هادی قائمی ششم مرداد در پنجاهونهمین نشست «در جستوجوی هویت گمشده خراسان» که با موضوع «درنگی در بودن و سرودن عماد خراسانی»، در محل مکتب بافت مشهد برگزار شد، اظهار کرد: عماد خراسانی جزو شخصیتها و مشاهیری است که کیفیت و ارزشمندی آثارش با میزان شهرت و سرشناسیاش تناسب ندارد؛ یعنی جز اهل ادب، آن میزان شناخت و جایگاهی را که شایسته ارزش آثارش است، در میان مردم شعرخوان و جامعه ادبی ندارد.
وی با اشاره به جامعهشناسی شهرت، افزود: میزان شهرت، شناختهشدگی، بلندآوازگی و حضور شخصیتهای فرهنگی در حافظه جمعی جامعه چه نسبتی با اهمیت و کیفیت آثار و میراث آنان دارد؟ آیا این دو همیشه متوازناند یا خیر؟ منظور از شهرت، میزان حضور یک شخصیت در حافظه جمعی جامعه است. از این منظر، میتوان شخصیتها و نسبت آنها با آثارشان را به سه گروه تقسیم کرد.
این پژوهشگر تاریخ ادبی ادامه داد: گروه نخست، شخصیتهایی هستند که شهرت آنان بر آثارشان سایه انداخته است؛ یعنی میراث مکتوبشان با میزان شهرتشان تناسب ندارد؛ برای نمونه، فتحعلیشاه قاجار دیوان شعر دارد اما اگر انتساب این دیوان را به یکی از شاهان مهم قاجار نادیده بگیریم، از منظر ادبی ارزش چندانی ندارد. در واقع، شخصیت صاحب اثر بر خود اثر و دیگر افراد سایه افکنده است.
قائمی با بیان اینکه گروه دوم، شخصیتهایی هستند که خودشان چندان شناختهشده نیستند، اما آثار بسیار ارزشمندی از خود به جا گذاشتهاند، اظهار کرد: برای این گروه میتوان افرادی همچون موسی خوارزمی، ریاضیدان و منجم بزرگ قرن سوم هجری، که حتی واژه الگوریتم از نام او گرفته شده است را نام برد که با وجود اهمیت آثارش، جایگاه شایستهای در حافظه جمعی ما ندارد. نمونه دیگر، غیاثالدین جمشید کاشانی، ریاضیدان و فیلسوف برجسته قرن هشتم است که در جهان علم جایگاه بسیار مهمی دارد. همچنین قطبالدین شیرازی، فیلسوف، حکیم و دانشمند بزرگ ایرانی، با وجود آثار ارزشمندش، در میان عموم مردم چندان شناختهشده نیست.
وی اضافه کرد: گروه سوم، شخصیتهایی هستند که میزان شهرتشان با ارزش آثارشان همتراز است؛ افرادی مانند فردوسی، مولوی، سعدی و حافظ که شهرت و جایگاه اجتماعی آنها با عظمت آثارشان تناسب دارد.
این پژوهشگر تاریخ ادبی با اشاره به اینکه متاسفانه عماد خراسانی در گروه دوم قرار میگیرد، اظهار کرد: اگر به شعرهای او نگاه کنیم و آن را با میزان شناخته شدگی و حضورش در حافظه جمعی جامعه مقایسه کنیم، درمییابیم که این دو هیچ تناسبی با یکدیگر ندارند و میتوان گفت در حق او اجحاف بزرگی شده است.
قائمی با اشاره به پیشینه عماد خراسانی، تصریح کرد: عمادالدین حسن برقعی، یا به روایتی مبرقعی، سال ۱۳۰۰ در مشهد متولد شد. لقب «برقعی» یا «مبرقعی» به این دلیل است که خاندان او از نوادگان موسی مبرقع، فرزند امام محمدتقی(ع)، امام نهم شیعیان بودند. خاندان بزرگ سادات رضوی در خراسان و بسیاری از شهرهای ایران نیز از نسل موسی مبرقع به شمار میروند و این خاندان نسل به نسل این نسبت را حفظ کردهاند. پدرش، محمدتقی معیندفتر، از صاحب منصبان آستان قدس رضوی بود. او شاعری خوشذوق با تخلص «معین» و دارای صدایی خوش بود. مادرش بیبی حرمت حسینی نیز از خاندان اهل فضل، دانش و ادب مشهد بود.
