تفریحی، زیبایی یا غیرضروری داشته باشد. با این حال، همان‌گونه که در پاسخ به پرسش‌های پیشین اشاره شد، زمانی که بخشی از طبقات بالای جامعه، که گاه در زمره طبقات نوکیسه نیز قرار می‌گیرند، تلاش می‌کنند از طریق مصرف و آنچه تورستین وبلن از آن با عنوان «تظاهر به مصرف» یاد می‌کند، جایگاه اجتماعی خود را تثبیت کنند، باشگاه‌ها نیز متناسب با این تقاضا خدمات متنوع‌تری ارائه می‌دهند.

رحمتی یادآور می‌شود: از منظر کارکردگرایی نیز می‌توان این مسئله را تحلیل کرد. هنگامی که باشگاه‌ها چنین خدماتی را ارائه می‌کنند، بی‌تردید کارکرد مشخصی برای آن‌ها وجود دارد و بخشی از مخاطبان نیز دقیقاً به‌همین دلیل از این خدمات استفاده می‌کنند. بخشی از این رفتار را می‌توان تلاشی برای جبران کمبود سرمایه فرهنگی دانست، زیرا کسب علم، تحصیل و دستیابی به تخصص، فرآیندی دشوار، زمان‌بر و پرهزینه است، اما از طریق تظاهر به مصرف، فرد می‌تواند به‌راحتی ضعف سرمایه فرهنگی خود را در قالب مصرف تجملاتی پنهان کند.

وی خاطرنشان می‌کند: زمانی که فردی از خودروهای بسیار گران‌قیمت استفاده می‌کند، در خانه‌ای بسیار لوکس و در یکی از بهترین محله‌های شهر سکونت دارد یا در باشگاهی با امکانات ویژه‌ای همچون بوفه ارگانیک، ماساژ اختصاصی یا سامانه‌های بیومتریک حضور پیدا می‌کند، دیگر موضوع اصلی نیاز واقعی نیست، بلکه مسئله، نمایش اجتماعی خود، تثبیت جایگاه در طبقه جدید اجتماعی و ایجاد تمایز با سایر افراد جامعه است.

این جامعه‌شناس می‌افزاید: در چنین شرایطی، فرد تلاش می‌کند به دیگران نشان دهد که از جایگاه متفاوتی برخوردار است و قادر به استفاده از امکاناتی است که برای همه افراد جامعه در دسترس نیست. بنابراین، مصرف‌گرایی در این حوزه، صرفاً به سلامت، ورزش یا تندرستی محدود نمی‌شود، بلکه به یک نمایش اجتماعی تبدیل می‌شود که از طریق استفاده از کالاها، خدمات و امکانات گران‌قیمت، جایگاه اجتماعی افراد را به نمایش می‌گذارد.

رحمتی در پاسخ به پرسشی درباره کاهش اقبال به ورزش‌های سنتی و لوکسی مانند گلف و سوارکاری و جایگزینی آن‌ها با رشته‌هایی همچون پدل یا باشگاه‌های بدنسازی VIP اظهار می‌کند: به‌نظر من، این موضوع از عمومیت کافی برخوردار نیست و نمی‌توان آن را به‌صورت کامل مطرح کرد. البته درست است که رشته‌هایی مانند پدل در سال‌های اخیر مورد توجه قرار گرفته‌اند، اما برای تحلیل این پدیده می‌توان از منظر اقتصاد سیاسی نیز به موضوع نگاه کرد. از دیدگاه اقتصاد سیاسی، گسترش چنین ورزش‌هایی و به‌طور کلی رواج مصرف کالاهای گران‌قیمت، اعم از ورزش‌های پرهزینه، خودروهای لوکس یا تجهیزات گران‌قیمت، در بسیاری از موارد نتیجه فرآیند «نیازسازی» در نظام سرمایه‌داری است. البته لازم می‌دانم تأکید کنم که نه مخالف مطلق نظام سرمایه‌داری هستم و نه موافق مطلق آن و اگر خود را در برخی حوزه‌ها دارای گرایش‌های لیبرالی بدانم، به این معنا نیست که با همه الگوهای لیبرالی، به‌ویژه در حوزه اقتصاد، موافق باشم.

وی تأکید می‌کند: به اعتقاد من، بخشی از آنچه امروز با عنوان نیاز کاذب مطرح می‌شود، حاصل همین فرآیند نیازسازی است. تولید انبوه در اقتصاد لیبرال، مستلزم مصرف انبوه است و مصرف انبوه نیز زمانی شکل می‌گیرد که افراد احساس کنند باید به‌طور مداوم کالاهای خود را تعویض، به‌روز یا جایگزین کنند و این مسئله، افزایش مصرف را به یک ضرورت ذهنی تبدیل می‌کند. طبیعی است که چنین امکانی برای همه افراد جامعه وجود ندارد. طبقات بالاتر از توان بیشتری برای این نوع مصرف برخوردارند. ممکن است گروهی صرفاً به‌دنبال ارتقای مدل تلفن همراه خود باشند، گروهی دیگر خودرو، مسکن یا پوشاک خود را تغییر دهند و همین روند در سایر عرصه‌های اقتصادی نیز متناسب با میزان سرمایه اقتصادی افراد مشاهده می‌شود.

