حسین روزبهانی در گفتوگو با ایسنا درباره نتایج پژوهشهای انجام شده در حوزه هوش مصنوعی و تاثیر آنها در رشد زبان و مهارتهای کلامی کودکان، اظهار کرد: شاید ۱۰ تا ۱۵ سال از آغاز این پژوهشها گذشته باشد، اما آنچه امروزه عموم مردم بهعنوان هوش مصنوعی میشناسند، بیشتر مربوط به دو سال اخیر است. با این حال، سرعت انجام پژوهشها در این حوزه در حال افزایش است و با گذشت زمان مطالعات بیشتری درباره هوش مصنوعی انجام میشود.
این متخصص روانشناسی بالینی با اشاره به اینکه، تصویری که تاکنون از نتایج این پژوهشها شکل گرفته، ترکیبی از هشدارهای جدی و امیدواری محتاطانه است، اظهار کرد: هوش مصنوعی میتواند بهعنوان شریک گفتوگو کودکان که هیچگاه خسته نمیشود و همیشه به کاربر پاسخ میدهد، عمل کند. این ویژگی میتواند برای کودکانی که ضعف دارند یا برای تقویت مهارتهای زبانی خود به تمرین بیشتری نیاز دارند، بسیار مفید و کمک کننده باشد و محیطی بدون قضاوت را برای آنها فراهم کند.
دریافت سیگنالهای اجتماعی یادگیری زبان کودکان را تقویت میکند
روزبهانی بر ضرورت تعامل اجتماعی انسانها تاکید و تصریح کرد: تعامل با دستیارهای صوتی و نرمافزارهای هوش مصنوعی میتواند به بهبود تلفظ و حتی افزایش دقت در دستور زبان گفتاری کمک کند. با وجود این مزایا، روانشناسان و زبانشناسان همواره بر این نکته تأکید دارند که زبان انسان صرفاً وسیلهای برای تبادل اطلاعات نیست که بتوان با یک چتبات آن را جایگزین کرد و انتظار داشت مهارت زبانی افزایش پیدا کند.
وی افزود: کودکان برای یادگیری زبان حتما باید سیگنالهای اجتماعی را دریافت کنند. این سیگنالها میتواند شامل تماس چشمی، درک احساسات، لحن صدا، مشاهده رفتار بزرگسال و حتی اشاراتی باشند که با دست انجام میشود؛ بنابراین نمیتوان تمرکز را صرفاً بر تبادل اطلاعات گذاشت و این یکی از ضعفهای هوش مصنوعی است.
این استاد دانشگاه با اشاره به وضعیت کلی تعامل انسان و هوش مصنوعی و عوامل آسیبزای هوش مصنوعی، یادآور شد: با وجود پیشرفتهایی که به طور مداوم در چتباتهای موجود، ایجاد میشود، همچنان این اشارات و سیگنالهای اجتماعی مورد نیاز رشد کودک در آنها وجود ندارد و این مسئله میتواند آسیبزا باشد.

هوشمصنوعی را نمیتوان جایگزین آموزش دانست
این متخصص روانشناسی بالینی، افزود: هوش مصنوعی میتواند ابزاری کارآمد و برای تمرین افراد باشد و کمک زیادی به افراد بکند، اما نکته مهمی که باید مدنظر قرار دهیم این است که نمیتوان آن را جایگزین آموزش دانست یا انتظار داشت بتواند پیوند عاطفی سالمی با کودک یا انسان برقرار کند. در حال حاضر موارد زیادی دیده میشود که افراد با هوش مصنوعی پیوند عاطفی برقرار کردهاند و این موضوع میتواند آسیبزا باشد.
روزبهانی درباره ابعاد تاثیر هوشمصنوعی بر رشد زبانی کودک، اظهار کرد: هوش مصنوعی در بخشهای مختلف، تأثیرات متفاوتی داشته است و نمیتوان گفت در همه بخشها صرفاً تأثیر مثبت یا صرفاً تأثیر منفی داشته است. هوش مصنوعی در حوزه واژگان و دایره لغات، میتواند بسیار کمککننده باشد و ویژگی مثبتی به شمار میرود.
وی با اشاره به ایفای نقش هوش مصنوعی بر دایره لغات کودکان به عنوان یکی از ابعاد تاثیر هوشمصنوعی، اظهار کرد: زمانی که کودک با هزاران واژه روبهرو میشود، دایره لغات او افزایش پیدا میکند و تکرار این واژهها باعث میشود در حافظه او تثبیت شوند. در این شرایط، کودکان کلمات جدید را در بافتهای مختلف یاد میگیرند و به حافظه میسپارند که این موضوع یکی از تأثیرات مثبت هوش مصنوعی در گسترش دایره واژگان است.
این استاد دانشگاه با اشاره به عملکرد متوسط هوشمصنوعی در درک مفاهیم، اضافه کرد: هوش مصنوعی در درک مفاهیم نیز میتواند تاثیرگذار باشد. اپلیکیشنهای تعاملی که هم تصویر و هم ویدئو را در کنار کلمات نمایش میدهند، میتوانند درک مفاهیم انتزاعی را برای کودکان آسانتر کنند، اما به این شرط باید در نظر گرفته شود که این محتوا از نظر اصول علمی و تربیتی صحیح باشد و مشکلی نداشته باشد؛ بنابراین، در بخش درک مفاهیم، هوش مصنوعی میتواند تأثیری در حد متوسط داشته باشد.

