به گزارش ایسنا، آیتالله علیاکبر رشاد، رییس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی و رییس شورای حوزههای علمیه استان تهران، یکشنبه (۲۸ تیر) در آیین افتتاحیه همایش «تحقق وعده انتقام» که با حضور شخصیتهای دینی و علمی در پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی و به همت حوزه علمیه امام رضا (ع) برگزار شد با قدردانی از برگزارکنندگان این همایش بینالمللی، بر اهمیت همکاری نهادهای علمی و حوزوی در تبیین مفاهیم بنیادین مکتب مقاومت تأکید کرد و افزود: این رویداد نمونهای موفق از همافزایی میان مجموعههای همسو است که توانسته در مدت کوتاهی به یک جریان علمی مؤثر تبدیل شود.
او در ادامه با گرامیداشت یاد و راه «قائد شهید» و تجلیل از رهبر انقلاب اسلامی، خواستار دعا و حمایت عملی از رهبری جامعه اسلامی شد و تاکید کرد: هدایت جامعه در شرایط پیچیده و بحرانی امروز، نیازمند شجاعت، توکل، عزم و روحیه تکلیفمداری است و همه ما وظیفه داریم در کنار رهبر جامعه اسلامی ایفای نقش کنیم.
«ثار» صرفاً به معنای انتقام یا خونخواهی فردی تفسیر نمیشود
رئیس شورای حوزههای علمیه استان تهران در بخش اصلی سخنان خود به بررسی مفهوم «ثار» پرداخت و اظهار کرد: واژه «ثار» در فرهنگ جاهلی عرب به نوعی خونخواهی قبیلهای اطلاق میشد که هیچ حد و مرز مشخصی نداشت و گاه در برابر کشته شدن یک نفر، افراد متعددی از قبیله مقابل هدف انتقام قرار میگرفتند. برخی تصور کردهاند که اسلام همین سنت جاهلی را اصلاح و در قالب قصاص عرضه کرده است، درحالی که قصاص ریشه در شرایع الهی پیشین دارد و نباید آن را صرفاً اصلاح یک سنت جاهلی دانست. هنگامی که واژه «ثار» وارد ادبیات قدسی و فرهنگ شیعی شد، دچار تحول معنایی گستردهای شد و دیگر نمیتوان آن را صرفاً به معنای انتقام یا خونخواهی فردی تفسیر کرد.
تبیین احتمالات مختلف درباره معنای «ثارالله»
او با اشاره به دیدگاههای مختلف درباره تعبیر «ثارالله» گفت: در منابع روایی و تفسیری، احتمالات گوناگونی درباره این تعبیر مطرح شده است، از جمله اینکه خداوند ولی دم شهید است، یا اینکه خون شهید چنان مقدس و ارزشمند است که به خداوند نسبت داده میشود. برخی نیز «ثارالله» را از سنخ تعابیری همچون «یدالله» و «عینالله» دانستهاند که دارای معنایی رمزی و قدسی است و نباید آن را بر معنای ظاهری حمل کرد.
رشاد با تأکید بر نسبت میان «ثار»، «قصاص» و «انتقام» اظهار کرد: قصاص یک حکم روشن فقهی است و در جای خود باید اجرا شود، اما مفهوم ثارالله بسیار فراتر از قصاص است. ثارالله نه به معنای تشفّی خاطر و نه صرفاً به معنای مجازات قاتل است، بلکه بیانگر یک حرکت مستمر تاریخی برای احیای حق و مقابله با باطل است. در زیارت عاشورا از خداوند میخواهیم که «طلب ثار» امام حسین (ع) را در کنار امام منصور از اهل بیت (ع) نصیب ما کند. روشن است که مقصود از این تعبیر صرفاً مجازات قاتلان عاشورا نیست؛ زیرا بسیاری از آنان در طول تاریخ به سزای اعمال خود رسیدهاند.
رئیس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در ادامه با اشاره به جایگاه رهبران الهی در جامعه اسلامی گفت: همه قتلها یکسان نیستند و در فقه نیز عناصر مختلفی مانند قصد، انگیزه، شخصیت قاتل و مقتول و شرایط وقوع جرم در حکم دخالت دارند. شهادت امام جامعه را نمیتوان در حد یک قتل عادی تنزل داد. هنگامی که امام امت به شهادت میرسد، تنها یک فرد از میان نرفته است، بلکه یک مکتب آسیب دیده، یک امت داغدار شده و جامعه اسلامی یکی از ارکان هدایت خود را از دست داده است.
