حجتالاسلام والمسلمین سیدمحمود طباطبایی در گفتوگو با ایسنا، با تشریح فلسفه و کارکرد پیادهروی اربعین اظهار کرد: پیادهروی اربعین صرفاً یک آیین مذهبی نیست، بلکه به یک پدیده فرهنگی و اجتماعی تبدیل شده است. اربعین حسینی در طول سالهای اخیر از یک آیین مذهبی صرف، فراتر رفته و به یک پدیده تمدنی، فرهنگی و اجتماعی بدل شده است که هر ساله میلیونها انسان از سراسر جهان را با وجود سختیهای فراوان، به سوی کربلا میکشاند. برای درک فلسفه این حرکت عظیم، باید آن را در چند لایه تحلیل کرد.
وی با اشاره به نخستین لایه این حرکت افزود: لایه نخست، وفاداری به میثاق با سیدالشهدا(ع) است. زیارت اربعین در روایات به عنوان یکی از نشانههای مؤمن معرفی شده و ریشه در حرکتی تاریخی دارد که جابربن عبدالله انصاری، صحابی بزرگ پیامبر(ص)، در اولین اربعین با پای پیاده از مدینه تا کربلا طی کرد تا با امام شهید تجدید میثاق نماید. امروزه، میلیونها زائر با این حرکت، عملاً به دستگاه اموی و تمام ظالمان تاریخ میگویند که خون حسین(ع) هرگز به فراموشی سپرده نخواهد شد.
عضو هیئت علمی دانشگاه فردوسی مشهد ادامه داد: لایه دوم، بازآفرینی هویت جمعی و همبستگی فراملیتی است. اربعین یک اجتماع عظیم و خودجوش است که در آن رنگ، نژاد، ملیت و طبقه معنا میبازد. همه در یک مسیر و با یک هدف حرکت میکنند و این، تصویری عینی از «امت واحده» اسلامی است. این همبستگی، پاسخی عملی به همه جریانهای تفرقهافکن است. بر اساس پژوهشها، بیش از ۸۰ درصد از شرکتکنندگان در این راهپیمایی، به هویت جمعی شکلگرفته در اربعین بیش از هویت فردی و ملی خود اعتقاد دارند و راهپیمایی را عامل وحدت و همگرایی مسلمانان میدانند.
طباطبایی با بیان اینکه اربعین دارای کارکردی تربیتی نیز هست، تصریح کرد: لایه سوم، کارکرد تربیتی و بازسازی معنوی است. اربعین، یک کارگاه عملیِ انسانسازی است. زائر در این مسیر، مفاهیمی چون ایثار، مواسات، صبر، تواضع و مسئولیتپذیری را نه در کتابها، که در عمل و در مواجهه با میلیونها انسان دیگر، تجربه و درونی میکند. پیادهروی طولانی، خود نوعی ریاضت و تمرینِ رها شدن از تعلقات دنیوی است تا جان، برای دریافت نور زیارت، آمادهتر شود.
وی با اشاره به مولفهها و عوامل ماندگاری و گسترش پیادهروی اربعین گفت: اینکه هر ساله نه فقط بر تعداد زائران، بلکه بر عمق تأثیرگذاری این حرکت افزوده میشود، نشان از وجود مؤلفههای قوی و ریشهداری دارد که این جریان را به یک «ابرپدیده» جهانی تبدیل کرده است.
مدیر گروه معارف دانشکده الهیات و عضو هیئت علمی دانشگاه فردوسی مشهد نخستین مؤلفه را «خودجوشی و مردمسالاری دینی» دانست و افزود: بزرگترین رمز موفقیت اربعین، نهادینه شدن آن در متن جامعه و بیرون از ساختارهای رسمی و دولتی است. اینجا یک حرکت از پایین به بالاست که با عشق و اراده مردم شکل میگیرد و هیچ دستور و بخشنامهای، چنین جمعیت عظیمی را گرد هم نمیآورد. این خودجوشی عاشقانه، مهمترین مؤلفه ماندگاری آن است و به عنوان الگویی برای مشارکت مردمی در اداره کشور مطرح میشود.
