به گزارش ایسنا، شبکه المیادین در گزارشی نوشت: ماده پنج «یادداشت تفاهم اسلامآباد» میان تهران و واشنگتن مبتنی بر این مسئله بود که ایران تمهیدات لازم را برای تضمین عبور امن کشتیهای تجاری در مسیر میان خلیج فارس و دریای عمان در هر دو جهت به مدت ۶۰ روز فراهم آورد؛ مشروط بر آنکه تردد کشتیها با هماهنگی عمان و کشورهای حوزه خلیج فارس سازماندهی شود.
همزمان، ایران و عمان مذاکراتی را برای توافق بر سر سازوکاری جهت مدیریت تردد کشتیهای تجاری در تنگه هرمز و همچنین اقدامات مربوط به اخذ عوارض آغاز کردند. با این حال، هیچیک از این اقدامات شامل مشارکت ایالات متحده در مدیریت تنگه یا سهیم شدن در درآمدهای احتمالی آن نمیشد.
در همین راستا، واشنگتن تلاش کرد تا پیش از دستیابی ایران و عمان به هرگونه توافقی پیرامون مدیریت این شریان حیاتی انرژی، با اقدامی سریع، یک مسیر کشتیرانی در بخش جنوبی تنگه و در نزدیکی سواحل عمان ایجاد کند.
علاوه بر این، خبرگزاری عمان خبر داد که این کشور با سازمان بینالمللی کشتیرانی هماهنگیهای لازم را انجام داده است تا یک کریدور دریایی موقت را برای تمامی کشتیهای در حال تردد در تنگه هرمز فراهم آورد.
با توجه به این مسائل ایالات متحده تلاش کرد تا تلاشهای ایران برای ایجاد یک چارچوب قانونی منطقهای برای مدیریت بلندمدت تنگه را ناکام بگذارد.
با این حال، ایران بر حق حاکمیت خود برای مدیریت تنگه با مشارکت سایر کشورهای ساحلی، به استثنای کشورهای غیرمنطقهای و در صدر آنها ایالات متحده اصرار دارد.
در این راستا، تهران همچنان به مذاکرات با مسقط ادامه میدهد؛ اخیرا در ۲۴ ژوئیه، یک هیئت عمانی برای بحث در مورد این موضوع به تهران سفر کرد.
ایران تأکید دارد که هرگونه اقدامات آتی برای مدیریت تردد ترانزیتی باید از طریق رایزنی مستقیم میان ایران و عمان و با در نظر گرفتن تحولات امنیتی اخیر در منطقه و پیامدهای آن برای امنیت این کریدور دریایی صورت گیرد.
تضعیف مناطق ساحلی ایران و طرحهای احتمالی برای عملیات زمینی
با وجود اصرار واشنگتن بر ایمن بودن کریدور جنوبی جدید و درخواستهایش از نفتکشها و کشتیها برای استفاده از آن حملات به نفتکشهای متعدد بار دیگر ناامنی را تشدید کرده و سایهای بر عبور کشتیها افکنده است.
در پی آن، نیروهای آمریکایی حملاتی را علیه جنوب ایران آغاز کردند و هدف از آن را تضعیف توانایی تهران برای انجام حمله در تنگه هرمز یا مختل کردن تردد دریایی اعلام کردند. با این حال، تاکنون مشخص شده است که این عملیاتها به اهداف اعلام شده خود دست نیافتهاند چرا که ایران بهسرعت به هرگونه تجاوزی پاسخ داده و عملا تردد در تنگه هرمز را تقریبا به طور کامل متوقف کرده است.
تحلیلگران این عملیاتها را بخشی از راهبردی گستردهتر برای اعمال کنترل ایالات متحده بر این تنگه از طریق اقدام نظامی میدانند. این امر با گزارشهای فاششده توسط رسانههای غربی در خصوص بحثهای داخلی کاخ سفید پیرامون احتمال انجام حملهای برای اشغال جزیره راهبردی خارگ ایران همخوانی دارد.
با این حال، این بحثها به ویژه با توجه به مخالفتهای قابل توجه با طرحی شامل عملیات زمینی که نیروهای آمریکایی را در معرض خطر قرار میدهد تاکنون جدیت چندانی نداشتهاند.
در نتیجه، واشنگتن در تلاش است در سطوح سیاسی و نظامی مانع از آن شود که تهران کنترل خود را بر تنگه هرمز در میدان اعمال کند و بدین ترتیب یک برگ برنده کلیدی را که در اختیار دارد، از دست بدهد.
در پاسخ، تهران برای مقابله با هرگونه تجاوز به خاک خود اقدام میکند و هدف آن تقویت بازدارندگی با افزایش هزینه اقدام نظامی برای واشنگتن است.
