چهارشنبه ۷ مرداد ۱۴۰۵ | ۱۰:۴۲
یک نویسنده: سفرنامه‌های اربعین، بیش از روایت به زاویه دید تازه نیاز دارند

یک نویسنده: سفرنامه‌های اربعین، بیش از روایت به زاویه دید تازه نیاز دارند

قم (ایسنا) - یک نویسنده گفت: خلأ اصلی سفرنامه‌های اربعین، کمبود روایت نیست بلکه کمبود زاویه دید تازه است. درباره مسیر، موکب، جمعیت و احساسات معنوی بسیار نوشته شده است، اما هنوز بخش‌های زیادی از این رویداد، کمتر روایت شده‌ است.

راهپیمایی اربعین، تنها یک سفر زیارتی نیست؛ تجربه‌ای چندوجهی از ایمان، همدلی، فرهنگ و زندگی است که هر سال میلیون‌ها نفر را در مسیری مشترک گرد هم می‌آورد. ثبت این تجربه در قالب سفرنامه، فراتر از روایت خاطرات شخصی است و نیازمند نگاهی دقیق، مشاهده‌گر و روایت‌پرداز است. اما یک سفرنامه اربعینی چگونه می‌تواند از کلیشه و شعار فاصله بگیرد و به اثری ماندگار تبدیل شود؟

یونس عزیزی، نویسنده، داستان نویس و روزنامه‌نگار در گفت‌وگو با ایسنا به این پرسش‌ها و مهم‌ترین اصول نگارش سفرنامه اربعین پرداخته‌ که متن کامل این گفت وگو را در ادامه می‌خوانیم:

ایسنا: به نظر شما چه ویژگی‌هایی یک سفرنامه اربعینی را از یک خاطره‌نویسی ساده متمایز می‌کند؟

اگر بخواهیم میان سفرنامه و خاطره‌نویسی تفاوت بگذاریم، باید بگویم خاطره‌نویسی بیشتر بر آنچه برای من اتفاق افتاده است، متمرکز است، اما سفرنامه علاوه بر تجربه شخصی، به شناخت یک جهان نیز می‌پردازد.  

در خاطره‌نویسی، احساسات و برداشت‌های نویسنده محور اصلی است اما در سفرنامه، نویسنده نقش یک مشاهده‌گر را نیز بر عهده دارد. او تلاش می‌کند مکان‌ها، آدم‌ها، فرهنگ، مسیر، گفت‌وگوها و فضای حاکم بر سفر را چنان توصیف کند که خواننده بتواند آن را تجربه کند.  

ایسنا: با توجه به توضیحات شما آیا سفرنامه اربعین تفاوتی با دیگر سفرنامه‌ها دارد؟

ویژگی مهم سفرنامه اربعین، چندلایه بودن آن است. این سفر تنها یک جابه‌جایی جغرافیایی نیست؛ بلکه هم‌زمان یک تجربه دینی، اجتماعی، فرهنگی و انسانی است. بنابراین نویسنده باید بتواند هر یک از این لایه‌ها را ببیند و روایت کند. نکته‌ای که لازم است رعایت شود و به خاطر ماهیت این سفر اگر از آن غفلت شود، نویسنده دچار آن خواهد شد، شعارزدگی است. یک سفرنامه موفق اربعین از شعارزدگی فاصله می‌گیرد. نویسنده به جای آنکه مدام درباره عظمت اربعین سخن بگوید، آن عظمت را در صحنه‌ها و رفتارها نشان می‌دهد. او اجازه می‌دهد خواننده از خلال روایت و مشاهده، خود به معنا برسد. به همین دلیل، جزئیات واقعی، صحنه‌پردازی دقیق و روایت انسان‌ها، مهم‌ترین سرمایه یک سفرنامه اربعین هستند.

ایسنا: در سال‌های اخیر سفرنامه‌های اربعینی زیادی نوشته شده است. نویسنده چگونه می‌تواند از کلیشه دور شود و دست به تکرار نزند؟

یکی از مهم‌ترین چالش‌های نوشتن سفرنامه اربعین همین است که شما به آن اشاره کردید. هزاران نفر در یک مسیر قدم می‌زنند، موکب‌های مشابه می‌بینند، از یک جاده عبور می‌کنند و با رویدادهای تقریباً یکسانی روبه‌رو می‌شوند. بنابراین آنچه یک سفرنامه را متمایز می‌کند، تفاوت در مسیر نیست، بلکه تفاوت در نگاه است.

به نظر من، نخستین راه پرهیز از کلیشه این است که نویسنده به جای ثبت آنچه همه می‌بینند، به دنبال آن چیزی باشد که کمتر دیده شده است. بسیاری از سفرنامه‌ها با توصیف جمعیت، موکب‌ها، پرچم‌ها و احساسات مشترک آغاز می‌شوند؛ در حالی که یک نویسنده ممکن است ساعت‌ها روی یک گفت‌وگوی کوتاه، یک شی، یک رفتار یا حتی یک سکوت تمرکز کند.  

