آور بیشمار بلایای ریز و درشت بر سر تیم فوتبال مسسونگون که به سان بچهای سر راهی، سر راه سران باشگاه نارنجیپوش، سبز شده بود، ستونهایش را لرزاند و تا لبهی پرتگاه برد. سرانجام در اواخر اردیبهشت سال جاری بود که امتیاز مس به کاراگستر واگذار شد تا تک نماینده آذربایجان شرقی در لیگ دسته یک، چهرهای نو به خود بگیرد.
گرچه این انتقال امتیاز در روزهای تعطیلی فوتبال انجام شده بود؛ ملاحظات قانونی اجازه استفاده از نام کارا در مکاتبات اداری و همچنین استفاده از لوگو و پیراهن این تیم در مسابقات را نداد و کاراگستر با جامههای نارنجی مس در لیگ یک ماند. مراحل پایانی فرآیند انتقال امتیاز در هفته های اخیر نهایی شد و کارا از فصل آینده با نام نشان مختص خود پای به میدان خواهد گذاشت.
اسماعیل آغازی، سرمایهدار متمول شبستری این امتیاز را خریداری کرده و سکان مدیریت را به محسن آقاپور، سرپرست مدیرعاملی سابق مسسونگون سپرده است.

سرمربی که سرمربی نبود!
نکته جالب توجه اما، حضور احد رستمی در راس هرم کادرفنی کارا بوده و است. شاید سپردن سکان هدایت تیمی در حال سقوط به یک سرمربی بینام و نشان جوان اما پرانگیزه و پرشور، منطقی باشد اما اگر بدانید که او حتی مدرک مربیگری نداشته ماجرا عجیب میشود و غیرقابل باور.
به گزارش ایسنا، قرارداد او درحالی به عنوان سرمربی با کاراگستر تمدید شده که او حتی از پایینترین سطح مدرک مربیگری برخوردار نیست. نشان به آن نشان که، در هر فرم خلاصه بازی مقابل عنوان سرمربی تیمش خالی بود. نشان به آن نشان که در محرومیتهای متعددش، فدراسیون فوتبال همواره او را مربی (دستیار) خواند و نه سرمربی. (اینجا بخوانید)
با این حال نباید به راحتی از درخشش این سرمربی پرشروشور و بیمدرک گذشت. کاراگستر در مجموع ۱۱ بازی، چهار برد، پنج مساوی و دو باخت بدست آورد تا از اعماق تاریک اقیانوسِ سقوط برآید.
تیم رستمی بالابازی میکرد و سر نترسی داشت. برابر تیمهایی چون نساجیِ قهرمان، مسشهربابکِ مدعی و سایپا سر خم نکرد تا با ۳۴ امتیاز و قرارگرفتن در مکان سیزدهم جدول، از دالان تاریک و ترسناک سقوط برآید و به آفتاب گرم بقا تکیه زند.

آخرین موضع رسمی در سکانس پایانی فصل
دیدار هفته پایانی بیبروبرگشت تشریفاتیترین بازی فصل بود. گارانتی بقای کارا از قبل تعیین شده بود و شهرداری نوشهر نگونبخت با علم بر سقوط قطعیاش پای به چمنِ نیمه جان یادگارامام گذاشت. بازی در نیمه اول کم موقعیت بود و ملال آور. ۴۵ دقیقه دوم اما گهگداری پرافتوخیز دنبال شد اما حرارت لازم برای غلطیدن توپ از روی خطوط دروازهها را نداشت. تا اینکه یک باره علی نجفی در حوالی دقیقه ۶۰ درون محوطه نوشهریها با تکل مدافع تیم مهمان سرنگون شد؛ داور نقطه پنالتی را نشان داد اما مشورت با کمک داور منجر به بازگشت داور از تصمیمش و رد پنالتی شد تا شبستریها با انواع و اقسام روشهای ممکن به اعتراض علیه تیم داوری بپردازند.
در نهایت ارسال موجدار امیرسام نصیری به تیر دو و فرصتطلبی شاهین ثاقبی در رساندن توپ به تور دروازهی شهرداری نوشهر، پایانبندی فصل برای شبستریها را زیباتر کرد.
هنگامی که آنها در وسط زمین یادگار مسرور از برد و بقا به جشن و پایکوبی میپرداختند، محسن آقاپور، مدیرعامل کاراگستر که مقابل جایگاه ویژه ایستاده بود در گفتوگویی کوتاه با ایسنا آخرین و تنهاترین اظهارنظر رسمی درباره برنامههای این باشگاه برای فصل آینده را مطرح کرد و گفت: سیاست کلان ما بر بومیسازی حداکثری است؛ به همین منظور قصد داریم با همین کادر فنی توانمند که عملکرد قابل قبولی داشتند، ادامه دهیم. تنها با جذب چند بازیکن کلیدی برای تقویت نقاط ضعف، اسکلت اصلی تیم را حفظ خواهیم کرد.
او در پایان گفت: هدفگذاری ما برای فصل آینده، جنگیدن برای قرار گرفتن در نیمه اول جدول است. اگر شرایط برای صعود مستقیم فراهم نشود، حداقل انتظار ما دستیابی به جایگاهی تکرقمی در نیمه بالای جدول است. جوانان آذربایجان شایستگی ایستادن در سکوهای بالای فوتبال کشور را دارند و ما تمام تلاش خود را برای تحقق این مطالبه به کار خواهیم بست. (اینجا بخوانید)
اگر اظهارات آقاپور را ملاک قرار دهیم، باید گفت مالک متمول شبستری یا سرکیسه را شل کرده، یا در آستانهی چنین کاری است. با این حال، پس از صحبتهای آقاپور، سکوت سنگینی بر فضای باشگاه کاراگستر حاکم شده؛ گویی هیچ مقام رسمیای هنوز تمایلی به بازگشایی پروندهی استراتژی فصل آینده و تبیین مسیر پیشرو ندارد.