از سوی دیگر نیروهای مسلح یمن روزانه پایگاهها و مواضع نظامی آمریکا مستقر در کشورهای عرب حوزه خلیج فارس را در تلافی حملات روزانه به خاک خود هدف قرار میدهند.
علاوه بر این، ایران دامنه حملات خود را در منطقه گسترش داده و چندین پایگاه نظامی ایالات متحده در اردن که منجر به کشته شدن چندین سرباز آمریکایی شد و همچنین پایگاه ایالات متحده در التنف سوریه را هدف قرار داده است.
دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا هرگونه آسیب به کشتیهایی که از تنگه هرمز عبور میکنند را به حملات به تأسیسات و پلهای حیاتی ایران مرتبط دانست و در پاسخ تهران متعهد شده است که با هدف قرار دادن زیرساختها و پلها در سراسر منطقه، از جمله تأسیسات انرژی که ایالات متحده در آنها منافعی دارد، پاسخ بدهد.
علیرغم تمایل ایالات متحده به گزینه نظامی، افراد برجستهای در داخل کشور این سوال را مطرح میکنند که آیا چنین اقدامی میتواند به نتیجهای قاطع در تنگه هرمز برسد یا نفوذ ایران بر این تنگه را از بین ببرد.
جی. دی. ونس، معاون رئیس جمهور آمریکا در اظهاراتی در ماه ژوئیه گفت: شما میتوانید آنها را بمباران کنید، رادارهایشان را نابود کنید و برخی از پهپادها و موشکهایشان را از کار بیندازید اما هدف قرار دادن کشتیها در تنگه باریکی مانند این بسیار آسان است. نیروی نظامی به تنهایی مشکل را حل نمیکند؛ به همین دلیل است که ما باید آماده گفتوگو و نشستن برای یافتن راهحل و یک مکانیسم کارآمد باشیم.
تلاش آمریکا برای کاستن از اهمیت و نقش تنگه هرمز
در همین حال، دولت آمریکا در تلاش است تا با ایجاد مسیرهای تجاری جایگزین، از اهمیت راهبردی و بلندمدت تنگه هرمز بکاهد؛ اقدامی که حتی در صورت تداوم کنترل تهران بر این تنگه، توانایی آن را برای اعمال نفوذ در همان سطح پیشین بر اقتصاد جهانی سلب خواهد کرد.
در چنین شرایطی، پروژه «آیمک» (IMEC) که در اجلاس گروه ۲۰ در سپتامبر ۲۰۲۳ معرفی شده بود بار دیگر مورد توجه قرار گرفته است؛ طرحی که با هدف اتصال یکپارچه سه مورد از بلوکهای اقتصادی با سریعترین نرخ رشد در جهان، از طریق یک شبکه زیرساختی چندوجهی، تدوین شده بود.
شبکه حملونقل به دو شاخه عملیاتی متمایز تقسیم میشود:
اول، کریدور شرقی: مراکز دریایی هند مثل بمبئی و سازمان بندر جواهرلعل نهرو (JNPA) را از طریق دریای عرب و با واسطه بنادر امارات مانند جبلعلی به خلیج فارس متصل میکند.
دوم، کریدور شمالی: یک شبکه گسترده ریلی و زمینی که از منطقه خلیج فارس، با عبور از عربستان و اردن، به بندر حیفا در اراضی اشغالی امتداد مییابد؛ جایی که مسیرهای دریایی از طریق دریای مدیترانه به دروازههای اروپایی همچون بندر پیرائوس در یونان، متصل میشوند.
کریدوری جایگزین از طریق همکاری ترکیه و عراق
علاوه بر این، تام باراک، نماینده ویژه رئیسجمهور آمریکا در امور سوریه و عراق، چند روز پیش گفت که علی فالح الزیدی، نخستوزیر عراق، طرحی را در دست دارد که نقشه حملونقل و انرژی منطقه را دگرگون خواهد کرد و تنگه هرمز را ظرف دو سال به موضوعی ثانویه بدل میسازد.
وی توضیح داد که طرح الزیدی بر پایه هماهنگی نزدیک با سوریه، اردن، ترکیه، لبنان و مصر استوار است و هدف آن ایجاد شبکهای از پیوندهای جغرافیایی و اقتصادی است که مسیرهای آبی سنتی را دور میزند.
وی افزود: با گنجاندن ترکیه، آذربایجان، ترکمنستان و آسیای مرکزی در محور کریدور میانی که بینالنهرین را به شام و خلیج فارس متصل میکند میتوان مقادیر زیادی گاز را به عنوان یک جایگزین تجاری به اروپا عرضه کرد.
احیای راهآهن حجاز
همزمان، ترکیه اخیرا از پروژهای برای احداث خط راهآهنی خبر داده است که ترکیه را از طریق عبور از چندین کشور منطقه، به عربستان متصل میکند.