ناتوانی هوش مصنوعی در درک مفهومپردازی اجتماعی کودکان
این روانشناس بالینی با تاکید به اینکه آسیب پذیرترین بخش هوشمصنوعی، گفتوگوهای پراکنده و چرخشی است، بیان کرد: در گفتگوی واقعی با افراد لازم است ظرافتهای رفتاری خود و طرف مقابل را درک کنیم، مفاهیم ضمنی را بفهمیم و صبر داشته باشیم اما هوش مصنوعی معمولاً در درک مفهومپردازی اجتماعی کودک، ناتوان است. این امکان وجود دارد که کودک الگوهای گفتاری را به صورت مکانیکی و بدون روح یاد بگیرد و در آینده از آنها الگوبرداری و استفاده کند که این بخشی از تأثیرات منفی هوش مصنوعی است.
روزبهانی با اشاره به اینکه هوشمصنوعی میتواند بر توانایی روایتگری کودکان اثر بگذارد، اظهار کرد: هوش مصنوعی در حوزه روایتگری تاثیری متناقض دارد. با وجود اینکه هوش مصنوعی میتواند به ساختاردهی داستانها کمک کند، اما در زمینه توانایی درک احساسات و انگیزههای شخصیتها در روایتگری، با نقص مواجه است. کودکان زمانی که با هوشمصنوعی برای خود داستان میسازند، در درک لایههای عاطفی و پیچیدگیهایی که روایتهای انسانی دارند، دچار ضعف میشوند و این نیز از آسیبهایی است که هوش مصنوعی میتواند به همراه داشته باشد.
وی درباره تأثیر تسهیلکننده یا آسیبزای چتباتها و دستیارهای هوشمند بر رشد زبانی کودک، گفت: هوش مصنوعی مانند یک شمشیر دولبه است و اصطلاحاً یک پارادوکس کلاسیک است؛ به این معنا که هوش مصنوعی هم میتواند تسهیلکننده رشد زبان کودک باشد و هم میتواند جایگزین تعاملات انسانی شود، بنابراین میتواند دو نقش مثبت و منفی داشته باشد.
وی افزود: زمانی که هوش مصنوعی بهعنوان یک ابزار کمکی به کار گرفته شود، قطعاً یادگیری افراد را سادهتر و آسانتر میکند؛ بهگونهای که کودک با گفتوگو با یک دستیار صوتی، مهارت پرسش و پاسخ را یاد میگیرد، مهارت فرمولبندی جملهها را تمرین میکند و این موضوع میتواند بسیار کمککننده و مثبت باشد.
این استاد دانشگاه با اشاره به اینکه چنین مدلی از تعامل با هوش مصنوعی بهعنوان یک ابزار کمکی در آموزش وجود ندارد، بیان کرد: این مدل تعامل معمولاً در تکالیف روزانهای که مدارس به کودکان میدهند یا در نظام آموزشی سنتی وجود ندارد و هوش مصنوعی میتواند این نقش را ایفا کند؛ اما زمانی هوش مصنوعی میتواند آسیبزا باشد و در آینده مشکل ایجاد کند که صرفاً بهعنوان یک ابزار از آن استفاده نشود و به همبازی اصلی کودک تبدیل شود.
این متخصص روانشی بالینی با تاکید بر اینکه استفاده افراطی از هوشمصنوعی موجب میشود کودک دچار نوعی قرنطینه اجتماعی شود، گفت: وقتی کودک بهجای صحبت کردن با همسالان، دوستان و والدین خود با یک سیستم صحبت میکند و به آن عادت میکند و مهارتهایی مانند خواندن و درک احساسات دیگران، کودک رشد نمیکند و در زمینه مهارتهای زبانی امکان رشد ایجاد نمیشود و همچنین کودک زبان بدن یا همان بادیلنگویج را دریافت نمیکند.
ضرورت حفظ تعادل در استفاده کودکان از هوشمصنوعی
روزبهانی با تاکید بر ضرورت حفظ تعادل در استفاده کودکان از هوشمصنوعی، تصریح کرد: پژوهشهایی که تاکنون در زمینه هوشمصنوعی، هرچند بهصورت محدود، انجام شده است نشان میدهد کودکانی که تعامل انسانی کافی ندارند، حتی اگر دایره واژگان گستردهای هم داشته باشند، معمولاً در استفاده از زبان، مانند شوخی کردن، متقاعد کردن دیگران یا ابراز همدلی و همدردی، دچار مشکل میشوند.
وی درباره پرسشهای پژوهشی بیپاسخ در زمینه استفاده کودکان از ابزارهای هوش مصنوعی و موضوعاتی که دانشگاهها باید بر آن تمرکز کنند، گفت: با وجود اینکه فناوری با سرعت بسیار زیادی در حال پیشرفت است و تقریباً گفته میشود هر یک سال و نیم یک انقلاب در فناوری رخ میدهد، دانش علمی ما از این پیشرفت در حال وقوع در جهان عقبتر است و باید با سرعت بیشتری توسعه پیدا کند.
