جمعه ۱۶ مرداد ۱۴۰۵ | ۲۲:۵۱
تجربه‌ای که نباید تکرار شود؛ فریب تاکتیکی آمریکا و ضرورت هوشیاری راهبردی

کارشناس مسائل بین الملل مطرح کرد

تجربه‌ای که نباید تکرار شود؛ فریب تاکتیکی آمریکا و ضرورت هوشیاری راهبردی

کارشناس مسائل بین الملل معتقد است؛ واشنگتن هرگاه در میدان با محدودیت، هزینه یا شکست مواجه شده، تلاش کرده است از مسیر دیپلماسی، آتش‌بس یا طرح‌های به ظاهر تنش‌زدا، همان اهدافی را دنبال کند که در عرصه نظامی به آن دست نیافته است.

به گزارش ایسنا، اشکان ممبینی کارشناس مسائل بین‌الملل در یادداشتی با عنوان ضرورت هوشیاری راهبردی نوشت که؛ در تحولات جاری، آنچه بیش از هر موضوع دیگری اهمیت دارد، شناخت الگوی رفتاری ایالات متحده است. مرور تجربه‌های گذشته نشان می‌دهد که واشنگتن هرگاه در میدان با محدودیت، هزینه یا شکست مواجه شده، تلاش کرده است از مسیر دیپلماسی، آتش‌بس یا طرح‌های به ظاهر تنش‌زدا، همان اهدافی را دنبال کند که در عرصه نظامی به آن دست نیافته است. از این منظر، هرگونه تغییر لحن یا ارائه پیشنهادهای جدید، لزوماً به معنای تغییر راهبرد آمریکا نیست؛ بلکه می‌تواند بخشی از یک تاکتیک برای بازیابی توان، کاهش فشار و فراهم کردن شرایط مناسب‌تر برای پیگیری اهداف پیشین باشد.

در ماجرای تنگه هرمز نیز تجربه تاریخی نشان داده است که هرگاه جمهوری اسلامی ایران با اقتدار از منافع ملی و امنیت خود دفاع کرده، طرف مقابل ناچار به عقب‌نشینی شده است. اما پس از هر عقب‌نشینی، تلاش‌هایی برای تغییر قواعد بازی، دور زدن نقش ایران یا ایجاد مسیرهای جایگزین در دستور کار قرار گرفته است. این تجربه تاریخی هشداری روشن است که نباید تغییر تاکتیک را با تغییر نیت اشتباه گرفت.

از همین رو، دادن هرگونه فرصت راهبردی به طرفی که سابقه طولانی در نقض تعهدات، اعمال فشار و استفاده ابزاری از مذاکره دارد، می‌تواند به بازسازی ظرفیت‌های او برای اعمال فشارهای بعدی منجر شود. دشمن زمانی که احساس کند طرف مقابل دچار تردید، اختلاف یا خوش‌بینی غیرواقع‌بینانه شده است، نه تنها از فشار خود نمی‌کاهد، بلکه آن را تشدید می‌کند. بنابراین، حفظ بازدارندگی و جلوگیری از ایجاد هرگونه تصور ضعف، یک ضرورت امنیتی و راهبردی است.

البته باید تأکید کرد که مسئولان سیاست خارجی، نهادهای امنیتی و سطوح عالی تصمیم‌گیری کشور، با اشراف کامل بر سوابق رفتاری ایالات متحده و تجربه‌های تاریخی، تحولات و پیام‌های اخیر واشنگتن را با دقت رصد و ارزیابی می‌کنند. بی‌تردید تصمیمات کلان جمهوری اسلامی ایران بر پایه مجموعه‌ای از ملاحظات راهبردی، واقعیات میدانی و منافع ملی اتخاذ می‌شود و همین رویکرد هوشمندانه تاکنون مانع از آن شده است که کشور در دام محاسبات و تاکتیک‌های فریبکارانه طرف مقابل گرفتار شود. از این‌رو، تأکید بر هوشیاری در این یادداشت، نه از باب تردید در اشراف دستگاه‌های مسئول، بلکه یادآوری تجربه‌های تاریخی و اهمیت حفظ انسجام ملی در برابر الگوهای تکرارشونده رفتار آمریکا است.

یکی دیگر از درس‌های مهم تجربه‌های گذشته، اهمیت وحدت در تصمیم‌گیری و پرهیز از ارسال پیام‌های متناقض است. در شرایطی که طرف مقابل به‌دنبال بهره‌برداری از کوچک‌ترین شکاف‌های سیاسی و رسانه‌ای است، انسجام داخلی و هماهنگی میان ارکان تصمیم‌سازی کشور، بخشی از قدرت بازدارندگی محسوب می‌شود. هرگونه دوگانگی در مواضع، می‌تواند در محاسبات آمریکا به‌عنوان نشانه‌ای از امکان افزایش فشار تفسیر شود.

واقعیت آن است که جمهوری اسلامی ایران طی سال‌های گذشته نشان داده است که اتکا به توان داخلی، تقویت قدرت دفاعی، حفظ ابتکار عمل منطقه‌ای و ایستادگی در برابر فشارها، مؤثرترین راه برای صیانت از منافع ملی بوده است. تجربه نیز ثابت کرده هرجا این اصول با قاطعیت دنبال شده، طرف مقابل ناچار به بازنگری در محاسبات خود شده است.

امروز نیز هرگونه پیشنهاد یا پیام آمریکا باید نه بر اساس ادعاها، بلکه بر پایه سابقه رفتاری و تجربه‌های عینی ارزیابی شود. سیاست خارجی موفق، محصول اعتماد به وعده‌های رقیب نیست؛ بلکه نتیجه شناخت دقیق الگوهای رفتاری او و تصمیم‌گیری بر مبنای واقعیت‌های میدانی و منافع ملی است.

در نهایت، اگر تجربه‌های گذشته به‌درستی مورد توجه قرار گیرد، روشن خواهد شد که آنچه می‌تواند امنیت و ثبات را تضمین کند، حفظ اقتدار، هوشیاری راهبردی، انسجام داخلی و پرهیز از گرفتار شدن در تاکتیک‌های فریبکارانه‌ای است که هدف نهایی آنها تغییر موازنه به زیان جمهوری اسلامی ایران است.

انتهای پیام 

# جهان

آخرین اخبار جهان