وی ادامه داد: عماد در ۶ سالگی پدر و در ۹ سالگی مادرش را از دست داد و سرپرستی او بر عهده پدربزرگ و مادربزرگ مادریاش قرار گرفت. پدربزرگ او نیز اندکی بعد درگذشت و مادربزرگش مهمترین مشوق عماد در گرایش به شعر و ادبیات شد و نقش تعیینکنندهای در شکلگیری شخصیت ادبی او داشت.
«یک شب در بهشت»، نخستین مجموعه شعری عماد خراسانی
این پژوهشگر تاریخ ادبی با اشاره به مجموعه شعر عماد خراسانی، خاطرنشان کرد: عماد در سال ۱۳۲۰، زمانی که حدود ۲۰ سال داشت، نخستین مجموعه شعر خود را با عنوان «یک شب در بهشت» در شمارگان محدودی و در مشهد منتشر کرد. اطلاع ما از انتشار این کتاب تنها از مقدمهای است که مهدی اخوان ثالث بر دیوان عماد نوشته است و در منابع دیگر اثری از آن دیده نمیشود. مهدی اخوان ثالث، متولد ۱۳۰۷ در مشهد و از صمیمیترین دوستان عماد خراسانی بود که این دوستی تا پایان عمر اخوان ادامه یافت. اخوان مقدمه جلد نخست دیوان عماد را نیز نوشته است. او در این مقدمه مینویسد که «یک شب در بهشت» مثنویای حدود ۵۰۰ بیتی بوده که سفری خیالی در بهشت و توصیف فضای آن و ساکنانش را روایت میکرد.
قائمی با بیان اینکه عماد خراسانی در سال ۱۳۲۶ با بانویی که اهل مشهد نبود ازدواج کرد که متاسفانه این زندگی مشترک بسیار کوتاه بود و همسرش تنها هشت ماه پس از ازدواج بر اثر بیماری درگذشت، تصریح کرد: این حادثه تاثیر عمیقی بر روح و زندگی عماد گذاشت؛ بهگونهای که در بسیاری از غزلهای او، گاه بهصورت مستقیم و گاه با اشارات غیرمستقیم، یاد همسرش دیده میشود. مدت کوتاهی که عماد با همسرش زندگی کرد، صاحب فرزندی نشد. با این حال، از برخی اشعارش بهخوبی پیدا است که آرزوی داشتن فرزند، بهویژه پسری را در دل داشته است. عماد پس از درگذشت همسرش هرگز ازدواج نکرد و تا پایان عمر مجرد ماند و حسرت فرزنددار شدن در آثارش بازتابی آشکار دارد.
وی با بیان اینکه عماد خراسانی در سال ۱۳۲۹ مجموعه شعر دیگری با عنوان «شبی در مزار خیام» منتشر کرد، گفت: این منظومه در جلد نخست دیوان او آمده است. شاعر در این اثر، شبی خیالی را در کنار آرامگاه خیام در نیشابور به گفتوگو با او میپردازد و از نزدیکی اندیشهها و جهانبینی خود با خیام سخن میگوید. این منظومه نشان میدهد که عماد در بسیاری از تعاملات فلسفی و نگاه به زندگی، گرایش و تفکری خیامی داشته است.
این پژوهشگر تاریخ ادبی خاطرنشان کرد: عماد خراسانی تا سال ۱۳۳۰ در مشهد زندگی میکرد، اما از سال ۱۳۳۱ به تهران مهاجرت کرد و تا پایان عمر در همان شهر ماند. در سال ۱۳۴۱ نخستین جلد دیوان اشعار خود را با مقدمه مهدی اخوان ثالث منتشر کرد. حدود ۱۰ سال بعد، در سالهای ۱۳۵۱ و ۱۳۵۲، جلد دوم دیوان او که شامل قصاید، مثنویها، قطعات، مسمطها و اشعار اجتماعی بود، منتشر شد.
قائمی با بیان اینکه از سال ۱۳۷۹ به بعد، انتشارات «نگاه» این دو جلد را در قالب یک مجله با عنوان «مجموعه اشعار عماد خراسانی» منتشر کرد و از آن زمان تاکنون این اثر به همین صورت در دسترس علاقهمندان قرار دارد، ادامه داد: عماد خراسانی در بهمنماه سال ۱۳۸۲ در تهران درگذشت. پیکر او را به مشهد منتقل کردند و در آرامگاه سخنوران، مشهور به مقبرهالشعرا، در مجموعه آرامگاه فردوسی به خاک سپردند.