نکته دوم، عبور از کلی‌گویی به سمت جزئیات است. جمله‌ای مانند مردم عراق بسیار مهمان‌نواز بودند، جمله‌ای آشنا و تکراری است اما اگر بنویسیم پیرمردی که خودش به سختی راه می‌رفت، اصرار داشت کفش‌های گِلی زائران را تمیز کند، خواننده بدون هیچ توضیح مستقیمی، مهمان‌نوازی را لمس می‌کند.  

پیشنهاد بعدی‌ام این است که نویسنده برای خودش یک پرسش محوری انتخاب کند. مثلاً یک نفر در طول سفر به دنبال پاسخ این سؤال باشد که اربعین چگونه مرزهای ملیت را کمرنگ می‌کند؟ دیگری به این بیندیشد که مهمان‌نوازی چگونه به یک فرهنگ عمومی تبدیل شده است؟ و شخص دیگری فقط روایت کودکان اربعین را دنبال کند. وقتی نویسنده با یک پرسش وارد سفر می‌شود، روایت او نیز هویت پیدا می‌کند و از تکرار فاصله می‌گیرد.

بسیاری از سفرنامه‌ها فقط آنچه را دیده‌اند روایت می‌کنند؛ در حالی که نویسنده باید صداها، بوها، گرما، خستگی، طعم غذا، سکوت نیمه‌شب، صدای قدم‌ها و حتی تغییر نور مسیر را نیز ثبت کند.

ایسنا: برای کسانی که می‌خواهند نخستین سفرنامه اربعینی خود را بنویسند، مهم‌ترین نکته‌ای که باید در مسیر به آن توجه کنند چیست؟  

به نظرم نویسنده بیش از آنکه به نوشتن فکر کنید لازم است به دیدن و شنیدن فکر کنید. بسیاری از نویسندگان تازه‌کار از همان ابتدای سفر به دنبال جمله‌های زیبا، توصیف‌های شاعرانه یا نتیجه‌گیری‌های بزرگ هستند؛ در حالی که مهم‌ترین سرمایه یک سفرنامه، مشاهده است. نویسنده خوب، پیش از آنکه قلم خوبی داشته باشد، چشم و گوش خوبی دارد. او جزئیاتی را می‌بیند که دیگران از کنارشان عبور می‌کنند و گفت‌وگوهایی را می‌شنود که دیگران نادیده می‌گیرند.

نکته مهم این است که نویسنده عجله نکند تا برای هر صحنه معنایی پیدا کند. بسیاری از نویسندگان می‌خواهند بلافاصله هر اتفاق را تفسیر کنند، در حالی که گاهی بهترین کار این است که فقط آن را دقیق و صادقانه ثبت کنید.  

نکته آخر اینکه نویسنده از وسوسه ثبت و نوشتن همه چیز دوری کند. هیچ سفرنامه‌ای نمی‌تواند تمام اربعین را روایت کند. آنچه خواننده را جذب می‌کند، جامع بودن متن نیست؛ بلکه صادق بودن آن است. اگر نویسنده بتواند حتی یک گوشه از این تجربه بزرگ را با جزئیات و صداقت روایت کند، آن سفرنامه ارزش خواندن خواهد داشت؛ زیرا خواننده به دنبال گزارشی کامل از اربعین نیست، بلکه می‌خواهد جهان را از دریچه نگاه نویسنده ببیند.

ایسنا: در میان آثار منتشر شده درباره اربعین، چه خلأ یا موضوع ناگفته‌ای را احساس می‌کنید که نویسندگان جوان می‌توانند به آن بپردازند؟  

به نظر می‌رسد خلأ اصلی سفرنامه‌های اربعین، کمبود روایت نیست بلکه کمبود زاویه دید تازه است. درباره مسیر، موکب، جمعیت و احساسات معنوی بسیار نوشته شده است، اما هنوز بخش‌های زیادی از این رویداد، کمتر روایت شده‌ است.

یکی از این خلأها، روایت انسان‌هاست. بسیاری از سفرنامه‌ها، اربعین را به عنوان یک رویداد توصیف می‌کنند، نه به عنوان مجموعه‌ای از زندگی‌های واقعی. در حالی که هر موکب‌دار، هر زائر، هر راننده، هر پزشک داوطلب، هر کودک و هر سالمند، داستانی دارد که می‌تواند به تنهایی یک روایت خواندنی باشد. به گمانم، اربعین بیش از آنکه به توصیف مسیر نیاز داشته باشد، به شنیدن صدای آدم‌هایش نیاز دارد.

خلأ دیگر، روایت پشت‌صحنه اربعین است. کمتر کسی از افرادی می‌نویسد که ماه‌ها برای برپایی موکب‌ها تلاش می‌کنند، یا از نیروهای خدماتی، امدادی، مترجمان، پاکبانان، رانندگان و داوطلبانی که این اجتماع را ممکن می‌کنند. این روایت‌ها، ابعاد کمتر دیده‌شده اربعین را آشکار می‌کنند.