رشاد با اشاره به آیه «إِنَّ إِبْرَاهِیمَ کَانَ أُمَّةً» اظهار کرد: برخی شخصیتها خود یک امت هستند و آثار وجودی آنان با یک فرد عادی قابل مقایسه نیست، از اینرو خونخواهی آنان نیز ابعاد متفاوتی پیدا میکند.
نباید گمان کرد اگر روزی عاملان و آمران یک جنایت به سزای اعمال خود برسند، مسئله خونخواهی پایان یافته است
او تاکید کرد: شهید با شهادت پایان نمییابد، بلکه آغاز میشود. هنگامی که خون یک شهید در جایگاه «ثارالله» قرار میگیرد، به یک عامل بیدارگر و تاریخساز تبدیل میشود که میتواند نسلهای متعدد را به حرکت وادارد. نباید گمان کرد که اگر روزی عاملان و آمران یک جنایت به سزای اعمال خود برسند، مسئله خونخواهی پایان یافته است. این تنها بخشی از ماجراست و حقیقت خونخواهی در استمرار راه شهید، حفظ آرمانهای او و تداوم مبارزه با ظلم و استکبار معنا پیدا میکند. خون پاک شهیدان بزرگ، بهویژه شهیدانی که در جایگاه رهبری و هدایت امت قرار دارند، همواره در تاریخ جاری است و میتواند منشأ خیزشها، نهضتها و تحولات بزرگ اجتماعی و تمدنی باشد. جامعه اسلامی نباید اجازه دهد مفهوم خونخواهی و مطالبه تاریخی ناشی از شهادت شهدا به فراموشی سپرده شود؛ زیرا «ثارالله» تنها یک مفهوم عاطفی یا تاریخی نیست، بلکه حقیقتی زنده و استمراریابنده در مسیر تحقق عدالت و غلبه جبهه حق بر باطل است.

برخی اندیشمندان اخلاق غرب انتقام را رفتاری عقلانی و اخلاقی میدانند
حجتالاسلام والمسلمین سبحانینیا، مدیرمجتمع آمورش عالی حوزوی مشکات در ادامه به تبیین جایگاه مفهوم «انتقام» در اندیشه اسلامی پرداخت و با اشاره به حوادث اخیر و شهادت فرماندهان، دانشمندان و غیرنظامیان، تأکید کرد: انتقام در منطق قرآن و اسلام مفهومی صرفاً احساسی یا شخصی نیست، بلکه در چارچوب عدالت، حفظ کرامت انسانی و صیانت از عزت جامعه معنا پیدا میکند.
او همچنین با بررسی دیدگاه برخی اندیشمندان اخلاق غرب، اظهار کرد: حتی آنان نیز در شرایطی مانند ناتوانی نظام عدالت، تهدید کرامت فرد و جامعه و نبود امکان جبران خسارت، انتقام را رفتاری عقلانی و اخلاقی میدانند.
مدیر حوزه علمیه مشکات در ادامه، بر ضرورت انجام پژوهشهای میانرشتهای درباره مفهوم انتقام در حوزههایی همچون فقه، اخلاق، روانشناسی، علوم اجتماعی و تاریخ تأکید کرد و خواستار تبیین علمی و بینالمللی این موضوع و بهرهگیری از ظرفیت رسانهها برای ترویج دستاوردهای همایش شد.

موضوع انتقام از سوی حوزههای علمیه و اندیشمندان زمینهساز تقویت جبهه مقاومت و تحقق وعده الهی در برابر ستمگران است
حجتالاسلام والمسلمین قاسمیان، عضو هیات امنا مجتمع حوزوی مشکات با استناد به آیات پایانی سوره شعراء، مفهوم «انتصار» و «انتقام» را از آموزههای قرآنی در مواجهه با ظلم دانست و با اشاره به واکنش مخالفان نسبت به طرح موضوع خونخواهی، این واکنشها را نشانه اثرگذاری گفتمان انتقام و مقاومت ارزیابی کرد.
قاسمیان همچنین به گسترش نماد «یالثارات الحسین» و پرچمهای مرتبط با آن در میان مردم اشاره کرد و آن را نشانه فراگیر شدن این فرهنگ دانست.
او بر ضرورت تبیین علمی، فقهی، الهیاتی و اجتماعی موضوع انتقام از سوی حوزههای علمیه و اندیشمندان تأکید کرد و این رویکرد را زمینهساز تقویت جبهه مقاومت و تحقق وعده الهی در برابر ستمگران برشمرد.