وی با اشاره به اینکه تنها حدود ۲۲ یا ۲۳ سال از درگذشت عماد خراسانی میگذرد و او شخصیتی کاملا معاصر به شمار میآید، اطلاعات ما درباره زندگی اجتماعی او بسیار اندک است، گفت: این کمبود اطلاعات تا حد زیادی به روحیه و منش خود او بازمیگردد. عماد شخصیتی گوشهگیر داشت و از نظر اجتماعی چندان اهل حضور در رسانهها، جنجالهای فرهنگی و مطرح شدن در محافل عمومی نبود.
این پژوهشگر تاریخ ادبی با اشاره به علت روحیه منزوی بودن این شاعر، گفت: شخصیتهایی مانند عماد که کمتر در معرض توجه رسانهها قرار میگیرند و در متن اخبار و رویدادهای فرهنگی حضور ندارند، معمولا با وضعیتی دوگانه روبهرو میشوند. از یک سو، به دلیل کمتر شناخته شدن، شهرت کمتری پیدا میکنند و از سوی دیگر، این احساس در آنان شکل میگیرد که جامعه حق آنان را ادا نکرده و قدرشان را ندانسته است. شاید این احساس هم بیدلیل نباشد. بسیاری از این افراد روحیهای بسیار حساس دارند و حتی بیتوجهیهای اندک نیز آنان را آزردهخاطر میکند.
قائمی ادامه داد: در سالهای پایانی عمر عماد، خیابانی در مشهد به نام او نامگذاری شد که وقتی این خبر را به او میدهند، واکنشی که نشان میدهد بسیار تامل برانگیز است و در واکنش به این خبر شعر میسراید.
«عشق» و «می»؛ دو کلیدواژه در دیوان اشعار عماد خراسانی
وی با بیان اینکه «عشق» و «می» دو کلیدواژه در دیوان عماد هستند، افزود: عشق در شعر عماد، عمدتا عشقی زمینی و انسانی است. اگرچه در برخی اشعار او اشاراتی به رندی، قلندری و مضامین عرفانی دیده میشود؛ اما این مضامین از نظر حجم و فراوانی به اندازهای نیست که بتوان عماد را شاعری عارفگرا یا شعر او را در شمار اشعار عرفانی قرار داد.
این پژوهشگر تاریخ ادبی افزود: حدود ۶۰ درصد غزلهای عماد خراسانی مضامین عاشقانه دارند. البته اخوان ثالث در مقدمه دیوان او مینویسد که عماد ۳۰ هزار بیت شعر سروده بوده است اما آنچه امروز از او در اختیار داریم، در مجموع حدود ۷۰۰۰ بیت است.
قائمی با اشاره به جایگاه عماد در تاریخ ادبیات معاصر، گفت: از نظر زمانی، عماد خراسانی متعلق به نسل دوم شاعران پس از مشروطه است. اگر شاعرانی مانند ملکالشعرای بهار، ایرج میرزا، ادیبالممالک فراهانی، عارف قزوینی و نسیم شمال را نسل نخست شاعران مشروطه بدانیم، عماد خراسانی، محمدحسین شهریار، هوشنگ ابتهاج (سایه) و پژمان بختیاری در نسل دوم قرار میگیرند. ظهور این نسل همزمان با شکلگیری جریان مهم شعر نو به رهبری نیما یوشیج و پیروان او بود اما با توجه به اینکه عماد خراسانی در این جریان حضور نداشت، کمتر میتوان او را در نسبت با شعر نو بررسی کرد.
سادگی، صمیمیت و ارتباط بیواسطه با مخاطب، مهمترین ویژگیهای اشعار عماد خراسانی
وی با بیان اینکه در میان شاعران نسل دوم، سه چهره بیش از دیگران اهمیت دارند که شامل شهریار، عماد خراسانی و هوشنگ ابتهاج میشوند، اظهار کرد: مهمترین وجه مشترک این سه شاعر، تلاش برای ادامه سنت غزلسرایی سعدی و حافظ بود؛ عماد همواره میکوشید استقلال خود را از این جریان نشان دهد و او تفاوتهای مهمی با شهریار و سایه دارد و مهمترین ویژگی شعر او، سادگی، صمیمیت و ارتباط بیواسطه با مخاطب است.
این پژوهشگر تاریخ ادبی ادامه داد: عماد از صنایع پیچیده ادبی، آرایههای متکلف و ساختارهای دشوار پرهیز میکند و میکوشد زبان شعر را به زبان مردم نزدیک سازد. همین ویژگی، بزرگترین نقطه قوت غزلهای او است؛ غزلهایی که در عین برخورداری از تصاویر لطیف و تعابیر زیبا، بسیار روان و قابل فهماند و مخاطب بهآسانی با آنها ارتباط برقرار میکند.