این جامعه‌شناس ورزشی می‌گوید: البته نباید تصور کرد که سرمایه اقتصادی تنها عامل تعیین‌کننده است. اگرچه سرمایه اقتصادی نقش مهمی دارد، اما سرمایه فرهنگی نیز در این زمینه تأثیرگذار است. همه افرادی که توان خرید خودروهای گران‌قیمت را دارند، الزاماً به دنبال مصرف تجملاتی نیستند. بخشی از تمایل افراطی برخی طبقات نوکیسه به مصرف کالاهای بسیار لوکس، به‌ویژه کالاهایی که امکان نمایش عمومی دارند، می‌تواند تلاشی برای جبران ضعف سرمایه فرهنگی آنان باشد. در طرف مقابل، افراد بسیاری را می‌بینیم که صاحبان کارخانه، مدیران یا دارای بالاترین مدارج علمی هستند، اما چندان تمایلی به این نوع مصرف‌گرایی ندارند.

رحمتی می‌گوید: اگر بخواهیم رواج این پدیده را ریشه‌یابی کنیم، می‌توان آن را تا حد زیادی به گسترش الگوهای لیبرالیستی در جامعه و همچنین الگوهای جهانی و بین‌المللی نسبت داد. به تبع این روند، بخشی از جامعه تلاش می‌کند خود را با معیارهای روز هماهنگ کرده و از این طریق تمایز اجتماعی ایجاد کند. از سوی دیگر، ممکن است محدودیت فضا و امکانات لازم برای ورزش‌هایی مانند گلف و سوارکاری نسبت به گذشته بیشتر شده باشد و همین موضوع باعث شود رشته‌های جدیدتر، به دلیل ایجاد تشخص و تمایز بیشتر، جایگزین برخی ورزش‌های سنتی شوند.

فضای مجازی هم می‌تواند مروج ورزش باشد و هم بستر نمایش‌های کاذب

وی در پاسخ به پرسشی درباره نقش فضای مجازی در ترویج ورزش و گسترش سبک زندگی تجملاتی؟ اظهار می‌کند: به اعتقاد من، پاسخ به این پرسش تا حد زیادی بدیهی است. امروز در سراسر جهان شاهد هستیم که فضاهای مجازی در کنار فضاهای اجتماعی قرار گرفته‌اند و حتی در برخی موارد جایگزین آن‌ها شده‌اند. بسیاری از اتفاقاتی که پیش‌تر در عرصه‌های اجتماعی رخ می‌داد، اکنون در فضای مجازی و حتی با آزادی عمل و انعطاف بیشتری امکان بروز و ظهور پیدا کرده است که البته این موضوع دلایل متعددی دارد.

این جامعه‌شناس ورزشی می‌افزاید: امروزه فضای مجازی به اشکال مختلف، بعد نمایشی ورزش، ورزشکار بودن و ورزش کردن را در جامعه تقویت کرده است. البته این موضوع هم جنبه‌های مثبت دارد و هم پیامدهای منفی. از جنبه مثبت، بسیاری از متخصصان از این فضا برای معرفی توانمندی‌های خود، آموزش و کمک به سایر افراد جامعه استفاده می‌کنند و فعالیت‌های ورزشی مختلف را در اختیار مخاطبان قرار می‌دهند. البته در کنار این مزیت، یک آسیب نیز وجود دارد و آن حضور افراد غیرمتخصص در کنار متخصصان است؛ موضوعی که تشخیص افراد معتبر را برای بخشی از مخاطبان دشوار می‌کند و ممکن است توصیه‌ها یا برنامه‌های ورزشی ارائه‌شده از سوی این افراد، پیامدهای منفی برای مخاطبان داشته باشد.

رحمتی یادآور می‌شود: در چنین شرایطی، بهترین راهکار مراجعه به سوابق، پیشینه و شناسنامه علمی افراد و استفاده از صفحات، کانال‌ها و فضاهایی است که از اعتبار و اعتماد کافی برخوردار هستند. بدون تردید فضای مجازی در نمایشی شدن ورزش تأثیرگذار است. یکی از نمودهای این مسئله آن است که افراد می‌توانند موفقیت‌ها، فعالیت‌ها و دستاوردهای ورزشی خود یا اقداماتی را که تصور می‌کنند از نظر اجتماعی مورد تحسین قرار می‌گیرد، به‌راحتی با دیگران به اشتراک بگذارند. این موضوع علاوه‌بر ایجاد رضایت شخصی، نوعی فضیلت‌مندی نیز برای آنان تعریف می‌کند و موجب می‌شود خود را فردی موجه، ارزشمند و دارای جایگاه اجتماعی مناسب معرفی کنند.

وی بیان می‌کند: فضای مجازی با توجه به امکانات گسترده صوتی و تصویری، تأثیر خود را به اشکال مختلف نشان داده است، اما در کنار این ظرفیت‌ها، گاهی شاهد نمایش‌های کاذب نیز هستیم. شخصاً تمایل ندارم به مصداق خاصی اشاره کنم، اما نمونه‌هایی وجود داشته که افرادی تلاش کرده‌اند خود را بسیار قدرتمند و توانمند نشان دهند و حتی فعالیت آنان به عرصه‌های بین‌المللی نیز کشیده شده است، اما در ادامه مشخص شده تصاویر، فضاسازی‌ها و محتوایی که از خود منتشر کرده بودند، با واقعیت فاصله داشته و با بهره‌گیری از شگردهای رسانه‌ای و تصویری، تصویری غیرواقعی از خود ارائه کرده‌اند.

