به مناسبت روز ملی کارآفرینی و آموزشهای فنی و حرفهای، ایسنا با تنی چند از زنان کارآفرین فعال در حوزه صنایع دستی به منظور بررسی مسیر ورود آنان به عرصه کارآفرینی، چالشها و فرصتهای پیشرو، نقش صنایع دستی در اشتغالزایی و توانمندسازی زنان و راهکارهای توسعه این حوزه به گفت وگو نشست.
کارآفرینی در صنایعدستی بدون شناخت اقتصاد هنر ممکن نیست
ناهید گازرانی، مدیر خانه صنایع دستی ایران در گفتوگو با ایسنا با تشریح مسیر ورود خود به عرصه کارآفرینی در حوزه صنایع دستی، اظهار کرد: نقطه آغاز این مسیر از زمانی شکل گرفت که خودم به عنوان یک هنرمند برای تأمین معیشت ناچار بودم آثارم را به فروش برسانم. در طول سالها فعالیت، همواره با این پرسش مواجه بودم که چرا با وجود صرف زمان، انرژی و خلق اثر، فروش آثار هیچگاه رضایتبخش نیست و هنرمند باید علاوه بر تولید، دغدغه بازاریابی و فروش را نیز بر دوش بکشد.
وی ادامه داد: همین مسئله باعث شد به این نتیجه برسم که اگر افرادی به صورت تخصصی در حوزه اقتصاد هنر فعالیت کنند و نقش واسطه میان هنرمند و مخاطب را برعهده بگیرند، بسیاری از مشکلات فروش برطرف خواهد شد. از همین رو تصمیم گرفتم دانش کسبوکار را به صورت حرفهای فرا بگیرم و در کنار فعالیت هنری، آموزشهای مدیریتی و کسبوکار را نیز دنبال کنم، تا بتوانم از جایگاه یک هنرمند به مدیری در حوزه اقتصاد هنر تبدیل شوم.
مدیر خانه صنایع دستی ایران اضافه کرد: در ادامه این مسیر متوجه شدم که علاقهام تنها به فروش آثار صنایع دستی محدود نمیشود، بلکه بیش از هر چیز دغدغه کارآفرینی اجتماعی دارم. به همین دلیل تلاش کردم آن را با اشتغال اقشار آسیبپذیر پیوند بزنم. در این راستا، کارگاههای خانگی، کارگاههای کوچک و حتی مراکز ترک اعتیاد را به بستری برای آموزش و اشتغال تبدیل کردیم، تا افرادی که دوران درمان یا بازتوانی خود را پشت سر گذاشتهاند، بتوانند از این طریق، وارد چرخه اقتصادی و اجتماعی شوند و زندگی خود را از نو بسازند.
گازرانی با بیان اینکه این مسیر نتیجه یک فرآیند طولانی است، خاطرنشان کرد: آنچه امروز به عنوان فعالیت خانه صنایع دستی ایران شناخته میشود، حاصل بیش از ۳۰ سال تجربه، آزمون و خطا، عشق و دغدغهمندی است و هر مرحله از این مسیر، زمینهساز گام بعدی شده است.
وی درباره تعداد افرادی که امروز با مجموعه تحت مدیریت او همکاری میکنند، اظهار کرد: در حال حاضر حدود ۵۰ نفر به صورت مستقیم و غیرمستقیم با مجموعه همکاری دارند که بیش از ۹۰ درصد آنان را زنان تشکیل میدهند. البته این آمار همواره متغیر است، زیرا فعالیت در بخش خصوصی با فراز و نشیبهای فراوانی همراه بوده و شرایط اقتصادی به طور مستقیم بر تعداد نیروهای فعال تأثیر میگذارد.

