بسیاری از استادان و دانشجویان دکتری معتقدند میان ظرفیتهای بالقوه دانشگاههای کشور و واقعیت امروز این دوره فاصله قابل توجهی وجود دارد. از کیفیت فرآیند پذیرش دانشجویان گرفته تا کمبود بودجههای پژوهشی، محدود شدن فرصتهای مطالعاتی، ضعف ارتباط دانشگاه با صنعت، نبود امنیت شغلی پس از فراغت از تحصیل، فاصله گرفتن نظام ارزیابی از شاخصهای کیفی و حتی دغدغههای معیشتی دانشجویان، همگی از عواملی هستند که به گفته دانشگاهیان، کیفیت آموزش و پژوهش در این مقطع را تحت تأثیر قرار دادهاند.
در میان دیدگاههای مطرح شده، برخی بر ضرورت بازنگری در شیوه جذب دانشجوی دکتری و جلوگیری از کاهش استانداردهای علمی تأکید میکنند؛ برخی دیگر معتقدند بدون حمایت مالی، امکانات پژوهشی، فرصتهای بینالمللی و پیوند مؤثر دانشگاه با صنعت، انتظار پژوهشهای اثرگذار واقعبینانه نیست. گروهی نیز بر این باورند که غلبه نگاه کمّی بر تولید مقاله، استفاده غیراصولی از هوش مصنوعی، ضعف مهارتهای پژوهشی و فاصله پایاننامهها با نیازهای واقعی جامعه، از مهمترین چالشهایی است که مسیر رشد علمی دانشجویان دکتری را دشوار کرده است.
در همین راستا، خبرنگار ایسنا برای بررسی وضعیت امروز دوره دکتری، مهمترین چالشهای پیشروی دانشجویان، نقش دانشگاهها در حمایت از پژوهشگران و راهکارهای ارتقاء کیفیت آموزش و پژوهش، با علیاصغر داوودی عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی مشهد، افسانه دانش استاد مدعو دانشگاه فردوسی مشهد، علی طالبی دانشجوی دکتری مهندسی مواد و متالورژی دانشگاه فردوسی مشهد، حدیث زهرهوند دانشجوی دکتری حقوق کیفری و جرمشناسی دانشگاه فردوسی مشهد و مرتضی طاهری دانشجوی دکتری علوم سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی مشهد به گفتوگو نشسته است که در ادامه میخوانید.

سهلانگاری در پذیرش دانشجوی دکتری، کیفیت آموزش عالی را تهدید میکند
علیاصغر داوودی -عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی مشهد- در گفتوگو با ایسنا اظهار کرد: به عنوان یکی از اعضای هیئت علمی دانشگاههای کشور که بیش از ۳۰ سال سابقه تدریس در دانشگاهها و بهویژه در مقطع دکتری را دارم، معتقدم مقطع دکتری عالیترین مرحله آموزش دانشجویان است؛ مرحلهای که در آن بالاترین سطح تخصصها و مهارتها به دانشجویان منتقل میشود و آنان برای برعهده گرفتن مهمترین نقشهای آموزشی، پژوهشی و حتی اجرایی در کشور آماده میشوند. به دلیل همین اهمیت، در همه کشورهای دنیا برای این مقطع برنامهریزیهای جامع و دقیقی انجام شده است تا مستعدترین افراد وارد این دوره شوند.
وی با اشاره به شیوه پذیرش دانشجویان دکتری در دانشگاههای معتبر جهان افزود: در بسیاری از کشورها تلاش میشود افرادی وارد این مقطع شوند که علاوه بر استعداد کافی، دارای پیشینه پژوهشی و رزومه علمی قابل قبول باشند. همچنین در طول دوره نیز از بهترین استادان، امکانات آموزشی و بودجههای پژوهشی برای حمایت از دانشجویان استفاده میشود. فرصتهای مطالعاتی، تعریف پروژههای مشترک، اعزام دانشجویان به دانشگاههای دیگر و همکاریهای بینالمللی نیز بخشی از برنامههایی است که موجب میشود دانشجویان پس از طی یک دوره آموزشی و پژوهشی سخت، آمادگی لازم برای ورود به عرصه آموزش عالی، پژوهش و مدیریت را پیدا کنند.
این عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی مشهد ادامه داد: اگر قوانین و مقررات آموزش عالی ایران را روی کاغذ بررسی کنیم، تقریباً همین مسیر در نظام آموزشی کشور نیز پیشبینی شده است. برگزاری آزمون، مصاحبه، توجه به سوابق پژوهشی، محدود بودن مجوز ایجاد دوره دکتری به دانشگاههای دارای اعضای هیئت علمی توانمند، الزام به تولید مقاله و حتی پیشبینی فرصتهای مطالعاتی، همگی در قوانین وجود دارد؛ اما مشکل اساسی این است که این قوانین در عمل به شکل مطلوب اجرا نمیشوند.
