یکشنبه ۲۸ تیر ۱۴۰۵ | ۱۴:۰۴
حق ولایت؛ مهم‌ترین شاخص معرفت در مکتب عاشورا + ویدئو

یک پژوهشگر علوم دینی بیان کرد؛

حق ولایت؛ مهم‌ترین شاخص معرفت در مکتب عاشورا + ویدئو

قم (ایسنا) - یک پژوهشگر علوم دینی بیان کرد: اگر جلوه‌های دنیا بر دل انسان حاکم شوند، دیر یا زود او را از مسیر امام جدا خواهند کرد؛ حتی اگر سال‌ها در کنار اهل‌بیت(ع) بوده باشد و نخستین ویژگی یاران حقیقی امام حسین(ع)، «معرفت» است، در واقع آن حقی که باید نسبت به اهل‌بیت(ع) شناخته شود، «حق ولایت» است.

حجت الاسلام و المسلمین محمدعلی علیگو در اولین نشست از سلسله نشست «تحلیل و بررسی کتاب در خیمه حسین(ع)» اظهار کرد: بسیاری از افراد هنگام شنیدن مصائب و مظلومیت‌های سیدالشهدا(ع) با خود می‌گویند ای کاش در کنار امام حسین(ع) بودیم و ایشان را یاری می‌کردیم، این احساس به‌ویژه در مراسم عزاداری، در دل بسیاری از عاشقان اهل‌بیت(ع) شکل می‌گیرد، اما صرف این آرزو و احساس، انسان را در زمره یاران امام قرار نمی‌دهد.

معاون پژوهشی موسسه فرهنگی و تحقیقاتی لیله القدر افزود: همراهی با امام حسین(ع) تنها با گفتن ای کاش محقق نمی‌شود، بلکه انسان باید آمادگی واقعی برای معیت و یاری آن حضرت را در وجود خود ایجاد کند. نیت حقیقی، زمانی ارزشمند است که با آمادگی، ایثار و استقامت همراه باشد، یک عالم دین همواره آرزو می‌کرد که ای کاش در کربلا حضور داشت و امام حسین(ع) را یاری می‌کرد، شبی در خواب؛ خود را در صحنه کربلا دید و زمانی که تیرها به سوی امام پرتاب می‌شد، او از این تیرها جاخالی داد و تیر به امام اصابت کرد و همان لحظه از خواب بیدار شد.

علیگو ادامه داد: پیام این خواب آن بود که ادعا و آرزو به‌تنهایی کافی نیست و همراهی با امام؛ آمادگی، ایثار و گذشت می‌خواهد و تا زمانی که این آمادگی در وجود انسان ایجاد نشود، نمی‌توان در کنار امام ایستاد و حقیقت یاری ایشان را درک کرد، حتی حضور در محضر اهل‌بیت(ع) نیز تضمینی برای ماندن در مسیر حق نیست، افراد بسیاری در کنار اهل‌بیت(ع) بودند، اما نتوانستند تا پایان راه وفادار بمانند. نقل شده است که تا شب عاشورا حدود پانصد نفر امام حسین(ع) را همراهی می‌کردند و پیش از آن نیز شمار بیشتری در کنار ایشان حضور داشتند، اما هنگامی که شرایط دشوار شد، بسیاری میدان را ترک کردند، بنابراین همراهی با امام نیازمند استقامت و وفاداری است.

وی با اشاره به شخصیت مرحوم استاد صفایی حائری گفت: وی از اندیشمندان برجسته حوزه معارف اسلامی بودند که در سال ۱۳۷۸ و در ۴۸ سالگی، هنگام سفر زیارتی به مشهد بر اثر سانحه رانندگی دار فانی را وداع گفتند و آثار فراوانی از ایشان در حوزه‌های معرفتی، اخلاقی، اجتماعی، سیاسی و تربیتی به یادگار مانده است و کسانی که به دنبال مباحثی مانند هدف‌شناسی، خودشناسی و خودسازی بر پایه قرآن و روایات هستند، می‌توانند از آثار ایشان بهره فراوانی ببرند و کتاب «در خیمه حسین(ع)» حاصل سخنرانی‌های مرحوم صفایی حائری در محرم سال‌های ۱۳۶۹ و ۱۳۷۱ است که در این اثر، عاشورا از منظری متفاوت مورد بررسی قرار گرفته است.

