مریم رستمی در گفتوگو با ایسنا، در خصوص تاب آوری و بحران معنا در توضیحات بیشتر گفت: هدف صرفاً نقد وضعیت موجود نیست، بلکه معرفی یک «ابزار مدیریتی» برای گذار از به کارگیری کلی و نمایشی واژگان به سیاستگذاری شاخصمحور است. فرصتی برای ترمیم شکاف میان اسناد بالادستی و واقعیتهای میدانی است.
وی با اشاره به اینکه بحرانهای امروز دیگر ناگهانی و پرصدا نیستند، افزود: در جهان امروز، بحرانها اغلب آرام، مویرگی و درهمتنیده رخ میدهند. یک موج گرما میتواند سیمای محیطزیستی یک کلانشهر را دگرگون کند، یک بارش پیشبینینشده میتواند زیرساختهای چند ده میلیارد دلاری را از کار بیندازد و یک اختلال کوچک در شبکههای دیجیتال، زنجیره تأمین اقتصادهای بزرگ را به لرزه درآورد. در چنین جهانی، بحران آب فقط بحران منبع نیست، بحران حکمرانی است یا بحران اقلیم فقط بحران محیط زیست نیست، بحران معناست و بحران تابآوری فقط بحران ظرفیت نیست، بحران زبان و ناتوانی در تبدیل مفهوم به عمل است.
وی افزود: جهان امروز، جهانی است که در آن پیچیدگی نه یک ویژگی استثنایی، بلکه وضعیت پایدار است. سامانههای طبیعی، اجتماعی و فناورانه با چنان شتابی در هم تنیدهاند که مدلهای ذهنی و مفهومی گذشته از توضیح و پیشبینی آنها ناتوان هستند. در چنین جهانی که از ما دقت ریاضی، فروتنی علمی و عمق تحلیل میطلبد، کشورها و شهرهایی که زبان و معنا را به عنوان نخستین ابزار اندیشیدن بازسازی کردهاند، تابآورتر شدهاند؛ نه فقط در سطح شعار، بلکه در ساختار، داده و اعتماد اجتماعی. در مقابل، جوامعی که واژهها را بیآنکه دقیق بفهمند مصرف کردهاند، در نخستین مواجهه جدی با بحران، از درون تهی میشوند.
این عضو هیئت علمی دانشگاه با بیان اینکه تفاوت جوامع پیشرو با جوامع کمتر توسعه یافته فقط در «آنچه دارند» نیست، بلکه در «آنچه دقیق میفهمند» است، اظهار کرد: آنها کلمات را به شاخص، شاخص را به مقررات، مقررات را به بودجه و بودجه را به پاسخگویی تبدیل میکنند. اگر در گام نخست، یعنی تعریف، درنگ کنیم، طبیعی است که در گام نهایی، یعنی نتیجه، عقب بمانیم.
رستمی ادامه داد: در جهان امروز حکمرانی مدرن با نوعی گسست میان واژهها و واقعیتهای مادی، یعنی میان دال و مدلول، روبهرو هستیم. زمانی که مفاهیم از شرایط عینی جدا میشوند، حکمرانی بهجای حل مسئله، بیشتر به روایتسازی روی میآورد. این روند دو پیامد اصلی دارد؛ نخست، تورم واژگان نمایشی؛ دوم، زوال تفکر مفهومی. در این فضا، زبان از «تبیین حقیقت» به «مدیریت ادراک» تغییر میکند. واژهها بهجای آنکه مسئله را روشن کنند، صرفاً آن را میپوشانند.
این عضو هیئت علمی گفت: بخشی از سیاستگذاری معاصر گرفتار تورم واژگان نمایشی شده است؛ یعنی مصرف اصطلاحاتی که بیش از آنکه حامل معنای عملیاتی باشند، حامل پرستیژ بوروکراتیکاند. از «تحول دیجیتال» و «اقتصاد کمکربن» گرفته تا «حکمرانی چندلایه» و «مدیریت ریسکمحور»، با واژههایی روبهرو هستیم که بسیار آسان، مکرر و بیتأمل مصرف میشوند.
رستمی افزود: پییر بوردیو - جامعهشناس فرانسوی- این وضعیت را در قالب کارکرد «سرمایه نمادین زبان » توضیح میداد؛ زبانی که نه برای تغییر واقعیت، بلکه برای کسب اعتبار سیاسی و اداری به کار میرود. در این حالت، واژهها مثل سکههای بدون پشتوانهاند؛ پرجلا، اما تهی از قدرت عملی.
