چهارشنبه ۱۴ مرداد ۱۴۰۵ | ۰۹:۲۱
کرامت انسانی در اندیشه سعدی؛ آرمانی که در بوستان و گلستان ترسیم شد

/۱۴ تیرماه؛ روز کرامت انسانی/

کرامت انسانی در اندیشه سعدی؛ آرمانی که در بوستان و گلستان ترسیم شد

خراسان رضوی (ایسنا) - یک استاد زبان و ادبیات فارسی گفت: کرامت انسانی در اندیشه سعدی، اصلی بنیادین و فراتر از زمان است و این شاعر بزرگ با تأکید بر عدالت، بی‌آزاری، احترام به انسان و پاسداشت حقوق مردم، الگویی از حکمرانی اخلاق‌مدار و جامعه‌ای مبتنی بر حرمت انسان را در «بوستان» و «گلستان» ترسیم کرده که همچنان برای جامعه امروز کاربردی و کارآمد است.

حمید طبسی در گفت‌وگو با ایسنا با اشاره به کرامت انسانی در اندیشه سعدی، اظهار کرد: سعدی یکی از بزرگترین اندیشه‌وران و معماران فکر و فرهنگ ایرانی است که در پرتو افکار بلند و متعالی خود به زندگی انسان معنا بخشیده و زیستن در جهانی پرآشوب و نابسامان را نه تنها تحمل‌پذیر بلکه دلپذیر کرده است. یکی از این افکار حیات‌بخش و تاثیرگذار وی، تاکید بر ضرورت حرمت نهادن به انسان و حفظ کرامت انسانی است که بازتاب پرشمار و قابل توجهی در بوستان و گلستان دارد.

وی افزود: در آرمان‌شهری که سعدی در بوستان به تصویر کشیده است، سخن از مؤلفه‌هایی است نظیر خداپرستی، صداقت و راستی، همدلی و همزبانی، عدالت و دادگستری، قناعت و آزادگی، ایثار و جوانمردی، انسانیت و اخلاق‌مداری، بی‌آزاری و مهرورزی و ده‌ها خصلت انسانی دیگر که اگر در جامعه انسانی محقق و نهادینه شوند، بارزترین نتیجه و دستاوردشان، تامین و تضمین کرامت انسان‌ها خواهد بود. در چنان جامعه‌ای، فرهنگ‌مداری و اخلاق‌گرایی در حکم شاخص‌هایی خواهند بود که تضمین‌کننده سعادت و فضیلت بشر توانند شد.

این استاد زبان و ادبیات فارسی با اشاره به بازتاب این نگاه در بوستان تصریح کرد: سعدی در بوستان که به تعبیر خودش مملو از سخن‌های شیرین‌تر از قند است، در قالب حکایت‌های دلپذیر که با ذوق و طبع ما ایرانیان سازگارند و بر دل می‌نشینند، بر ضرورت رعایت حقوق انسان‌ها و برقراری عدالت اجتماعی تاکید ورزیده است تا بدین وسیله به مصداق «و لقد کرمنا بنی آدم» کرامت و حرمت عموم مردمان پاس داشته و رعایت شود.

طبسی اضافه کرد: از طریق برخی حکایت‌هایی که در همان اولین باب بوستان آورده است، به وضوح می‌توان فهمید که تا چه اندازه به رفتار کریمانه و انسانی اهمیت می‌داده است. به عنوان نمونه از زبان خسرو پرویز به فرزندش شیرویه می‌گوید:

بر آن باش تا هرچه نیّت کنی    نظر در صلاح رعیّت کنی

الا تا نپیچی سر از عدل و رای   که مردم ز دستت نپیچند پای

خرابی کند مرد شمشیرزن     نه چندان که دود دل طفل و زن

چراغی که بیوه‌زنی برفروخت    بسی دیده باشی که شهری بسوخت

از آن بهره‌ورتر در آفاق کیست    که در ملکرانی به انصاف زیست

وی درباره تداوم این اندیشه در گلستان بیان کرد: این دعوت فرمانروایان به رفتار عادلانه و پرهیز از ظلم و تعدی کردن به زیردستان را که موجب هتک حرمت و کرامت مردمان می‌شود، به فراوانی در گلستان هم می‌توان دید. برای نمونه: یکی از ملوک بی‌انصاف، پارسایی را پرسید: «از عبادت‌ها کدام فاضل‌تر است؟» گفت: «تو را خواب نیمروز، تا در آن، یک نفس، خلق را نیازاری!»