علیگو بیان کرد: مرحوم صفایی حائری معتقد است که واقعه عاشورا را می‌توان از دو منظر بررسی کرد. نخست، نگاه تاریخی که به شرح وقایع، رفتار امام حسین(ع) و یاران ایشان و اتفاقات روز عاشورا می‌پردازد، رویکردی که معمولا در مجالس عزاداری نیز بیشتر مورد توجه قرار می‌گیرد و با ذکر مصیبت و عزاداری همراه است. آنچه بیش از همه مورد توجه مرحوم صفایی حائری است، نگاه تطبیقی به عاشورا است که در این نگاه، ویژگی‌های یاران سیدالشهدا(ع) را بررسی می‌کند و خود را در جایگاه آنان قرار می‌دهد؛ برای مثال، استقامت حضرت مسلم بن عقیل(ع) را می‌بیند و از خود می‌پرسد اگر در آن شرایط قرار می‌گرفت، آیا همان‌گونه رفتار می‌کرد یا خیر.

وی تصریح کرد: نگاه تطبیقی یعنی انسان خود را در جایگاه شخصیت‌های عاشورا قرار دهد و رفتار و ویژگی‌های خود را با آنان مقایسه کند، اگر شب عاشورا بود و امام حسین(ع) اجازه بازگشت می‌دادند، آیا ما می‌رفتیم یا می‌ماندیم؟ آیا مانند یاران حضرت با استقامت در میدان می‌ایستادیم یا راه دیگری را انتخاب می‌کردیم؟ این همان سنجش و تطبیقی است که مرحوم صفایی حائری در سراسر کتاب دنبال می‌کند.

علیگو افزود: این اثر در سه فصل تنظیم شده است که فصل نخست به موانع همراهی با امام حسین(ع) می‌پردازد؛ عواملی که انسان را از قرار گرفتن در خیمه سیدالشهدا(ع) بازمی‌دارد و در فصل دوم، ویژگی‌های لازم برای همراهی با امام از جمله معرفت، محبت، طاعت، تسلیم و سبقت تبیین می‌شود و نویسنده منشأ، آثار و نقش هر یک از این صفات را در تربیت انسان توضیح می‌دهد و در فصل سوم نیز مرحوم صفایی حائری زندگی و ویژگی‌های یاران امام حسین(ع) را بررسی می‌کند و نشان می‌دهد که هر یک از آنان با چه ویژگی برجسته‌ای به آن جایگاه رسیده‌اند و چگونه می‌توان آن ویژگی‌ها را در زندگی امروز به کار گرفت.

رابطه عقل با هوی نفس

وی در ادامه با اشاره به یکی از مهم‌ترین موانع همراهی با امام حسین(ع)، گفت: یکی از مشکلات اساسی این است که انسان تنها زیبایی لحظه‌ای دنیا را می‌بیند و از دیدن پایان آن غافل می‌شود، بسیاری از دلبستگی‌هایی که امروز انسان برای آن جان می‌دهد، پس از مدتی ارزش خود را از دست می‌دهد و جز دل‌زدگی و پشیمانی چیزی از آن باقی نمی‌ماند. در چنین شرایطی، نقش عقل بسیار مهم است و امام صادق(ع) بارها درباره جایگاه عقل سخن گفته‌اند. عقل؛ واقع‌بین، آینده‌نگر و باطن‌بین است، ممکن است ظاهر یک موضوع جذاب باشد، اما عقل؛ انسان را متوجه حقیقت، عاقبت و پایان مسیر می‌کند.

