در استان قم، شهری که به واسطه موقعیت دینی و فرهنگیاش همواره در کانون توجه رسانههای داخلی و خارجی بوده، جامعه خبری از ویژگیهای خاصی برخوردار است. خبرنگاران این استان نهتنها با چالشهای معمول رسانهای دستوپنجه نرم میکنند، بلکه در بستری کار میکنند که تراکم رویدادهای مذهبی، ملی و بینالمللی آن را از سایر استانها متمایز میسازد.
صادق چهرهقانی، مدیرکل روابط عمومی و امور بینالملل استانداری قم، از معدود مدیرانی است که پیش از ورود به ساختار اداری، سالها در میدان خبرنگاری حضور داشته است. در آستانه روز خبرنگار، با او درباره نقش رسانه، چالشهای جامعه خبری و آینده این حرفه گفتوگو کردیم.
خبرنگار؛ دلسوز عاقل یا منتقد ناراحت؟
یکی از کلیشههای رایج در فضای اداری کشور این است که خبرنگاران را بهمثابه عناصری میبینند که باید «مدیریت» شوند؛ موجوداتی که اگر کنترل نشوند، ممکن است مشکلساز شوند. چهرهقانی اما با این نگاه مخالف است و تعریف دیگری از خبرنگار ارائه میدهد. وی میگوید: «خبرنگاران جزو بهترین دغدغهمندان و عاقلترین دلسوزان کشور هستند.»
این جمله ساده، بار معنایی سنگینی دارد. در فضایی که بسیاری از مدیران ترجیح میدهند رسانه را ابزاری برای انتشار اخبار مثبت بدانند، تعریف خبرنگار بهعنوان «دلسوز عاقل» نشاندهنده نگاهی متفاوت به کارکرد رسانه است.
مدیرکل روابط عمومی استانداری قم معتقد است که ظرفیت جامعه خبری در استان قم بسیار بزرگتر از آن چیزی است که تاکنون از آن استفاده شده است. به گفته او «در استان قم، ظرفیت جامعه خبری، ظرفیتی بسیار بزرگ و اثرگذار است که متأسفانه در بسیاری از مسائل کمتر از آن بهره گرفته شده است. در حالی که میتوان از این ظرفیت برای حل مشکلات، پیشبرد امور استان و حتی مدیریت بهتر مسائل کشور استفاده کرد.»
این اظهار نظر در واقع نقدی ضمنی به رویکرد غالب در مدیریت رسانهای کشور است؛ رویکردی که خبرنگار را نه شریک حل مسئله، بلکه ابزار انتشار پیام میبیند.
روابط عمومی موفق از دل خبرنگاری میآید
یکی از محوریترین بخشهای گفتوگو با چهرهقانی، رابطه میان تجربه خبرنگاری و موفقیت در روابط عمومی است. او که سالها در حوزه خبر فعالیت کرده، معتقد است این تجربه پشتوانهای بیبدیل برای کار در روابط عمومی است: «تجربه خبرنگاری کمک بسیار زیادی به من کرده است؛ زیرا بخش عمدهای از کار روابط عمومی، بهویژه در حوزه اطلاعرسانی، با خبر گره خورده است. کسی که سالها در خبرنگاری فعالیت کرده، ذائقه مخاطب را بهتر میشناسد، میداند جامعه امروز چه میخواهد و چگونه باید پیام را به شکلی ارائه کرد که مخاطب با آن همراه شود.»
اما او یک گام فراتر میرود و میگوید کار روابط عمومی از خبرنگاری هم پیچیدهتر است: «در روابط عمومی، کار از خبرنگاری هم حساستر میشود؛ زیرا اینجا علاوه بر اقناع مخاطب، از نزدیک با زحمات مسئولان و پیچیدگیهای اجرایی کار نیز در ارتباط هستیم. همین مسئله باعث میشود روابط عمومی ناچار باشد میان دیدن زحمات مدیران، شناخت مطالبات مردم و انتقال درست پیام، یک توازن دقیق و ظریف برقرار کند.»
این توصیف از روابط عمومی بهعنوان «توازن دقیق و ظریف» میان دو طرف، تصویری واقعبینانهتر از آن چیزی است که معمولاً از این حوزه ارائه میشود. روابط عمومی در این نگاه نه بلندگوی مدیر است و نه نماینده مردم در برابر مدیر، بلکه پلی است که باید هر دو سو را به هم وصل کند.