داوودی با اشاره به فرآیند پذیرش دانشجویان دکتری تصریح کرد: متأسفانه از همان مرحله ورود دانشجو، با وجود برگزاری آزمون و مصاحبه، کیفیت لازم وجود ندارد و در برخی موارد این مراحل صرفاً به شکل صوری برگزار میشود. البته برخی گروهها مانند نخبگان از مسیرهای خاص وارد این مقطع میشوند، اما درباره فرآیند عمومی پذیرش، جای یک پژوهش جامع برای بررسی کیفیت ورود دانشجویان دکتری در دانشگاههای دولتی، آزاد، پیامنور و سایر دانشگاهها کاملاً خالی است. من به عنوان استادی که سالها در این مقطع تدریس کردهام، دانشجویانی را دیدهام که به اعتقاد من حتی صلاحیت علمی لازم برای مقطع کارشناسی را نیز ندارند، اما وارد دوره دکتری شدهاند.
وی افزود: متأسفانه برخی از این دانشجویان حتی با ابتداییترین مباحث رشته تخصصی خود آشنایی ندارند و استاد ناچار است زمان زیادی را صرف آموزش مباحث پایه کند. از سوی دیگر، روند اخراج دانشجویان فاقد صلاحیت نیز به درستی اجرا نمیشود و در نهایت بسیاری از آنان، با وجود افتهای مکرر، به هر شکل ممکن موفق به دریافت مدرک دکتری میشوند. این موضوع را با شواهد متعدد، هم در دانشگاههای دولتی و هم در دانشگاه آزاد و سایر مراکز آموزش عالی مشاهده کردهام.
این استاد دانشگاه با اشاره به نقش مسائل اقتصادی در کاهش کیفیت پذیرش دانشجویان دکتری اظهار کرد: در برخی دانشگاهها، بهویژه مراکزی که وابستگی بیشتری به درآمدهای حاصل از شهریه دارند، خالی ماندن ظرفیتهای پذیرش به معنای زیان اقتصادی است؛ بنابراین استانداردهای جذب دانشجوی دکتری به مرور کاهش پیدا کرده است. به همین دلیل معتقدم نخستین مشکل جدی نظام آموزش عالی، کاهش سختگیریها در فرآیند پذیرش دانشجویان این مقطع است.
داوودی ادامه داد: پس از ورود دانشجو نیز مشکلات دیگری وجود دارد. کمبود بودجه، کاهش انگیزه در میان برخی استادان و دانشجویان و همچنین ضعف در اجرای برنامههای آموزشی و پژوهشی موجب شده است کیفیت دوره دکتری در بسیاری از دانشگاهها با استانداردهای مورد انتظار فاصله داشته باشد. البته ممکن است برخی دانشگاهها از امکانات و کیفیت مناسبی برخوردار باشند، اما در بسیاری از مراکز آموزش عالی، دانشجویان از امکانات پژوهشی کافی بهرهمند نیستند.
وی با اشاره به کاهش الزامات پژوهشی برای فارغالتحصیلی دانشجویان دکتری گفت: حتی در رشتههای علوم انسانی نیز با روندی نزولی روبهرو هستیم. در گذشته دانشجوی دکتری برای فارغالتحصیلی ملزم به انتشار چند مقاله معتبر، از جمله مقالات نمایهشده در مجلات بینالمللی بود، اما امروز شاهد کاهش این الزامات هستیم. اعلام حذف الزام مقاله برای برخی دانشجویان دکتری یا کاهش تعداد مقالات مورد نیاز برای دفاع، به معنای عقبنشینی از استانداردهای علمی است؛ موضوعی که در بسیاری از دانشگاههای معتبر جهان سابقه ندارد.
این استاد دانشگاه افزود: در حوزه فرصتهای مطالعاتی نیز به دلیل محدودیت بودجه، سالهاست دانشجویان دکتری امکان اعزام به خارج از کشور را مانند گذشته ندارند و حتی فرصتهای مطالعاتی داخلی نیز بسیار محدود شده است. در حالی که میتوان با استفاده از ظرفیت دانشگاههای مختلف کشور، دانشجویان را برای مدتی به دانشگاههای دیگر اعزام کرد تا ضمن آشنایی با استادان و پژوهشگران سایر مراکز، پروژههای مشترک تعریف کنند و این تعاملات به ارتقای کیفیت علمی دانشگاهها کمک کند.