علیگو اظهار کرد: عقل با تجربه کردن، عبرت گرفتن از تجربه دیگران و به‌کارگیری مداوم آن تقویت می‌شود، همان‌گونه که هر عضوی از بدن اگر مدتی بدون استفاده بماند ضعیف خواهد شد، عقل نیز چنین ویژگی‌ای دارد و برای مثال، اگر دست انسان مدتی در گچ باشد، پس از باز شدن گچ مشاهده می‌شود که عضلات آن تحلیل رفته‌اند؛ نه به دلیل کمبود تغذیه، بلکه به علت استفاده نکردن از آن. همه قوای وجود انسان نیازمند تغذیه و فعالیت هستند و ورزشکار تنها با خوردن غذای بیشتر قوی نمی‌شود، بلکه به دلیل آنکه عضلات خود را بیش از دیگران به کار می‌گیرد، توان بیشتری پیدا می‌کند و عقل نیز اگر به کار گرفته نشود، به‌تدریج ضعیف خواهد شد.

وی ادامه داد: امیرالمؤمنین(ع) نیز در این زمینه می‌فرمایند: «کَم مِن عَقلٍ أسیرٍ تَحتَ هَوی أمیرٍ؛ بسا خردی که اسیر هوسی چیره است.»، هنگامی که عقل ضعیف شود، هوای نفس زمام امور را به دست می‌گیرد و عقل دیگر قدرت هدایت و تصمیم‌گیری نخواهد داشت و در روایات نیز آمده است که گاهی عقل انسان به خواب می‌رود و انسان باید از خداوند بخواهد او را از چنین وضعیتی دور کند.

نفس انسان مانع همراهی با امام زمان(عج) می‌شود

علیگو بیان کرد: مانع دوم همراهی با امام، «نفس» است، مرحوم صفائی حائری معتقدند اصل لذت‌های حلال اشکالی ندارد، اما اگر همین لذت‌ها انسان را از هدف الهی بازدارند، به هوای نفس تبدیل می‌شوند. نقل شده است که روزگاری گروهی از اهل عبادت در نجف اشرف گرد هم آمدند و با خود گفتند: «ما که اهل بندگی و عبادت هستیم، چرا امام زمان(عج) ظهور نمی‌کنند؟» آنان تصمیم گرفتند از میان خود شایسته‌ترین فرد را انتخاب کنند تا به جست‌وجوی حضرت برود.

وی افزود: آن فرد پس از دعا، تضرع و عبادت، در حالتی از مکاشفه موفق به دیدار حضرت ولی‌عصر(عج) شد و از ایشان پرسید چرا ظهور نمی‌کنند و حضرت فرمودند زمان قیام نزدیک است و سپس دستور دادند او را در منزلی اسکان دهند، همچنین همسری برای او در نظر گرفته شد، اما هر بار که قصد داشت نزد همسرش برود، او را برای همراهی با قیام فرا می‌خواندند و این اتفاق چند بار تکرار شد تا سرانجام او از این رفت‌وآمدها اظهار ناراحتی کرد و همان لحظه از حالت مکاشفه خارج شد.

علیگو تصریح کرد: اگر انسان بخواهد در خیمه حضرت ولی‌عصر(عج) قرار گیرد، حتی دلبستگی‌های حلال نیز نباید او را از هدف الهی بازدارند و هر چیزی که انسان را از همراهی با ولی خدا دور کند، هرچند ذاتا حلال باشد، در آنجا رنگ هوای نفس به خود می‌گیرد، زیرا دیگر پشتوانه عقل و هدف الهی را از دست داده است، البته نفس و لذت‌های طبیعی بخشی از وجود انسان هستند. انسان غذا می‌خورد تا توان حرکت در مسیر الهی را داشته باشد و ازدواج می‌کند تا نیازهای طبیعی خود را پاسخ دهد و اشکال از جایی آغاز می‌شود که همین امور، مقصد انسان را تغییر دهند و او را از مسیر اصلی خارج کنند.