طباطبایی ادامه داد: دومین مؤلفه، شبکه گسترده مواکب و فرهنگ ایثار است. وجود هزاران موکب در طول مسیر که با خلوص نیت به زائران خدمت میکنند، حس امنیت و بینیازی را در زائر ایجاد میکند. این صحنه که هرکس به اندازه توان خود در خدمت است، به زائر میآموزد که «دنیا جای خدمت است، نه قدرتطلبی». این فرهنگ ایثار و مواسات، خود یکی از جذابترین مؤلفههاست که افراد را از سراسر جهان مجذوب خود میسازد.
وی در ادامه سومین عامل را پاسخ به نیاز فطری انسانها عنوان کرد و گفت: اربعین، پاسخی به فطرت حقیقتجوی و آرامشطلب انسان معاصر است. در دنیای ماشینی و سرشار از اضطراب امروز، انسانها به دنبال یک تجربه اصیل و جمعی از معنویت هستند. اربعین، با ترکیب سختی راه با لذت وصال و آرامش حضور در محفل اولیاءالله، این نیاز را برآورده میکند.
نسل جوان؛ پیشران تداوم و گسترش فرهنگ اربعین
این استاد دانشگاه با اشاره به نقش نسل جوان در این حرکت افزود: حضور پرشور و تأثیرگذار نسل جوان در این راهپیمایی، نشان از پیوند عمیق این نسل با آرمانهای عاشورا دارد. جوانان در اربعین، تشنه یک هویت اصیل و جهانی هستند و این اجتماع سترگ، جایی است که این هویت را به بهترین شکل مییابند و آن را به دیگران نیز منتقل میکنند.
طباطبایی، درباره مهمترین پیام اربعین برای جامعه امروز و بهویژه نسل جوان نیز اظهار کرد: تبدیل اربعین از یک «سفر» به یک «سبک زندگی»، نیازمند نهادینهسازی درسهای آن در خانواده، جامعه و مناسبات روزمره است. نخستین گام، ایجاد فرهنگ «خدمت و مواسات» در خانواده و محله است. درس اربعین یعنی «دستگیری از همسایه» و «حل مشکل دیگران». این روحیه را باید از مسیر پیادهروی به خانهها آورد؛ بهگونهای که رفتار ما در برخورد با خانواده، همسایه و همکار، متأثر از همان روحیه موکبداری و خدمترسانی باشد.
وی با تأکید بر اهمیت خانواده ادامه داد: تقویت «همبستگی خانوادگی» با الگوگیری از سفرهای جمعی نیز از دیگر دستاوردهای اربعین است. خانوادههایی که با فرزندان خود به این سفر میروند، یک «کارگاه تربیتی» چندروزه را تجربه میکنند. این رویکرد نشان میدهد که میتوان با برنامهریزی، فرزندان را با مفاهیم اخلاقی و دینی در قالب یک سفر جمعی و هدفمند آشنا کرد و این سنت را به فعالیتهای خانوادگی دیگر نیز تسری داد.
مدیر گروه معارف دانشکده الهیات و عضو هیئت علمی دانشگاه فردوسی مشهد با اشاره به ضرورت تداوم پیام عاشورا در طول سال گفت: نباید اربعین را فقط به چهلمین روز عاشورا محدود کرد، بلکه باید با مطالعه، گفتمانسازی و بازگویی دقیق واقعه کربلا در طول سال، روح و پیام قیام حسینی را به عنوان یک «راهبرد زندگی» زنده نگه داشت تا «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا».
طباطبایی افزود: مقاومت در برابر جریانهای فرهنگی واگرا نیز از دیگر پیامهای اربعین است. اربعین نشان داد که میتوان در برابر هجمههای فرهنگی غرب، با تکیه بر داشتههای اصیل و معنوی خود ایستاد و از این تجربه، برای تولید «سبک زندگی اسلامی ـ ایرانیِ پیشرو» در حوزههای مد و لباس، هنر، معماری و روابط اجتماعی بهره برد.
وی در پایان خاطرنشان کرد: تقویت فرهنگ پرسشگری و دانشاندوزی از دیگر آموزههای اربعین است. همانگونه که زائر در طول مسیر، با کنجکاوی و پرسش، به دنبال شناخت بیشتر از امام(ع) است، در زندگی روزمره نیز باید به دنبال علم و حقیقت بود و از جهل و تقلید کورکورانه گریخت. این همان عقلانیت و بصیرتافزایی است که زیربنای نهضت حسینی است.
انتهای پیام