داوودی با اشاره به مهمترین اصلاحات مورد نیاز در نظام آموزش دکتری خاطرنشان کرد: به اعتقاد من، قوانین و مقررات موجود در حوزه آموزش عالی، قوانین نسبتاً مناسبی هستند، اما سهلانگاری در پذیرش دانشجو، کمبود بودجه و امکانات، کاهش انگیزهها و فاصله گرفتن مسئولان آموزش عالی از استانداردهای سختگیرانه آموزشی، موجب شده است امروز با وضعیت نامطلوبی در این حوزه روبهرو باشیم. اگر قرار باشد برنامهای برای ارتقای موفقیت دانشجویان دکتری تدوین شود، باید ابتدا فرآیند جذب دانشجو اصلاح شود، سپس از استادان برجسته و متخصص در این مقطع استفاده شود، برنامههای پژوهشی با جدیت بیشتری اجرا شوند و فرصتهای مطالعاتی، چه در دانشگاهها و چه در صنایع مختلف، برای دانشجویان فراهم شود تا آنان علاوه بر آموزش نظری، مهارتهای عملی و پژوهشی لازم را نیز کسب کنند.

دانشجویان دکتری؛ میان چالشهای معیشتی و دغدغه ارتقای کیفیت پژوهش
در ادامه افسانه دانش -استاد مدعو دانشگاه فردوسی مشهد- که به تازگی این مقطع را پشت سر گذاشته است، با اشاره به چالشهای دانشجویان و دانشآموختگان دکتری اظهار کرد: دانشجویان و دانشآموختگان دکتری در ایران با چالشهای متعددی مواجه هستند که یکی از مهمترین آنها، اشتغال همزمان با تحصیل و دریافت نکردن حقوق یا کمکهزینه کافی در دوره دکتری است. از آنجا که بسیاری از دانشجویان دکتری در ایران از حمایت مالی مناسبی برخوردار نیستند، ناچارند همزمان به اشتغال و تحصیل بپردازند. این مسئله بخش قابل توجهی از زمان و انرژی آنان را از فعالیتهای پژوهشی عمیق و مؤثر میگیرد، در حالی که از دانشجوی دکتری انتظار میرود بهصورت تماموقت به پژوهش بپردازد.
وی افزود: گسترش انواع رانت در محیطهای دانشگاهی و شغلی نیز باعث شده دانشجویان و دانشآموختگان دکتری چشمانداز شغلی روشنی نسبت به دستیابی به فرصتهای متناسب با تخصص خود پس از فارغالتحصیلی نداشته باشند. این موضوع بر انگیزه سرمایهگذاری بلندمدت بر کیفیت پژوهش اثرگذار است و در چنین شرایطی، برخی دانشجویان ناگزیر میشوند به جای تمرکز بر ارتقای کیفی پژوهشهای علمی، اولویت خود را بر تأمین نیازهای زندگی و یافتن شغل موقت و گاه نامتناسب با تخصص خود قرار دهند؛ موضوعی که در نهایت میتواند بر کیفیت خروجیهای پژوهشی دوره دکتری اثر منفی بگذارد.
این استاد مدعو دانشگاه فردوسی مشهد با اشاره به تفاوت شرایط تحصیل دانشجویان دکتری در ایران و بسیاری از دانشگاههای معتبر جهان گفت: در بسیاری از کشورها، دانشجویان دکتری با دریافت حقوق یا گرنتهای پژوهشی، میتوانند بخش عمده زمان خود را در آزمایشگاهها، گروههای پژوهشی یا مراکز تحقیقاتی دانشکده صرف انجام پژوهش، تولید دانش و همکاری با اعضای هیئت علمی کنند، اما بسیاری از دانشجویان دکتری در ایران به دلیل دریافت نکردن حمایت مالی کافی، ناچارند همزمان برای تأمین هزینههای زندگی خارج از دانشگاه مشغول به کار شوند.
دانش با بیان اینکه بخشی از چالشها به ضعف دانشجویان و نظام پذیرش بازمیگردد، تصریح کرد: آشنایی ناکافی برخی دانشجویان دکتری با روش تحقیق، زبان انگلیسی و همچنین استفاده بدون نظارت از هوش مصنوعی در پژوهش، از دیگر مشکلات مهم این دوره است. برخی از دانشجویانی که با سهمیه یا شرایط مشابه پذیرفته میشوند و تجربه پژوهشی کافی ندارند، پس از ورود به دوره دکتری در انتخاب موضوع پژوهش با مشکل مواجه میشوند. برخی دیگر نیز به دلیل وابستگی بیش از حد به استاد راهنما، ضعف در تفکر انتقادی، محدود بودن همکاریهای علمی و نگاه صرفاً مدرکمحور به دوره دکتری، فعالیت پژوهشی محدودی دارند.