وی با تأکید بر اینکه اسلام هرگز منکر لذت‌های طبیعی نیست، گفت: راهکار اسلام، حذف لذت نیست، بلکه هدایت آن است، معتقدند اگر انسان بخواهد بر لذت‌های نفسانی مسلط شود، باید در وجود خود عشقی بزرگ‌تر ایجاد کند؛ زیرا عشق بزرگ‌تر، لذت‌های کوچک‌تر را تحت تأثیر قرار می‌دهد. خواب برای همه انسان‌ها شیرین است، اما اگر جوانی عاشق شود و قرار ملاقاتش ساعت شش صبح باشد، نه‌تنها خواب را مانع نمی‌بیند، بلکه ممکن است تمام شب را بیدار بماند تا لحظه دیدار فرا برسد و در اینجا خواب همچنان لذت‌بخش است، اما عشقی بزرگ‌تر جایگاه آن را تغییر داده است.

علیگو افزود: عشق بزرگ‌تر یا انسان را در برابر لذت‌های کوچک‌تر صبور می‌کند یا آن لذت‌ها را در نظر او کم‌رنگ و بی‌ارزش می‌سازد، بنابراین، راه غلبه بر هوای نفس، از بین بردن لذت نیست، بلکه ایجاد محبتی عمیق‌تر و ارزشمندتر در وجود انسان است. مرحوم صفایی حائری عشق را نتیجه نوعی معرفت می‌دانند، اما نه هر معرفت و شناختی و صرف اینکه انسان از وجود چیزی آگاه باشد، سبب علاقه‌مندی به آن نمی‌شود؛ بلکه زمانی عشق شکل می‌گیرد که انسان احساس کند آن عشق پاسخ‌گوی یکی از نیازهای اساسی او است.

محبت به امام حسین(ع) تنها به ایام محرم محدود نشود

وی ادامه داد: تا زمانی که انسان نیاز حقیقی خود را نشناسد، عشق نیز در وجود او شکل نخواهد گرفت، درباره اهل‌بیت(ع) نیز همین مسئله صادق است، شاید هنوز معرفت کاملی نسبت به خداوند در وجود ما ایجاد نشده باشد، اما بسیاری از انسان‌ها نسبت به امام حسین(ع) و حضرت ولی‌عصر(عج) محبت عمیقی در دل خود احساس می‌کنند و این محبت نباید تنها به ایام محرم یا خواندن زیارت عاشورا محدود شود، بلکه باید به ارتباطی مستمر با اهل‌بیت(ع) تبدیل شود.

علیگو بیان کرد: بزرگان اخلاق نیز همواره سفارش کرده‌اند که انسان با اهل‌بیت(ع) سخن بگوید، با آنان درد دل کند و این ارتباط قلبی را در تمام زندگی خود حفظ کند، این محبت باید به یک ارتباط دائمی تبدیل شود، گاهی انسان با وضو می‌نشیند و با امام خود درد دل می‌کند؛ از مشکلات، غربت، تنهایی، شادی‌ها و غصه‌هایش می‌گوید، گاهی شکایت می‌کند، گاهی اشک می‌ریزد، گاهی از غربت خود می‌گوید و گاهی نیز از امامش یاری می‌خواهد و این همان ارتباطی است که بزرگان دین بر آن تأکید فراوان داشته‌اند.

وی تصریح کرد: در روایات آمده است هرگاه انسان به اهل‌بیت(ع) سلام کند، آنان پاسخ سلام او را می‌دهند، همچنین نقل شده است اگر کسی توفیق پیدا کند به حضرت ولی‌عصر(عج) سلام دهد، باید بداند این توفیق از عنایت خود حضرت بوده؛ زیرا ابتدا ایشان به انسان توجه کرده‌اند و سپس زمینه این ارتباط فراهم شده است و ممکن است انسان حقیقت این معارف را به طور کامل درک نکند، اما آثار آن را در دل خود احساس می‌کند. پیشنهاد مرحوم استاد صفایی این است که این محبت با معرفت همراه شود؛ یعنی آنچه انسان به صورت فطری در دل احساس می‌کند، با شناخت عمیق‌تر استحکام یابد.