حجتالاسلام گرامیپور، دبیر علمی همایش «تحقق وعده انتقام» با بیان اینکه هدف اصلی این رویداد، واکاوی علمی ابعاد مختلف مفهوم «وعده انتقام» است، اظهار کرد: تحقق انتقام صرفاً به مجازات عاملان مستقیم جنایت محدود نمیشود، بلکه دارای ابعاد گستردهای در حوزههای فقهی، حقوقی، سیاسی، راهبردی، رسانهای و تمدنی است. در این نشستها موضوعاتی همچون تعقیب حقوقی آمران و عاملان جنایت، ایجاد بازدارندگی، تغییر محاسبات دشمن، مقابله با تحریف رسانهای و مبارزه با ساختارهای حامی ترور و تجاوز بررسی خواهد شد.
او همچنین از برگزاری نشستهای تخصصی همایش در، دانشگاه باقرالعلوم (ع) قم، دانشگاه قم، مشهد مقدس و پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی خبر داد و ابراز امیدواری کرد که نتایج این همایش به تبیین علمی و دقیق مفهوم انتقام در عرصههای مختلف بینجامد.

جنگ شناختی تنها ادراک را هدف نمیگیرد
مهدی عباسزاده، معاون پژوهشی و آموزشی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در ادامه سلسله نشستهای علمی «تحقق وعده انتقام» با موضوع جنگ شناختی، به تشریح ابعاد مختلف این پدیده پرداخت و تأکید کرد که جنگ شناختی را نباید صرفاً به حوزه ادراک تقلیل داد، بلکه این جنگ تمام فرایندهای شناختی انسان را هدف قرار میدهد.
او با اشاره به مبانی علوم شناختی اظهار کرد: شناخت مفهومی عام است که ادراک تنها بخشی از آن محسوب میشود. فرایندهایی همچون تفکر، استدلال، حافظه، یادگیری، تصمیمگیری، تحلیل، پیشبینی، عاطفه و هیجان همگی در قلمرو شناخت قرار میگیرند و جنگ شناختی میکوشد تمامی این حوزهها را تحت تأثیر قرار دهد.
عباسزاده افزود: هنگامی که از جنگ شناختی سخن میگوییم، صرفاً با تغییر برخی اطلاعات یا برداشتهای ذهنی مواجه نیستیم، بلکه با نوعی «تهاجم به ذهن» روبهرو هستیم که میتواند شیوه اندیشیدن و سازوکارهای شناختی افراد و جوامع را دگرگون سازد.
او با بیان اینکه جنگ شناختی عمدتاً در خدمت اهداف سیاسی قدرتهای جهانی قرار دارد، اظهار کرد: قدرتهای سیاسی امروز به جای ورود مستقیم به جنگهای سخت و پرهزینه، از ابزارهای شناختی برای تضعیف ملتها، سلب اعتماد عمومی، فرسایش سرمایه اجتماعی و در نهایت تحقق اهداف سیاسی خود بهره میگیرند.
معاون پژوهشی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، القای ناکارآمدی حاکمیتها، تضعیف اعتماد عمومی، ناامیدسازی نخبگان و مردم، نفی مشروعیت نظامهای سیاسی و ایجاد شکاف اجتماعی را از مهمترین ابزارهای جنگ شناختی برشمرد و خاطرنشان کرد: هدف نهایی این جنگ، تغییر محاسبات ذهنی جامعه هدف و فراهم ساختن زمینههای براندازی بدون نیاز به جنگ نظامی است.
او در بخش دیگری از سخنان خود به نسبت جنگ شناختی با مفاهیمی همچون جنگ روایتها، جنگ روانی، جنگ رسانهای، جنگ اطلاعاتی و جنگ منطقه خاکستری پرداخت و اظهار کرد: جنگ روایتها در واقع یکی از گونههای جنگ شناختی است که میکوشد روایت مطلوب خود را بر ذهن مخاطبان حاکم کند. همچنین جنگ روانی هرچند با جنگ شناختی تفاوتهایی دارد، اما در بسیاری از موارد دستاوردهای روانی عملیات شناختی محسوب میشود.
عباسزاده با تأکید بر نقش فضای سایبر در نبردهای جدید گفت: آنچه از آن با عنوان «فضای مجازی» یاد میشود، در حقیقت یک فضای کاملاً واقعی است که بخش مهمی از زندگی اجتماعی انسانها در آن جریان دارد. از این رو، فضای سایبر مهمترین بستر جنگ شناختی در جهان امروز به شمار میرود و نمیتوان آن را صرفاً عرصهای مجازی و غیرواقعی تلقی کرد.