نقلوانتقالات نیمه تعطیل
چرخهی نقلوانتقالات نیز در این مجموعه با جذب سعید باقرپسند، مهاجم فصل گذشتهی نساجی آغاز شده اما آنها ورودی دیگری نداشتهاند. همچنین، زمزمههایی از مخالفت صریح سران باشگاه با جدایی برخی از بازیکنان بومی به مقاصد لیگ برتری به گوش میرسد؛ موضوعی که در نوع خود، نشان از رویکردی متفاوت و شاید محافظهکارانه دارد.
به گزارش ایسنا، از قرائن موجود چنین برمیآید که مدیریت امور اداری باشگاه، از شبستر به پایتخت کوچ کرده است. چندان بعید نیست بخشی از بدنه اداری کاراگستر که نام شبستر را با خود یدک میکشد، در تهران ریشه دوانده و ماندگار شود؛ فرآیندی که شاید با هویت اصلی باشگاه در تضاد باشد.
فقدان آکادمی
در میان این معادلات، یکی از حلقههای مفقودهی بنیادین، فقدان آکادمی در ساختار کاراگستر است. آرزوی دیرینهی نوجوانان و جوانان عاشق فوتبال در سراسر استان و بهویژه در شهرستانها حضور در قامت یک تیم حرفهای بوده و است. سیاستهای حاکم بر باشگاه تراکتور، این فرصت طلایی را از دل این استعدادها ربوده، اما تیمهایی نظیر مس در سالهای اخیر یا کاراگستر فعلی، میتوانستند به نقطهی اتکای این جوانان بدل شوند.
کاراگستر اگر اراده کند، میتواند بیش از نیمی از ترکیب خود را از دل همین استان بیرون بکشد؛ مسیری که هم تولید بازیکن برای فوتبالمان را تضمین و هم هزینههای باشگاه را به شکلی هوشمندانه مدیریت میکند. اما افسوس که تاکنون، خبری از تاسیس آکادمی در این مجموعه نیست و نیست.
البته باشگاه کاراگستر اخیراً در اقدامی مثبت با صدور اطلاعیهای از فوتبالیستهای زیر ۲۵ سال علاقهمند دعوت کرده تا با حضور در تستگیری این تیم شانس خود برای ادامه فوتبال در کاراگستر را محک بزنند.
در پس این اتفاق مثبت اما باید نتایج را هم مورد بررسی و ارزیابی قرارداد و دید این تستگیریها تا چه اندازه مثبت و مثمرثمر بودهاند.
گریزان از رسانهها
نکتهی منفی دیگر، گسست میان باشگاه و رسانههاست. سران کاراگستر تاکنون به طور گسترده برابر خبرنگاران و اصحاب رسانه، حاضر نشدهاند. برای مجموعهای که در دنیای ورزش نوپاست، برگزاری یک نشست خبری با حضور مالک و مدیرعامل، یک ضرورت است. رسانهها باید بتوانند دغدغهها و پرسشهای خود دربارهی تنها نمایندهی استان در لیگ دسته یک را مستقیماً از زبان مسئولان بشنوند اما این شرایط تاکنون فراهم نشده است.
این سکوت، نوعی خلا اطلاعاتی ایجاد کرده که میتواند اعتماد علاقهمندان را به لرزه اندازد. در دنیای فوتبال مدرن، شفافیت، اولین قدم برای کسب مشروعیت است. کاراگستر برای آنکه بتواند فراتر از یک تیم گذری ظاهر شود، نیازمند آن است که با رسانهها هممسیر شود، نه اینکه در برابر آنها دیوار بکشد. وقتی پرسشهای بنیادین دربارهی هویت، ساختار و چشمانداز تیم بیپاسخ میماند، علاقهمندان جای خالی یک نقشهی راه مشخص را با تردید پر میکنند. مدیریت باید بداند که در لیگ دسته یک، تنها قدرت مالی کافی نیست؛ بلکه قدرت روایتگری و پاسخگویی، تفاوت میان یک باشگاه ماندگار و یک تجربهی گذرا را رقم میزند.
آزمون بزرگ مدیران کاراگستر
بقا در لیگ دسته یک، تنها نیمهی ماجراست؛ نیمهی دیگر، ساختارسازی است. کاراگستر با تمام پتانسیلهای خود، از مالک متمول گرفته تا استعدادهای پنهان استان، در آستانهی یک آزمون بزرگ قرار دارد. سران این باشگاه باید بدانند که در دنیای فوتبال امروز، قدرت مالی بدون شفافیت و ساختارمند بودن تنها یک جرقهی زودگذر است. یک ماه و اندی تا شروع فصل جدید لیگ دسته یک باقی است و اکنون زمان آن است که کاراگستر با تکیه بر ساختار، در جمع تیمهای نیمه اول جدول فصل آینده برای خود جایگاهی دست و پا کند و باید دید سرانجام تصمیمات مدیران این باشگاه، آینده را به چه سرنوشتی گره خواهد زد.
انتهای پیام