قائمی با اشاره به مقایسه سبک شعر عماد و شهریار، گفت: شعر شهریار بیش از آنکه بر سادگی تکیه داشته باشد، تصویریاست و بهره بیشتری از صنایع ادبی میبرد. همچنین در برخی آثار او نوعی گرایش به استدلال و تاملات عقلانی دیده میشود، در حالی که شعر عماد چنین ویژگیای ندارد.
وی با بیان اینکه یکی دیگر از خصوصیات برجسته شعر عماد تکیه بر تجربههای شخصی است، اظهار کرد: شعر عاشقانه عماد برخاسته از تجربه زیسته خود او است و در سراسر غزلهایش، خود شاعر نیز در متن ماجرا حضور دارد و از بیرون به رابطهای عاشقانه نگاه نمیکند. به همین دلیل، بسیاری از غزلهای او بیش از آنکه روایت یک عشق باشند، حدیث نفس شاعرند. این ویژگی نیز تفاوت مهمی میان عماد و سایه ایجاد میکند؛ زیرا سایه بخش مهمی از شعر خود را در خدمت دغدغههای اجتماعی قرار داده، در حالی که فردیت و تجربه شخصی در شعر عماد بسیار پررنگ است.
این پژوهشگر تاریخ ادبی گفت: نخستین نقطه اشتراک عماد و خیام، باور به اغتنام وقت و غنیمت شمردن لحظه اکنون است و هر دو شاعر بر بهرهگیری از فرصت زندگی تاکید دارند. وجه اشتراک دیگر آنها، نقد برخی سنتها، هنجارها و باورهای رایج جامعه است؛ امری که هم در شعر خیام و هم در برخی آثار عماد دیده میشود.
قائمی با اشاره به نقش موسیقی در شعر عماد خراسانی، عنوان کرد: گاهی موسیقی درونی شعر عماد چنان دقیق و حسابشده است که مخاطب احساس میکند با نغمهای از دستگاههای موسیقی ایرانی روبهرو است. این ویژگی اتفاقی نیست؛ زیرا عماد خود آوازخوانی توانا و آشنا با موسیقی ایرانی بود. همانگونه که اخوان ثالث نیز اشاره کرده است، عماد در محافل ادبی از صدایی بسیار خوش برخوردار بود و با ساز نیز آشنایی داشت. خوشبختانه نمونهای از آواز او تا امروز باقی مانده است؛ برنامه «برگ سبز» شماره ۲۰ از مجموعه برنامههای «گلهای رنگارنگ» که در دستگاه شور اجرا شده و در آن، عماد خراسانی با همراهی ویولن استاد علی تجویدی و سنتور رضا ورزنده آواز میخواند.
طنز؛ از وجوه جداییناپذیر اشعار عماد خراسانی
وی با اشاره به جایگاه طنز در شعر عماد خراسانی، خاطرنشانکرد: طنز یکی از وجوه جداییناپذیر شعر عماد است. البته طنز او با هزل تفاوت دارد. هدف طنز صرفا خنداندن نیست بلکه بیان کاستیها، ناهنجاریها و کژیهای جامعه با هدف اصلاح است؛ در حالی که هزل تنها برای خنداندن مخاطب به کار میرود و گاه به ابتذال نیز میانجامد. طنز عماد، طنزی شریف، نجیب و اصلاحگر است و برخلاف برخی شاعران همدورهاش، نشانههای چندانی از هزل در آثار او دیده نمیشود.
این پژوهشگر تاریخ ادبی در ادامه با اشاره به ظرافتهای هنری شعر عماد خراسانی، گفت: یکی از ویژگیهای برجسته شعر او، بهرهگیری از طنزی لطیف و هنرمندانه است؛ طنزی که گاه با الهام از مضامین شعر حافظ شکل میگیرد و حاصل آن آثاری دلنشین و خواندنی است. عماد در برخی از سرودههای خود با نگاهی طنزآمیز به مضامین کلاسیک شعر فارسی، بهویژه شعر حافظ پرداخته و از این رهگذر آثاری خلق کرده که از نظر هنری بسیار موفق و دلنشیناند.
قائمی با اشاره به بخش کمتر شناختهشده از آثار عماد خراسانی، بیان کرد: در دیوان عماد، تعدادی شعر با لهجه محلی مشهدی نیز وجود دارد. مشهورترین آنها شعر «عشق پیری» است که بسیاری از مردم آن را شنیدهاند و بارها خوانده شده است. این اشعار گاه طنزآمیز و گاه کاملا جدی هستند و از زیبایی و ارزش ادبی قابل توجهی برخوردارند.
انتهای پیام