جهانی شدن اندیشه سعدی؛ کرامت انسانی، مفهومی فراتر از زمان

عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی جیرفت با بیان اینکه سعدی از آن گروه شاعران و سخنورانی است که آثارش محدود و منحصر به زمان خاصی نیست، خاطرنشان کرد: آثار او از همان قرن هفتم هجری تا امروز، یعنی در طول این ادوار ۸۰۰ ساله، در مرکز توجه عموم مردمان اعم از عارف و عامی بوده و هست و افکار و اندیشه‌های پیشروی او همچنان از کاربرد و کارکرد اجتماعی لازم برخوردارند و فرسودنی و کهنه‌شدنی نیستند.

طبسی در ادامه افزود: بنابراین معنا و مفهوم کرامت انسانی در اشعار و آثار وی، همان است که در دنیای امروز مطرح است و تفاوت مصداق‌های این کرامت از گذشته تا حال تفاوت اساسی و بنیادین نیست که آن را متمایز و مجزا کند. یعنی عمده‌ترین ارزش‌ها و خصلت‌هایی که کرامت انسانی را به ارمغان می‌آورند همان‌هایی هستند که ۸۰۰ سال پیش از این نیز بودند؛ خداشناسی، دادگری، فرهنگ‌مداری، صداقت‌پیشگی و نظایر این ایده‌ها است.

وی با اشاره به جایگاه جهانی سعدی تصریح کرد: بیهوده نیست که ادوین آرنولد، شاعر انگلیسی، سعدی را شاعر جهان قدیم و جدید دانسته است و ترجمه آثار او، به ویژه بوستان و گلستان، از قریب به ۴۰۰ سال قبل آغاز شده است. چنانکه آندره دوریه، حدوداً ۳۵۰ سال قبل، منتخبی از گلستان را به زبان فرانسوی ترجمه کرده است.

این استاد زبان و ادبیات فارسی ادامه داد: این شواهد نشان می‌دهد که شهرت و آوازه سخن سعدی و اندیشه‌های حیات‌بخش او، به دلیل تازگی و جهان‌شمول بودن، دیرزمانی است که از مرزهای ایران فراتر رفته و به اقصی نقاط عالم رسیده است. همین که سال‌هاست قطعه سه‌بیتی سعدی در گلستان به ۹ زبان زنده دنیا ترجمه و زینت‌بخش مقر سازمان ملل متحد شده است، نشانگر آن است که دنیا مضمون نهفته در این ابیات سعدی را تأثیرگذارترین زبان و بیان دعوت به همدلی و همزبانی دانسته که عمل به آن، می‌تواند کرامت انسانی، آرامش و آزادگی را برای جامعه جهانی به ارمغان بیاورد.

طبسی با بیان اینکه جهانی شدن اشعار و آثار سعدی سابقه‌ای دیرینه دارد، خاطرنشان کرد: این موضوع به دهه‌ها و سده‌های اخیر محدود نمی‌شود. شواهد و مستنداتی در دست است که نشان می‌دهد از همان اواخر قرن هفتم یا اوایل قرن هشتم هجری، بوستان سعدی به شبه‌قاره هند راه یافته و از آن برای تدریس در مکتبخانه‌ها، هم برای آموزش زبان فارسی و هم برای انتقال حکمت و معرفت نهفته در بوستان به فرزندان شبه‌قاره بهره می‌برده‌اند.

وی افزود: همچنین جهانگرد مراکشی، ابن بطوطه که تقریباً ۵۰ سال پس از درگذشت سعدی سفر ۳۰ ساله خود را آغاز کرده است، در سفرنامه خود به این نکته اشاره می‌کند که در سواحل چین، یعنی در دورترین نقطه عالم در جغرافیای آن روز، مطربان و موسیقی‌دانانی را دیده است که به زبان‌های چینی، عربی و فارسی آواز می‌خوانده‌اند. یک بیت شعر فارسی که این سیاح مراکشی نیز شیفته آهنگ عجیب آن شده، بیتی از سعدی بوده است:

تا دل به مهرت داده‌ام، در بحر فکر افتاده‌ام

چون در نماز ایستاده‌ام، گویی به محراب اندری

عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد جیرفت اضافه کرد: در قلمرو زبان فارسی نیز شاید ابیات و عبارات هیچ شاعر و سخنور دیگری به اندازه سعدی به صورت ضرب‌المثل درنیامده باشد. از این نظر، سعدی را در ایران با شکسپیر در انگلستان مقایسه کرده‌اند.