وی افزود: از آنجا که زبان علم، بهویژه در انتشار مقالات معتبر، حضور در کنفرانسهای بینالمللی و ارتباط با پژوهشگران سایر کشورها عمدتاً انگلیسی است، نداشتن تسلط کافی بر این زبان، دسترسی به منابع جدید، روشهای نوین پژوهش، انتشار آثار در مجلات معتبر، عضویت در نهادهای علمی جهانی و شکلگیری شبکههای علمی بینالمللی را با محدودیت مواجه میکند و در نتیجه فرصتهای همکاری پژوهشی و حضور مؤثر در جامعه علمی جهانی کاهش مییابد.
این استاد مدعو دانشگاه فردوسی مشهد ادامه داد: استفاده نابجا و گاه بدون نظارت از ابزارهای هوش مصنوعی نیز به یکی از چالشهای جدید فضای پژوهشی دانشجویان دکتری تبدیل شده است. اگرچه این ابزارها میتوانند در جستوجوی منابع، ویرایش متن یا ایدهپردازی به پژوهشگران کمک کنند، اما اتکای بیش از حد به آنها، بهویژه بدون درک عمیق مبانی نظری و روششناختی پژوهش، میتواند به تضعیف تفکر انتقادی، خلاقیت علمی و استقلال پژوهشی دانشجویان منجر شود.
دانش با تأکید بر اینکه تفاوت میان دانشجویان دکتری ایران و سایر کشورها به معنای برتری یا ضعف ذاتی دانشجویان ایرانی نیست، گفت: این تفاوتها تا حد زیادی بازتاب تفاوت در زیرساختها، نظام آموزشی و پژوهشی، شیوههای رتبهبندی، نظارت نهادی، حمایتهای مالی و امکانات دانشگاههاست. هرچه دانشجویان از حمایت مالی، عدالت آموزشی، فرصت یادگیری مهارتهای پژوهشی و تعاملات علمی بینالمللی بیشتری برخوردار باشند، احتمال تولید پژوهشهای باکیفیت و اثرگذار نیز افزایش مییابد. بنابراین، اصلاح ساختارهای آموزشی و پژوهشی، اصلاح نظام پذیرش دانشجویان، حذف رانت، ملاک قرار دادن شایستهسالاری در استخدام و پرهیز از نگاه کمّی به فعالیتهای علمی، از مهمترین راهکارهای ارتقای کیفیت فعالیتهای علمی است.
وی اضافه کرد: در سالهای اخیر، نظام امتیازدهی و رتبهبندی دانشگاهها و اعضای هیئت علمی، بیش از آنکه بر کیفیت، نوآوری و اثرگذاری پژوهش تأکید داشته باشد، بر تعداد مقالات، کتابها و طرحهای منتشرشده متمرکز بوده است؛ هرچند این رویکرد بهتازگی مورد بازبینی قرار گرفته است.
این مدرس دانشگاه افزود: این رویه بهطور غیرمستقیم رفتار پژوهشی دانشجویان دکتری را نیز تحت تأثیر قرار داده و آنان را به سمت افزایش تعداد مقالات، به جای انجام پژوهشهای عمیق، مسئلهمحور و باکیفیت سوق داده است. در چنین شرایطی، گاهی انتشار چندین مقاله با دستاوردهای محدود و تکراری، از انجام یک پژوهش نوآورانه و اثرگذار ارزش بیشتری پیدا میکند. این مسئله نهتنها کیفیت تولیدات علمی را کاهش میدهد، بلکه انگیزه دانشجویان برای انجام پژوهشهای بلندمدت، میانرشتهای و دارای اثر واقعی بر جامعه و سیاستگذاری را نیز تضعیف میکند.
دانش ادامه داد: بازنگری در نظام ارزیابی و حرکت از شاخصهای صرفاً کمی به سمت سنجش کیفیت، اصالت، میزان استناد و اثرگذاری علمی و اجتماعی پژوهشها میتواند نقش مهمی در ارتقای کیفیت دوره دکتری و خروجیهای پژوهشی دانشگاهها داشته باشد. دانشجویان دکتری نیز باید به یادگیری روشهای تحقیق، اصول علمی و حرفهای نگارش، مهارتهایی مانند زبان انگلیسی و انجام طرحهای پژوهشی متناسب با نیازهای کشور و حل بحرانها متعهد باشند.
وی با اشاره به دغدغه اشتغال دانشجویان دکتری خاطرنشان کرد: برای حل این مسئله لازم است میان میزان پذیرش دانشجویان و تخصیص ردیفهای شغلی در هر رشته تناسب ایجاد شود. این اقدام میتواند موجب افزایش کارایی، بهرهگیری از ظرفیت دانشجویان دکتری و استفاده از دستاوردهای آنان در عرصه تصمیمگیری شود.
