به گزارش ایسنا، نگرانی از احمق شدن چیز جدیدی نیست. این نگرانی به زمان «سقراط» فیلسوف یونانی بازمیگردد که اصرار داشت نوشتن، حافظه را از بین میبرد و ذهن را ضعیف میکند. سپس ماشین حسابها، رایانهها و GPS آمدند که همه آنها دوباره نگرانیهایی را ایجاد کردند؛ مبنی بر این که ممکن است مهارتهای ذهنی اولیه را فراموش کنیم و در نبرد با تخلیه شناختی شکست بخوریم.
به نقل از فیز، تخلیه شناختی به عمل کاهش تلاش ذهنی با استفاده از ابزارها یا وسایل کمکی بیرونی برای انجام وظایفی گفته میشود که همیشه صرفاً به حافظه یا پردازش داخلی متکی بودهاند. با ظهور هوش مصنوعی، احساس مشابهی مشاهده میشود.
گروهی از پژوهشگران آمریکایی و کانادایی برای بررسی یک پرسش مهم دست به کار شدند. پرسش آنها این بود که آیا هوش مصنوعی ما را احمق میکند. پژوهشگران برای یافتن پاسخ، شواهد علمی موجود درباره چگونگی تأثیر استفاده از هوش مصنوعی برای انجام وظایف ذهنی را بر مغز ما و به ویژه مهارتهای ما بررسی کردند.
پاسخ بله و خیر است. آنها دریافتند که تأثیر هوش مصنوعی تا حد زیادی به نحوه استفاده ما از آن بستگی دارد؛ چه از آن به عنوان جایگزینی برای تفکر استفاده کنیم و چه به عنوان شریکی برای انجام کارمان.
برای مثال، اگر کسی به جای حل کرن یک مسئله ریاضی، از هوش مصنوعی بخواهد که آن را حل کند، تمرین لازم برای ایجاد آن مهارت را از دست میدهد. به طور مشابه، استفاده از هوش مصنوعی برای خلاصه کردن اطلاعات اغلب باعث میشود افراد تلاش کمتری را برای یادگیری صرف کنند. در نتیجه، تمایل دارند که کمتر از آنچه یاد میگیرند به خاطر بسپارند زیرا هوش مصنوعی باید کار سخت جستوجو، سازماندهی و ارزیابی اطلاعات را انجام دهد.
نگرانی بزرگ این است که استفاده از هوش مصنوعی برای فکر کردن به جای ما ممکن است ذهن خودمان را در انجام وظایفی که هوش مصنوعی برای کمک به آنها در دسترس نیست، ضعیفتر کند. دو نکته وجود دارد که باید در نظر گرفته شوند. این دو نکته مهارتها و تواناییهای شناختی اولیه هستند.
مهارتها چیزهایی هستند که ما یاد میگیریم انجام دهیم. آنها دانش مرتبط را با تمرین ترکیب میکنند و ما را قادر میسازند تا وظایف را به طور مؤثر انجام دهیم. با وجود این، تواناییهای ذهنی پایه متفاوت هستند. آنها عملکردهای اساسی و همهمنظوره مغز مانند حافظه کاری و توجه هستند که پایه و اساس یادگیری، توسعه و استفاده از همه مهارتهای خاص ما را فراهم میکنند.
تمرین است که مهارت را میسازد. بنابراین، وقتی تمرین را به هوش مصنوعی واگذار میکنیم، ممکن است هرگز در وهله اول آن مهارت را به دست نیاوریم. حتی مهارتهایی که در آنها تسلط داریم، بدون تمرین منظم رو به زوال میروند. تمرین یکی از قویترین دفاعهای ما در برابر فراموشی است.
پژوهشگران در این پروژه، پژوهشهای موجود درباره علوم شناختی، آموزش، پزشکی و تحقیقات عوامل انسانی را به طور سیستماتیک بررسی کردند. آنها از پژوهشهای انجامشده پیرامون یادگیری ریاضی، جستوجوی اطلاعات آنلاین و غربالگری پزشکی با کمک هوش مصنوعی برای درک چگونگی تأثیر هوش مصنوعی بر نحوه تفکر و یادگیری ما استفاده کردند. پژوهشگران با تمرکز بر مهارتها توانستند بررسی کنند که آیا وقتی قدرت اساسی مغز ما دستنخورده باقی میماند، دانش خاص مربوط به چگونگی انجام کارها را از دست میدهیم یا خیر.
پژوهشگران دریافتند که این اثرات منفی محتمل هستند اما اجتنابناپذیر نیستند. در عین حال، هنوز خیلی زود است که بدانیم تکیه بر هوش مصنوعی در بلندمدت چه معنایی خواهد داشت. شواهد کنونی نشان میدهند که همه چیز به نحوه استفاده ما از هوش مصنوعی بستگی دارد. هوش مصنوعی در صورت استفاده درست میتواند یادگیری را افزایش دهد. استفاده درست به معنای فکر کردن هوش مصنوعی به جای ما نیست، بلکه به معنای همکاری با ما به عنوان یک همکار و منبع بازخورد است.
تأثیر واقعی هوش مصنوعی بر مهارتها و تواناییهای شناختی ما تا زمانی که پژوهشهای بلندمدت، نحوه استفاده افراد از آن را در وظایف و حرفههای گوناگون پیگیری نکنند، مشخص نخواهد شد.
این پژوهش در مجله «Trends in Cognitive Sciences» به چاپ رسید.
انتهای پیام