طبسی درباره کاربرد آموزه‌های سعدی در جامعه امروز نیز اظهار کرد: یکی از توصیه‌های مکرر سعدی به حکمرانان، چه در بوستان و چه در گلستان، پاس داشتن حرمت و کرامت مردم است که از ایشان اغلب با تعابیری مانند رعیت، خلق، درویش و غیره یاد می‌کند:

تو خاطر نگهدار درویش باش    نه در بند آسایش خویش باش

برو پاس درویش محتاج دار    که شاه از رعیت بود تاجدار

و یا: 

جوانمرد و خوشخوی و بخشنده باش   چو حق بر تو باشد، تو بر خلق باش

وی با بیان اینکه سعدی از حیث بازخوانی آموزه‌های اخلاقی برای حاکمان، جزو پیشروترین شعرا در ادب فارسی است، افزود: او باب اول بوستان را که در بیان عدل و تدبیر و رای است، با نصیحت حاکم روزگارش یعنی ابوبکر بن سعد زنگی، که از اتابکان فارس بوده، آغاز کرده، هرچند که نام وی را در این بخش به صراحت ذکر نکرده است. برای رعایت ادب و برای اینکه حاکم پند و اندرزهای او را جسارت و گستاخی قلمداد نکند، باب مزبور را با نقل سخنانی از انوشیروان خطاب به فرزندش هرمز شروع کرده است و داروی تلخ نصیحت را به گونه‌ای در کام اتابک ریخت که تلخی آن را چندان حس نکند، به ویژه که از خسرو انوشیروان سخن به میان آورده که در شعر و ادب فارسی مظهر عدالت و دادگری به شمار می‌آید.

این استاد زبان و ادبیات فارسی با اشاره به ویژگی مدایح سعدی تصریح کرد: از نکات بدیع و شگفت مدایح و اشعار ستایشی سعدی همین است که همزمان با ستایش یک امیر یا حاکم، لحظه‌ای از پند و اندرز دادن به وی غفلت نورزیده است. این نکته در قصاید او بیشتر به چشم می‌آید. به عنوان مثال، در قصیده‌ای که به ستایش امیر انکیانو، از حکمرانان فارس، اختصاص دارد، از همان ابتدا گذار عمر، بی‌اعتباری دنیا و دست به دست شدن تخت شاهی را به وی گوشزد می‌کند و توصیه‌اش این است که هنوز که فرصت هست، کار خیری انجام دهد تا مایه نیک‌نامی‌اش شود:

ای که دستت می‌رسد کاری بکن    پیش از آن کز تو نیاید هیچ کاری

این که در شهنامه‌ها آورده‌اند     رستم و رویین‌تن اسفندیار

تا بدانند این خداوند ملک      کز بسی خلق است دنیا یادگار

طبسی ادامه داد: در ابیات پایانی قصیده که در اصطلاح به آن «شریطه» یا دعا می‌گویند، از خداوند می‌خواهد که نیک‌کرداری و بقای عمر را به او ارزانی دارد:

یا رب الهامش به نیکویی بده     وز بقای عمر برخوردار دار

وی خاطرنشان کرد: ارزش کلام سعدی را در همین قصاید مدحی نیز زمانی بهتر می‌توان دریافت که این قبیل سروده‌های او با اشعار دیگر مدیحه‌سرایان مقایسه شود؛ به ویژه با مدایح قرن‌های پنجم و ششم که سرایندگانش تملق‌گویی و چاپلوسی را تا آنجا پیش می‌برند که دیگر نمی‌توان از فضیلتی به نام کرامت انسانی در وجودشان نشانی یافت.