این کارآفرین حوزه صنایع دستی با اشاره به کاهش ظرفیت فعالیتهای کارآفرینی اجتماعی، اضافه کرد: تا سال گذشته، بیش از یکصد نفر تنها در بخش کارآفرینی اجتماعی و از طریق کارگاههای خانگی تحت حمایت ما فعالیت میکردند، اما متأسفانه به دلیل مشکلات اقتصادی و کاهش حمایتها از مجموعههای خصوصی، ادامه این روند امکانپذیر نبود و بسیاری از این فعالیتها متوقف شد. نبود حمایت مؤثر از کسبوکارهای کوچک و اجتماعی موجب شده است که امروز با دشواری فراوان بتوانیم همین تعداد محدود از هنرمندان را کنار هم نگه داریم. این مسئله تنها مختص مجموعه ما نیست و بسیاری از فعالان بخش خصوصی با چنین چالشهایی روبهرو هستند.
وی درباره ویژگیهای لازم برای تبدیل شدن یک هنرمند به کارآفرین، اظهار کرد: نخستین شرط، شناخت کسبوکار و اقتصاد هنر است. هنرمند اگر میخواهد فعالیت اقتصادی موفقی داشته باشد، باید با اصول مدیریت، بازار و فروش آشنا باشد. علاوه بر دانش کسبوکار، کارآفرین باید فردی صبور، مقاوم و جانسخت باشد، زیرا مسیر کارآفرینی با مشکلات و چالشهای فراوان همراه است. در حوزه کارآفرینی اجتماعی نیز علاوه بر این ویژگیها، عشق به تأثیرگذاری بر زندگی انسانها اهمیت زیادی دارد، چراکه این حوزه بدون انگیزه و علاقه عمیق قابل ادامه نیست.
گازرانی درباره مهمترین چالش امروز صنایع دستی کشور ادامه داد: بزرگترین مشکل این حوزه، فروش محصولات است. صنایع دستی از نظر کیفیت، اصالت و ظرفیت فرهنگی با کمبود مواجه نیست، بلکه مشکل اصلی، معرفی نشدن مناسب و دشواری دسترسی به بازار است. شرایط اقتصادی کشور نیز بر این مسئله تأثیر گذاشته، اما اگر مسئولان، صنایع دستی را به عنوان یک ضرورت فرهنگی و اقتصادی بپذیرند و برای آن سهم مشخصی در بازار داخلی و حتی سبد خرید خانوار تعریف کنند، بسیاری از مشکلات فروش برطرف خواهد شد.
این کارآفرین حوزه صنایع دستی با تأکید بر اینکه هنرمندان تنها برای سرگرمی به تولید صنایع دستی نمیپردازند، تصریح کرد: بسیاری از هنرمندان تمام زندگی خود را صرف حفظ هنرهای بومی و سنتی کردهاند و این فعالیت نقش مهمی در حفظ هویت فرهنگی کشور دارد. بنابراین صنایع دستی نباید صرفاً یک کالای تزئینی تلقی شود، بلکه باید به عنوان بخشی از مسئولیت اجتماعی و فرهنگی مورد حمایت قرار گیرد.

گازرانی درباره نقش فضای مجازی در توسعه کسبوکارهای صنایع دستی، خاطرنشان کرد: فروش آنلاین و حضور در فضای مجازی تأثیر بسیار مثبتی بر توسعه بازار محصولات داشته و توانسته مخاطبان گستردهتری را با آثار هنرمندان آشنا کند، اما تجربه نشان داده که این فضا نیز ثبات لازم را ندارد. قطع اینترنت، محدودیتهای فضای مجازی و تغییر الگوریتمهای شبکههای اجتماعی باعث میشود بخشی از زحمات و مخاطبانی که طی مدت طولانی به دست آمدهاند، از بین بروند. بنابراین اگرچه فضای مجازی ابزار مهمی برای توسعه بازار است، اما نمیتوان تمام برنامهریزی اقتصادی را بر آن استوار کرد.