این جامعه‌شناس ورزشی می‌گوید: این موارد ازجمله پدیده‌هایی است که در فضای مجازی مشاهده می‌شود. این فضا هم می‌تواند آثار مثبت داشته باشد و هم پیامدهای زیان‌بار. به اعتقاد من، آثار منفی آن بیش از آنکه جسمانی و فیزیکی باشد، در حوزه‌های فرهنگی، اجتماعی و روانی قابل مشاهده است. فضای مجازی از یک سو می‌تواند افراد را با شیوه‌های مختلف فعالیت ورزشی آشنا کند، انگیزه ایجاد کند و آنان را به سمت سبک زندگی سالم و فعالیت بدنی سوق دهد، اما از سوی دیگر ممکن است آثار منفی نیز به همراه داشته باشد. شخصاً تمایل چندانی به پرداختن به جنبه‌های منفی ندارم، اما انجام حرکات نامناسب، ایجاد انگیزه‌هایی که پس از مدتی افراد متوجه می‌شوند دستیابی به آن‌ها بسیار دور از دسترس است و در نتیجه موجب سرخوردگی می‌شود، یا ارائه الگوهای غیرواقعی، فریبنده و نادرست، از جمله پیامدهای منفی این فضا به شمار می‌رود.

رحمتی در پاسخ به پرسشی درباره تأثیرات اجتماعی تجملاتی شدن ورزش؟ خاطرنشان می‌کند: افزایش هزینه‌های زندگی، به‌ویژه در شرایط تورمی سال‌های اخیر که همچنان با سرعت ادامه دارد، موجب تضعیف و نحیف شدن طبقه متوسط شده است. همچنین، همان‌گونه که بسیاری از اقتصاددانان مطرح کرده‌اند، با افزایش سطح خط فقر مواجه هستیم؛ موضوعی که باعث می‌شود تعداد افرادی که در زمره اقشار فقیر قرار می‌گیرند، روزبه‌روز افزایش یابد. این روند از یک سو بخش عمده‌ای از جامعه را تحت تأثیر قرار داده است، اما از سوی دیگر، درصد اندکی از جامعه که از ثروت قابل توجهی برخوردار هستند، می‌توانند از امکانات اقتصادی خود برای نمایش جایگاه اجتماعی‌شان استفاده کنند و از طریق تجملاتی کردن سبک زندگی و مصرف کالاها و خدمات لوکس، خود را از سایر افراد جامعه متمایز سازند.

وی ادامه می‌دهد: این مسئله در عرصه‌های مختلفی همچون استفاده از رستوران‌های گران‌قیمت، باشگاه‌های ورزشی بسیار لوکس، پوشاک گران‌قیمت، خودروهای لوکس و مسکن‌های گران‌قیمت نمود پیدا می‌کند و همان‌گونه که پیش‌تر نیز اشاره کردم، هدف اصلی آن ایجاد تشخص و تمایز اجتماعی است. در طرف مقابل، بخش عمده جامعه هر روز بیش از گذشته با محدودیت در دسترسی حتی به کالاهای ضروری زندگی مواجه می‌شود و این مسئله نیز آثار خود را بر سبک زندگی افراد بر جای می‌گذارد.

این جامعه‌شناس ورزشی اضافه می‌کند: از منظر جامعه‌شناسی، فارغ از اعتراض‌ها، نارضایتی‌ها یا پیامدهای اجتماعی احتمالی، این روند در زندگی روزمره نیز آثار کمی و کیفی برجای می‌گذارد. از نظر کمی، ممکن است میزان کالری و انرژی دریافتی افراد به‌دلیل محدودیت‌های اقتصادی کاهش یابد و از نظر کیفی نیز استاندارد کالاها و خدمات مورد استفاده آن‌ها تنزل پیدا کند. برای نمونه، ممکن است افراد ناچار شوند از خودروهایی با مدل پایین‌تر استفاده کنند یا همان‌گونه که یکی از دوستان اندیشمند من بیان می‌کرد، هر سال با تمدید قرارداد اجاره منزل، به‌دلیل افزایش قیمت مسکن، ناچار باشند محل سکونت خود را از مرکز شهر به مناطق جنوبی‌تر منتقل کنند، زیرا درآمد آن‌ها دیگر پاسخگوی هزینه‌های رایج مسکن نیست.

تجملاتی‌شدن ورزش، احساس محرومیت و نابرابری اجتماعی را تشدید می‌کند

رحمتی در ادامه می‌گوید: از منظر جامعه‌شناسی، این وضعیت با مفهومی تحت عنوان «سازگاری عرفی» تبیین می‌شود. البته بار دیگر تأکید می‌کنم که در چنین شرایطی، احتمال بروز ناآرامی‌ها، اعتراضات و حتی شورش‌های عمومی نیز وجود دارد؛ موضوعی که در کشور ما نیز نمونه‌هایی از آن مشاهده شده و متأسفانه همچنان احتمال وقوع آن وجود دارد، مگر اینکه تدابیر مناسبی برای مدیریت این روند اتخاذ شود. اگر شرایط عادی جامعه را در نظر بگیریم، زمانی که قدرت خرید اقشار مختلف کاهش پیدا می‌کند، طبقه متوسط تضعیف می‌شود، خط فقر افزایش می‌یابد و جامعه به سمت فقیرتر شدن حرکت می‌کند، یکی از پیامدهای طبیعی آن «سازگاری عرفی» است. این سازگاری به این معناست که افراد تلاش می‌کنند سبک زندگی خود را با شرایط اقتصادی جدید تطبیق دهند.