او ادامه داد: در همین نقطه «توهم دانایی» شکل میگیرد؛ لحظهای که زبان، حس دانستن و مسلط بودن بر امور را میسازد، بیآنکه ساختاری برای فهم و تغییر واقعیت ایجاد شده باشد. در چنین وضعی، واژه جایگزین مفهوم، شعار جایگزین تحلیل و ظاهر جایگزین ساختار نهادی میشود.
رستمی با اشاره به اینکه آسیب اصلی زبان بیپشتوانه فقط سردرگمی نظری نیست، گفت: پیامد خطرناکتر آن، ایجاد «بیحسی جمعی» است. وقتی واژههایی مانند «بحران آب»، «ریسک سیستمیک»، «تابآوری شهری» یا «پایداری سرزمینی» بدون تعریف دقیق و بدون سنجههای روشن تکرار میشوند، کارکرد هشداردهندگی خود را از دست میدهند.
او افزود: در این شرایط، زبان بهجای آنکه زنگ خطر را به صدا درآورد، به یک پسزمینه خنثی تبدیل میشود. بحران، به جای آنکه فهمیده و مهار شود، در ذهن جامعه عادیسازی میشود. در این اتمسفر، جامعه درباره فروپاشی سفرههای زیرزمینی میشنود، اما احساس تشنگی نمیکند، درباره ریسک فرونشست میخواند اما نگران نمیشود و درباره آینده سخن میگوید، بیآنکه تصمیمی سخت برای امروز بگیرد.
وی تصریح کرد: این همان نقطهای است که کشورها نه بهدلیل فقر منابع یا کمبود دانش فنی، بلکه بهدلیل انسداد زبان در انتقال واقعیت مادی، از توسعه بازمیمانند. شکاف امروز میان جوامع پیشرو و ساختارهای بوروکراتیک بیش از آنکه تکنولوژیک یا مالی باشد، یک شکاف مفهومی است.
رستمی در ادامه به مفهوم تابآوری پرداخت و گفت: در میان واژگانی که قربانی تورم معنایی شدهاند، «تابآوری» یکی از مهمترین نمونههاست. این واژه در زبان روزمره و حتی در بخشی از ادبیات رسمی، به توصیهای مبهم درباره «محکم بودن» فروکاسته شده است.
او اظهار کرد: در ادبیات علمی، تابآوری معادل تحمل منفعلانه سختیها یا بازگشت صرف به شرایط پیش از بحران نیست. تابآوری یعنی کیفیت حضور فعال در آینده. یعنی توانایی یک سیستم برای تداوم عملکرد، یادگیری، سازگاری و در صورت لزوم، تحول.
رستمی با اشاره به پنج بُعد اصلی تابآوری، خاطرنشان کرد: یکی از این ابعاد ظرفیت جذب است. ظرفیت جذب به معنای ساختن دیوارهای بلند نیست، بلکه طراحی شبکههایی است که بتوانند ضربه را دریافت و در خود پخش کنند، بیآنکه بار آن به فاجعه زیرسیستمی تبدیل شود.
وی ادامه داد: ظرفیت سازگاری از دیگر ابعاد است و این ظرفیت یعنی توانایی سیستم برای بازنویسی قواعد بازی در حین بازی. یک سیستم تابآور باید بتواند پروتکلهای تصمیمگیری، توزیع منابع و رفتارهای خود را بر اساس بازخوردهای واقعی تغییر دهد. دیگری ظرفیت تحول است و تابآوری اگر فقط به بازگشت به گذشته بیندیشد، محکوم به شکست است. چون بسیاری از ساختارهای گذشته خود عامل بروز بحران بودهاند. بنابراین تابآوری فقط ترمیم نیست؛ بازآفرینی است.
رستمی بیان کرد: عدالت ، خطر دیگر ابعاد تاب آوری است. تابآوری بدون عدالت، به ویترینی برای حفاظت از منافع گروههای خاص تبدیل میشود. ریسکها بهطور برابر توزیع نمیشوند و بازتاب نابرابریهای اجتماعی، اقتصادی و فضاییاند.