مدیر خانه صنایع دستی ایران خطاب به دختران و زنان جوان علاقهمند به صنایع دستی، گفت: مهمترین توصیه من به این افراد، این است که به دنبال علاقه و عشق خود بروند، اما در عین حال برای سختیهای این مسیر نیز آماده باشند. نباید انتظار داشت که فعالیت هنری در مدت کوتاهی به نتیجه اقتصادی برسد. همانطور که افراد سالها برای تحصیل در دانشگاه زمان و هزینه صرف میکنند، فعالیت حرفهای در هنر نیز نیازمند صبر، آموزش و پشتکار است. همچنین، اگر هنرمندان جوان از تجربه پیشکسوتان بهره بگیرند، با شناخت بیشتری وارد بازار شوند و در کنار علاقه، دانش اقتصاد هنر را نیز بیاموزند، میتوانند آینده موفقتری برای خود و صنایع دستی کشور رقم بزنند.
بازارهای جهانی، فرصت مغفول کارآفرینی در صنایعدستی
زهرا جابر، کارآفرین حوزه صنایعدستی و فعال در زمینه نگارگری و مینای چوب، درباره آغاز فعالیت خود در حوزه صنایعدستی، اظهار کرد: زمانی که من فعالیت خود را آغاز کردم، مفهوم کارآفرینی به گستردگی امروز مطرح نبود و بیشتر به دنبال ایجاد یک شغل برای خودم و کسب درآمد بودم. در آن مقطع، هدف اصلی من خوداشتغالی بود و نگاه اقتصادی بر فعالیتم غلبه داشت، اما هرچه در این مسیر پیش رفتم، احساس کردم مسئولیتی فراتر از درآمدزایی بر دوش من قرار گرفته است. به تدریج این باور در من شکل گرفت، که هنرهای سنتی ایران ظرفیت بسیار بالایی برای دیده شدن در سطح جهان دارند، اما لازمه تحقق این موضوع، داشتن نگاهی نو و متناسب با نیازهای امروز جامعه است.
این کارآفرین حوزه صنایعدستی با بیان اینکه همین نگاه سبب شد فعالیتش از یک کسبوکار شخصی به یک رسالت فرهنگی تبدیل شود، اضافه کرد: احساس کردم تنها تولید یک محصول هنری کافی نیست و باید برای زنده نگه داشتن هنرهای اصیل ایرانی نیز تلاش کنم. بسیاری از هنرهای ارزشمند کشورمان به مرور زمان کمتر دیده شدهاند و اگر نسل جدید برای احیای آنها قدم برندارد، ممکن است بخشی از این میراث ارزشمند به فراموشی سپرده شود.
جابر یکی از مهمترین انگیزههای خود را ایجاد اشتغال برای زنان دانست و افزود: به عنوان یک زن، محدودیتهایی را که بسیاری از بانوان برای حضور در بازار کار با آن مواجه هستند، از نزدیک دیدهام. برخی از بانوان متأهل به دلیل مسئولیتهای خانوادگی امکان فعالیت خارج از منزل را ندارند و بسیاری از دختران جوان نیز به دلایل مختلف فرصت ورود به بازار کار را پیدا نمیکنند. همین موضوع باعث شد به این فکر بیفتم، که میتوان از ظرفیت صنایعدستی برای ایجاد اشتغال در منزل استفاده کرد.

وی خاطرنشان کرد: امروز بسیاری از بانوان سرپرست خانوار و دختران جوان از طریق همکاری با مجموعه ما به درآمد رسیدهاند. بخشی از آنها در کارگاه فعالیت میکنند و بخشی دیگر نیز در منزل مشغول تولید محصولات هستند. این موضوع علاوه بر ایجاد استقلال مالی، موجب افزایش اعتماد به نفس و احساس ارزشمندی در میان این بانوان شده است. علاوه بر اشتغالزایی، معرفی فرهنگ و هنر ایران به دنیا نیز از اهداف اصلی ما بوده است. باور دارم صنایعدستی تنها یک کالا نیست، بلکه روایتگر تاریخ، فرهنگ و هویت یک ملت است و هر محصول میتواند سفیر هنر ایرانی در کشورهای مختلف باشد.