او همچنین هوش مصنوعی را مهمترین ابزار جنگ شناختی در عصر حاضر دانست و اظهار کرد: سامانههای هوش مصنوعی با بهرهگیری از دادههای کلان و الگوریتمهای پیچیده، قادرند رفتارها، ترجیحات و نگرشهای جوامع را تحلیل کرده و محتوای هدفمند تولید کنند. از این رو، شناخت سوگیریهای شناختی و الگوریتمی موجود در این سامانهها از اهمیت ویژهای برخوردار است.
معاون پژوهشی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در ادامه به برخی راهکارهای مقابله با جنگ شناختی اشاره کرد و گفت: نخستین گام، درک این واقعیت است که جنگ امروز صرفاً نظامی نیست. حکمرانی مؤثر بر فضای سایبر، ارتقای سواد رسانهای و سواد فضای مجازی، توسعه زیرساختهای بومی ارتباطی، سامانبخشی به شبکههای اجتماعی، سرمایهگذاری در حوزه هوش مصنوعی و تقویت مطالعات نظری و دینی مرتبط با آن از جمله الزامات این عرصه است.
او همچنین بر ضرورت توجه به ابعاد فلسفی، معرفتشناختی، الهیاتی، اخلاقی، حقوقی و فرهنگی هوش مصنوعی تأکید کرد و افزود: حوزههای علمیه، دانشگاهها و مراکز پژوهشی علوم انسانی باید نقش فعالتری در این زمینه ایفا کنند؛ زیرا علوم انسانی روح دانش است و جهتگیری فناوریها را تعیین میکند.
عباسزاده «جهاد تبیین»، حضور فعال در میدان روایتسازی، توجه همزمان به دفاع و تهاجم شناختی و نیز توسعه اخلاق، معنویت و سلامت معنوی را از دیگر راهبردهای اساسی مقابله با جنگ شناختی برشمرد و اظهار کرد: هرچه سرمایه معنوی و اخلاقی جامعه تقویت شود، تابآوری آن در برابر عملیات شناختی دشمن نیز افزایش خواهد یافت.
معاون پژوهشی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی توضیح داد: که مباحث ارائهشده برگرفته از مقاله علمی «تأملی در جنگ شناختی؛ تعریف، ویژگیها، مبانی، گونهها و راهکارها» است که با همکاری و راهنمایی آیتالله علیاکبر رشاد تدوین شده و در فصلنامه «فرهنگ و ارتقای سلامت» منتشر شده است.
عباسزاده با دعوت از پژوهشگران برای نقد و تکمیل این مباحث، ابراز امیدواری کرد که توسعه مطالعات نظری در حوزه جنگ شناختی بتواند به ارتقای قدرت تحلیل و مقاومت جامعه اسلامی در برابر تهدیدات نوظهور کمک کند.

شهادت رهبر شهید سرمایه نمادین جمهوری اسلامی را احیا کرد
محمدمهدی ردادی، مدیر گروه معارف انقلاب اسلامی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در ادامه اظهار کرد: برای فهم نقش شهادت در تحولات اجتماعی و سیاسی، ابتدا باید مفهوم سرمایه نمادین را بهدرستی شناخت؛ مفهومی که در کنار سرمایه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، یکی از مهمترین سرمایههای جوامع محسوب میشود.
او با اشاره به مباحث جامعهشناسی سرمایه گفت: سرمایه اقتصادی به ثروت و امکانات مالی، سرمایه اجتماعی به شبکه روابط و ارتباطات انسانی و سرمایه فرهنگی به دانش، آگاهی و منزلت علمی افراد بازمیگردد، اما سرمایه نمادین عبارت است از اعتبار، منزلت، مشروعیت و کاریزمایی که جامعه به یک فرد، نهاد یا پدیده اعطا میکند و در حقیقت به سایر سرمایهها معنا و اعتبار میبخشد. ممکن است فردی از سرمایه اقتصادی یا فرهنگی بالایی برخوردار باشد، اما اگر جامعه او را شایسته آن جایگاه نداند، از سرمایه نمادین برخوردار نخواهد بود. از این منظر، سرمایه نمادین نقشی تعیینکننده در مشروعیتبخشی به افراد، نهادها و ساختارهای اجتماعی دارد.
