مهدی مقاری با انتشار یادداشتی تحت عنوان اربعین؛ رسانه تمامعیار عاشورا در آیینه مقاومت نوشت:
در روزگاری که رسانهها افسار روایت را در دست گرفتهاند و هر اتفاقی را آنگونه که میخواهند قاب میگیرند، اربعین از جنس دیگری است؛ رویدادی که نه فقط سوژه رسانهها که خود رسانهای بیبدیل است. رسانهای بدون مرز، بدون سانسور و بدون نیاز به کارگردان، که هر ساله با میلیونها راویِ زنده، تصویری ناب از حقیقت را به جهانیان هدیه میکند.
رسانههای سنتی با میلیاردها دلار بودجه و هزاران نیروی متخصص، جهانی تصنعی میسازند که غالباً با واقعیت فاصله دارد. اما اربعین، این همایش عظیم انسانی، خودش تصویر میسازد؛ تصویری که هیچ کارگردانی جز اراده جمعی میلیونها انسان آن را نمینویسد. از نجف تا کربلا، از بصره تا حلب، هر قدم روایتی است، هر نگاه، سخنی؛ هر اشک، پیامی؛ اینجا خبرنگاران همان زائرانی هستند که با موبایلهای سادهشان، لحظات نابی را ثبت میکنند که هیچ شبکهای جرأت پخش آن را ندارد.
خودِ رویداد، رسانهتر از رسانههاست
اربعین، در خاموشترین حالت خود، فریادگرترین رسانه جهان محسوب میشود. چون پیامش را نه در استودیوهای لوکس و با گریم و نورپردازی که در دل کویر، زیر آفتاب سوزان و با پاهای تاولزده منتقل میکند. پیامی که هیچکس نمیتواند آن را تحریف کند؛ چون با هزاران زبان انسانی و از هزاران گوشه جهان روایت میشود. اینجاست که اربعین بر تمام معادلات رسانهای جهان پیروز میشود؛ جایی که رسانههای جریانساز از انعکاس آن میگریزند اما او خودش را به گوش همه میرساند.
تصویری که هیچ کارگردانی جز اراده میلیونها انسان آن را نمینویسد
فلسفه ماندگاری عاشورا در طول چهارده قرن، نه در کتابهای تاریخ که در حافظه جمعی مسلمانان ریشه دوانده است. اما اربعین نقطه عطف این حافظه تاریخی به شمار میرود. درست زمانی که ممکن است غبار فراموشی بر چهره عاشورا بنشیند، اربعین با انفجار جمعیتی خود، یادآور میشود که سیدالشهدا هر ساله تولدی دوباره مییابد. این یادآوری، نه در قالب یک متن که در قالب یک حرکت عظیم اجتماعی رخ میدهد؛ حرکتی که هر جزء آن، داستانی از عشق، ایثار و مقاومت را روایت میکند.
از کربلا تا خرمشهر؛ امتداد یک حقیقت جاودان
اربعین، تنها به بازگویی واقعه کربلا محدود نمیشود، بلکه میراث آن در طول تاریخ، خود را در قالبهای دیگری نیز نمایانده است. جنگ تحمیلی هشتساله رژیم بعث عراق، جنگ ۱۲ روزه آمریکا و اسرائیل، جنگ ۴۰ روزه رمضان و نبرد هرمز که جملگی علیه ایران اسلامی، تجلیگاههایی از این میراث گرانبها بودند.
جالب اینجاست که رسانههای غربی در جریان جنگهای تحمیلی نیز همان سکوت معنادار را در پیش گرفتند که امروز در برابر اربعین اتخاذ کردهاند. آنها تصاویر بمبارانها را نادیده گرفتند، حمایتهای تسلیحاتی علیه ایران را پنهان کردند و هرگز عزتِ رزمندگانِ محرومی را که در برابر مدرنترین تجهیزات جنگی ایستادند، به تصویر نکشیدند. اما تاریخ، مانند اربعین، نیازی به تأیید رسانههای جریانساز ندارد؛ خودش روایتگر حقیقت است.
وقتی سکوت رسانهها، رساترین فریاد را برمیانگیزد
اربعین و دفاع مقدس، هر دو در یک ویژگی مشترکند: هر دو روایتِ مردمیِ حقیقتی هستند که رسانههای رسمی از انعکاس آن میگریزند. اما این گریز، نهتنها پیامشان را کمرنگ نمیکند، بلکه بر عمق و گسترهی تأثیر آن میافزاید. امروز که زائران اربعین از کنار دیوارهای تخریبشده خرمشهر، میناب، قشم و... عبور میکنند، گویی میان دو حماسه قدم برمیدارند؛ میان کربلا و خرمشهر، حله و میناب، میان عاشورا و بیتالمقدس.
معیاری برای سنجش حقیقت در دوران پر از دروغ
اربعین را نباید با معیارهای رسانهایِ مرسوم سنجید؛ او خودش معیار است. معیاری برای سنجش حقیقت در روزگار پر از روایتهای جعلی، معیاری برای امید در دل یأسهای تحمیلی و معیاری برای وحدت در اوج تفرقهافکنیها. همانگونه که خرمشهر در عملیات بیتالمقدس آزاد شد، اربعین نیز هر ساله دلها را از قفسهای تنگِ غفلت و یأس آزاد میکند.
اربعین، رسانه تمامعیار عاشوراست؛ رسانهای که وقتی دیگر رسانهها خاموش میشوند، فریادش بلندتر از همیشه به گوش میرسد و تصویری از جهانی دیگر را پیش چشم حقیقتجویان میگشاید؛ جهانی که در آن انسانها هنوز میتوانند با پای دل، مسیر نور را بپیمایند؛ از نجف تا کربلا، از خرمشهر تا قدس و از هرجا که ظلم باشد تا هرجا که آزادی نفس میکشد.
انتهای پیام