جابر درباره مهمترین چالشهای آغاز مسیر کارآفرینی، ادامه داد: در سالهای ابتدایی فعالیت، تولیدکننده نبودیم و بیشتر آثار هنرمندان دیگر را جمعآوری و عرضه میکردیم، اما زمانی که تصمیم گرفتیم صفر تا صد تولید محصولات را خودمان انجام دهیم، با چالشهای متعددی روبهرو شدیم. مهمترین مشکل، کمبود سرمایه بود؛ راهاندازی کارگاه، تهیه تجهیزات، خرید مواد اولیه و فراهم کردن فضای مناسب برای فعالیت نیروها، همگی نیازمند سرمایه قابل توجهی بود که در اختیار نداشتیم.
جسارت، مهمترین سرمایه آغاز یک کسبوکار
وی با اشاره به نقش جسارت در آغاز یک کسبوکار، خاطرنشان کرد: شاید سرمایه مالی زیادی نداشتیم، اما جسارت آغاز کردن را داشتیم. همین جسارت باعث شد با حداقل امکانات کار را شروع کنیم. در واقع سرمایه ما، اعتماد به تواناییهایمان بود. فعالیت تولیدی خود را از یکی از اتاقهای منزل آغاز کردیم، زیرا امکان اجاره کارگاه مستقل را نداشتیم. بسیاری از کسبوکارهای موفق از امکانات محدود آغاز شدهاند و تجربه ما نیز نشان داد اگر اراده و پشتکار وجود داشته باشد، محدودیتها مانع ادامه مسیر نخواهند شد.
جابر با اشاره به چالشهای فرهنگی در مسیر توسعه کسبوکار خود، تاکید کرد: یکی دیگر از دشوارترین بخشهای فعالیت ما، تغییر نگاه جامعه نسبت به صنایعدستی بود. در سالهای ابتدایی، بسیاری از مردم تصور میکردند، یک اثر هنری صرفاً جنبه تزئینی دارد و جای آن تنها در ویترین یا دکوراسیون منزل است، در حالی که باور ما این بود که هنر میتواند بخشی از زندگی روزمره مردم باشد. در همین راستا تلاش کردیم این فرهنگ را ایجاد کنیم که یک محصول هنری علاوه بر زیبایی، کاربرد نیز داشته باشد و بتواند در سبک زندگی افراد جای بگیرد.
جابر اظهار کرد: امروزه تولیدکنندهای که در یک شهر کوچک فعالیت میکند، از طریق بسترهای آنلاین میتواند محصول خود را در معرض دید مخاطبان سراسر کشور و حتی مشتریان بینالمللی قرار دهد. این ظرفیت، محدودیتهای جغرافیایی را از میان برداشته و فرصت ارزشمندی برای معرفی هنر ایرانی به جهان فراهم کرده است. بسیاری از مخاطبان خارج از ایران علاقهمند هستند با هنر، فرهنگ و اصالت ایرانی آشنا شوند و فضای مجازی این امکان را فراهم کرده است که بدون واسطه، آثار هنرمندان ایرانی به این مخاطبان معرفی شود. به همین دلیل معتقدم حضور حرفهای در فضای آنلاین، امروز یکی از الزامات موفقیت در کسبوکارهای هنری است.

این کارآفرین حوزه صنایعدستی با اشاره به ابداع هنر «مینای چوب» در مجموعه خود، اضافه کرد: یکی دیگر از چالشهای مهم ما، آموزش نیروی انسانی بود. از آنجا که این تکنیک توسط مجموعه ما ابداع شده بود، هنرمندان با شیوه اجرای آن آشنایی نداشتند و لازم بود آموزشهای تخصصی برای انتقال این مهارت ارائه شود. البته تمامی افرادی که از ابتدا وارد مجموعه شدند، خودشان هنرمند بودند و در رشتههای مختلف صنایعدستی مهارت داشتند، اما اجرای تکنیک مینای چوب نیازمند آموزشهای جدید بود. خوشبختانه با تلاش مستمر توانستیم این دانش را به نیروهای خود منتقل کنیم و امروز این هنر توسط اعضای مجموعه با کیفیت مطلوب ارائه میشود.