مدیر گروه معارف انقلاب اسلامی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی با اشاره به شرایط کشور در ماههای پیش از شهادت رهبر شهید انقلاب اسلامی اظهار کرد: در آن مقطع، فضای اجتماعی و سیاسی کشور با تنشها و اختلافات متعددی مواجه بود و برخی جریانهای داخلی و خارجی از تضعیف و حتی فروپاشی جمهوری اسلامی سخن میگفتند. این وضعیت نشاندهنده آسیبدیدگی و فرسایش بخشی از سرمایه نمادین نظام بود. شهادت رهبر انقلاب اسلامی این معادله را تغییر داد و به سرمایه نمادینی بزرگ برای جمهوری اسلامی تبدیل شد. این حادثه موجب شد بخش قابل توجهی از جامعه بار دیگر حول آرمانهای انقلاب اسلامی گرد هم آید و احساس تعلق و مسئولیت نسبت به نظام افزایش یابد. سرمایه نمادین حاصل از شهادت رهبر انقلاب، به سرعت به سرمایه اجتماعی تبدیل شد و موجب افزایش همبستگی ملی، تقویت اعتماد عمومی و بازسازی بخشی از پیوندهای اجتماعی شد.
خونخواهی؛ مفهومی فراتر از قصاص
او در بخش دیگری از سخنان خود به مفهوم خونخواهی در فرهنگ ایرانی و اسلامی پرداخت و گفت: نباید انتقام را صرفاً به معنای واکنش احساسی یا مجازات قاتلان دانست. در سنت تاریخی و فرهنگی ما، خونخواهی ناظر به جبران یک بیعدالتی بزرگ و بازگرداندن تعادل از دسترفته به جامعه است.
ردادی با اشاره به روایت کشته شدن ایرج در شاهنامه و شکلگیری نزاع تاریخی میان ایران و توران اظهار کرد: برخی رخدادها آثار و پیامدهایی فراتر از یک جنایت فردی دارند و به مسئلهای تاریخی و تمدنی تبدیل میشوند. در چنین مواردی، موضوع تنها مجازات عاملان مستقیم نیست، بلکه مقابله با آثار و تبعات ظلم و بیعدالتی نیز مطرح است. در فرهنگ شیعی نیز خونخواهی سیدالشهدا (ع) از همین سنخ است. اگرچه بسیاری از عاملان حادثه عاشورا در سالهای بعد به مجازات رسیدند، اما آنچه در کربلا رخ داد صرفاً قتل چند انسان نبود، بلکه بیحرمتی عظیمی نسبت به حقیقت، عدالت و امامت بود و از همین رو خونخواهی حسینی به یک جریان مستمر تاریخی تبدیل شد.
هرگونه تلاش برای کمرنگ کردن مفهوم خونخواهی، به حاشیه راندن یاد شهدا یا تقلیل مسئله شهادت است
مدیر گروه معارف انقلاب اسلامی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی تأکید کرد: خونخواهی در این معنا، به یک سبک زندگی و نظام معنایی تبدیل میشود که رفتار اجتماعی و سیاسی افراد را شکل میدهد. شهادت رهبران الهی و شخصیتهای بزرگ، جامعه را وارد مرحلهای جدید میکند و میتواند موجب تغییر نگرشها، بازسازی هویت جمعی و تقویت روحیه مقاومت شود. در ماههای پس از شهادت رهبر انقلاب اسلامی، بسیاری از افرادی که پیشتر مواضع انتقادی نسبت به جمهوری اسلامی داشتند، تحت تأثیر سرمایه نمادین حاصل از شهادت ایشان، به جمع حامیان و خونخواهان رهبر شهید پیوستند و آمادگی خود را برای دفاع از آرمانهای انقلاب اسلامی اعلام کردند.
ردادی در ادامه با اشاره به تهدیدهای پیش روی فرهنگ مقاومت گفت: دشمنان خارجی میکوشند با بزرگنمایی هزینههای مقاومت و انتقام، جامعه را از پیگیری آرمانهای شهدا منصرف کنند و روحیه مطالبهگری و خونخواهی را تضعیف کنند.
او همچنین نسبت به برخی رویکردهای داخلی هشدار داد و اظهار کرد: هرگونه تلاش برای کمرنگ کردن مفهوم خونخواهی، به حاشیه راندن یاد شهدا یا تقلیل مسئله شهادت به یک واقعه صرفاً تاریخی، میتواند به فرسایش سرمایه نمادینی بینجامد که با فداکاری و ایثار شهدا شکل گرفته است. حفظ و بازتولید فرهنگ مقاومت نیازمند پاسداشت خون شهدا، تبیین صحیح مفهوم خونخواهی و جلوگیری از ارزشزدایی نسبت به ایثار و شهادت است.