استاد مدعو دانشگاه فردوسی مشهد افزود: یکی دیگر از مشکلات ساختاری نظام پژوهش در ایران، بهرهبرداری محدود از دستاوردهای علمی دانشجویان دکتری است. بسیاری از پایاننامهها و پژوهشهای ارزشمند پس از دفاع، در کتابخانهها یا پایگاههای اطلاعاتی بایگانی میشوند و کمتر به عرصه تصمیمگیری یا حل مسائل واقعی کشور راه پیدا میکنند. این فاصله میان دانشگاه و نهادهای اجرایی باعث میشود بخش قابل توجهی از ظرفیت علمی دانشجویان بدون استفاده باقی بماند و انگیزه آنان برای انجام پژوهشهای مسئلهمحور و اثرگذار نیز کاهش یابد. تقویت ارتباط میان دانشگاه، صنعت، نهادهای دولتی و مراکز سیاستگذاری میتواند به استفاده مؤثرتر از نتایج پژوهشها و افزایش اثرگذاری اجتماعی و علمی دوره دکتری کمک کند.

موفقیت پژوهشی حاصل توانمندی فردی و حمایت دانشگاه است
علی طالبی -دانشجوی مقطع دکترای تخصصی مهندسی مواد و متالورژی دانشگاه فردوسی مشهد- در این خصوص به ایسنا گفت: دوره دکتری در دانشگاههای کشور از نظر ظرفیت علمی، حضور استادان توانمند و همچنین دسترسی به نیروی انسانی مستعد، همچنان از قابلیتهای قابل توجهی برخوردار است، اما میان این ظرفیت موجود و آنچه در عمل در اختیار دانشجوی دکتری قرار میگیرد، فاصله محسوسی وجود دارد.
وی افزود: در برخی دانشگاهها، دانشجویان فرصت مناسبی برای انجام پژوهشهای مسئلهمحور، انتشار مقالات باکیفیت، حضور در مجامع علمی و همکاری با مراکز معتبر پیدا میکنند، اما این شرایط برای همه دانشگاهها یکسان نیست. در بسیاری از موارد، مسائل مالی، محدودیت تجهیزات و مواد پژوهشی و همچنین کمبود ارتباط مؤثر با صنعت و دانشگاههای بینالمللی، از سرعت و کیفیت فعالیتهای پژوهشی میکاهد.
این دانشجوی مقطع دکترای تخصصی مهندسی مواد و متالورژی دانشگاه فردوسی مشهد ادامه داد: در مجموع، دوره دکتری توانسته زمینه رشد علمی بخشی از دانشجویان را فراهم کند، اما برای تبدیل شدن به دورهای کاملاً پژوهشمحور و هدفمند، همچنان نیازمند اصلاحات جدی است.
طالبی با اشاره به نقش توانمندی فردی و حمایت دانشگاه در موفقیت دانشجویان گفت: این دو عامل مکمل یکدیگر هستند. پشتکار، انگیزه، قدرت یادگیری، مدیریت زمان و توانایی حل مسئله از ویژگیهای ضروری یک دانشجوی دکتری است، اما حتی یک دانشجوی بسیار توانمند نیز در صورت نبود استاد راهنمای در دسترس، حمایت مالی، امکانات آزمایشگاهی، دسترسی به دادهها و فضای علمی سالم، ناچار میشود بخش زیادی از انرژی خود را صرف رفع موانعی کند که ارتباط مستقیمی با پژوهش ندارند.
وی افزود: به نظر من، توانمندی فردی نقطه آغاز موفقیت است، اما کیفیت محیط دانشگاه و نحوه هدایت علمی، دامنه و سرعت این موفقیت را تعیین میکند. در عمل، زمانی که دانشجوی مستعد در یک ساختار حمایتی مناسب قرار گیرد، امکان دستیابی به خروجیهای علمی ماندگار برای او فراهم میشود، اما ساختار نامناسب میتواند حتی دانشجوی توانمند را نیز با فرسودگی، تأخیر یا کاهش انگیزه مواجه کند. بنابراین، نباید تمام مسئولیت موفقیت یا ناکامی در دوره دکتری را صرفاً بر عهده دانشجو گذاشت، بلکه دانشگاه و استاد راهنما نیز در این زمینه نقش و تأثیر مهمی دارند.
این دانشجوی دکتری درباره مهمترین تغییرات مورد نیاز در نظام آموزش دکتری اظهار کرد: نخستین گام، حرکت از مقالهمحوری به سمت پژوهشهای مسئلهمحور و اثرگذار است. مقاله باید نتیجه طبیعی یک پژوهش باکیفیت باشد، نه اینکه صرفاً هدف نهایی دوره دکتری تلقی شود. صرف انتشار مقاله کافی نیست، بلکه آن مقاله باید حاصل یک پژوهش ارزشمند و باکیفیت باشد. گام دوم، که در بسیاری از دانشگاههای معتبر جهان نیز مورد توجه قرار گرفته، فراهم کردن حمایت مالی پایدار و متناسب با شرایط زندگی دانشجویان دکتری است تا آنان بتوانند با تمرکز بیشتری به پژوهش بپردازند.