وی ادامه می‌دهد: برای نمونه، فردی که پیش از این از عطر یا ادکلن برند استفاده می‌کرد، با افزایش شدید قیمت‌ها به سراغ نمونه‌های ارزان‌تر می‌رود. یا ممکن است خودروی خود را برای مدت طولانی‌تری حفظ کند، به خرید خودرویی با قیمت پایین‌تر روی بیاورد، مصرف پروتئین را کاهش دهد، لباس ارزان‌تر تهیه کند یا در سایر حوزه‌های زندگی نیز کیفیت مصرف خود را پایین بیاورد. با وجود اهمیت ورزش در سلامت جسم و روان، هنگامی که افراد با تأمین نیازهای اولیه‌ای مانند غذا، مسکن و پوشاک مواجه هستند، ممکن است ورزش را از سبد هزینه‌های خود حذف یا میزان آن را کاهش دهند. به‌عنوان نمونه، فردی که پیش از این در باشگاه ورزشی فعالیت می‌کرد، دیگر قادر به پرداخت هزینه آن نباشد و فعالیت ورزشی خود را متوقف کند یا آن را به فعالیت‌های ساده‌تر و کم‌هزینه‌تر محدود سازد.

این جامعه‌شناس ورزش خاطرنشان می‌کند: مفهوم سازگاری عرفی دقیقاً به همین معناست که افراد متناسب با دارایی و توان مالی خود، شیوه مدیریت زندگی‌شان را تغییر می‌دهند. از آنجا که درآمد بسیاری از اقشار جامعه متناسب با نرخ تورم افزایش پیدا نمی‌کند، کیفیت زندگی آن‌ها به تدریج کاهش می‌یابد و این مسئله آثار منفی خود را بر سطح عمومی کیفیت زندگی در جامعه بر جای می‌گذارد. البته گروه کوچکی از جامعه شرایط متفاوتی دارند. این گروه اگرچه از نظر جمعیتی سهم قابل‌توجهی از جامعه را تشکیل نمی‌دهند، اما از منظر اجتماعی، فرهنگی و روانی می‌توانند تأثیرات قابل ملاحظه‌ای بر جامعه داشته باشند.

رحمتی اظهار می‌کند: زمانی که بخش قابل توجهی از جامعه مشاهده می‌کند کالاها و خدماتی که این گروه مصرف می‌کنند برای آن‌ها دست‌نیافتنی است، احساس اجحاف، تبعیض و محرومیت نسبی در جامعه افزایش پیدا می‌کند. این احساس محرومیت می‌تواند پیامدهای اجتماعی متعددی به همراه داشته باشد. داده‌های اجتماعی نیز نشان می‌دهد در چنین شرایطی، به‌ویژه در حوزه جرایم اقتصادی، افزایش معناداری مشاهده می‌شود. به خاطر دارم حدود هفت یا هشت سال پیش یکی از مسئولان نیروی انتظامی در ارائه آمار یک استان اعلام کرده بود که بیش از نیمی از سارقان دستگیرشده در آن سال، برای نخستین‌بار مرتکب سرقت شده بودند.

وی می‌گوید: این آمار نشان می‌دهد که بسیاری از این افراد، مجرمان حرفه‌ای نبوده‌اند و مجموعه‌ای از عوامل ازجمله فشارهای اقتصادی، دشواری‌های معیشتی و البته متغیرهای دیگری مانند ویژگی‌های شخصیتی، سرمایه فرهنگی پایین، باورهای ارزشی و سایر عوامل زمینه‌ساز، آن‌ها را به سمت ارتکاب جرم و کج‌روی سوق داده است. در مجموع، تشدید نابرابری‌های اقتصادی و گسترش تجملاتی‌شدن در عرصه‌های مختلف از جمله ورزش، می‌تواند به افزایش احساس محرومیت، کاهش کیفیت زندگی و بروز پیامدهای اجتماعی و فرهنگی نامطلوب در جامعه منجر شود.

مرز میان سرمایه‌گذاری برای سلامت و مصرف‌گرایی در ورزش، تخصص و آگاهی است

این جامعه‌شناس ورزشی اظهار می‌کند: مسئله اصلی این است که مرز میان سرمایه‌گذاری صحیح برای سلامت و بدن از یک‌سو و مصرف‌گرایی و تجمل‌گرایی از سوی دیگر، کجاست. واقعیت این است که تشخیص این مرز چندان ساده نیست و تا حد زیادی به نیازها و انگیزه‌های افراد بستگی دارد. ممکن است وسیله‌ای که یک فرد بنا به توصیه پزشک ناگزیر از استفاده از آن است، برای فرد دیگری کاملاً غیرضروری و صرفاً یک وسیله تجملاتی یا فانتزی تلقی شود. بنابراین، ارائه یک معیار واحد در این زمینه کار آسانی نیست.

رحمتی ادامه می‌دهد: آنچه بر آن تأکید دارم این است که اگر قرار باشد به موضوع ورزش و فعالیت‌های ورزشی به‌صورت تخصصی پرداخته شود، گفت‌وگو، تفسیر، تحلیل و اظهار نظر درباره آن باید در اختیار افرادی قرار گیرد که از سرمایه فرهنگی ورزشی بالایی برخوردار هستند؛ منظور از سرمایه فرهنگی، برخورداری از دانش، تخصص و صلاحیت علمی در این حوزه است. یکی از چالش‌های فضای مجازی نیز دقیقاً همین موضوع است که همه افراد امکان حضور و اظهار نظر در آن را دارند. البته ممکن است از یک منظر، این ویژگی را بتوان جنبه‌ای دموکراتیک برای فضای مجازی تلقی کرد، اما از منظر دیگر، تشخیص درست از نادرست و تمایز میان افراد متخصص و غیرمتخصص در بسیاری از مواقع بسیار دشوار است.