این استاد دانشگاه با اشاره به تاثیر استفاده بلند مدت از هوشمصنوعی بر مغز انسان به عنوان یکی از نکاتی که در پژوهشها میتوان در نظر گرفت، اظهار کرد: با توجه به نوظهور بودن و عمومی شدن هوشمصنوعی، ما هنوز نمیدانیم اگر سالها با یک هوش مصنوعی که هیچ احساسی ندارد گفتوگو کنیم، این موضوع چگونه میتواند بر مدارهای مغزی مرتبط با درک اجتماعی و همدلی افراد تأثیر بگذارد؛ بهویژه در کودکانی که از نوزادی تا ۶سالگی قرار دارند که این دوره، حساسترین دوران رشد زبان برای آنها است.
این متخصص روانشناسی بالینی افزود: دومین مورد این است که نمیدانیم زمانی که هوش مصنوعی گاهی اطلاعات نادرست را با اطمینان و اعتمادبهنفس ارائه میدهد، ذهن انتقادی و تفکر انتقادی کودک چگونه شکل خواهد گرفت و آیا این مسئله باعث میشود کودک بهمرور اعتماد خود را نسبت به واقعیت یا بزرگسالان از دست بدهد یا آثار دیگری خواهد داشت.
روزبهانی با اشاره به تأثیر استفاده شخصیسازیشده از ابزارهای هوش مصنوعی بر فرایند یادگیری کودک، گفت: هنوز نمیدانیم این ابزارها که به صورت شخصیسازی شده فرایند یادگیری فرد را طراحی میکنند؛ چه تأثیری بر تعارضات فرهنگی فرد، زبانهای کمتر رایج و لهجهها خواهند گذاشت و چه پیامدهای منفی ممکن است در آینده ایجاد کنند.
وی افزود: بر اساس مطالعات کوتاهمدتی که تاکنون انجام شده است، هنوز نمیدانیم کودکانی که از سه تا ۶سالگی با هوش مصنوعی رشد کردهاند، در ۱۲سالگی از نظر مهارتهای اجتماعی و پیچیدگیهای نحوی، چه تفاوتی با همسالان خود دارند و این فناوری تا چه اندازه میتواند بر لهجه آنها تأثیر بگذارد؛ بنابراین، با توجه به آنچه امروز وجود دارد، باید هوش مصنوعی را بهعنوان یک تکه از پازل از کل تصویر در نظر گرفت.

هوش مصنوعی در حضور والدین به ابزار یادگیری تبدیل میشود
این استاد دانشگاه با تاکید به ضرورت رعایت اصول و پروتکلهایی از سوی خانوادهها و مدارس برای استفاده ایمن و مفید از ابزارهای هوشمصنوعی در آموزش زبان کودکان، تصریح کرد: نخست این است که کودکان، بهویژه کودکان کمسن، نباید با این ابزارها تنها باشند و هنگام استفاده کودک، باید والد یا معلم در کنار آنها حضور داشته باشد تا تعامل کودک به یک گفتوگوی سهجانبه میان کودک، ماشین یا همان ابزار هوشمصنوعی و والد تبدیل شود؛ این میتواند بسیار مهم و مؤثر باشد.
روزبهانی با اشاره به اینکه هوشمصنوعی نباید جایگزین زبانآموزی در محیط واقعی شود، تاکید کرد: باید تلاش کنیم به همان اندازه که با این ابزارها تعامل داریم، دستکم همان مقدار نیز با انسانها و بازیهای واقعی ارتباط و تعامل داشته باشیم. نکته بعدی این است که بزرگترها باید معانی کلمات را برای کودکان توضیح دهند و اگر ماشین یا همان هوش مصنوعی، مطلبی را به اشتباه بیان کرد، حتماً آن را اصلاح کنند.
وی افزود: مدارس و والدین باید از اپلیکیشنهایی استفاده کنند که بر اساس اصول علمی زبانشناسی آموزشی طراحی شده باشند و پروتکلهای امنیتی و فیلترهای محتوایی لازم را داشته باشند؛ همپنین لازم است والدین و مدارس از ابزارهای عمومی و بدون ضابطهای که ممکن است محتوای نامناسب تولید کنند، استفاده نکنند.
این متخصص روانشناسی بالینی با تأکید بر اینکه والدین باید کودکان خود را آگاه کنند که زبان ابزارهای هوش مصنوعی میتواند تزیینی و ماشینی باشد، گفت: این زبان نباید بهعنوان الگوی اصلی احساسات و صمیمیت در نظر گرفته شود و لازم است از این ابزارها برای یادگیری واژگان و ساختارهای زبانی استفاده شود، اما اگر هدف، درک شعر، طنز یا عشق باشد، کودک حتماً باید با انسانها گفتوگو و تعامل داشته باشد، در غیر این صورت درک شعر، عشق، احساسات و طنز دیگر معنا پیدا نخواهد کرد.
انتهای پیام