بی‌آزاری؛ حلقه مغفول کرامت انسانی در اندیشه سعدی

این استاد دانشگاه با اشاره به حلقه مغفول اندیشه سعدی درباره انسان و کرامت او، اظهار کرد: یکی از فضیلت‌های انسانی که در کلام سعدی به فراوانی بازتاب یافته و رواج آن در جامعه می‌تواند ضامن دوام و بقای کرامت انسان‌ها شود، بی‌آزاری است. در سرزمینی که مردمانش از دست و زبان دیگران در امان باشند، علاوه بر تقویت احساس امنیت فردی و اجتماعی، انسانیت و مردمی نیز رواج بیشتری می‌یابد.

طبسی با بیان اینکه توصیه سعدی به بی‌آزاری، گاه متوجه حاکمان است و گاه مردم کوی و برزن، افزود: در بوستان، علی‌الخصوص در باب‌های اول و دوم، بارها به حاکمان و فرمانروایان سفارش می‌کند مراقب باشند تا آزارشان به مردم نرسد، چراکه در غیر این صورت آبادانی و سرفرازی قلمرو خویش را فقط در خواب می‌توانند دید:

ملک را همین ملک پیرایه بس    که راضی نگرد بآزار کس

دگر کشور آباد بیند به خواب    که دارد دل اهل کشور خراب

وی با اشاره به نمونه‌ای دیگر از این نگاه در گلستان تصریح کرد: سعدی از انسان صاحبدلی می‌گوید که وقتی حجاج بن یوسف ثقفی، حاکم ستمگر اموی از او می‌خواهد که در حقش دعای خیر کند، از خدا می‌خواهد تا جانش را بستاند: «درویشی مستجاب‌الدعوه در بغداد پدید آمد. حجاج یوسف را خبر کردند، بخواندش و گفت: دعای خیری بر من بکن. گفت: خدایا جانش را بستان! گفت: از بهر خدا این چه دعاست؟ گفت: این دعای خیر است تو را و جمله مسلمانان را.»

ای زبردست زیر دست آزار   گرم تا کی بماند این بازار؟

به چه کار آیدت جهانداری    مردنت به که مردم‌آزاری

این استاد زبان و ادبیات فارسی درباره توصیه سعدی به عموم مردم گفت: سعدی عامه مردم را نیز به بی‌آزاری فرا می‌خواند که شاید یکی از زیباترین و مشهورترین نمونه‌های آن، همان نقل قول او از فردوسی باشد که در حکایتی از باب دوم بوستان آورده و در آن بر ضرورت بی‌آزاری تاکید ورزیده است:

چه خوش گفت فردوسی پاک‌زاد    که رحمت بر آن تربت پاک باد

میازار موری که دانه‌کش است     که جان دارد و جان شیرین خوش است

سیاه اندرون باشد و سنگدل         که خواهد که موری شود تنگدل

طبسی با بیان اینکه این باور، یک باور دینی و فرهنگی دامنه‌دار در میهن ماست، خاطرنشان کرد: این اندیشه در گستره ادبیات فارسی از آغاز تا امروز مطرح بوده است؛ چنانکه دو شاعر نامور پیش و پس از سعدی نیز بر آن اصرار ورزیده‌اند. فردوسی، پیش از سعدی، بی‌آزاری و انسانیت را آرمانی‌ترین فضایل انسانی دانست که نتیجه اعتقاد به خداوند و مایه خشنودی اوست:

بی‌آزاری و مردمی بهتر است   که را کردگار جهان باور است

وی افزود: حافظ نیز پس از سعدی، از مردم‌آزاری به عنوان تنها گناه نابخشودنی در شریعت یاد کرده است:

مباش در پی آزار و هرچه خواهی کن    که در شریعت ما غیر از این گناهی نیست

عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد جیرفت در پایان گفت: این‌ها و نظایر این‌ها از فرهنگ و ادبیات تعالی‌بخش و بالنده حکایت دارند که اگر در کنج کتابخانه‌ها و غربت دانشکده‌ها محصور نمانند و به متن جامعه راه یابند، هم زمینه‌های تحقق «حقوق بشر اسلامی» را فراهم خواهند کرد و هم «کرامت انسانی» را به اوج شکوفایی خواهند رساند.

انتهای پیام

آخرین اخبار استان ها