وی خاطرنشان می‌کند: این مسئله تنها به حوزه ورزش محدود نمی‌شود و در زمینه‌هایی مانند توصیه‌های پزشکی، مسائل مرتبط با سلامت یا حتی موضوعات فنی مانند بهینه‌سازی تلفن همراه نیز مشاهده می‌شود. از این رو، افراد باید با دقت بررسی کنند که شخصی که درباره یک موضوع اظهار نظر می‌کند، آیا واقعاً صاحب‌نظر است، آیا تحصیلات مرتبط دارد، آیا در آن حوزه تخصص و تجربه کافی دارد و آیا تخصص او به صورت رسمی و معتبر تأیید شده است یا خیر.

این جامعه‌شناس ورزشی در ادامه با اشاره به ضرورت پرهیز از مصرف‌گرایی و تجمل‌گرایی یادآور می‌شود: این مسئله صرفاً به ورزش اختصاص ندارد. مصرف‌گرایی و تجمل‌گرایی بخشی از یک سبک زندگی کلی است. افرادی که در حوزه‌هایی مانند پوشاک، مسکن، خودرو، مواد غذایی، رستوران‌ها و سایر عرصه‌های زندگی گرایش به مصرف تجملاتی دارند، به‌طور طبیعی این رویکرد را در حوزه ورزش نیز دنبال خواهند کرد. با این حال، ضروری است سهم بخش عمومی در توسعه ورزش افزایش پیدا کند. اقداماتی که شهرداری‌ها در برخی بوستان‌ها و پارک‌های شهری برای نصب تجهیزات ورزشی انجام داده‌اند، نمونه مناسبی از این رویکرد است و چنین برنامه‌هایی باید بیش از گذشته توسعه پیدا کند تا امکان دسترسی عمومی به امکانات ورزشی افزایش یابد.

رحمتی در پایان تأکید می‌کند: از سوی دیگر، لازم است موضوع نظارت که با دخالت تفاوت دارد بیش از گذشته مورد توجه قرار گیرد. این نظارت باید از سوی کارشناسان حوزه ورزش انجام شود؛ به گونه‌ای که مدیران ورزشی، روان‌شناسان، جامعه‌شناسان و سایر متخصصان مرتبط، در قالب یک حلقه مشورتی در کنار نهادهای مسئول ورزش قرار گیرند و از ظرفیت علمی آنان استفاده شود. بهره‌گیری از دیدگاه‌های تخصصی این گروه‌ها می‌تواند به تبیین صحیح مفاهیم مرتبط با ورزش برای مردم کمک کند تا شهروندان بتوانند به شکل درست، آگاهانه و متناسب با نیازهای واقعی خود از فضاها، امکانات و تجهیزات ورزشی استفاده کنند.

ورزش؛ از سرمایه‌گذاری برای سلامت تا مصرف نمادین

مجید خاتونی، جامعه‌شناس ورزشی در همین رابطه به ایسنا می‌گوید: از نگاه جامعه‌شناسی، هزینه‌کردن زیاد برای باشگاه‌های خاص یا برندهای ورزشی گران‌قیمت فقط به مسئله سلامت مربوط نیست؛ بلکه نوعی مصرف نمادین است. یعنی فرد با انتخاب یک باشگاه لوکس، لباس ورزشی برند یا سبک خاصی از ورزش، فقط یک کالا یا خدمت نمی‌خرد، بلکه تصویری از جایگاه اجتماعی، سبک زندگی و هویت خود را به دیگران نشان می‌دهد.

وی می‌افزاید: در اینجا ورزش به ابزاری برای تمایز اجتماعی بدل می‌شود. همه می‌توانند ورزش کنند، اما همه نمی‌توانند عضو یک باشگاه گران‌قیمت باشند یا از برندهای خاص استفاده کنند. بنابراین این انتخاب‌ها به افراد کمک می‌کند خود را از دیگران متمایز کنند و به نوعی نشان دهند که به طبقه، سلیقه یا پایگاه خاص اجتماعی تعلق دارند.

این جامعه‌شناس ورزشی بیان می‌کند: از طرف دیگر، طبق دیدگاه بوردیو، سلیقه ورزشی و انتخاب برندها بخشی از سرمایه فرهنگی و سرمایه نمادین افراد است. یعنی فرد با نوع پوشش ظاهری، محل ورزش و حتی شیوه مراقبت از بدن، نشان می‌دهد که چه نوع سبک زندگی دارد و به چه جهان اجتماعی‌ای نزدیک است. باید این نکته را هم اضافه کرد که بدن سالم، خوش‌فرم و کنترل‌شده هم در جامعه امروز به نشانه‌ای از موفقیت، انضباط فردی و منزلت اجتماعی تبدیل شده است.