طالبی افزود: در گام سوم، دسترسی به تجهیزات، منابع علمی، فرصتهای مطالعاتی و همکاریهای بینالمللی باید برای دانشجویان تسهیل شود و در نهایت، آموزش مهارتهایی همچون نگارش علمی، تحلیل داده، اخلاق پژوهش، مدیریت پروژه، ارتباط با صنعت و همچنین آشنایی با مسیرهای شغلی پس از فارغالتحصیلی باید بهصورت جدی در برنامه دوره دکتری قرار گیرد.

تحقق خودشکوفایی پژوهشگر در گرو تأمین نیازهای اولیه و حمایت از علم است
در ادامه حدیث زهرهوند -دانشجوی دیگری در مقطع دکتری حقوق کیفری و جرمشناسی دانشگاه فردوسی مشهد- با ارزیابی از وضعیت فعلی دوره دکتری در گفتوگو با ایسنا اظهار کرد: به نظر من عنصر اصلی در تحصیلات تکمیلی، دانشجو است و پس از آن استاد و سپس شرایط دانشگاه و جامعه قرار میگیرد. دانشجویِ دکترا، بایسته است که سطح علمی و اخلاقی مناسب را دارا باشد.
وی با اشاره به وضعیت آموزش در رشته حقوق افزود: در خصوص بخش علمی، در رشتههای مختلف با شرایط متفاوت مواجه هستیم. مشخصا در رشته حقوق، اکنون از دانش آموخته رشته حقوق انتظار میرود که همزمان تکنسین و تئوریسین باشد که مسئولیت دشواری است. از اینرو، از نظر من مقطع کارشناسی برای پرورش تکنسین مناسب است و لازم است برنامهریزیها به سمت پرورش تکنسین در مقطع کارشناسی پیش برود. از سوی دیگر، تحصیلات تکمیلی باید مهیای پرورش تئوریسین و نظریهپرداز باشد با چنین تفکیکی، مسئولیت دانشجو نیز تعدیل میشود.
این دانشجوی دکتری ادامه داد: دانشگاه برای دانشجوی دکتری معنایی عمیقتر از آموزش صرف دارد و او باید برای گسترش مرزهای دانش آماده شود. بنابراین، برای دستیابی به بازدهی مطلوب، لازم است شرایط رفاهی و اقتصادی دانشجویان تضمین شود تا دغدغه اصلی آنان پیشبرد دانش باشد، نه تأمین مالی.
زهرهوند با اشاره به هرم نیازهای مازلو اظهار کرد: اگر تحصیل در مقطع دکتری را مصداق خودشکوفایی بدانیم، که در بالاترین سطح در هرم مازلو قرار میگیرد (در هرم مازلو به ترتیب با نیازهای فیزیولوژیک، نیاز به امنیت، نیاز به تعلق، نیاز به احترام و نهایتا نیاز به خودشکوفایی مواجه هستیم که هر کدام مقدمه رسیدن به مرحله بعدی است) یعنی نیازهای اولیه قاعده هرم باید تامین شده باشد تا دانشجو به خودشکوفایی برسد. لذا رسیدن به پیشرفت از مسیر علم، نیازمند سرمایهگذاری حاکمیت است تا نیازهای قاعده هرم برای دانشجو و استاد مرتفع شود و دانشجو به خودشکوفایی برای پیشرفت کشور برسد.
وی افزود: در واقع، سخن از هزینه فرصت است؛ بدین معنا که چه هزینهای میشود و در قبال هزینه انجامشده، چه فرصتی به دست میآید. در واقع، موضوع هزینه فرصت مطرح است؛ یعنی باید دید سرمایهگذاری در چه بخشی بیشترین بازده را برای کشور به همراه دارد و به نظر میرسد سرمایهگذاری در بخش علم، یکی از شایستهترین گزینههاست، زیرا میتواند فرصتهای ارزشمند و ماندگاری برای حاکمیت ایجاد کند.
این دانشجو دکتری با اشاره به تجربه خود در دانشگاه فردوسی مشهد گفت: با وجود استادان فرهیخته گروه حقوق کیفری و جرمشناسی که الگوی علم و اخلاق هستند، دانشجویان هم دانش تخصصی و هم اخلاق علمی را به خوبی فرا میگیرند، هرچند برخی روشهای آموزشی و مباحث علمی نیازمند روزآمد شدن است. اخلاق در جامعه دانشگاهی جایگاه ویژهای دارد و سواد ارتباطی و اخلاق پژوهشی از موضوعاتی است که باید آموزش داده شود. بخشی از این آموزش از طریق تدریس و بخشی دیگر از طریق مشاهده رفتار استادان شکل میگیرد.