چهرهقانی در این باره صریحتر میشود و میگوید: «به نظر من، کسی که در جایگاه روابط عمومی قرار میگیرد، باید حتماً پیش از آن در حوزه خبر تجربه داشته باشد. اگر مدیر روابط عمومی بدون سابقه خبرنگاری در این جایگاه قرار بگیرد، کارآمدی آن دستگاه با مشکل مواجه میشود.»
این موضعگیری صریح در واقع نقدی به یک آسیب ساختاری در نظام اداری کشور است؛ جایی که روابط عمومی اغلب بهعنوان پست اداری تلقی میشود که میتوان آن را به هر کسی سپرد.
نگاه اداری به روابط عمومی؛ آسیبی که هنوز هست
چهرهقانی در ادامه به یکی از مهمترین آسیبهای ساختاری روابط عمومی در کشور اشاره میکند: «متأسفانه روابط عمومی در بسیاری از دستگاهها هنوز با نگاه صرفاً اداری اداره میشود، در حالی که هرجا از ظرفیت جامعه خبری استفاده شده، آن دستگاه در اقناع مخاطب و انتقال دستاوردها موفقتر بوده است.»
او حتی برای این ادعا راهحل میانهای هم پیشنهاد میدهد: «حتی در مواردی که مدیر روابط عمومی از بدنه اداری بوده اما در کنار خود از مشاوران رسانهای و خبرنگاران استفاده کرده، باز هم موفقتر عمل کرده است. این تجربه، هم در قم و هم در دیگر نقاط کشور، نمونههای روشن و مصداقی دارد.»
این نگاه نشان میدهد که مشکل لزوماً در افراد نیست، بلکه در ساختار و رویکرد است. یک مدیر اداری که بداند باید از ظرفیت رسانهای استفاده کند، میتواند بهتر از یک خبرنگار بیتجربه در مدیریت عمل کند.
تعارض منافع؛ چالش خبرنگار در ساختار اداری
یکی از پرسشهای اساسی درباره خبرنگارانی که وارد ساختار اداری میشوند این است: «آیا میتوانند همان نگاه انتقادی را حفظ کنند؟ آیا نزدیکی به قدرت، قلم را کُند نمیکند؟»
چهرهقانی این پرسش را با صداقت پاسخ میدهد: «این مسئله تا حد زیادی به روحیه فرد برمیگردد. من شخصاً اگر مدیری را قبول نداشته باشم، نمیتوانم با او کار کنم.»
اما او فراتر از این پاسخ شخصی، یک چارچوب کلیتر هم ارائه میدهد: «روابط عمومی جایی است که هم باید خدمات دستگاه را به مردم نشان دهد و هم مطالبات مردم را به مدیران منتقل کند. حتی ممکن است یک خبرنگار منتقد، وقتی وارد یک مجموعه میشود، بهتر از هر فرد دیگری بتواند خواستهها و توقعات بیرون از آن دستگاه را برای مدیر تبیین کند و همین امر موجب اصلاح و پیشرفت آن مجموعه شود.»
این نگاه جالب است؛ خبرنگار منتقد نه بهعنوان تهدید، بلکه بهعنوان دارایی. کسی که میداند مردم چه میخواهند و میتواند این خواستهها را به زبانی که مدیر بفهمد ترجمه کند.
راهحل نهایی او هم ساده اما عمیق است: «اگر نگاه ما خدمت به مردم، خدمت به کشور و خدمت به استان باشد، این تعارض منافع قابل مدیریت و قابل حل است.»
خبرنگاران قم در روزهای بحران
ماههای اخیر برای کشور پرالتهاب بوده است. در این شرایط، رسانهها و خبرنگاران نقشی حساس داشتند؛ نهتنها در انتقال اطلاعات، بلکه در مدیریت فضای روانی جامعه.
چهرهقانی از عملکرد خبرنگاران استان قم در این دوره با احترام یاد میکند: «خبرنگاران استان قم در این مدت، نقش بسیار مهمی در حفظ روحیه مقاومت، امید اجتماعی و روایت صادقانه از واقعیتها داشتند. اگر امروز مردم با وجود همه گلایهها و مشکلات، همچنان پای کشور و نظام ایستادهاند، بخشی از این ایستادگی مرهون تلاش خبرنگارانی است که شاید دیده نشدند، اما صادقانه و شریف کار کردند.»