باشگاه‌های لوکس و برندهای ورزشی؛ ابزاری برای تمایز اجتماعی

خاتونی ادامه می‌دهد: پس می‌توان گفت این هزینه‌ها هم تا حدی برای سلامتی است، اما در بسیاری از موارد فقط سلامت هدف نیست. افراد با این انتخاب‌ها نوعی طبقه اجتماعی، پرستیژ و هویت مطلوب را نیز خریداری یا نمایش می‌دهند. به بیان ساده‌تر، باشگاه و برند ورزشی گران‌قیمت فقط ابزار ورزش نیستند؛ بلکه نشانه‌هایی اجتماعی‌اند که درباره جایگاه، سبک زندگی و آرزوهای طبقاتی فرد پیام می‌فرستند.

وی تأکید می‌کند: امروزه در اصطلاح فیت‌بودن، اندام ایده‌آل و حتی سبک خاص تمرین‌کردن تا حدی به یک نشانه طبقاتی تبدیل شده است. این وضعیت به این دلیل شکل گرفته که بدن، مانند لباس، محل زندگی یا نوع مصرف، بخشی از نمایش سبک زندگی شده است. طبقات برخوردار معمولاً منابع بیشتری دارند: وقت آزاد، پول برای باشگاه خوب، تغذیه مناسب، مربی شخصی، مکمل و امکان فعالیت مستمر و به‌همین دلیل بدن متناسب و کنترل‌شده بیشتر به‌عنوان نشانه‌ای از سرمایه اقتصادی و فرهنگی دیده می‌شود.

این جامعه‌شناس ورزشی اضافه می‌کند: رسانه‌ها، صنعت مد و شبکه‌های اجتماعی هم این الگو را تقویت می‌کنند و یک «بدن مطلوب» را به‌عنوان معیار موفقیت، نظم و جذابیت جا می‌زنند. در نتیجه، بدن فقط موضوع سلامت نیست، بلکه به یک زبان اجتماعی تبدیل می‌شود که از طریق آن افراد درباره طبقه، سلیقه و سبک زندگی‌شان پیام می‌فرستند. البته باید دقت کرد که چاقی یا تنوع نداشتن در تمرین، به‌طور مطلق نشانه طبقه پایین نیست، اما در بسیاری از بافت‌های اجتماعی چنین چیزی به صورت نمادین این‌طور خوانده می‌شود؛ زیرا با کمبود وقت، امکانات، فراغت و دسترسی به منابع سلامتی پیوند می‌خورد. بنابراین این تفاوت‌ها بیش از آن‌که صرفاً زیستی باشند، اجتماعی و طبقاتی هستند.

بدن ایده‌آل؛ بازتابی از سرمایه اقتصادی و فرهنگی

خاتونی می‌گوید: پدیدهٔ «لاکچری‌سازی» ورزش را می‌توان بخشی از فرایند تجاری‌سازی در جامعه سرمایه‌داری دانست. در این فرایند، فعالیت‌هایی که زمانی عمومی، ارزان یا در دسترس طبقات مختلف بودند، به تدریج به کالاهایی کمیاب با ارزش اقتصادی و نمادین تبدیل می‌شوند. باشگاه‌های لوکس، تجهیزات گران‌قیمت، مربی خصوصی و فضاهای خاص، ورزش را از یک فعالیت همگانی به یک سبک زندگی مصرفی تبدیل می‌کنند.

وی می‌افزاید: نتیجهٔ این روند آن است که بخشی از ورزش‌ها یا شیوه‌های خاص تمرین، عملاً از دسترس طبقات متوسط و ضعیف خارج می‌شود. این وضعیت می‌تواند به بازتاب و حتی تشدید فاصلهٔ طبقاتی منجر شود؛ زیرا ورزش دیگر فقط برای سلامت نیست، بلکه به ابزاری برای نمایش منزلت اجتماعی و تمایز طبقاتی تبدیل می‌شود. حضور در باشگاه‌های لوکس یا انجام ورزش‌های خاص می‌تواند موید این گزاره باشد.

این جامعه‌شناس ورزشی یادآور می‌شود: برای طبقات متوسط و پایین، این روند ممکن است چند پیامد داشته باشد: کاهش دسترسی به امکانات باکیفیت، احساس محرومیت نسبی در مقایسه با طبقات بالاتر، و شکل‌گیری این تصور که برخی فعالیت‌های ورزشی «متعلق به طبقات خاص» هستند. اگر این روند کنترل نشود، می تواند از اصل سوم قانون اساسی عدول کند. ورزش که در اصل باید یک حق عمومی مرتبط با سلامت و رفاه اجتماعی باشد، ممکن است به تدریج به یک امکان محدود برای گروه‌های مرفه تبدیل شود.

تجاری‌سازی ورزش و شکل‌گیری شکاف طبقاتی

خاتونی خاطرنشان می‌کند: به‌همین دلیل بسیاری از جامعه‌شناسان و سیاست‌گذاران بر نقش دولت‌ها و سیاست‌گذاران اجتماعی تأکید می‌کنند. توسعهٔ فضاهای ورزشی عمومی، پارک‌های مجهز، باشگاه‌های ارزان‌قیمت و برنامه‌های ورزشی همگانی می‌تواند دسترسی برابرتر به ورزش را حفظ کند و مانع تبدیل شدن آن به عامل تشدید تبعیض و شکاف اجتماعی شود.

وی ادامه می‌دهد: وقتی باشگاه‌های ورزشی خدماتی مانند بوفه ارگانیک، ماساژ اختصاصی یا خدمات زیبایی ارائه می‌دهند، همهٔ این خدمات الزاماً به نیازهای بیولوژیک بدن مربوط نیستند. بخشی از آن‌ها می‌تواند در چارچوب بهبود رضایت و تجربه مشتری فهمیده شود؛ برای نمونه برخی خدمات رفاهی یا بازیابی عضلات مانند ماساژ می‌توانند تا حدی با نیازهای جسمی و سلامت مرتبط باشند.