زهرهوند ادامه داد: اگر دانشجو در کنار جستوجوی علم، جویای اخلاق نیز باشد، نتیجه آن تربیت نیروی انسانی متخصص و اخلاقمدار خواهد بود؛ نیرویی که میتواند پس از ورود به جامعه، نقش مؤثری در پیشرفت کشور ایفا کند. از همین رو، آموزش اخلاق پژوهشی و همچنین جذب استادانی که در کنار تخصص علمی، الگوی اخلاق حرفهای نیز باشند، ضرورتی انکارناپذیر است. همچنین میزان موفقیت دوره دکتری در فراهم کردن زمینه رشد علمی و پژوهشی دانشجویان همواره امکان بهتر شدن آن وجود دارد و نظام آموزش دکتری نیز از این قاعده مستثنا نیست.
وی درباره سهم توانمندی فردی دانشجو و حمایتهای دانشگاه در موفقیت پژوهشی گفت: این عوامل یک مجموعه بههمپیوسته هستند و نمیتوان آنها را از یکدیگر تفکیک کرد، هرچند میزان تأثیر هر یک متفاوت است. همانگونه که اشاره کردم، دانشجو عنصر اصلی است و نقش استاد نیز بسیار تعیینکننده است، اما تا زمانی که حمایت دانشگاه و جامعه وجود نداشته باشد، حرکت علمی با دشواری همراه خواهد بود. اگر بهترین خودرو، بهترین راننده و مناسبترین امکانات وجود داشته باشد، اما سوخت در اختیار نباشد، حرکت امکانپذیر نخواهد بود. در نظام آموزش دکتری نیز حمایت حاکمیت و دانشگاه، همان نقشی را ایفا میکند که سوخت برای یک خودرو دارد.
این دانشجوی دکتری مهمترین اصلاحات مورد نیاز در نظام آموزش دکتری را روزآمد شدن مباحث و روشهای آموزشی دانست و گفت: روزآمد شدن مباحث و روشهای آموزش، نخستین گام است. همچنین هر کدام از دانشجویان ورودی، با صلاحدید گروه، با یک دانشجوی ترم بالایی لینک شود تا تمامی مسیر آموزشی و اداری با او همراه باشد؛ یعنی دانشجو از دانشجوی ترم بالایی اطلاعات میگیرد و به دانشجوی ترم پایینتر اطلاعات را ارائه میدهد و این چرخه ادامه مییابد.
زهرهوند افزود: با لحاظ مرحله فوق، آزمون و خطا برای دانشجو به کمترین حد خود میرسد و مسیر حرکت هموارتر خواهد بود. این امر زمینه فعالیت پژوهشی تخصصی با سرشاخهای استاد متخصص در تخصص مشخص را فراهم میکند. دانشجوی دکترا، پژوهشگر است؛ لذا ترمهای آموزشی میتواند حذف شود و از ترم نخست، پژوهش در دستور کار باشد.
وی خاطرنشان کرد: برگزاری کلاسهای مشترک مجازی با دانشگاههای سطح کشور و خارج از کشور برای پژوهشگری عمیق و بارش افکار متفاوت و تعامل با اساتید و دانشجویان دکترای دانشگاههای ایران و خارج از ایران برای آشنایی و بهره بردن از دیدگاههای متفاوت نیز ضروری است. همچنین معرفی دانشجوی دکترا با تخصص مشخص از طرف استاد سرتیمِ متخصص (با زنجیرهای که در مورد سوم مطرح شد) به صنعت و جامعه برای پژوهشگری و بهکارگیری دانش در خدمت به جامعه نیز از دیگر اصلاحات ضروری در نظام آموزش دکتری است.

کیفیت حمایتهای دانشگاهی بیش از توانمندی فردی بر موفقیت پژوهش اثر دارد
مرتضی طاهری -دانشجوی دوره دکتری علوم سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی مشهد- به ایسنا گفت: با توجه به تجربهای که در دوره دکتری داشتهام، وضعیت فعلی این مقطع در دانشگاهها را میتوان تا حدودی نیمهموفق ارزیابی کرد. از نظر رشد نظری و آشنایی با ادبیات علمی، برنامههای دکتری تا حدی مؤثر بودهاند، اما در فراهم کردن زمینه واقعی پژوهش مستقل و تولید دانش نو، هنوز فاصله معناداری با استانداردهای مطلوب وجود دارد. فقدان یا نبود حمایت مستمر مالی، محدودیت دسترسی به دادههای بهروز و ضعف در شبکهسازی علمی بینالمللی، از مهمترین موانع رشد پژوهشی دانشجویان دکتری به شمار میرود.
