امروز اربعین است و در گوشه و کنار شهرها، مردمانی هستند که به دلایل مختلف – از مشکلات اقتصادی گرفته تا مسائل بیماری و... – نتوانستهاند در این اربعین در میان جمعیت پیادهروی کنند؛ اینها «جاماندگان» هستند؛ کسانی که اگرچه جسمشان در میان کاروانهای پیادهروی نیست، اما روحشان در میان جمعیت کربلا غوطهور از عشق امام حسین است.
حضور در تجمعات تسکین دلهای بی قرار جاماندگان
"به هر گوشهای که نگاه میکنم، تصویر کاروان عاشقان را میبینم؛ انگار جهان یکصدا ناله “لبیک یا حسین” سر داده و من، در میان این غوغا، فقط صدای شکستن قلبم را میشنوم"؛ این روایت زهرا دختر دانشجویی است که در تجمعات شبانه حضور پیدا کرده و یک جا مانده از اربعین است؛ قصهاش نه قصه نرسیدن، که داستان پروانهای است که از دور میسوزد. زهرایی که حسرت بر دل مانده را با اشک توصیف میکند.
او ادامه میدهد "راستش را بخواهید دلم پر میکشد برای بینالحرمینی که آغوش باز کرده برای عاشقان امام حسین. برای ضریحی که واقعا پناهگاه دلهای بیقرار است. چقدر آرزو داشتم این زیارت امسال نصیبم میشد، لباسی مشکی به تن میکردم و در این مسیر قدم میگذاشتم و فقط یا حسین میگفتم. اما امسال هم نشد و حسرت بزرگی بر دلم ماند و شاید حالا حضور در تجمعات تسکینی بر غم این دل باشد. من امسال به عشق امام حسین و رهبر شهیدم به عنوان یک جامانده در تجمعات شرکت میکنم"
وقتی بوی کربلا همهجا پیچیده
لیلا خانمی ۴۸ ساله است که میگوید با همسرش یک بار توفیق زیارت امام حسین را داشته ولی حالا یک جامانده از زیارت است که دلش پر میکشد برای کربلا. او میگوید یک بار به زیارت امام حسین رفتن کم است، آن هم وقتی این روزها، بوی کربلا همهجا پیچیده و از هر گوشهای، صدای "یا حسین" به گوش میرسد و تصاویر موکبها و خیل عظیم زائران، دل را بیقرارتر میکند. شاید تسکین دل بی قرار من هم تماشای تصاویر تلویزیون از پیاده روی اربعین باشد. شاید باور نکنید ولی با هر تصویر، با هر صدای "لبیک یا حسین"، خودم را در میان جمعیت عاشقان امام حسین میبینم. اگر چه در این اربعین قسمت نشد به زیارت بروم ولی دلم آنجا بود و مطمئن هستم امام حسین صدای قلب من را میشنود"
توصیفی متفاوت از جاماندگان اربعین
امیررضا جوانی ۲۸ ساله است. او توصیف زیبا و متفاوتی از جاماندگان اربعین دارد. او میگوید "گاهی فکر میکنم شاید همین جا ماندن، خود حکمتی دارد. شاید باید از دور، جور دیگری عاشق بود. شاید باید یاد گرفت که دلتنگی، خودش زیارت است؛ به نظر من برای جاماندهها در همین حسرت نیز عظمتی نهفته است. عظمتی به وسعت دلدادگیشان که از دور و نزدیک، همنوا با زائران، فریاد “یا حسین” سر میدهند. مگر یک عاشق امام حسین چه میخواهد جز این که در هر جایی با تمام وجود یا حسین بگوید؟"
و چه فراقی...
خودش را حاجی ابراهیم معرفی میکند. او نانوا و ۷۲ ساله است. حاجی ابراهمیم نیز از جاماندگان است و میگوید "دخترم، من امسال نتوانستم به کربلا بروم. پاهایم دیگر توان این همه راه را نمیدهد ولی دلم آنجاست. چه فراق عجیبی است این دوری از کربلا. البته من قبلا توفیق زیارت امام حسین را داشتهام ولی این فراق را به نظرم آنهایی که چند بار زیارت رفتهاند شاید بیشتر درک کنند."
تکهای از وجودم در کربلاست
محمد ۳۸ ساله هم در توصیف وضعیت خود به عنوان یک جامانده، میگوید"خیلی سخت است وقتی میبینم دوستانم و همشهریهایم در حال پیادهروی هستند. یک حس دلتنگی عجیب به آدم دست میدهد. انگار یک تکه از وجودم آنجاست. اما با خودم میگویم همین که از دور هم عزاداری کنم مثل یک زائر حسینی هستم. البته شاید آنچه با خودم میگویم فقط تسکین باشد ولی با شور حسینی عزاداری میکنم."
نگاه ویژه امام حسین به جاماندگان
مریم ۳۵ ساله است و با چشمانی گریان میگوید "امسال به خاطر بیماری مادرم نتوانستم به کربلا بروم ولی در روضههای امام حسین به عشق زیارت و حضور در کربلا شرکت کردم. هر چند حسرت به دل ماندم ولی میدانم که امام حسین به دل ما هم نگاه ویژه دارد. اصلا مگر غیر این هم هست؟"
به گزارش ایسنا، روایت جاماندگان نشان میدهد که اربعین، تنها یک مسافت نیست که با پاهای انسان طی شود، بلکه اربعین یک حس و حال وصف نشدنی قلبی است. این مردم، با تمام حسرتها و اشکهایشان فقط جامداندگان راه بودند اما هرگز جاماندگان عشق و مسیر حسینی نبودند.
اما اربعین، تنها برای رسیدن نیست، برای ماندن در طریق هم هست، حتی اگر این ماندن، با حسرت و دلتنگی همراه باشد. ولی امت امام حسینی دلخوش نگاه امام خود است؛ دلخوش اینکه از دور هم میتوان به شما سلام داد و دلخوش به این امید که روزی، این حسرت دیرین به وصال تبدیل شود.
انتهای پیام