این کارشناس جامعه‌شناسی اظهار می‌کند: در سطحی گسترده‌تر، این پدیده را باید در چارچوب رقابت بازار و تجاری‌سازی ورزش تحلیل کرد. باشگاه‌ها برای جذب مشتریان خاص تلاش می‌کنند خدمات متفاوت و لوکس ارائه دهند تا از سایر مراکز متمایز شوند. در این فرآیند، بسیاری از خدمات بیشتر جنبهٔ نمادین و مصرف نمایشی پیدا می‌کنند.

تجملاتی‌شدن ورزش؛ تهدیدی برای عدالت در دسترسی

خاتونی می‌گوید: سرمایه‌ فرهنگی و سرمایه بدنی نشان می‌دهد که بدن و شیوه‌های مراقبت از آن می‌توانند بخشی از منابع منزلتی افراد باشند. براساس یکی از پژوهش‌هایم می توانم اشاره کنم که نوع ورزشی که افراد انتخاب می‌کنند، فقط یک فعالیت بدنی نیست، بلکه بخشی از سبک زندگی و پایگاه اجتماعی آنان را نشان می‌دهد. در سال‌های اخیر تغییراتی در ذائقه و سبک زندگی مردم به ویژه نسل‌های جدید دیده می‌شود. ورزش‌های لوکس مانند گلف و سوارکاری معمولاً به فضا، هزینه و صرف زمان زیادی نیاز دارند و بیشتر با سبک زندگی نسل‌های قدیمی‌تر و طبقات خاص پیوند خورده‌اند. در طرف مقابل، ورزش‌هایی مانند بدنسازی VIP یا پدل با ریتم زندگی شهری و سریع امروز سازگارترند؛ دسترسی به آن‌ها آسان‌تر است، زمان کمتری می‌طلبند و در فضاهای شهری قابل اجرا هستند.

وی خاطرنشان می‌کند: فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی، به‌ویژه پلتفرم‌هایی مانند اینستاگرام، نقش مهمی در گسترش «ورزش نمایشی» داشته‌اند. این پلتفرم‌ها بر پایه صنعت توجه و الگوریتم‌هایی مبتنی بر دیده شدن عمل می‌کنند؛ یعنی هرچه محتوا جذاب‌تر، چشمگیرتر و نمایشی‌تر باشد، بیشتر دیده می‌شود. در نتیجه، افراد برای جلب توجه و کسب لایک و دنبال‌کننده، بیشتر به رفتارهایی چون نمایش بدن، محیط‌های لوکس باشگاهی روی می‌آورند. در چنین فضایی گاهی نوعی معنازدایی از ورزش رخ می‌دهد. یعنی به‌جای تمرکز بر فلسفه اصلی ورزش که سلامت جسم و روان، نشاط و بهبود کیفیت زندگی است، توجه افراطی به ظاهر بدن، ژست‌ها و تصویرسازی از یک سبک زندگی خاص جای آن را می‌گیرد. به بیان دیگر، تمرین واقعی گاه به حاشیه می‌رود و نمایش تمرین در مرکز قرار می‌گیرد.

این جامعه‌شناس ورزشی یادآور می‌شود: لاکچری شدن فضای ورزش می‌تواند دو پیامد  متفاوت داشته باشد. از یک‌سو، نمایش سبک زندگی ورزشی در باشگاه‌های لوکس، رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی ممکن است برای بخشی از جامعه ایجاد انگیزه و الگو کند و افراد را به توجه بیشتر به بدن، سلامت و فعالیت بدنی سوق دهد. در این حالت نوعی «موج ورزش‌گرایی» در جامعه شکل می‌گیرد. از سوی دیگر، اگر ورزش بیش از حد با هزینه‌های بالا، فضاهای لوکس و سبک زندگی مرفه پیوند بخورد، ممکن است برای افرادی که توان مالی کمتری دارند احساس فاصله و احساس محرومیت نسبی ایجاد کند. در چنین شرایطی برخی افراد ممکن است تصور کنند که ورزش کردن نیازمند امکانات گران‌قیمت است و بنابراین از آن فاصله بگیرند.

ورزش‌های نوظهور و تغییر الگوی مصرف نسل جدید

خاتونی ادامه می‌دهد: در جوامعی که وضعیت اقتصادی خانواده‌ها دشوار است و افراد در تأمین هزینه‌های اساسی زندگی با مشکل مواجه‌اند، معمولاً ورزش از سبد اولویت‌های زندگی کنار گذاشته می‌شود. این مسئله می‌تواند بهنوعی دل‌زدگی، احساس طرد اجتماعی و حتی کاهش رضایت از زندگی منجر شود. بنابراین اثر لاکچری شدن ورزش یکسان نیست؛ اگر امکانات ورزشی عمومی و ارزان‌قیمت در دسترس باشد، نمایش سبک زندگی ورزشی می‌تواند به افزایش علاقه و انگیزه در جامعه کمک کند. اما اگر دسترسی نابرابر باشد و ورزش بیش از حد به نماد ثروت تبدیل شود، ممکن است به افزایش شکاف اجتماعی و کاهش مشارکت ورزشی در میان طبقات کم‌درآمد بینجامد.