ایسنا:ماندگاری یک کتاب سفرنامه وابسته به چه ویژگی‌هایی است؟

ماندگاری یک سفرنامه، بیش از آنکه به موضوع آن وابسته باشد، به کیفیت ادبی و انسانی آن بستگی دارد. موضوع اربعین به خودی خود بزرگ و تأثیرگذار است، اما این بزرگی، تضمین‌کننده ماندگاری یک متن نیست. تاریخ ادبیات نشان می‌دهد که آثار ماندگار، آنهایی هستند که حتی پس از تغییر زمان و شرایط، هنوز برای مخاطب حرفی برای گفتن دارند.

نخستین شرط ماندگاری، عبور از گزارش رویداد به روایت تجربه انسانی است. ممکن است سال‌ها بعد، شکل موکب‌ها، جمعیت زائران یا امکانات مسیر تغییر کند، اما خستگی، امید، بخشش، همدلی، تنهایی، انتظار و دگرگونی درونی انسان‌ها، تجربه‌هایی همیشگی‌اند. اگر سفرنامه به این لایه‌های عمیق انسانی برسد، محدود به یک مقطع نخواهد شد.

خلق صحنه‌های ماندگار ویژگی بعدی می‌تواند باشد. خواننده پس از سال‌ها، اطلاعات را فراموش می‌کند، اما تصویرها را به یاد می‌آورد. یک صحنه خوب، مانند یک عکس ماندگار در ذهن باقی می‌ماند.  

مساله مهمی که به ذهنم می‌رسد پرهیز از مصرف کردن متن در زمان حال است. اگر سفرنامه فقط به ثبت احساسات همان روزها یا واکنش به فضای رسانه‌ای آن سال محدود شود، به‌تدریج تازگی خود را از دست می‌دهد. اما اگر نویسنده بکوشد از دل یک رخداد، به پرسش‌های ماندگار درباره انسان، ایمان، همدلی، رنج، امید یا مسئولیت برسد، متن او در هر دوره‌ای قابل خواندن خواهد بود.

و نکته آخر اینکه از نظر ادبی نیز، زبان اهمیت فراوانی دارد. زبان متکلف، اغراق‌آمیز و آکنده از شعار، زود کهنه می‌شود اما زبان ساده، دقیق، تصویری و صادق، تاریخ مصرف ندارد. بسیاری از آثار بزرگ ادبی به این دلیل هنوز خوانده می‌شوند که نویسندگانشان به جای تلاش برای شگفت‌زده کردن مخاطب، تلاش کرده‌اند حقیقت را صادقانه و هنرمندانه روایت کنند.

ایسنا: احساس و عاطفه در سفر اربعین غلبه دارد. با توجه به این وضعیت عاطفی در اربعین نویسنده چگونه می‌تواند از شعار دوری کند؟

اربعین سرشار از احساس و عاطفه است و طبیعی است که نویسنده تحت تأثیر این فضا قرار بگیرد اما تفاوت ادبیات با شعار در همین‌جا آشکار می‌شود؛ شعار، معنا را اعلام می‌کند، اما ادبیات، معنا را کشف می‌کند.  

نخستین راه دوری از شعارزدگی این است که به جای گفتن، نشان دادن را انتخاب کنیم. اگر نویسنده مدام از عظمت اربعین، ایثار یا محبت سخن بگوید، متن به بیانیه نزدیک می‌شود اما اگر صحنه‌ای را روایت کند، همان مفاهیم بدون حتی یک جمله شعاری به خواننده منتقل می‌شوند.

نکته دوم، پذیرش پیچیدگی واقعیت است. اربعین فقط از لحظه‌های شور و اشک تشکیل نشده است؛ خستگی، گرما، ازدحام، گم‌شدن، سوءتفاهم، انتظار و دشواری نیز بخشی از این تجربه هستند. وقتی نویسنده همه این وجوه را صادقانه روایت می‌کند، متنش باورپذیرتر می‌شود.  

به نظرم گام بلندتر برای پرهیز از شعار، رسیدن به ادبیات است. ادبیات زمانی شکل می‌گیرد که اربعین دیگر فقط موضوع متن نباشد، بلکه بستری برای شناخت انسان شود. نویسنده از دل این سفر، پرسش‌هایی درباره رنج، امید، بخشش، همدلی، تنهایی، ایمان و کرامت انسان مطرح می‌کند. پرسش‌هایی که حتی برای کسی که هرگز در این مسیر قدم نزده نیز قابل درک و تأمل است.

ایسنا: در پایان اگر نکته‌ای باقی مانده است بفرمایید.

با توضیحاتی که در خلال این گفت‌وگو خدمت‌تان عرض کردم، نوشتن سفرنامه اربعین دارای پیچیدگی‌های خاص خودش است و از این منظر کار سختی خواهد بود اما اگر نویسنده از پس این کار سخت برآید به گمانم آن سفرنامه، سفرنامه‌ای ماندگار خواهد بود و با متن‌های زیادی که در طول چند سال گذشته منتشر شده است، تفاوت عمده و جدی خواهد داشت و همین تفاوت عمده باعث خلق ادبیات و ماندگاری اثر خواهد شد.

انتهای پیام 

آخرین اخبار استان ها