وی درباره میزان اشتغال ایجادشده در مجموعه خود، خاطرنشان کرد: پیش از آغاز جنگ اخیر، بین ۵۰ تا ۷۰ نفر به صورت مستقیم در مجموعه ما فعالیت میکردند. علاوه بر این، حدود ۱۵۰ تا ۲۰۰ نفر نیز به صورت غیرمستقیم از طریق تأمین مواد اولیه، تولید، بستهبندی، حملونقل و سایر بخشهای زنجیره تأمین با کسبوکار ما همکاری داشتند. پس از آغاز جنگ، ناچار شدیم بخشی از نیروهای خود را تعدیل کنیم، اما این تعدیل محدود بود و تلاش کردیم تا حد امکان فرصتهای شغلی حفظ شود، زیرا معتقدیم هر فرصت شغلی، امیدی برای یک خانواده است.
جابر با بیان اینکه زنان بیشترین سهم را در مجموعه تحت مدیریت او دارند، اضافه کرد: حدود ۹۰ درصد نیروهای مجموعه را بانوان تشکیل میدهند که بخش قابل توجهی از آنان زنان سرپرست خانوار یا دختران جوان هستند. بسیاری از این افراد توانستهاند از طریق هنر به درآمد پایدار و استقلال مالی برسند و این موضوع یکی از ارزشمندترین دستاوردهای فعالیت ما محسوب میشود.
وی درباره ویژگیهای لازم برای تبدیل یک هنرمند به کارآفرین، تصریح کرد: هنرمند ذاتاً خالق اثر است، اما برای اینکه بتواند هنر خود را وارد بازار کند، باید نگاه اقتصادی و استراتژیک نیز داشته باشد. صرف خلق یک اثر زیبا برای موفقیت در بازار کافی نیست. همچنین مهمترین ویژگی یک هنرمند کارآفرین، انعطافپذیری ذهنی است؛ هنرمند باید زبان بازار را بشناسد و نیاز مخاطب را درک کند.
جابر خاطرنشان کرد: اعتقاد دارم هنر باید در متن زندگی مردم جریان داشته باشد، نه اینکه فقط در گالریها دیده شود. هرچه استفاده از صنایعدستی در زندگی روزمره بیشتر شود، هم اقتصاد هنر تقویت خواهد شد و هم هویت فرهنگی کشور بیش از گذشته حفظ میشود.
این کارآفرین صنایعدستی اظهار کرد: هنرمندان ایرانی آثار ارزشمندی تولید میکنند، اما تا زمانی که این محصولات نتوانند به بازارهای بینالمللی راه پیدا کنند، بخش زیادی از ظرفیت اقتصادی این حوزه مغفول خواهد ماند. ورود صنایعدستی به بازارهای جهانی علاوه بر ارزآوری، موجب معرفی فرهنگ و هنر ایران نیز خواهد شد.
وی با اشاره به مهمترین چالش امروز بازار صنایعدستی، اضافه کرد: در حال حاضر، یکی از اساسیترین مشکلات این حوزه، نبود زنجیره توزیع منسجم و دسترسی محدود به بازارهای جهانی است. اگر این مشکل برطرف شود، ظرفیت بسیار بزرگی برای توسعه صادرات صنایعدستی ایران ایجاد خواهد شد.

جابر با تأکید بر ضرورت حمایت از تولیدکنندگان داخلی، ادامه داد: زمانی که مسیر حضور صنایعدستی ایران در بازارهای جهانی هموار شود، نهتنها تولیدکنندگان، بلکه تمام افرادی که در زنجیره تولید، تأمین مواد اولیه، بستهبندی، حملونقل و فروش فعالیت میکنند از این رونق اقتصادی بهرهمند خواهند شد و در نهایت یک چرخه اقتصادی پایدار در کشور شکل میگیرد.
