به گزارش ایسنا، علیرضا نصراصفهانی امروز - ۳۱ تیر - در نشست آنلاین «موانع تحقق چشماندازسازی مشارکتی در ایران» با اشاره به مفهوم چشمانداز از منظر جامعهشناسی اظهار کرد: نقطه کلیدی چشمانداز، امید است. آینده بهعنوان یک امر مشترک شناخته میشود و رسیدن به آن نیازمند مشارکت دولت، دانشگاه، بخش خصوصی، هنرمندان و سایر بخشهای جامعه است.
وی با بیان اینکه چشمانداز زمانی به یک جنبش اجتماعی تبدیل میشود که مردم درباره آن گفتوگو کنند، افزود: اگر بتوانیم برای آینده یک داستان مشترک بسازیم، امکان شکلگیری چشمانداز نیز فراهم میشود. چشمانداز تنها یک سند نیست، بلکه روایتی مشترک است که باید میان مردم شکل بگیرد و آنان خود را در تحقق آن سهیم بدانند. نخستین شرط تحقق چشمانداز نیز مشارکت همه بخشهای جامعه است.
مدیر گروه آیندهپژوهی مرکز پژوهشهای مجلس با بیان اینکه چشمانداز زمانی به یک جنبش اجتماعی تبدیل میشود که مردم درباره آن گفتوگو کنند، افزود: اگر بتوانیم برای آینده یک داستان مشترک بسازیم، امکان شکلگیری چشمانداز نیز فراهم میشود. چشمانداز تنها یک سند نیست، بلکه روایتی مشترک است که باید میان مردم شکل بگیرد و آنان خود را در تحقق آن سهیم بدانند.
نصراصفهانی با اشاره به فاصله ایجادشده میان بخشهای مختلف جامعه، از جمله حوزه و دانشگاه، صنعت و حکمرانی، گفت: تحقق چشمانداز مستلزم ایجاد پیوند میان این بخشهاست و برای این منظور، جامعه به رهبران اجتماعی و کنشگرانی نیاز دارد که بتوانند این ارتباط را برقرار کنند.
وی با طرح این پرسش که «نقشه آینده ایران چیست؟» اظهار کرد: تجربههای موفقی مانند رویان نشان میدهد که شکلگیری چشمانداز بدون حضور متخصصان و مشارکت اجتماعی امکانپذیر نیست. چشمانداز زمانی شکل میگیرد که بتوانیم کنشگران را وارد میدان کنیم و یک امکان مشترک برای آینده به وجود آوریم.
پژوهشگر آیندهپژوهی با تأکید بر اینکه آینده متعلق به جوامعی است که از نوآوری و خلاقیت حمایت میکنند، تصریح کرد: اگر بخواهیم برای آینده سرمایهگذاری کنیم، باید از نوآوران و استعدادهای درخشان آغاز کنیم. چشمانداز یک پروژه اجتماعی و یک داستان مشترک است؛ داستانی که هم آرمان را در خود دارد و هم واقعیت را و میتواند جامعه را به حرکت درآورد.
نصراصفهانی با تشریح ویژگیهای چشمانداز مطلوب، گفت: اگر چشمانداز فقط آرمان باشد، پس از مدتی مردم از آن فاصله میگیرند و اگر تنها بر واقعیت استوار باشد، توان ایجاد حرکت را نخواهد داشت. تحقق چشمانداز پیشفرضهایی مانند تغییر، نوسازی و آمادگی برای ساخت آینده را میطلبد و ساخت آینده نیز امری تدریجی، هنجاری و زمانبر است.
وی با تأکید بر نقش امید اجتماعی در تحقق چشمانداز، گفت: اگر میان ساخت آینده و امید اجتماعی توازن برقرار نشود، اساساً نمیتوان درباره چشمانداز در جامعه سخن گفت و جامعهای که امید عمومی در آن کاهش یافته باشد، توان اندیشیدن به آینده بلندمدت را از دست میدهد. ساخت آینده از جنس همآفرینی، مشارکت اجتماعی و همراه کردن کنشگران، نوابغ و استعدادهای درخشان است.
مدیر گروه آیندهپژوهی مرکز پژوهشهای در پاسخ به این پرسش که «چگونه میتوان در نظام حکمرانی فعلی که متمرکز و سلسلهمراتبی است، فضایی برای چشماندازسازی مشارکتی که ذاتاً تکثرگراست، ایجاد کرد و آیا این دو در تضاد با یکدیگر نیستند؟»، گفت: نمونههایی مانند راهپیمایی اربعین، دفاع مقدس، عید نوروز نمونههایی از داستانهای معناساز جمعی هستند و نشان میدهند که چشمانداز صرفاً به ساختار سیاسی وابسته نیست. حتی در کشورهایی مانند چین با وجود ساختار متمرکز یا حتی در کشورهایی مانند فنلاند، الگوهایی از چشماندازسازی وجود دارد که متناسب با مختصات همان جوامع شکل گرفته است.
وی با تأکید بر اینکه چشمانداز یک پروژه چندبعدی است، اظهار کرد: اگر تنها از منظر سیاست به این پروژه نگاه کنیم، آسیب خواهد دید. هر جامعه متناسب با شرایط خود میتواند امکان خلق آینده را فراهم کند و جامعهای که چشمانداز داشته باشد، میتواند بلندمدت فکر کند.
انتهای پیام