وی در پاسخ به کسانی که عملکرد رسانهها را در این دوره زیر سؤال میبرند، میگوید: «بعضیها تصور میکنند خبرنگاران آنگونه که باید عمل نکردهاند، اما واقعیت این است که خبرنگاران بهترین عملکرد را داشتند. آنها دلسوزان عاقل و دغدغهمندان شریف این سرزمین هستند و توانستند این دغدغهمندی را بهخوبی به جامعه منتقل کنند.»
حرمت خبرنگار؛ مسئلهای که هنوز حل نشده
یکی از مشکلات مزمن جامعه خبری کشور، نبود یک هویت حرفهای مشخص و مورد احترام برای خبرنگاران است. چهرهقانی این مسئله را با صراحت مطرح میکند: «گاهی خبرنگار برای پوشش یک مراسم یا رویداد مهم حضور پیدا میکند، اما حتی ابتداییترین شأن حرفهای او هم رعایت نمیشود. ما هنوز نتوانستهایم یک نماد هویتی واحد و مورد قبول برای خبرنگاران تعریف کنیم تا در صحنههای خبری، حرمت و جایگاه آنان حفظ شود.»
در استان قم این مسئله ابعاد خاصی دارد. تعدد مناسبتهای ملی و مذهبی، حضور مقامات ارشد کشوری و خارجی، و رویدادهای بینالمللی متعدد، همه و همه نیازمند حضور خبرنگاران حرفهای هستند. اما اگر این خبرنگاران در صحنههای خبری شناخته نشوند و جایگاهشان محترم شمرده نشود، کیفیت پوشش خبری هم تحت تأثیر قرار میگیرد.
چهرهقانی میگوید در دوره مسئولیتش تلاش کرده بر ضرورت تعریف این هویت مشخص تأکید کند، اما این مسئلهای است که نیازمند اراده جمعی و سیاستگذاری کلان است.
معیشت خبرنگار؛ زخمی که التیام نیافته
شاید تلخترین بخش گفتوگو با چهرهقانی، آنجایی است که از وضعیت معیشتی خبرنگاران صحبت میکند. این مسئله سالهاست که مطرح است اما هنوز راهحل جدی برای آن پیدا نشده است: «خبرنگاری کاری است که از صبح تا شب و حتی پس از ساعات اداری ادامه دارد، اما دریافتی بسیاری از خبرنگاران از حداقل حقوق کارگری هم کمتر است. بنابراین اگر کسی در این حرفه مانده، بیش از هر چیز به دلیل عشق، تعهد و دغدغهمندی اوست.»
این جمله در واقع یک تناقض دردناک را آشکار میکند. جامعه از خبرنگاران انتظار دارد که با بالاترین استانداردهای حرفهای کار کنند، اما حاضر نیست هزینه این استانداردها را بپردازد. خبرنگار باید بیطرف باشد، اما بیطرفی در فضایی که معیشت تأمین نیست، لوکسی است که همه نمیتوانند آن را بپردازند.
چهرهقانی از این وضعیت نتیجهای اخلاقی میگیرد: «همین مسئله نشان میدهد که خبرنگاران واقعاً از شریفترین و نجیبترین اقشار جامعه هستند و با وجود مشکلات معیشتی، همچنان در خط مقدم روایتگری و آگاهیبخشی حضور دارند.»
روایت تداوم؛ نقش روابط عمومی در بحران
چهرهقانی از رویکرد روابط عمومی استانداری قم در ماههای پرالتهاب اخیر میگوید که تلاش کردهاند فراتر از پوشش اخبار فوری، یک پیام مهمتر را هم منتقل کنند: «ما تلاش کردیم در کنار پوشش اقدامات فوری و میدانی مسئولان در بحرانها، یک پیام مهم دیگر را هم به مردم منتقل کنیم و آن اینکه زندگی، خدمترسانی و پیشرفت در استان متوقف نشده است.»
وی مثالهای مشخصی میزند: «وقتی پروژههایی مانند کمربندی شهید سلیمانی، فرودگاه قم یا دیگر طرحهای عمرانی در همان شرایط دشوار در حال پیشرفت بود، تلاش کردیم با تهیه گزارش و محتوای رسانهای، این پیام را به مردم بدهیم که کار و فعالیت در استان زنده است و جریان خدمت متوقف نشده است.»
این رویکرد در واقع یک استراتژی ارتباطی هوشمندانه است. در شرایط بحران، مردم نیاز دارند بدانند که علاوه بر مقابله با تهدید، زندگی عادی هم ادامه دارد. روایت تداوم، نه به معنای نادیده گرفتن بحران، بلکه به معنای نشان دادن ظرفیتهای جامعه برای مقاومت و ادامه است.
