محمود هوشیارفرد در گفتوگو با ایسنا با اشاره به ابعاد مختلف سیاستهای وارداتی در حوزه برنج، اظهار کرد: تحلیل ممنوعیت یا محدودیت واردات برنج، به دلیل ماهیت استراتژیک این محصول، موضوعی پیچیده است که ابعاد امنیت غذایی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی گستردهای دارد. در ایران، برنج نهتنها یک کالای اساسی، بلکه بخشی از فرهنگ غذایی مردم و منبع تامین معیشت هزاران کشاورز، بهویژه در استانهای گیلان و مازندران، به شمار میرود. از این رو، برای درک صحیح این مسئله باید از زوایای مختلف، از امنیت غذایی و حمایت از تولید داخلی گرفته تا کنترل تورم و ثبات قیمتها در بازار مصرف، به آن نگریست.
وی با بیان اینکه دولتها معمولا با هدف حمایت از معیشت شالیکاران محدودیتهایی را برای واردات برنج اعمال میکنند، افزود: مهمترین دلایل این محدودیتها، حمایت از کشاورزان داخلی و حفاظت از امنیت غذایی کشور است. برنج یک کالای استراتژیک محسوب میشود و واردات بیرویه یا عرضه برنج خارجی با قیمت پایین میتواند سودآوری شالیکاران را کاهش داده و آنان را به سمت ترک کشت برنج سوق دهد. ورود برنج ارزانقیمت موجب افت قیمت خرید محصول داخلی میشود و در نتیجه، کشاورزان ممکن است از ادامه کشت برنج منصرف شده و به سمت محصولات آببر یا صنعتی حرکت کنند که در بلندمدت امنیت غذایی کشور را با تهدید مواجه خواهد کرد.
دولت باید میان حمایت از تولیدکننده و حمایت از مصرفکننده تعادل برقرار کند
عضو هیئت علمی مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی گیلان ادامه داد: شالیکاران در حال حاضر با چالشهای متعددی از جمله کمبود آب، افزایش هزینه نهادههای تولید، رشد قیمت کود و آفتکشها مواجه هستند. از سوی دیگر، وابستگی بیش از حد به واردات کالاهای اساسی مانند برنج، کشور را در برابر نوسانات قیمت جهانی، تغییرات اقلیمی در کشورهای صادرکننده و همچنین تنشهای سیاسی آسیبپذیرتر میکند. علاوه بر این، مدیریت واردات برنج میتواند به تخصیص بهینه منابع ارزی کمک کند تا ارز کشور صرف تامین کالاهای سرمایهای و سایر نیازهای حیاتی شود.
عضو کارگروه ایمنی و سلامت محصول برنج استان در ادامه با اشاره به پیامدهای منفی محدودیتهای شدید وارداتی اظهار کرد: از منظر بازار مصرف و اقتصاد کلان، اعمال محدودیتهای شدید و ناگهانی بر واردات برنج میتواند آثار نامطلوبی به همراه داشته باشد. هرگاه مجموع عرضه برنج، شامل تولید داخلی و واردات، کمتر از میزان تقاضای بازار باشد، قیمتها به شدت افزایش مییابد. در واقع، هرگونه محدودیتی که منجر به کاهش عرضه شود، زمینه جهش قیمت در بازار را فراهم میکند و این افزایش قیمت، مستقیما سبد معیشت اقشار کمدرآمد را تحت تاثیر قرار میدهد.
وی افزود: محدودیتهای شدید معمولا زمینهساز انباشت برنج در انبارها، ایجاد بازار سیاه توسط واسطهها و افزایش قاچاق میشود. دلالان با کنترل عرضه، قیمتها را بهصورت مصنوعی افزایش میدهند و قاچاق نیز علاوه بر کاهش درآمدهای ارزی، امکان نظارت بر کیفیت و سلامت برنج وارداتی را از بین میبرد. از سوی دیگر، کاهش واردات میتواند رقابتپذیری را نیز کاهش دهد، زیرا نبود برنج وارداتی رقابتی، انگیزه تولیدکنندگان داخلی برای ارتقای کیفیت یا کاهش هزینههای تولید را تضعیف میکند.
هوشیارفرد با تاکید بر اینکه دولت باید میان حمایت از تولیدکننده و حمایت از مصرفکننده تعادل برقرار کند، گفت: سیاستگذاری موفق به معنای انتخاب میان واردات کامل یا ممنوعیت کامل نیست، بلکه باید بر پایه واردات هوشمند استوار باشد. سیاست صحیح آن است که واردات صرفا برای پوشش شکاف میان میزان تولید داخلی و نیاز مصرف سالانه کشور انجام شود.
اهمیت زمانبندی واردات و کیفیت برنج وارداتی
وی خاطرنشان کرد: زمانبندی واردات و کیفیت برنج وارداتی نیز از اهمیت ویژهای برخوردار است. واردات نباید همزمان با فصل برداشت محصول داخلی انجام شود، زیرا این امر به قیمت محصول کشاورزان آسیب میزند. در مقابل، عرضه برنج وارداتی باید در دورههای کمبود یا شرایط بحرانی صورت گیرد. همچنین، واردات باید به گونهای مدیریت شود که زمینه ورود برنجهای باکیفیت و ارتقای استانداردهای تولید داخلی را فراهم کند.