به گفته او، سرمایه نمادین شهادت میتواند همچنان منشأ تولید سرمایه اجتماعی، تقویت انسجام ملی و استمرار مسیر مقاومت در جامعه اسلامی باشد.

آنچه در ایران رخ داده از منظر حقوق بینالملل، حقوق بشر، حقوق بشردوستانه و فقه اسلامی دارای ابعادی کمسابقه است
حجتالاسلام والمسلمین امیررضا دهقانینیا، سرپرست مجتمع قضایی شهید بهشتی با ارائه مقالهای با عنوان «سازوکار قضایی تحقق وعده مجازات عاملان؛ حقوق قربانیان و تضمین عدم تکرار» تأکید کرد که جنایات اخیر علیه ملت ایران را نمیتوان صرفاً در چارچوب قتل چند فرد یا یک اقدام نظامی تحلیل کرد، بلکه این اقدامات مصداق «جنایت علیه ملت» و تعرضی سازمانیافته به هویت، آینده، امنیت روانی و حافظه تاریخی جامعه ایرانی است.
او با تسلیت شهادت امام شهید انقلاب اسلامی، فرماندهان نظامی، دانشمندان و کودکان شهید، اظهار کرد: آنچه در ایران رخ داده از منظر حقوق بینالملل، حقوق بشر، حقوق بشردوستانه و فقه اسلامی دارای ابعادی کمسابقه است و نیازمند بازخوانی و بازتعریف برخی سازوکارهای حقوقی در سطح جهانی است.
دهقانینیا با اشاره به پژوهش تفصیلی خود در این زمینه گفت: حمله عامدانه به رهبر و مرجع دینی یک ملت، کودکان، مدارس، مراکز غیرنظامی و فرماندهان کشور، صرفاً سلب حیات افراد نیست، بلکه سه رکن بنیادین یک ملت یعنی هویت، آینده و امنیت اجتماعی را به طور همزمان هدف قرار میدهد.
او با استناد به کنوانسیونهای ژنو، پروتکلهای الحاقی، اساسنامه دیوان کیفری بینالمللی و کنوانسیون حقوق کودک تصریح کرد: حمله عمدی به غیرنظامیان و کودکان مصداق روشن جنایت جنگی و جنایت علیه بشریت است و از منظر فقه اسلامی نیز در شمار افساد فیالارض و قتل نفس محترمه قرار میگیرد.
سرپرست مجتمع قضایی شهید بهشتی با بیان اینکه در ادبیات جدید حقوق بشر و عدالت انتقالی، مفهوم «قربانی جمعی» جایگاه مهمی یافته است، اظهار کرد: زمانی که رهبر معنوی و سیاسی یک ملت و همزمان کودکان آن جامعه هدف قرار میگیرند، دیگر تنها با قربانیان مستقیم مواجه نیستیم، بلکه کل ملت در جایگاه قربانی قرار میگیرد. کودکان در اسناد بینالمللی نماد آینده ملتها هستند و رهبران دینی و سیاسی نیز حافظه تاریخی، هویت فرهنگی و انسجام اجتماعی جوامع به شمار میآیند؛ از این رو شهادت همزمان این دو گروه، تعرضی مستقیم به آینده و هویت یک ملت محسوب میشود.
دهقانینیا با اشاره به آثار بلندمدت چنین جنایاتی خاطرنشان کرد: اضطراب اجتماعی، احساس ناامنی، انتقال رنج به نسلهای آینده، تضعیف سرمایه انسانی و ایجاد آسیبهای پایدار در حافظه جمعی از جمله پیامدهای این جنایات است؛ موضوعی که در ادبیات عدالت انتقالی به عنوان «انتقال رنج تاریخی» شناخته میشود. هدف اصلی طراحان این جنایات صرفاً حذف چند شخصیت یا تخریب چند مرکز نبوده، بلکه شکستن روحیه مقاومت ملت ایران و ایجاد یأس و ناامیدی در جامعه بوده است، اما ملت ایران با الهام از فرهنگ عاشورا و مکتب اهلبیت (ع)، سوگ را به حماسه و مقاومت تبدیل کرده است.
این حقوقدان در بخش دیگری از سخنان خود به راهکارهای حقوقی تحقق وعده مجازات عاملان پرداخت و گفت: پیگیری عدالت باید در سه سطح ملی، منطقهای و بینالمللی دنبال شود و در کنار آن از ظرفیتهای فقه اسلامی و عدالت ترمیمی نیز بهره گرفته شود.