وی با اشاره به نقش فضای مجازی در توسعه کسبوکارهای هنری، خاطرنشان کرد: امروز دیگر نمیتوان فعالیت اقتصادی را بدون حضور مؤثر در فضای مجازی تصور کرد. شاید یکی از اشتباهاتی که بسیاری از تولیدکنندگان مرتکب میشوند این است که تمام تمرکز خود را بر تولید، نوآوری و خلق اثر میگذارند و از اهمیت معرفی محصول غافل میشوند. ما نیز در ابتدای مسیر، زمان و انرژی زیادی را صرف تولید میکردیم و کمتر به بازاریابی و حضور در فضای مجازی توجه داشتیم، اما به مرور متوجه شدیم که فضای مجازی تنها یک ابزار تبلیغاتی نیست، بلکه یک ویترین جهانی برای معرفی هنر و محصولات ایرانی است.
شکست، بخشی جداییناپذیر در مسیر کارآفرینی است
این کارآفرین صنایعدستی خطاب به جوانانی که قصد ورود به این حوزه را دارند خاطرنشان کرد: جوانان باید همواره روی افزایش مهارتهای خود سرمایهگذاری کنند. یادگیری مستمر، آموزش دیدن و بهروز بودن، مهمترین سرمایه هر کارآفرین است و هیچ سرمایهای ارزشمندتر از دانش و مهارت نیست. شکست بخشی جداییناپذیر از مسیر کارآفرینی است؛ هیچ کارآفرین موفقی را نمیتوان پیدا کرد که تجربه شکست نداشته باشد. مهم این است که از هر شکست درس بگیریم و آن را به پلی برای رسیدن به موفقیت تبدیل کنیم.
این کارآفرین صنایعدستی با تأکید بر اهمیت تابآوری در شرایط اقتصادی امروز، اضافه کرد: در شرایط کنونی، بیش از هر زمان دیگری کارآفرینان باید روحیه تابآوری خود را تقویت کنند. مشکلات اقتصادی، نوسانات بازار و چالشهای مختلف نباید باعث توقف مسیر شود، بلکه باید آنها را فرصتی برای یادگیری و رشد دانست.
تلفیق هنر و فناوری؛ مسیر تازه کارآفرینی در صنایعدستی
نفیسه سادات سیف، مدیرعامل یک شرکت خلاق و فناور در حوزه طلا در ادامه درباره آغاز فعالیت حرفهای خود، اظهار کرد: نقطه آغاز فعالیت ما، یک مهارت هنری نبود، یک دغدغه انسانی بود. سالها با هنر، صنایعدستی و طلا در ارتباط بودم و همیشه این سؤال برایم وجود داشت که چرا بسیاری از هدایا و یادگارها، با وجود ارزش مادی، نمیتوانند عمق رابطههای انسانی را بازتاب دهند. به این نتیجه رسیدم که هنر زمانی ارزشمند است که بتواند معنا خلق کند و طلا زمانی ارزشمند است که حامل یک احساس و یک داستان باشد. از همین نگاه، ایده فعالیت ما شکل گرفت.
وی با اشاره به چالشهای ابتدای مسیر کارآفرینی خود، اضافه کرد: تأمین سرمایه، فروش محصول و مسائل اجرایی، چالشهایی هستند که تقریباً همه کارآفرینان با آن روبهرو میشوند، اما بزرگترین مانع برای ما، تغییر نگاه بازار بود. زمانی که بخواهید یک ایده جدید را وارد بازار کنید، ابتدا باید ضرورت آن را برای مردم و حتی فعالان همان صنعت توضیح دهید. ما فقط یک محصول جدید ارائه نکردیم، بلکه تلاش کردیم نگاه تازهای به پیوند هنر، فناوری و ارزش واقعی ارائه دهیم.
سیف درباره اشتغالزایی این مجموعه، تاکید کرد: در حال حاضر این مجموعه بهصورت مستقیم و غیرمستقیم برای حدود ۸۵ نفر فرصت همکاری ایجاد کرده است. بخش قابل توجهی از این همکاران را بانوان توانمند و خلاق تشکیل میدهند که در حوزههای طراحی، هنر، مدیریت، توسعه محصول و فعالیتهای اجرایی نقشآفرینی میکنند. باور ما این است که توانمندسازی زنان فقط با ایجاد فرصت شغلی محقق نمیشود، بلکه باید فضایی فراهم شود که بتوانند ایدههای خود را به ارزش اقتصادی و اجتماعی تبدیل کنند.
