مسعود آذرخوش در گفتوگو با ایسنا با اشاره به ضرورت بازنگری در رویکردهای مدیریت شهری اظهار کرد: خرمآباد بهعنوان شهری با پیشینه تاریخی و فرهنگی ارزشمند، امروز با پیامدهای ناشی از رشد شتابان جمعیت، مهاجرتهای درونکشوری و توسعه نامتوازن شهری مواجه است. از اینرو، مدیریت این شهر بیش از هر چیز نیازمند نگاهی جامعهشناختی و جغرافیایی است که در آن، تعاملات انسانی و هویت اجتماعی در اولویت قرار گیرد، نه صرفاً توسعه کالبدی و عمرانی.
وی افزود: آنچه میتواند خرمآباد را از بحران هویت و افزایش انزوای اجتماعی نجات دهد، صرفاً اجرای پروژههای عمرانی نیست، بلکه احیای روابط اجتماعی، تقویت سرمایه اجتماعی و باز زندهسازی هویت جمعی شهروندان است.
آذرخوش، احیای بافتهای تاریخی و سنتی را نخستین اولویت مدیریت شهری دانست و گفت: بافتهای تاریخی خرمآباد سرمایه هویتی شهر هستند و بیتوجهی به مرمت و بازآفرینی آنها، علاوه بر فرسودگی کالبدی، موجب تضعیف حافظه تاریخی و هویت اجتماعی شهر خواهد شد. حفظ این بافتها، ضرورتی اساسی برای تداوم حیات فرهنگی شهر است.
این دکترای جامعهشناسی، توسعه فضاهای عمومی را از دیگر اولویتهای مدیریت شهری عنوان کرد و افزود: شهری که عمدتاً برای تردد خودروها طراحی شود، فرصت تعاملات اجتماعی را از شهروندان میگیرد. ایجاد پارکها، میدانها، پیادهراهها و فضاهای عمومی، تنها یک اقدام عمرانی نیست، بلکه بسترسازی برای شکلگیری روابط اجتماعی، افزایش سرمایه اجتماعی و ارتقای کیفیت زندگی شهری است.
وی با اشاره به ضرورت ساماندهی حاشیهنشینی اظهار کرد: توسعه بیبرنامه حاشیه شهر، زمینهساز شکلگیری سکونتگاههای آسیبپذیر و افزایش مشکلات اجتماعی، اقتصادی و خدماتی میشود. بنابراین مدیریت شهری باید با برنامهریزی اصولی، از گسترش نامتوازن شهر جلوگیری کرده و توسعه متوازن را در دستور کار قرار دهد.
آذرخوش با اشاره به تجربه کشورهای موفق در بازآفرینی شهری گفت: تجربه جهانی نشان میدهد بازآفرینی شهری صرفاً به معنای تخریب و نوسازی ساختمانها نیست، بلکه احیای زندگی اجتماعی در بافتهای فرسوده است. در بسیاری از کشورها، این فرایند با مشارکت مستقیم شهروندان و رویکرد «از پایین به بالا» اجرا میشود؛ بهگونهای که ساکنان در تصمیمگیریهای مرتبط با محله خود نقش فعال دارند و همین امر موجب افزایش اثربخشی طرحها و کاهش تعارضات اجتماعی میشود.
وی افزود: یکی دیگر از ویژگیهای تجربههای موفق، پیوند بازآفرینی شهری با اقتصاد محلی و تحقق عدالت فضایی است. در این الگوها، بازآفرینی نهتنها به بهبود محیط شهری، بلکه به تقویت معیشت ساکنان و کاهش شکافهای اجتماعی منجر میشود و از ایجاد فضاهای شهری منفک از هویت بومی جلوگیری میکند.
او با بیان اینکه بسیاری از آسیبهای اجتماعی ریشه در مشکلات اقتصادی دارند، تصریح کرد: اگرچه کیفیت کالبد شهری میتواند بر رفتارهای اجتماعی اثرگذار باشد، اما عوامل اصلی بسیاری از آسیبهای اجتماعی، فقر، بیکاری و نابرابری در توزیع فرصتهاست. از این رو، بدون اصلاح ساختارهای اقتصادی و اجتماعی، حتی بهترین طرحهای شهرسازی نیز قادر به حل پایدار این مشکلات نخواهند بود.
وی ادامه داد: شهرسازی صرفاً مهندسیمحور نمیتواند اعتماد اجتماعی را بازسازی کند، زیرا آسیبهای فرهنگی، آموزشی و اجتماعی، ریشههایی عمیقتر از کالبد شهر دارند. بازآفرینی شهری زمانی موفق خواهد بود که همزمان با نوسازی فیزیکی، اصلاحات فرهنگی، آموزشی و اقتصادی نیز دنبال شود.
آذرخوش درباره راهکارهای افزایش مشارکت شهروندان گفت: مدیریت شهری باید از الگوی دستوری فاصله گرفته و به سمت مدیریت مشارکتی حرکت کند. هنگامی که شهروندان در تعیین اولویتهای محله خود و نحوه هزینهکرد بودجههای شهری نقش داشته باشند، احساس تعلق، مسئولیتپذیری و مشارکت اجتماعی در میان آنان تقویت میشود.
وی در ادامه استفاده از ظرفیت هنرهای شهری، ایجاد موزههای روباز، توسعه مسیرهای پیادهروی و دوچرخهسواری و حمایت از کسبوکارهای محلی را از جمله راهکارهای تقویت هویت شهری و افزایش تعاملات اجتماعی برشمرد.
آذرخوش بر ضرورت حضور متخصصان علوم اجتماعی در فرایند تصمیمسازی مدیریت شهری تأکید کرد و گفت: جامعهشناسان باید در هسته اصلی برنامهریزی و تصمیمگیری برای نوسازی بافتهای شهری حضور داشته باشند. اگر بازآفرینی شهری صرفاً با رویکرد مهندسی انجام شود، ممکن است کالبد شهر نوسازی شود، اما پیوندهای اجتماعی، هویت فرهنگی و شبکههای همسایگی آسیب ببیند. به همین دلیل، بهرهگیری از دانش علوم اجتماعی در کنار تخصصهای فنی، لازمه دستیابی به توسعه پایدار شهری است.
انتهای پیام