او با تأکید بر اصل مسئولیت فردی در حقوق کیفری بینالملل، اظهار کرد: آمران، عاملان، حامیان و تمامی کسانی که در طراحی، اجرا یا پشتیبانی این جنایات نقش داشتهاند باید پاسخگو باشند و هیچ مقام سیاسی یا نظامی نمیتواند با توسل به بهانههای سیاسی از مسئولیت کیفری خود فرار کند.
دهقانینیا همچنین خواستار بهرهگیری از ظرفیتهای حقوقی بینالمللی از جمله کمیتههای حقوق بشر، سازوکارهای نظارتی سازمان ملل و مراجع قضایی بینالمللی شد و افزود: در کنار این مسیرها، قوانین داخلی جمهوری اسلامی ایران نیز ظرفیتهای گستردهای برای تعقیب و محاکمه عاملان این جنایات در اختیار دستگاه قضایی قرار میدهد.
او پیشنهاد تشکیل دادگاههای مشترک میان کشورهای قربانی تروریسم و جنایات سازمانیافته را مطرح کرد و گفت: همکاری قضایی میان کشورهای آسیبدیده میتواند زمینه مستندسازی دقیقتر جنایات، افزایش فشار حقوقی بر عاملان و جلوگیری از تکرار چنین وقایعی را فراهم سازد.
سرپرست مجتمع قضایی شهید بهشتی با تأکید بر اینکه شهادت رهبر دینی، فرماندهان و کودکان، مصداق آشکار نقض فاحش حقوق بشر و جنایت جنگی علیه ملت ایران است، خاطرنشان کرد: تحقق عدالت، مجازات عاملان، جبران خسارت قربانیان و تضمین عدم تکرار این جنایات، مطالبهای حقوقی، انسانی و تاریخی است که باید با جدیت در همه سطوح دنبال شود.

خونخواهی و انتقام از منظر جامعهشناسی سیاسی، یک ضرورت اجتماعی برای حفظ هویت ایرانی ـ اسلامی است
حجتالاسلام والمسلمین مهدویزادگان، رئیس پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی با اشاره به رویکرد جامعهشناسی سیاسی اظهار کرد: جامعهشناسی سیاسی به بررسی بازتاب کنشهای اجتماعی در عرصه قدرت و سیاست میپردازد و از این منظر، مسئله انتقام و خونخواهی نیز صرفاً یک احساس یا واکنش فردی نیست، بلکه پدیدهای اجتماعی با آثار گسترده سیاسی و فرهنگی به شمار میرود.
رئیس پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی با مرور تحولات تاریخی معاصر ایران، یکی از عوامل اصلی شکلگیری انقلاب اسلامی را مقابله با فرهنگ تحقیر ملت ایران دانست و گفت: جامعه ایرانی پیش از انقلاب اسلامی در معرض نوعی تحقیر فرهنگی و هویتی قرار داشت و انقلاب اسلامی پاسخی به این وضعیت بود. ملت ایران در رهبری امام خمینی (ره) شخصیتی را یافت که در برابر این تحقیر تاریخی ایستاد و عزت و استقلال ملی را احیا کرد. پس از امام خمینی (ره)، امام شهید انقلاب اسلامی حضرت آیتالله العظمی سیدعلی خامنهای (ره) همان مسیر را با قدرت ادامه داد و طی دهههای رهبری خود توانست هویت، اعتماد به نفس و روحیه استقلالطلبی ملت ایران را تعمیق بخشد. ایشان صرفاً متأثر از مکتب امام نبود، بلکه استمرار حقیقی و عینی مکتب امام خمینی (ره) در عرصه حکمرانی به شمار میرفت.
مهدویزادگان با تأکید بر نقش ولایت فقیه در شکلگیری وحدت ملی اظهار کرد: جامعه ایران طی بیش از چهار دهه گذشته در سایه رهبری دینی و انقلابی به سطحی از انسجام اجتماعی دست یافت که توانست در برابر تهدیدها و فشارهای خارجی ایستادگی کند. این انسجام اجتماعی مهمترین سرمایه جمهوری اسلامی در مواجهه با دشمنان بوده است.