عبدالقادر اورالاوغلو، وزیر حملونقل و زیرساخت ترکیه در گفتوگو با شبکه ترکیهای TRT پیرامون این طرح گفت: پروژههای اتصال ریلی منطقهای که در پی توسعه آنها با شرکای خود در منطقه هستیم، یک جایگزین راهبردی و اجتنابناپذیر برای تضمین امنیت زنجیرههای واردات جهانی محسوب میشوند.
وی افزود: در شرایطی که کریدورها و تنگههای حیاتی دریایی با تنشهای امنیتی و نظامی تهدیدکننده کشتیرانی مواجه میشوند، مسیرهای زمینی و شبکههای ریلی مدرن در سطح منطقه به گزینهای امن و سریع برای تضمین تداوم جریان کالا تبدیل میشوند. این امر جایگاه لجستیکی ترکیه و کشورهای همسایه را به عنوان قطبی راهبردی در اقتصاد جهانی تقویت میکند.
در همین راستا، تلاشهای متعددی برای یافتن جایگزینهای بلندمدت برای تنگه هرمز در جریان است؛ تلاشهایی که ایالات متحده گاهی مستقیما در آنها مشارکت دارد و گاهی نقشی غیرمستقیم و در پسزمینه ایفا میکند.
هرمز بین چشماندازهای ایران و آمریکا
برای درک ماهیت درگیری بر سر تنگه هرمز، باید انگیزههای دو طرف متخاصم ایران و ایالات متحده در مورد کنترل یا مشارکت در مدیریت کشتیرانی از طریق هرمز را درک کرد.
از دیدگاه ایالات متحده، واشنگتن، تهران را به عنوان اهرمی برای فشار بر اقتصاد جهانی در راستای دستیابی به اهداف سیاسی میبیند.
این امر به وضوح در بیانیهای که پیت هگست، وزیر جنگ ایالات متحده، در جریان شهادت رسمی در برابر کنگره در ژوئیه ۲۰۲۶ بیان کرد، مشهود است. وی گفت: واشنگتن مدتهاست که تنظیم و حفاظت از ترافیک از طریق تنگه را برای محافظت از شریان حیاتی انرژی جهانی و جلوگیری از باج گیری تهران از بازارها بر عهده گرفته است.
مارکو روبیو، وزیر امور خارجه نیز مدعی شد: ما به حفاظت از حمل و نقل دریایی ادامه خواهیم داد و از هر فرصتی برای از بین بردن و کاهش توانایی ایران در هدف قرار دادن حمل و نقل جهانی و جلوگیری از اختلال در زنجیرههای واردات استفاده خواهیم کرد.
در همین حال، تهران تنگه هرمز را سنگ بنای امنیت ملی خود میداند؛ امنیتی که باید از هرگونه دخالت خارجی محافظت شود و مدیریت آن را یک حق حاکمیتی میداند.
محسن رضایی، مشاور نظامی رهبر انقلاب اسلامی ایران تأکید کرد: تنگه هرمز یکی از ارکان اصلی امنیت ملی ایران است و اهمیت راهبردی آن برای کشور، از اهمیت دهها بمب اتمی فراتر میرود. ایران برای حفاظت از این تنگه از تمامی ابزارهای موجود بهره خواهد گرفت و به هیچ قدرت بیگانهای اجازه نخواهد داد که کنترل مسیرهای کشتیرانی آن را در دست گیرد.
افزون بر این، تهران هرگونه لطمه به حق خود برای مدیریت این تنگه با مشارکت مسقط در چارچوب هرگونه توافق احتمالی در آینده را رد میکند؛ در واقع، این نبرد دیپلماتیک را بخشی از تلاش برای دفاع از این حق و حفاظت از یکی از ارکان حیاتی امنیت ملی میداند.
از اینجا میتوان استنباط کرد که ایران تنگه هرمز را به عنوان یک منفعت ملی میبیند که باید حفظ شود چه از طریق نظامی و چه از طریق مذاکره نه یک اهرم فشار برای معامله بر سر مسائل دیگر.
همچنین میتوان از مطالب فوق نتیجه گرفت که ایالات متحده در کوتاهمدت تلاش میکند تا از تسلط ایران بر یک شریان حیاتی در قلب غرب آسیا جلوگیری کند.
با این حال، واشنگتن در بلندمدت تلاش میکند تا جایگزینهایی برای این تنگه بیابد و تهران را از اهرم فشاری که در اختیار دارد محروم سازد؛ آن هم در شرایطی که تهران همچنان کنترل خود را بر این گذرگاه راهبردی حفظ کرده است. با وجود این، نتیجه تمامی این تلاشها همچنان نامعلوم است، بهویژه با در نظر گرفتن تردیدهایی که درباره توانایی پذیرش هزینههای گزینههای کوتاهمدت یا مقاومت تا زمان تحقق جایگزینهای بلندمدت وجود دارد.
انتهای پیام