تنظیم زندگی بر اساس رضایت ولی

علیگو در ادامه با طرح این پرسش که چه عواملی سبب می‌شود انسان حتی در صورت حضور در کنار امام حسین(ع)، در لحظه‌های حساس از ایشان جدا شود، گفت: پاسخ این پرسش دو عامل اساسی است؛ دنیا و هوای نفس و در روایات بارها بر مسئله معرفت تأکید شده است. برای نمونه، درباره زیارت امام رضا(ع) آمده است که هر کس آن حضرت را «عارفاً بحقه» زیارت کند، از آثار و برکات ویژه‌ای بهره‌مند خواهد شد که این تعبیر درباره دیگر ائمه اطهار(ع) نیز در روایات دیده می‌شود.

وی ادامه داد: منظور از «عارف به حق» صرف دانستن اطلاعات تاریخی مانند سال ولادت، نام پدر و مادر، تعداد فرزندان یا زمان شهادت امام نیست، این اطلاعات ارزشمند هستند و می‌توانند زمینه درس و عبرت باشند، اما حقیقت معرفت در این امور خلاصه نمی‌شود و ممکن است فردی همه این اطلاعات را بداند، اما هنوز معرفت حقیقی نسبت به امام پیدا نکرده باشد.

علیگو افزود: اگر می‌گوییم حضرت ولی‌عصر(عج) ولی ما هستند، یعنی در همه عرصه‌های زندگی بر خواسته‌ها، سلیقه‌ها، علاقه‌ها، خانواده و حتی بر خود انسان اولویت دارند و حق ولایت یعنی هر آنچه امام فرمان می‌دهد، بر خواسته‌های شخصی انسان مقدم باشد و اگر این حقیقت شناخته نشود، دانستن سایر اطلاعات، انسان را به معرفت واقعی نمی‌رساند. نقل شده است حضرت به یکی از اصحاب خود فرمودند فرزندت گرفتار شده و من بیعت را از تو برداشتم؛ برو و او را نجات بده، اما آن صحابی عرض کرد: «من بروم فرزندم را نجات دهم و سپس از دیگران بپرسم بر حسین(ع) چه گذشت؟ هرگز چنین کاری نخواهم کرد.»

وی بیان کرد: این موضع‌گیری چنان ارزشمند بود که امام هادی(ع) در زیارتی که برای شهدای کربلا نقل شده، از این سخن با تجلیل یاد کرده‌اند و این همان معنای واقعی اولویت دادن امام به خود است، خدمت به خانواده ارزشمند است، اما باید دید این خدمت برای چیست، اگر خانواده هدف نهایی انسان باشد، هنوز به مقصد نرسیده است؛ اما اگر رسیدگی به خانواده را وظیفه‌ای بداند که خداوند و حضرت ولی‌عصر(عج) بر عهده او گذاشته‌اند، همین عمل نیز عبادت خواهد بود.

علیگو گفت: قرآن کریم در آیه ششم سوره تحریم «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَکُمْ وَأَهْلِیکُمْ نَارًا...؛ ای مؤمنان! خود و خانواده خود را از آتشی که هیزم آن انسان ها و سنگ ها است، حفظ کنید ...» دستور می‌دهد انسان خود و خانواده‌اش را از آتش حفظ کند. بنابراین، رسیدگی به خانواده یک وظیفه الهی است، اما این وظیفه نیز در چارچوب اطاعت از خداوند و ولیّ خدا معنا پیدا می‌کند و علت اینکه باید سخن امام را بر نظر خود مقدم بدانیم این است که امام تمام مسیر زندگی انسان را می‌بیند.