وی تأکید می‌کند: سرمایه‌گذاری درست روی بدن زمانی است که هدف اصلی سلامت، مهارت آموزی، ارتقای عملکرد بدنی و کیفیت زندگی باشد؛ یعنی ورزش، تغذیه، یا هزینه‌کردها به بهبود واقعی سلامت کمک کنند. مصرف‌گرایی ورزشی زمانی شکل می‌گیرد که هدف به سمت ظاهر، مد، نمایش اجتماعی یا خرید مداوم محصولات غیرضروری برود؛ جایی که فرد بیش از آنکه به بدنش گوش دهد، از تبلیغات و فشار اجتماعی پیروی می‌کند.

این جامعه‌شناس ورزشی می‌گوید: در تشخیص این مرز سه عامل مهم‌اند. سواد بدنی و سلامت: شهروند باید بداند بدن چگونه کار می‌کند، چه تمرینی برایش مفید است و چه چیزهایی صرفاً تبلیغ‌اند. اینجا آموزش عمومی نقش مهمی دارد. راهنمایی حرفه‌ای: باشگاه‌ها و مربیان اگر به اخلاق حرفه‌ای پایبند باشند، باید افراد را به سمت تمرین ایمن و متناسب با نیازشان هدایت کنند، نه صرفاً درآمدزایی و فروش برنامه‌ها و مکمل‌ها و نقش رسانه‌ها: رسانه‌ها باید فلسفه اصلی ورزش یعنی سلامت و نشاط را برجسته کنند، نه اینکه ورزش را فقط به بعد فیزیکی و بدن نمایشی، برندها و کالاهای مصرفی تقلیل دهند. در مجموع بهنظر من مرز میان «سرمایه‌گذاری درست روی سلامتی و بدن» و «افتادن در دام مصرف‌گرایی ورزشی» در آگاهی و نیت افراد نهفته است.

ورزش برای سلامت؛ نه نمایش ثروت و پرستیژ اجتماعی

خاتونی در پایان می‌گوید: زمانی که هدف از ورزش و هزینه‌کرد در این حوزه، ارتقای سلامت، توانایی بدنی و کیفیت زندگی باشد، می‌توان آن را نشانه‌ای از فرهنگ والا و سرمایه‌گذاری واقعی بر بدن دانست، اما وقتی تمرکز از سلامت به سمت نمایش ظاهری، مدهای زودگذر، یا مصرف بی‌رویه کالاها و خدمات ورزشی گران غیر ضرور می‌رود، خطر تبدیل شدن ورزش به شکلی از مصرف‌گرایی پدید می‌آید. تشخیص این مرز تا حد زیادی به «سواد بدنی و آگاهی سلامتی» شهروندان وابسته است؛ دانشی که باید از طریق نظام آموزش عمومی تقویت شود تا افراد بدانند چه رشته ورزشی، چه نوع تمرین، تغذیه یا برنامه‌ای واقعاً به سلامتشان کمک می‌کند. در کنار آن، باشگاه‌ها و مربیان نیز مسئولیت حرفه‌ای دارند که با راهنمایی و مشاوره درست، افراد را به سمت تمرین ایمن و متناسب با نیازهایشان هدایت کنند، نه اینکه صرفاً به فروش خدمات یا محصولات بیندیشند. رسانه‌ها هم باید فلسفه اصلی ورزش یعنی سلامت، نشاط و ارتقای کیفیت زندگی را برجسته کنند و اجازه ندهند جنبه‌های تبلیغی و ظاهری بر این معنا سایه بیندازد.

کارنامه خالی فدراسیون‌ها؛ بهای سنگین سقوط کیفیت

به گزارش ایسنا، پیامد طبیعی این چرخه معیوب، افت فاحش سطح کیفی مسابقات و نتایج ناامیدکننده در سطوح ملی و بین‌المللی است. وقتی بدنه یک ورزش از بازیکنی که با چنگ و دندان و انگیزه بالا می‌جنگد خالی شود و پر شود از کسانی که تفننی و برای سرگرمی ورزش می‌کنند، روح رقابت می‌میرد. لیگ‌ها پویایی خود را از دست می‌دهند، مربیان انگیزه‌ای برای کشف متدهای روز ندارند چون شاگردانشان دغدغه قهرمانی ندارند، و فدراسیون‌ها در مسابقات منطقه‌ای و جهانی به زنگ تفریح رقبا تبدیل می‌شوند. اینجاست که لاکچری شدن، تبدیل به سم مهلکی برای کالبد نیمه‌جان این رشته‌ها می‌شود.

بازگشت به اصالت، نیازمند انقلاب ساختاری

در نهایت باید گفت، هیچ‌کس با حضور قشر مُرَفَه در ورزش مخالف نیست، اما مایه‌تأسف است که توازن یک رشته ورزشی به نفع سرمایه و به ضرر استعداد به هم بخورد. اگر متولیان ورزش کشور، آموزش‌وپرورش و فدراسیون‌های مربوطه سوبسیدها و بسترهای استعدادیابی رایگان یا ارزان‌قیمت را برای قشر کم‌برخوردار فراهم نکنند، در آینده‌ای نزدیک باید غزل خداحافظی را برای عناوین بین‌المللی در این رشته‌ها بخوانیم. ورزش باید دوباره به آغوش اصیل خود بازگردد؛ جایی که در آن «کفش‌های کهنه، اما پاهای پرتلاش»، همیشه بر «برندهای گران‌قیمت، اما بی‌انگیزه» پیروز می‌شوند.

انتهای پیام

آخرین اخبار استان ها