به گفته وی، درهمتنیدگی شبکهها از دیگر ابعاد است. در دنیای امروز، هیچ بحرانی تکبخشی نیست. از کار افتادن یک شبکه، بهسرعت میتواند به اختلال در چندین بخش دیگر منجر شود. سؤال اصلی این نیست که هر سیستم چقدر قوی است، سؤال این است که اگر یکی شکست، شبکه چگونه کارکرد خود را حفظ میکند؟
او تأکید کرد: این ابعاد پنجگانه، اجزای جدا از هم نیستند، بلکه لایههای یک کالبد واحدند. اما آنچه این منطق سیستمیک را تضعیف کرده، سوءمصرف معنایی است. وقتی واژه تابآوری به چند اقدام اضطراری، یک سند موازی بدون بودجه یا توصیه اخلاقی به مردم برای «تحمل شرایط» تقلیل مییابد، در واقع در حال بازتولید آسیبپذیری در مقیاسی بزرگتر هستیم.
رستمی با اشاره به خطر خاموش شدن تفکر مفهومی گفت: بزرگترین تهدید، فقط شوکهای طبیعی، انسانی یا فروپاشی زیرساختها نیست؛ بلکه خاموش شدن توانایی پرسیدن است. وقتی واژهها بدون تعریف به کار میروند، مفهومسازی خاموش میشود. و وقتی مفهومسازی خاموش شود، سیاستگذاری به بازنمایی زیبا اما توخالی از واقعیت تبدیل میشود.
او ادامه داد: مفهومی که سنجشپذیر نباشد، نقدپذیر هم نیست؛ و مفهومی که نقدپذیر نباشد، بهبودپذیر نیست. زبان اگر نتواند جهان را توضیح دهد، فقط آن را پنهان میکند.
مدیر گروه تابآوری در برابر سوانح پژوهشکده سوانح طبیعی با بیان اینکه راه عبور از این وضعیت، حذف واژگان نیست، بلکه بازگرداندن پیوند میان کلمه و واقعیت عینی است، گفت: سیاستگذاری باید از «ویترینسازی کلامی» فاصله بگیرد و به «مفهومپردازی مسئولانه» بازگردد. هر واژه سیاستی مدرن، پیش از آنکه در یک سند رسمی، لایحه بودجه یا برنامه ملی به کار رود، باید از کانال یک «ممیزی معنا» عبور کند.
او افزود: هر دستگاه اجرایی و هر سند توسعهای که از واژگانی چون «ریسک»، «بحران» یا «تابآوری» استفاده میکند، باید در یک پیوست سیاستی یکصفحهای به پنج پرسش پاسخ دهد. تعریف عملیاتی بومی این مفهوم چیست؟ شاخص و سنجه عددی آن کدام است؟ خط مبنا و وضعیت واقعی ما کجاست؟ ردیف بودجه پایدار و متولی مشخص حقوقی آن کیست؟ هزینه عدم تحقق این شاخص برای مدیران مسئول چیست؟
رستمی تأکید کرد: هر سندی که نتواند به این پرسشها پاسخ روشن دهد، از حیث انسجام مفهومی و قابلیت اجرایی، با کاستی جدی مواجه است و نباید مبنای تصمیمگیری قرار گیرد.
عضو هیئت علمی مؤسسه پژوهشی سوانح طبیعی گفت: آینده به کسانی تعلق دارد که واژهها را دوباره میفهمند. وقتی معنا به زبان بازگردد، زبان دوباره ابزار تغییر میشود. و زمانی که سیاستگذاری بر فهم استوار شود، شهرها و جوامع میتوانند نهتنها در برابر بحرانها بایستند، بلکه در دل بحرانها آیندهای نو بنا کنند.
او افزود: آغاز تازه حکمرانی از واژه شروع نمیشود؛ از فهم واژه آغاز میشود. در جهانی که واژهها بیوقفه فربه میشوند و معناها آرام فرسوده، آینده از آن کسانی است که شجاعت فهمیدن را بر وسوسه گفتن مقدم میدارند.
رستمی در پایان تأکید کرد: زبان، اسکلت پنهان حکمرانی است. اگر مفاهیم بدون تعریف و معیار به کار روند، سازه از بیرون ایستاده به نظر میرسد، اما درون آن پوک است. در نخستین زلزله واقعیت — آب، اقلیم یا اقتصاد — آنچه فرو میریزد، نه فقط یک برنامه، بلکه اعتماد و توان کنش است. آینده از آن کسانی است که پیش از افزودن طبقات تازه، پی مفاهیم را محکم میکنند: تعریف، شاخص، مسئولیت و پاسخگویی. استقرار «ممیزی معنا» در ساختار تصمیمگیری، به معنای توقف فعالیت نیست؛ بلکه پیششرطی است برای ساختن بنایی که در برابر طوفانهای آینده، نه فقط تاب بیاورد، که رشد کند.
انتهای پیام