عضو کارگروه ایمنی و سلامت محصول برنج استان گیلان درباره عوامل مؤثر بر تصمیمگیری در زمینه محدودیت واردات برنج اظهار کرد: دولتها هنگام تصمیمگیری درباره محدودیت یا آزادسازی واردات، عواملی همچون هزینه تمامشده تولید داخلی، میزان ذخایر استراتژیک، وضعیت منابع ارزی، نوسانات نرخ ارز و شرایط اقلیمی را مورد توجه قرار میدهند. اگر قیمت تمامشده تولید داخلی به دلیل افزایش هزینه نهادهها فاصله زیادی با قیمت جهانی داشته باشد، ممنوعیت واردات میتواند زمینهساز بروز بحرانهای اجتماعی شود. در مقابل، اگر ذخایر استراتژیک کشور کافی باشد، امکان مدیریت و محدودسازی واردات وجود خواهد داشت.

وی افزود: اگر واردات به گونهای انجام شود که قیمت خرید محصول از کشاورز کمتر از هزینه تمامشده تولید باشد، صنعت برنج داخلی با خطر جدی فروپاشی مواجه خواهد شد. واردات برنج نیازمند تخصیص ارز، اعم از ارز دولتی یا آزاد، است و رابطه میان نرخ ارز و واردات برنج، رابطهای مستقیم، پیچیده و دوطرفه محسوب میشود که بهطور مستقیم بر سه رکن اصلی اقتصاد یعنی تولید، بازار و مصرف اثر میگذارد. نوسانات نرخ ارز نیز یکی از مهمترین عوامل تعیینکننده قیمت محصولات کشاورزی در سبد غذایی خانوارهاست.
هوشیارفرد ادامه داد: تغییرات نرخ ارز بر هزینه واردکنندگان، قیمت نهایی برنج، تورم وارداتی، استراتژی فعالان حوزه واردات و همچنین میزان رقابتپذیری برنج داخلی تاثیرگذار است. در شرایطی که نرخ ارز به شدت افزایش یابد، واردات یا متوقف میشود یا با هزینه بسیار بالا انجام میگیرد؛ در نتیجه فشار بیشتری به مصرفکنندگان وارد خواهد شد، هرچند کشاورزان داخلی فرصت بیشتری برای عرضه محصول پیدا میکنند، اما همچنان با هزینههای بالای تولید روبهرو هستند. در مقابل، اگر نرخ ارز پایین یا ثابت باشد، واردات برنج با سهولت و قیمت پایینتری انجام میشود که به نفع مصرفکننده است، اما سودآوری کشاورزان داخلی را کاهش داده و احتمال ترک کشت و حتی فروش زمینهای کشاورزی را افزایش میدهد.
تیغ دو لبه واردات برنج
وی تاکید کرد: برای مدیریت این وضعیت، بهترین راهکار آن است که دولت علاوه بر مدیریت واردات، با ایجاد ثبات در نرخ ارز و تامین نهادههای کشاورزی با نرخ مناسب، تعادلی میان قیمت قابل قبول برای مصرفکننده و سودآوری تولیدکننده ایجاد کند.
این عضو هیئت علمی همچنین با اشاره به تاثیر شرایط اقلیمی بر سیاستهای وارداتی گفت: خشکسالیها یا بارشهای سیل آسا در زمان رسیدن محصول، میزان برداشت برنج را تحت تاثیر قرار میدهد و در نتیجه بر میزان نیاز کشور به واردات نیز اثرگذار خواهد بود.
هوشیارفرد اظهار کرد: هر تصمیمی، چه در زمینه واردات و چه در زمینه محدودیت واردات برنج، میتواند هم راهحل باشد و هم منشا بروز مشکلات، به عبارت دیگر، واردات برنج یک تیغ دولبه است. بهترین راهبرد، اجرای سیاست واردات هوشمند، کنترلشده، مدیریتشده و فصلی است. این نوع واردات باید به گونهای برنامهریزی شود که از یک سو قیمت برنج برای مصرفکننده در سطحی قابل تحمل حفظ شود، از سوی دیگر سودآوری کشاورزان داخلی تضمین گردد و در نهایت از خروج بیرویه ارز جلوگیری شود.
وی تصریح کرد: واردات باید زمانی انجام شود که ذخایر ملی کاهش یافته و برنج داخلی در انبارها موجود نباشد؛ یعنی خارج از فصل برداشت، یا زمانی که قیمت برنج داخلی از سطح متعارف فراتر میرود. در چنین شرایطی، واردات باید با در نظر گرفتن قیمت کف برای حمایت از کشاورزان انجام شود.
هوشیارفرد در پایان تاکید کرد: دولت باید حمایت مستقیم از تولید را در دستور کار قرار دهد. به جای آنکه صرفا از طریق محدود کردن واردات از کشاورزان حمایت شود، لازم است با پرداخت یارانه نهادههای تولید، هزینههای تولید کاهش یابد تا برنج داخلی بهصورت طبیعی توان رقابت با برنج وارداتی را پیدا کند. همچنین، کنترل دقیق واردات غیررسمی برنج و تقویت نظارت بر مرزها برای جلوگیری از ورود برنج قاچاق ضروری است، زیرا قاچاق علاوه بر آسیب به تولیدکنندگان داخلی، امکان نظارت بر کیفیت و سلامت برنج وارداتی را نیز از دولت سلب میکند.
انتهای پیام