استفاده از خبرنگاران در ساختارهای اطلاعرسانی
یکی از اقدامات عملی که چهرهقانی از آن یاد میکند، استفاده از ظرفیت خبرنگاران در کمیتههای اطلاعرسانی مختلف است: «در کمیتههای مختلف اطلاعرسانی، از جمله کمیته اطلاعرسانی ستاد انتخابات، کمیته اطلاعرسانی نیمه شعبان و برخی ساختارهای مرتبط با معیشت و رفاه، تا جایی که امکان داشته تلاش کردیم از ظرفیت خبرنگاران استفاده کنیم و صرفاً به بدنه اداری اکتفا نکنیم.»
این رویکرد دو فایده دارد: اول اینکه کیفیت اطلاعرسانی را بالا میبرد، چون خبرنگاران میدانند چه چیزی برای مخاطب جذاب و مفید است. دوم اینکه کانالی برای انتقال مطالبات واقعی مردم به مدیران ایجاد میکند.
توصیه به خبرنگاران جوان؛ برند شوید، نه وابسته
بخش بعدی گفتوگو با چهرهقانی به خبرنگاران جوان اختصاص دارد. توصیههای او ترکیبی از واقعبینی اقتصادی و ایدهآلیسم حرفهای است: «خبرنگار نباید دستش به سوی این و آن دراز باشد. توصیه من این است که در کنار آموزشهای حرفهای خبرنگاری، آموزش بازاریابی، برندسازی فردی و مهارتهای حرفهای مکمل را هم جدی بگیرند.»
او تمایز مهمی را مطرح میکند: «خبرنگار نباید خود را بفروشد، اما باید آنقدر خوب، دقیق و حرفهای کار کند که به یک برند معتبر تبدیل شود؛ برندی که هم اعتبار معنوی داشته باشد و هم بتواند از جایگاه حرفهای خود، معیشت آبرومندانهای به دست آورد.»
این تمایز میان «فروختن خود» و «برند شدن» ظریف اما مهم است. فروختن خود یعنی قلم را در اختیار قدرت یا پول گذاشتن. برند شدن یعنی آنقدر خوب کار کردن که بازار به سراغت بیاید.
چهرهقانی درباره کیفیت در برابر کمیت هم نکته مهمی دارد: «موفقیت در خبرنگاری با تعدد کار به دست نمیآید، بلکه کیفیت خروجی است که خبرنگار را ماندگار میکند. اگر یک خبرنگار بتواند در هفته چند خروجی قوی، دقیق و قابل اتکا ارائه دهد، به مرور تبدیل به مرجع میشود و همین مرجعیت، سرمایه اصلی او خواهد بود.»
خبرنگاری، محراب خدمت
چهرهقانی گفتوگو را با نگاهی معنوی به حرفه خبرنگاری به پایان میبرد؛ نگاهی که شاید در فضای سکولار رسانهای کمتر شنیده میشود اما در بستر فرهنگی قم معنای خاصی دارد: «اگر خبرنگاری با نیت خدمت به مردم و کشور انجام شود، از حلالترین و پربرکتترین مشاغل دنیاست. خبرنگار باید کار خود را جدی بگیرد، با عشق ادامه دهد و آن را محراب عبادت بداند.»
و توصیه نهایی او به خبرنگاران جوان این است: «خبرنگاران جوان با افراد بزرگ، مجموعههای معتبر و منابع موثق کار کنند، حرمت قلم را نگه دارند و برای دیدهشدن، به هر سخن و هر شیوهای متوسل نشوند؛ چراکه مرجعیت رسانهای، تنها از مسیر صداقت، دقت و پایبندی به حقیقت به دست میآید.»
روز خبرنگار، روز تأمل جمعی
هفدهم مرداد نباید فقط روز تبریک و تقدیر باشد. باید روزی باشد که مدیران، مسئولان و سیاستگذاران بنشینند و از خود بپرسند: آیا آنچه از خبرنگاران میخواهیم با آنچه به آنها میدهیم تناسب دارد؟
جامعهای که از خبرنگارانش انتظار دارد صادق، بیطرف، حرفهای و شجاع باشند، اما حاضر نیست معیشت آبرومندانهای برایشان فراهم کند، در واقع دارد از آنها میخواهد که بدون سلاح به میدان بروند.
انتهای پیام