وی با اشاره به سهم توانمندیهای فردی دانشجو و کیفیت حمایتهای دانشگاه، استاد راهنما و امکانات پژوهشی در موفقیت دوره دکتری، بیان کرد: به نظر من هر دو عامل در تعامل با یکدیگر عمل میکنند، اما در عمل کیفیت حمایتهای دانشگاه، استاد راهنما و امکانات پژوهشی تأثیر تعیینکنندهتری دارد. توانمندی فردی دانشجو شرط لازم است، اما کافی نیست. بدون حمایت ساختاری مناسب، مانند دسترسی به منابع، راهنمایی روشن و فرصت انتشار، حتی دانشجوی باانگیزه نیز در میانه راه دچار رکود میشود.
این دانشجوی دوره دکتری علوم سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی مشهد ادامه داد: تجربه نیز نشان داده است که تفاوت عملکرد دانشجویان در گروههای آموزشی، بیش از آنکه به استعداد فردی وابسته باشد، به کیفیت راهنمایی استاد و امکانات پژوهشی بستگی دارد. به همین دلیل، اگرچه انگیزه، پشتکار و تواناییهای فردی اهمیت بالایی دارند، اما نبود زیرساختهای مناسب پژوهشی میتواند مانع از شکوفایی این ظرفیتها شود و روند پیشرفت علمی دانشجویان را با چالش مواجه کند.
طاهری با اشاره به مهمترین اصلاحات مورد نیاز در نظام آموزش دکتری اظهار کرد: اگر فقط چند اصلاح اساسی امکانپذیر باشد، سه تغییر را در اولویت میدانم. نخست، بازنگری جدی در نقش استاد راهنما و ایجاد نظام ارزیابی عملکرد راهنمایی است که همراه با کاهش تعداد دانشجویان تحت راهنمایی هر استاد باشد؛ چراکه اکنون وضعیت به این شکل نیست و تعداد زیاد دانشجویان، کیفیت هدایت علمی را تحت تأثیر قرار میدهد.
وی افزود: دومین اولویت، تخصیص بودجه پژوهشی مستقل و شفاف برای دانشجویان دکتری است، نه صرفاً از طریق استاد راهنما. همچنین سومین اصلاح، الزامی کردن نگارش حداقل یک مقاله علمی ـ پژوهشی مشترک با استاد راهنما یا همکاران خارج از دانشگاه پیش از دفاع از رساله است و در این حوزه نیز باید حمایت مالی لازم برای انتشار مقالات و شرکت در کنفرانسها فراهم شود.
این دانشجوی دکتری با اشاره به آثار اجرای این اصلاحات گفت: این سه تغییر، بدون نیاز به یک تحول ساختاری گسترده، میتواند مسیر موفقیت دانشجویان دکتری را به شکل چشمگیری بهبود ببخشد و زمینه را برای ارتقای کیفیت پژوهش، افزایش تعاملات علمی و تقویت جایگاه دوره دکتری در نظام آموزش عالی کشور فراهم کند.
آنچه از مجموع دیدگاههای استادان و دانشجویان دکتری برمیآید، نشان میدهد که اگرچه دوره دکتری در ایران از ظرفیتهای علمی، استادان توانمند و دانشجویان مستعد برخوردار است، اما تحقق اهداف این مقطع بیش از هر چیز به اصلاح ساختارهای آموزشی و پژوهشی وابسته است. چالشهایی همچون ضعف در فرآیند پذیرش، محدودیت حمایتهای مالی، کمبود امکانات پژوهشی، کاهش فرصتهای مطالعاتی، فاصله دانشگاه با صنعت و غلبه نگاه کمّی بر پژوهش، از مهمترین موانعی است که به باور دانشگاهیان، کیفیت آموزش و پژوهش را تحت تأثیر قرار داده است.
در کنار این چالشها، وجه مشترک سخنان استادان و دانشجویان، تأکید بر ضرورت بازگشت به شایستهسالاری، تقویت حمایتهای پژوهشی و فراهم کردن بسترهای مناسب برای فعالیت علمی است. به نظر میرسد ارتقای کیفیت دوره دکتری، نه صرفاً با تغییر آییننامهها، بلکه با اجرای دقیق قوانین، سرمایهگذاری مؤثر در آموزش عالی، ایجاد پیوندی عمیقتر میان دانشگاه، صنعت و جامعه، حمایت واقعی از دانشجویان و استادان و تغییر نگاه از «تولید صرف مقاله» به «حل مسئله و اثرگذاری اجتماعی پژوهش» امکانپذیر خواهد بود؛ مسیری که میتواند به تربیت پژوهشگرانی توانمندتر و افزایش اثرگذاری علمی دانشگاهها منجر شود و جایگاه دوره دکتری را به عنوان موتور تولید دانش و نوآوری در کشور تقویت کند.
انتهای پیام