وی اظهار کرد: ولی خدا آینده، عاقبت و مقصد نهایی انسان را می‌شناسد، در حالی که ما نمی‌دانیم یک تصمیم، یک سخن، یک نگاه یا یک انتخاب، ما را به کمال نزدیک می‌کند یا از آن دور می‌سازد و به همین دلیل انسان باید در همه امور از خود بپرسد که آیا این کار مورد رضایت امام زمان(عج) هست یا نه و همین نگاه سبب شده است اهل‌بیت(ع) درباره کوچک‌ترین مسائل زندگی، از آداب معاشرت و روابط خانوادگی گرفته تا حقوق مردم و دیگر مسائل، دستورالعمل ارائه کنند.

شناخت حجت خداوند در گرو شناخت پروردگار است

علیگو تصریح کرد: هنگامی که شمر برای حضرت عباس(ع) امان‌نامه آورد، آن حضرت پاسخی ندادند تا اینکه امام حسین(ع) فرمودند: «پاسخش را بده، هرچند او فاسق است.» حضرت عباس(ع) نیز تنها به دلیل فرمان امام پاسخ دادند؛ نه از روی علاقه شخصی، بلکه صرفا به خاطر اطاعت از ولیّ خدا و اگر امام دستور می‌داد پاسخ ندهند، هرگز پاسخ نمی‌دادند، این همان حقیقت ولایت است؛ یعنی ملاک رفتار انسان، فرمان امام باشد، نه خواسته شخصی او.

وی بیان کرد: اگر کسی را تصور کنیم که از همه ابعاد وجود ما آگاه‌تر باشد، تمام آینده و مسیر زندگی‌مان را بداند، از خودمان نسبت به ما دلسوزتر باشد و هیچ‌گاه گرفتار منفعت‌طلبی و هوای نفس نشود، طبیعی است که انسان همه امور خود را به او بسپارد، ما در مسائل عادی زندگی نیز همین کار را انجام می‌دهیم؛ خودرو را به مکانیک می‌سپاریم و نسخه پزشک را می‌پذیریم، زیرا آنان را متخصص‌تر از خود می‌دانیم. حال اگر امام هم از همه آگاه‌تر باشد، هم از همه دلسوزتر و هم تمام مسیر ابدیت انسان را ببیند، پذیرش ولایت او کاملا عقلانی خواهد بود و این همان معنای معرفت است.

علیگو افزود: البته معرفت تنها با شنیدن چند جمله و تأیید زبانی حاصل نمی‌شود، عارف به حق امام کسی است که این باور در متن زندگی او جاری باشد؛ یعنی پیش از هر تصمیم از خود بپرسد که آیا این کار مورد رضایت امام زمان(عج) هست یا نه و اگر این پرسش همواره همراه انسان باشد، می‌توان گفت معرفت در وجود او شکل گرفته است. معرفت به امام از معرفت خداوند آغاز می‌شود.

وی یادآور شد: در دعای معروف می‌خوانیم: «اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی نَفْسَکَ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی نَفْسَکَ لَمْ أَعْرِفْ رَسُولَکَ»؛ یعنی اگر خدا را به درستی نشناسیم، رسول خدا را نیز نخواهیم شناخت و اگر رسول خدا را نشناسیم، حجت الهی را نیز نخواهیم شناخت. بنابراین، ریشه معرفت به امام، معرفت صحیح نسبت به خداوند است و اگر انسان باور داشته باشد خداوند او را برای هدفی آفریده، هرگز رهایش نکرده و برای هدایتش پیامبر، قرآن و پس از آن حجت الهی را قرار داده است، آنگاه شناخت امام را ادامه طبیعی شناخت خدا و رسول خدا خواهد دانست و تا این زنجیره معرفت کامل نشود، انسان به حقیقت ولایت دست نخواهد یافت.

انتهای پیام

آخرین اخبار استان ها