وی درباره ویژگیهای یک هنرمند برای تبدیل شدن به کارآفرین، خاطرنشان کرد: به نظر من مهمترین ویژگی یک هنرمند این است که از خلق اثر هنری به حل مسئله برسد. هنر قدرت خلق زیبایی دارد، اما کارآفرینی زمانی آغاز میشود که این خلاقیت بتواند به نیاز واقعی انسانها پاسخ دهد و برای جامعه ارزش خلق کند. اگر هنر اصالت خود را حفظ کند و در خدمت حل یک مسئله واقعی قرار گیرد، میتواند به یک کسبوکار ماندگار تبدیل شود.

این کارآفرین حوزه طلا و صنایعدستی با اشاره به وضعیت صنایعدستی کشور، ادامه داد: بزرگترین چالش صنایعدستی امروز، کمبود هنر نیست، کمبود نوآوری در ارائه، بازارسازی و خلق ارزش افزوده است. ایران از نظر تنوع و اصالت صنایعدستی، ظرفیت بسیار بزرگی دارد، اما بخش زیادی از این ظرفیت هنوز نتوانسته با نیازهای امروز، فناوریهای نوین و بازارهای جهانی همگام شود؛ آینده صنایعدستی در تلفیق اصالت و نوآوری است.
سیف درباره نقش فضای مجازی در توسعه کسبوکارها، اضافه کرد: فضای مجازی امروز دیگر یک ابزار جانبی نیست، بلکه بخشی از زیرساخت هر کسبوکار است. این فضا به ما کمک کرده است که بدون محدودیت جغرافیایی با مخاطبان بیشتری ارتباط برقرار کنیم و داستان محصولاتمان را روایت کنیم. البته در حوزه هنر و طلا، فروش آنلاین به تنهایی کافی نیست و اعتماد، اصالت و اعتبار برند همچنان مهمترین عامل تصمیمگیری مشتریان است.
وی خطاب به دختران و زنان جوان علاقهمند به صنایعدستی، گفت: فقط به یادگیری یک مهارت هنری اکتفا نکنند، بلکه تلاش کنند مسئلهای از زندگی مردم را با هنر خود حل کنند. اگر هنر با شناخت نیاز جامعه، نوآوری و پشتکار همراه شود، میتواند هم ارزش فرهنگی خلق کند و هم به یک کسبوکار پایدار تبدیل شود. همچنین از شکست نترسند، هر تجربه، حتی اگر به نتیجه مطلوب نرسد، بخشی از مسیر یادگیری است و یادمان نرود اینجا زنان از کویر میآیند اما دریا میزایند.
مدیرعامل یک شرکت خلاق و فناور تصریح کرد: باور دارم کارآفرینی تنها ساختن یک کسبوکار نیست، بلکه ساختن آیندهای بهتر برای انسانهاست. اگر بتوانیم با آنچه خلق میکنیم، کیفیت رابطههای انسانی را ارتقا دهیم و اثری ماندگار بر زندگی دیگران بگذاریم، آنگاه کارآفرینی به رسالت واقعی خود نزدیک شده است.
آنچه از روایت این زنان کارآفرین برمیآید، این است که صنایعدستی، با وجود ظرفیتهای گسترده برای ایجاد اشتغال، حفظ هویت فرهنگی و توانمندسازی زنان، همچنان با چالشهایی مانند دشواری دسترسی به بازار، کمبود حمایت از کسبوکارهای کوچک و ناپایداری شرایط اقتصادی روبهروست. با این حال، آنان معتقدند اگر هنر با دانش کسبوکار، نوآوری و پشتکار همراه شود و زمینه حضور مؤثر در بازارهای داخلی و بینالمللی فراهم آید، صنایعدستی میتواند بیش از گذشته به یکی از پیشرانهای اشتغال و توسعه فرهنگی کشور تبدیل شود.
انتهای پیام