او با اشاره به تلاش برخی جریانهای فکری و سیاسی برای کمرنگکردن این حقیقت اظهار کرد: جریاناتی وجود داشتند که اجازه نمیدادند جامعه بهدرستی نقش ولایت و رهبری را در حفظ انسجام ملی مشاهده کند. این جریانها با ایجاد نوعی حجاب فکری و فرهنگی، مانع درک صحیح جایگاه ولایت در حیات اجتماعی و سیاسی کشور میشدند. شهادت رهبر انقلاب اسلامی موجب شد ملت ایران بیش از هر زمان دیگری متوجه اهمیت این رکن بنیادین در حفظ موجودیت و ثبات جامعه شود. مردم احساس کردند مهمترین عامل انسجام و هدایت جامعه هدف دشمن قرار گرفته است و همین مسئله موجب شد اهمیت ولایت بیش از گذشته آشکار شود.
رئیس پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی با اشاره به روزهای پس از شهادت رهبر انقلاب افزود: جامعه ایران در آن شرایط دشوار دچار فروپاشی و آشفتگی نشد، بلکه با تکیه بر فرهنگ ولایتمداری و تفکر امامت توانست ثبات خود را حفظ کند. ملت ایران نشان داد که آموزههای ولایت فقیه به یک فرهنگ اجتماعی تبدیل شده و توان اداره جامعه در شرایط بحرانی را دارد. اگر چنین حادثهای در بسیاری از جوامع دیگر رخ میداد، احتمال فروپاشی ساختارهای اجتماعی و سیاسی وجود داشت، اما جامعه ایران به دلیل برخورداری از سرمایه عظیم معنوی و اجتماعی حاصل از فرهنگ ولایت، توانست از این آزمون تاریخی عبور کند.
او در ادامه با تبیین ابعاد اجتماعی مطالبه انتقام گفت: خونخواهی رهبر شهید صرفاً ناشی از عواطف و احساسات عمومی نیست، بلکه یک مطالبه اجتماعی برای حفظ انسجام، امنیت روانی و هویت جمعی ملت ایران است. جامعه احساس میکند که تحقق این مطالبه بخشی از فرآیند دفاع از موجودیت و اقتدار ملی به شمار میرود. در شرایطی که کشور با جنگ، تهدیدهای خارجی و فشارهای ترکیبی دشمن مواجه است، مطالبه انتقام بیش از گذشته به یک خواست عمومی تبدیل شده است؛ زیرا مردم آن را با استمرار مسیر انقلاب اسلامی، حفظ وحدت ملی و صیانت از عزت کشور مرتبط میدانند.
مهدویزادگان با اشاره به تلاش دشمنان برای تضعیف این مطالبه اظهار کرد: دشمنان خارجی و برخی جریانهای همسو با آنان بهخوبی دریافتهاند که انسجام اجتماعی مهمترین پشتوانه جمهوری اسلامی است. به همین دلیل تلاش میکنند خواست خونخواهی و انتقام را کمرنگ سازند و از طریق مسائل اقتصادی، فرهنگی، رسانهای و سیاسی به تضعیف وحدت ملی بپردازند. تجربه جنگهای اخیر نشان داد آنچه بیش از هر عامل دیگری موجب ایستادگی کشور در برابر فشارها و تهدیدها شد، همین انسجام اجتماعی شکلگرفته حول محور ولایت فقیه بود. دشمنان نیز دقیقاً همین نقطه قوت را هدف قرار دادهاند.
او در بخش دیگری از سخنان خود با انتقاد از برخی شعارها و تحلیلهایی که به تضعیف وحدت ملی منجر میشود، خاطرنشان کرد: آنچه به یک ملت شرافت میبخشد، وحدت، همبستگی و حفظ هویت جمعی آن است. هر حرکت و سخنی که این سرمایه اجتماعی را تضعیف کند، در نهایت به سود دشمنان ملت تمام خواهد شد.
رئیس پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی در جمعبندی سخنان خود اظهار کرد: از منظر جامعهشناسی سیاسی، مسئله خونخواهی و انتقام یک ضرورت اجتماعی برای حفظ هویت ایرانی ـ اسلامی، صیانت از انسجام ملی و استمرار مسیر عزت و استقلال کشور است. جامعه ایران این مطالبه را نه از منظر یک امر شخصی، بلکه از افق منافع ملی و آینده تاریخی خود دنبال میکند.
او با تأکید بر ضرورت تداوم فعالیتهای علمی، فرهنگی و تبیینی در این حوزه گفت: برگزاری نشستها و همایشهای علمی میتواند در تبیین ابعاد مختلف این مسئله و تقویت همبستگی اجتماعی نقش مهمی ایفا کند و زمینه فهم عمیقتر این مطالبه اجتماعی را فراهم سازد.
انتهای پیام

